راهبرد معاصر

تاریخ انتشار: ۱۵:۳۲ - ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷ - 2018 May 06
کد خبر: ۳۴۲
تعداد بازدید: ۱۱۴۸
طی ماه های گذشته، ترامپ به کرات موضوع خروج از برجام را مطرح ساخته است و با وجود مخالفت های اتحادیه اروپا در برابر این تهدیدات، تدبیر نظام اسلامی حکم می کند، تمامی سناریوهای محتمل در برابر چنین تصمیمی، از سوی ایران به دقت مورد بررسی قرار گیرد. در این راستا، تبیین پیامدهای اقتصادی خروج آمریکا از برجام به منظور اقدام متقابل، امری اجتناب ناپذیر به شمار می رود.

به گزارش راهبرد معاصر؛ بحث بر سر خروج احتمالی آمریکا از توافقنامه هسته ای،از دوران مبارزات انتخاباتی برای تصاحب کرسی ریاست جمهوری آمریکا، بر سر زبان ها افتاد. هرچند در ابتدا، غالب تحلیلگران، امید چندانی برای پیروزی ترامپ در انتخابات قائل نبودند و به تبع آن حساسیت چندانی به موضوع خروج از برجام نشان نمی دادند، اما پس از پایان انتخابات و پیروزی ترامپ بر کلینتون، احتمالات و گمانه زنی ها در این خصوص (خروج از برجام) با افزایش چشمگیری همراه شد؛ در ادامه علیرغم تهدیدات ترامپ مبنی بر پایان دادن به آن، برجام توانست از سال نخست ریاست جمهوری دونالد ترامپ جان سالم به در برد. در واقع ترامپ در ژانویه به شرط اصلاح توافق هسته ای، تحریم های ایران را مطابق با برجام تعلیق کرد. طی ماه های گذشته، ترامپ به کرات موضوع خروج از برجام را مطرح ساخته است و با وجود مخالفت های اتحادیه اروپا در برابر این تهدیدات، تدبیر نظام اسلامی حکم می کند، تمامی سناریوهای محتمل در برابر چنین تصمیمی، از سوی ایران به دقت مورد بررسی قرار گیرد، چراکه با تغییرات رخ داده در وزارت خارجه و همچنین حضور جان بولتون در سمت مشاور امنیت ملی آمریکا، به نظر می رسد احتمال خروج ایالات متحده در تاریخ 12 می (22 اردیبهشت) بسیار بالاست. در این راستا، تبیین پیامدهای اقتصادی خروج آمریکا از برجام به منظور اقدام متقابل، امری اجتناب ناپذیر به شمار می رود. بر اساس برجام، رییس جمهور آمریکا هر 90 روز باید در خصوص پایبندی ایران به توافق هسته ای اعلام نظر کند. در این خصوص، دولت ترمپ باید جدید ترین موضع خود را در تاریخ 12 می (22 اردیبهشت) اعلام کند. به همین منظور، برخی از پیامدهای خروج احتمالی آمریکا از برجام را بررسی می کنیم.


اثر روانی خروج آمریکا از برجام

با توجه به بزرگنمایی دولت در خصوص حل مشکلات اقتصادی با انعقاد برجام، لغو آن در کوتاه مدت می تواند به التهاب در بازارهای گوناگون دامن بزند، که نشانه های از آن را در التهابات ارزی اخیر شاهد بوده ایم. همچنین نقدینگی فزاینده ای که در جامعه وجود دارد، می تواند نقش محرک ثانویه را ایفا نماید. خروج آمریکا از برجام این موضوع را به ذهن فعالان اقتصادی متبادر می نماید که آمریکا قصد اعمال تحریم های جدید و گسترده را علیه ایران دارد، چراکه تغییرات در کابینه نشان دهنده موضع سرسختانه علیه ایران است. در واقع، همه شواهد حاکی از آن است که با خروج آمریکا از برجام، انتظار سخت تر شدن شرایط در جامعه وجود دارد، هرچند به لحاظ اقتصادی خروج آمریکا نمی تواند تأثیرات شدیدی بر اقتصاد ایران بگذارد، مگر بی تدبیری مسئولین امر، کشور را در شرایط ناگواری قرار دهد، چراکه برجام به غیر از افزایش خام فروشی دستاورد ملموسی برای اقتصاد کشور نداشت.


اروپا به دنبال بازارهای ایران

برخی از تحلیلگران بر این باورند که اتحادیه اروپا، حتی با خروج ایالات متحده از برجام، به توافق هسته ای با ایران ادامه می دهد، چراکه آن ها از حمایت جامعه بازرگانی خود برخوردارند. جامعه ای که به دنبال بهره مندی و سودآوری از بازار‌های مختلف ایران است. از سوی دیگر، بانک های اروپایی در مقابل ترامپ، در حال پیدا کردن راه هایی برای گسترش خطوط اعتباری به ایران هستند. همچنین طی روزهای اخیر فایننشال تایمز از آماده شدن اتحادیه اروپا برای حمایت از شرکت هایی اروپایی در برابر تحریم های آمریکا گزارش داد؛ اتحادیه اروپا «طرح‌های احتیاطی‌ای» را آماده کرده تا در صورت خروج آمریکا از برجام، از سرمایه‌گذاری اروپایی در ایران، که سال گذشته به بیش از 20 میلیارد یورو رسید، محافظت کند. «اما بسیاری از دیپلمات‌ها می‌گویند بعید به نظر می‌رسد که این طرح، که شامل راهکار موسوم به مسدود کردن تحریم‌ها و خطوط اعتباری غیر دلار محور است، محافظت چندانی [برای سرمایه‌گذاران اروپایی در برابر تحریم‌های آمریکا] ایجاد کند.» هرچند پس از انعقاد برجام آنطور که انتظار می رفت سرمایه های خارجی جذب کشور نشد، ولی همان سرمایه های اندک غالباً از سوی کشورهای اروپایی بوده است. علاوه بر این قراردادهای خارجی نیز، غالباً با شرکت های اروپایی منعقد شده، مانند: قرارداد توتال، رنو، پژو، ایرباس و غیره. از طرفی میزان تجارت خارجی میان ایران و اتحادیه اروپا افزایش چشمگیری داشته است. هرچند این عوامل نشانه های مثبتی از ارتباطات با اتحادیه اروپا قلمداد می شود، ولی نمی توان انتظار داشت در صورت خروج آمریکا این روند ادامه یابد، چراکه میزان تبادلات تجاری آمریکا و اتحادیه اروپا بسیار فراتر از مراودات ایران و این اتحادیه است.


فروش نفت

یکی از اصلی ترین لطمات تحریم های ظالمانه کاهش میزان فروش نفت بود، با توجه به اینکه مهمترین منبع درآمدی کشور فروش نفت است، اکنون پرسش این است که تحریم های آمریکا چقدر بر این منبع درآمدی تأثیرگذار است. چین در گذشته در برابر تحریم ها مصون نبوده است، به عنوان نمونه در سال 2011 تا 2012، چین مجبور شد تا واردات نفت از ایران را کاهش دهد. با این حال، تحریم هایی که بر چین تاثیر گذاشتند، چندجانبه بوده اند. یعنی تحریم هایی که بوسیله قطعنامه ای از شورای امنیت اعمال شده بودند. حقیقت آن است که تحریم های یکجانبه آمریکا، برای تجارت چین با ایران، مایه ناراحتی خواهد بود، اما همانطور که برخی از جمهوریخواهان اقرار کرده اند، تاثیر زیادی نخواهند داشت. تحریم ها عمدتا از طریق تاثیرشان بر درآمد‌های نفتی، به اقتصاد ایران ضربه می زنند. همچنین تحریم ها فقط اگر درآمد‌های صادرات نفتی کاهش یابد، بر اقتصاد ایران تاثیر می‌گذارند. اما این امر مستلزم این است که تحریم‌ها بعد چندجانبه داشته باشد. به عبارت دیگر، تحریم های یکجانیه آمریکا به تنهایی علیه ایران، تاثیر محدودی بر اقتصاد ایران خواهند داشت.


به گفته "سیتی گروپ"، ایجاد هر نوع اختلال در برجام موجب تاثیرپذیری شدید بازار نفت خواهد شد. به گفته این نهاد، بازگشت تحریم ها باعث خواهد شد که ایران حداقل 500 هزار بشکه در روز کمتر نفت صادر کند. این میزان از کاهش صادرات بیش از همه بر کره جنوبی، ژاپن و کشورهای اروپایی تاثیر خواهد گذاشت. در این خصوص، "سیتی گروپ" گفته است که تاثیر آنی کاهش صادرات نفت توسط ایران افزایش 5 دلاری قیمت این محصول در بازار خواهد بود. این نهاد افزوده است که '' با توجه به آنکه مشتریان (نفت ایران) تحت فشارهای آمریکا (بازار خود را) از دست خواهند داد، تلاش خواهند کرد در وضعیتی که اوپک و سایر تولید کنندگان میزان عرضه ی نفت را کم کرده اند دنبال (بازار جایگزین) باشند." آنچه که قطعی به نظر می رسد، آن است که در بدترین سناریو ممکن هم میزان فروش نفت ایران در بازارهای بین المللی به سطح سال های 91 و 92 نخواهد رسید. همچنین دیگر درآمد اصلی کشور در بودجه نفت نیست و جای خود را به مالیات داده است.


سرمایه گذاری خارجی

در صورت خروج ایالات متحده از برجام، روند سرمایه گذاری در ایران تاثیر خواهد پذیرفت، البته پس از برجام میزان سرمایه گذاری در ایران چشمگیر نبوده و ثروت قابل توجهی را روانه کشور نکرده است و فقط رفت و آمدهای هیئت های تجاری مختلف چشمگیر بود، بدون آن که دستاورد قابل توجهی داشته باشد. به طور کلی عدم شفافیت و خطرات ناشی از عدم اطمینان از شرایط ژئوپلیتیک باعث عدم جذب سرمایه گذاران خواهد شد. این مسئله که برخی نهاد های نظامی تحریم شده ایران در برخی از شرکت ها سهام قابل توجهی دارند برای سرمایه گذاران بین المللی در ایران تصویری از یک جاده پرخطر خطر خواهد ساخت. افزون بر این، مبهم گذاشتن وضعیت توافق هسته ای برای چند ماه دیگر می تواند ریسک سرمایه گذاری را افزایش داده و سرمایه داران بین المللی را از سرمایه گذاری در ایران بر حذر دارد.


احتمال تشدید تحریم های آمریکا

احتمال دارد ترامپ از برجام خارج نشود، چرا که هزینه های بین المللی خروج از برجام، بسیار بیشتر از منافع آن است. اگر قصد ترامپ اعمال فشار بر اقتصاد ایران است، در شرایط فعلی نیز چنین فشاری وجود دارد، چراکه با تهدید محیط کسب و کار در ایران و ایجاد رعب در همکاری بانک ها با نظام بانکی کشور، شرایط را مختل کرده است، پس چه نیازی به تحمیل هزینه های بین المللی به آمریکاست؟! از طرفی می تواند تحریم های غیر هسته ای را به بهانه های مختلف افزایش دهد و شرایط را دشوارتر سازد. تصور غلطی که در میان تحلیگران وجود دارد این است که کشورهای اروپایی کاملاً به ما متمایل بوده و در موضوع برجام با آمریکا همراهی نخواهند کرد. باید توجه داشت که اقتصاد امریکا، اقتصادی بزرگ و حدود یک چهارم از کل اقتصاد جهان است. امریکا نفوذ گسترده ای بر اقتصاد جهان دارد و کشورهای اروپایی بشدت تحت تأثیر اقتصاد امریکا هستند. بنابراین نمی توانیم تحریم های امریکا را بی اثر بدانیم و قطعاً تأثیرات آن بستگی به نوع و شدت تحریم ها خواهد داشت. البته با درایت و تدبیر می توان اثر این تحریم ها را به شدت محدود کرد. در این مسیر باید از تجربه سال های گذشته حداکثر بهره را برد.


جمع بندی

به طور قطع در روزهای باقیمانده تا موعد تصمیم گیری ترامپ، ابعاد و زوایای بیشتری از چگونگی خروج احتمالی ایالات متحده از برجام و نحوه تعامل اتحادیه اروپا با این مسئله روشن خواهد شد؛ اما نباید از این موضوع غافل شد که فراز و فرودهای سیاسی و تاریخی گذشته، این موضوع را به اثبات رسانده که اعتماد به اتحادیه اروپا یا بلوک شرق (روسیه و چین) متضمن منافع ملی ایران نیست؛ باید دقت کرد که طرح این موضوع به معنای نادیده گرفتن مناسبات فعلی با بلوک شرق نیست، چراکه باید در عرصه جهانی با رعایت عزت، حکمت و مصلت، بستر لازم به منظور تعاملات دو سویه و چند سویه فراهم شود؛ در غیر اینصورت اجماع جهانی علیه ایران با هزینه های سنگینی همراه خواهد شد. از سوی دیگر تاریخ روابط اروپا و ایالات متحده مبین شراکت اقتصادی راهبردی میان ان ها است. به همین علت، احتمال مقاومت جدی و مستمر در مقابل زیاده خواهی های کاخ سفید بسیار غیر محتمل است و موضع گیری محکم اروپا در مقابل آمریکا در خصوص برجام نیز، جزء معدود مواردی است که امید بخش به نظر می رسد؛ اما هیچگونه تضمینی در پایدار بودن این موضع گیری وجود ندارد و این اهمیت نحوه تعامل و رویکرد ایران در قبال تحولات آینده را دو چندان می کند. به عنوان کلام آخر باید گفت، موثرترین راه برای کاهش تبعات خروج آمریکا از برجام، کنترل بار روانی ناشی آز آن بر بازارهای مختلف است، و بهترین راه برای کنترل آن، تبیین واقعیت های برجام به دور از تمایلات جناحی است.


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: