راهبرد معاصر

تاریخ انتشار: ۱۵:۴۳ - ۲۶ بهمن ۱۳۹۶ - 2018 February 15
کد خبر: ۱۳۹
تعداد بازدید: ۲۱۳
با ورود روسیه به جنگ سوریه بسیاری به این جمع بندی رسیدند که مسکو و تهران به متحدانی استراتژیک تبدیل شده اند در حالی که زوایای نسبتا پنهان در روابط میان دو طرف نشان از این دارد که چنین اظهاراتی با واقعیت سازگار نیست.

به گزارش راهبرد معاصر؛ جمهوری اسلامی ایران در نظام امنیتی منطقه ای غرب آسیا، به عنوان یک قدرت تجدید نظر طلب دیده می شود. نظم امنیتی موجود، مطلوب محور ریاض، رژیم صهیونیستی و امریکاست و از همین رو، سیاست های جمهوری اسلامی ایران، همواره از سوی این بازیگران، به عنوان یک تهدید دیده شده و در مقابل آن سیاست های خصومت باری را اتخاذ کرده اند. همزمان با گسترش ایران هراسی در منطقه غرب آسیا، روس هراسی هم در اروپا، توسط محور نزدیک به امریکا دامن زده می شد و همین مسئله باعث شد که زمینه اتحاد طبیعی میان مسکو و تهران فراهم آید. با وجود فراهم بودن این زمینه اتحاد طبیعی میان این دو بازیگر بزرگ، تا سال 2012، و روی کارآمدن پوتین پس از مدودف، زمینه تبدیل این اتحاد طبیعی به اتحاد عملی و منسجم هموار نشد. در این سال، با روی کار آمدن مجدد پوتین و اوضاع اقتصادی نسبتا مناسب در مسکو، گام های روسیه برای عرض اندام در سطح یک قدرت بین المللی سرعت یافتند. تلاش برای تبدیل شدن به قدرت بین المللی، کرملین را بیش از پیش به سوی سعد آباد سوق داد و باعث شد که پوتین عزم خود را برای ورود به معادلات غرب آسیا جزم کند. در اولین و جدی ترین اقدام، مسکو وارد جنگ سوریه شد و پوشش هوایی را برای عملیات های زمینی ایران و سوریه فراهم کرد. این استراتژی مشترک، باعث شد بسیاری از اتحاد استراتژیک مسکو و تهران سخن بگویند. اما باید متوجه بود که چنین امری به همان اندازه که مطلوب است، دور از دسترس نیز، هست.


شکاف های میان ایران و روسیه

جمهوری اسلامی ایران به دنبال برقراری نظم منطقه ای است که بر مبنای مردمسالاری دینی باشد و ضدیت با استکبار را سرلوحه سیاست خارجی خود قرار دهد. در آرمان ایران، "اسلام" در صدر است حال آن که در صدر آرمان های روسیه، "بازگشت به قدرت شوروی" است. این نه به معنای بازگشت به کمونیسم بلکه بازگشت به شکوه و قدرت است. به عبارت دیگر روسیه اصل را با قدرت خود می داند حال آن که جمهوری اسلامی ایران، به دنبال رسیدن به آرمان اخلاقی خود است.


 در سوریه: با ورود مسکو به جنگ سوریه، هر چند روند کلی جنگ سوریه به طور کلی در جهت مطلوب جمهوری اسلامی ایران پیش رفت، ولی سرانجام جنگ دقیقا آن چه که ایران می خواهد نشده است. از یک سو، در مرز با رژیم صهیونیستی، مسکو حاضر نیست دست ایران را باز بگذارد تا سایر مناطق تحت کنترل تروریست ها را آزاد کند. همچنین روسیه به نوعی برای دریافت هزینه حضور در جنگ از دولت سوریه، تا حدودی به دنبال استثمار سوریه از نظر سیاسی است همانگونه که احتمالا تحت فشار مسکو، سوریه به قطعنامه ضد میانمار رای منفی داد. همچنین باید متوجه بود که روسیه، به منظور کاهش هزینه ها برای حضور در سوریه، دست ترکیه را تا حد زیادی باز گذاشته و چشم خود را بر روی توسعه طلبی های اردوغان در شمال سوریه بسته است.


 در میانمار: دولت روسیه متاثر از تجارت بالا با دولت میانمار و برای وارد کردن این دولت به سود خود در معادلات بین المللی، (میانمار نزدیک هند است و می تواند اهرم فشاری در رقابت هند با روسیه باشد) حاضر شده کشتار مسلمانان را نادیده بگیرد. متاسفانه نمایندگی جمهوری اسلامی ایران هم در راستای تحبیب روسیه از دادن رای ضد میانمار در مجمع عمومی طفره رفت.


 در عراق: در معادلات عراق، اقلیم کردستان، شاهد بود که برخلاف حتی امریکا، روسیه حامی طرح های جدایی طلبانه آن بوده است و درست هنگامی که بغداد تصریح کرده بود که هرگونه معامله نفت با اقلیم غیرقانونی است، شرکت های روسی برای استخراج نفت قرار دادهای متعددی با اربیل بستند. این در حالی بود که ایران قویا طرح های تجزیبه طلبانه ای را که باعث فعال کردن گسل های قومیتی در جهان اسلام می شد، رد می کند و به شکل جدی در کنار بغداد برای مهار برنامه مسعود بارزانی وارد شد.


 در مقابله با عربستان: با وجود جنایت های متعدد ریاض در جنگ های منطقه، روسیه برای بسط نفوذ در غرب آسیا، روابط خود با عربستان را گسترش داده است. ملک سلمان به عنوان اولین پادشاه عربستان به مسکو سفر کرد و مورد استقبال گرم پوتین قرار گرفت. در این سفر، قراردادهای تجاری بزرگی میان روس ها و سعودی ها به امضا رسید.


دورنمای روابط مسکو- تهران

با توجه به عوامل همگرایی و واگرایی موجود در روابط میان تهران و مسکو می توان گفت که حداقل در میان مدت، روابط دو طرف به حد یک اتحاد استراتژیک نخواهد رسید. این به معنای عدم همکاری نزدیک نیست بلکه انتظار می رود در مواردی، همکاری ایران و روسیه بسیار نزدیک به یکدیگر هم باشد ولی به هر حال، تفاوت دیدگاه های دو طرف، در مسائل نسبتا مهم باعث می شود که هر دو بازیگر، در نزدیک شدن به یکدیگر احتیاط کنند.


در سوریه، مسکو تلاش خواهد داشت تا به تل آویو تضمین دهد که ایران از خاک سوریه به این رژیم حمله نخواهد کرد ولی همزمان، در حفظ تمامیت ارضی سوریه و بازسازی این کشور، با ایران همکاری نزدیک خواهد داشت. همچنین در رابطه با ترکیه، روسیه تنها نظاره گر دعوای آنکارا با دمشق و تهران خواهد بود.


در عراق، همسو با دولت ایران، روسیه به تقویت جایگاه سیاسی دولت مرکزی عراق کمک خواهد کرد ولی همزمان، در فشار بر اربیل، با ایران و بغداد همراهی نخواهد کرد.


در میانمار، ایران عدم همکاری مبهمی با روسیه خواهد داشت چراکه عدم محکومیت دولتی این کشور به معنای نقض اصول هویتی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.


در مقابله با عربستان، روسیه همراه با ایران به هیچ عنوان نخواهد بود و در این رویارویی سکوت اختیار می کند. کرملین با صادرات انبوه به ریاض، بنیه های اقتصادی خود را تقویت می کند و چشم خود را بر روی سیاست های تهاجمی بن سلمان خواهد بست. در مقابل ایران اما در یک جنگ هویتی تمام عیار با سعودی ها خواهد بود.


فارغ از این موارد، ایران شکاف عمیقی در روابط با روسیه ندارد و منافع و برنامه های این دو، تا حد زیادی همخوانی خواهند داشت یا در بدترین حالت، ضدیتی با هم ندارند. روسیه احتمالا در برنامه موشکی و در بحث نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران، سد راه غرب خواهد بود (هرچند در مقابل سیاست های تهاجمی محور ریاض و تل آویو ضد ایران منفعل خواهد بود). پوتین می کوشد روابط تجاری با ایران را گسترش دهد و کانال های ارتباط مالی میان تهران و مسکو را برقرار سازد تا فرصت دور زدن تحریم برای هر دو طرف فراهم باشد. همچنین در سازمان شانگهای، کرملین می کوشد ایران را وارد کند تا در راستای مقابله با غرب، ایران را بیشتر تحبیب کند.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: