rahbordemoaser.ir

علی شمس آبادی؛ کارشناس مسائل غرب آسیا
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۸ - ۲۸ تير ۱۳۹۷ - 2018 July 19
کد خبر: ۴۵۴
تعداد بازدید: ۱۰۵۶
تعداد نظرات: ۱ نظر
محور های ضد مقاومت در منطقه، پس از شگفتی ساز شدن ائتلاف فتح در انتخابات 2018، تلاش دارند از طریق دیگری به وجهه جمهوری اسلامی ایران در منطقه ضربه بزنند.

به گزارش راهبرد معاصر؛ محور ریاض و غرب، دیر زمانی است که تلاش دارند عراق را بازیگری جلوه دهند که اگر به هویت عربیش پایبند نماند، مسلما مستعمره ایران خواهد بود. القای چنین دیدگاهی در کنار اظهارات ناپخته تعدادی از مسئولین ایرانی در طول تاریخ پس از انقلاب اسلامی، باعث شده که برخی گروه های داخلی عراق، همسو با محور ریاض، به دنبال "رها سازی عراق از چنگ ایران" باشند. حال آن که شواهد بسیاری در دست است که اصولا، عراق حتی پس از سرنگونی صدام حسین، در سیاست های خود مستقل و گاه بر خلاف ایران بوده است.


بازیگران ضد مقاومت، از ابتدای سرنگونی صدام تا به امروز، بارها کوشیده اند ایران را عنصر ثبات زدا و مخرب عراق معرفی کنند؛ توضیح آن که از حملات تروریستی القاعده، تا تندروی های نیروهای صدر، تا سیاست های غلط نوری المالکی که به عقیده برخی از تحلیلگران عرب باعث فوران داعش شد، همگی به گردن ایران انداخته می شود. جالب آن که پیگیری این سیاست ها، به صورت همزمان، بسیار تناقض آمیز است و شاید بتوان گفت که در سطح "غیر ممکن" هاست. با تمام این اوصاف، سنجش افکار عمومی عراق در 4 انتخابات برگزار شده پس از 2003، نشان می دهد که همواره طیف های نزدیک به ایران، یا اول و یا دوم بوده اند. چنین واقعیتی به هیچ عنوان معنای سرسپردگی مردم عراق به ایران را نمی دهد بلکه این ملت عربی، به تفکرات طیف های نزدیک به ایران خوشبین هستند نه آن که بخواهند خود را مستعمره ایران کنند. رای دهندگان به طیف های نزدیک به ایران، خواهان برادری دو کشور بدون نگاه بالا به پایین یکی نسبت به دیگری هستند.


تحلیل نتایج انتخابات های برگزار شده عراق نشان می دهد که طیف های نزدیک به محور مقاومت، همواره در میان مردم، صاحب نفوذ بوده و هستند. به عنوان مثال، با وجود تبلیغات منفی شدید رسانه های وابسته به محور ریاض و غرب، ضد حزب الدعوه (که آن را به عنوان دست نشانده ایران معرفی می کردند)، این جریان در 2006 و 2014 اول و در سال 2010 دوم شد. سال 2018، پس از شکست داعش هم ماشین تبلیغاتی محور های ضد مقاومت، پروپاگاندا علیه نزدیک ترین ائتلاف سیاسی به مقاومت (الفتح) را سر لوحه برنامه های خود قرار داده بود اما در نهایت، این ائتلاف خوش درخشید و ثابت کرد که نفوذ "تفکرات ایران" در مردم عراق، همچنان پا برجاست. ائتلاف فتح نزدیک به جمهوری اسلامی ایران، در بصره، پایگاه سنتی صدر، مقام اول را کسب کرد و توانست در استان سنی نشین صلاح الدین، مقام دوم را بدست آورد. به بیان ساده تر، انتخابات 2018، شکستی بزرگ برای محور ریاض و متحدان و موتلفان عراقی اش به حساب می آید.


اعتراضات از کجا آغاز شد؟!

ریشه اعتراضات اخیر عراق که از بصره آغاز شده را در فساد، قطعی برق و آب و بیکاری می دانند. محور ریاض تمامی این موارد را به ایران نسبت می دهد. عبدالرحمن الراشد، سردبیر پیشین روزنامه الشرق الاوسط، در تحلیل خود پیرامون نا آرامی های عراق ادعا می کند: «آشوب ها زمانی آغاز شد که ایران برق را قطع کرد». از این دست اظهارات در رسانه هایی همچون اسکای نیوز و العربیه هم فراوان به چشم می خورد. در این بین، برخی همچون نجاح محمد علی هم، علت اصلی را فساد می دانند نه قطعی آب و برق. سنجش درستی هر کدام از این دو تحلیل را هنگامی می توانیم انجام دهیم که اوضاع بصره را با سایر مناطق عراق که در آن اعتراضاتی انجام نشده مقایسه کنیم.


فساد در عراق موضوع جدیدی نیست. چه در زمان صدام و چه پس از او، فساد یکی از ویژگی های بارز ساختار اداری عراق بوده است (البته این مسئله منحصر به عراق نیست و تقریبا تمام کشورهای منطقه، از این معضل رنج می برند). دامنه فساد اداری هم منحصر به یک استان نیست بلکه در جای جای عراق به چشم می خورد. لازم به یادآوری است که العبادی و مقتدی صدر، بارها تاکید کرده اند که «فساد باعث ظهور داعش شد». بنابراین، اعلام فساد به عنوان محرک اصلی اعتراضات نمی تواند چندان منطقی باشد زیرا این مسئله ای فراگیر و طولانی مدت است که اکنون می توان آن را "فساد انباشت شده" خواند. اگر به راستی فساد عامل نا آرامی ها بود، بایستی از مدت ها قبل آغاز می شد یا لا اقل، پس از شروع شدن راهپیمایی ها، دامنه اش به سرتاسر عراق می رسید. بنابراین، عامل اصلی فساد اداری نبوده هرچند که شعارهای ضد فساد در راهپیمایی های مسالمت آمیز اولیه، زیاد شنیده می شد.


بحث بیکاری به عنوان عامل اصلی اعتراضات اخیر هم، با استدلالی مشابه با مورد بالا کنار می رود. به گزارش الجزیره، هر چند نرخ بیکاری رسمی در عراق، 10.8% اعلام شده ولی نرخ بیکاری در جوانان تقریبا دو برابر است. این مسئله منحصر به بصره نبوده و در تمام عراق به چشم می خورد. بر این اساس، اگر ماهیت اصلی اعتراضات، مطالبه برای رفع بیکاری بود، مسلما به همه شهرها هم کشیده می شد.

تنها مواردی که باقی می ماند، آب و برق است. مدت کوتاهی پس از آن که برق صادراتی از ایران قطع شد، اعتراضات بصره هم کلید خورد. البته این که تنها به خاطر قطعی برق، تا این حد خشونت به پا شود، کمی غیر منطقی است. کمبود برق تنها عاملی بوده که باعث شده اعتراضات آغاز شود ولی انگیزه هایی همچون واکنش منفی به فساد انباشت شده، بیکاری افسار گسیخته هم دخیل بوده اند.


نسبت ایران با اعتراضات اخیر چیست؟

رسانه های ضد ایرانی، تلاش دارند از سه کانال، اعتراضات اخیر را "قیام علیه استعمار جمهوری اسلامی" جلوه دهند. این سه کانال در واقع، ربط دادن ریشه های اعتراضات به تهران است.

در خصوص فساد، محور ریاض و طرفدارانش در عراق، چنین وانمود می کنند که ریشه تمامی فسادها از دولتمردانی است که نزدیک به ایران هستند. حال سوال اینجاست: اگر در نظر بگیریم که دولت نوری المالکی، به راستی مهره ایران در عراق بوده (که شواهد زیادی در تضاد با آن وجود دارد)، آیا گذشت چهار سال از زعامت گزینه مطلوب ریاض، حیدر العبادی (که شواهد بسیاری از تلاش وی برای نزدیکی به ریاض وجود دارد)، برای عملی کردن شعار های ضد فساد کافی نبوده؟ آیا نخست وزیر عراق همچنان می خواهد تلویحا، تقصیرها را به گردن "دولت قبل" بیندازد؟


بحث برق و قطعی آن هم با این استدلال به گردن جمهوری اسلامی ایران انداخته می شود که تهران عمدا در گرمای 50 درجه ای هوا، برق صادراتی به بصره را قطع کرده است. رسانه های ضد ایرانی، هیچ اشاره ای به این ندارند که دولت عراق، بابت برق، 1 میلیارد دلار به ایران بدهی عقب افتاده دارد. شاید بسیاری از عراقی ها در چنین شرایطی انتظار داشته باشند که ایران برای طلب خود، در مقطع کنونی که بغداد تازه از زیر فشار داعش آزاد شده، عجله نکند و برادری خود را اثبات کند اما سوالی که باقی می ماند این است که چرا بغداد، پرداخت غرامت جنگ به کویت را اندکی پس از شکست داعش آغاز کرده ولی به ایران، حق برق را نمی پردازد؟! فارغ از تمام این استدلال ها، نباید از یاد برد که تهران، تنها 5% برق عراق را تامین می کند.

در خصوص آب هم که ایران به راستی با سد سازی های غلط، باعث خشکی بسیاری از مناطق مرزی عراق شده، بهانه از قبل فراهم بود و اظهارات سخنگوی وزارت خارجه عراق در خصوص این که «ایران 42 رودخانه را که به عراق می ریخته، خشکانده است»، تنها آتش روشن را شعله ور تر کرده است.


نشانه های ضد ایرانی بودن اعتراضات عراق کدامند؟

علی رغم تلاش گسترده محورهای ضد ایرانی برای انحراف مسیر راهپیمایی ها به سوی مقابله با تهران، هرگز در فازهای اولیه اجتماعات، شعار ضد ایرانی سر داده نشد. اما از مقطعی که فاز خشن اعتراضات کلید خورد و گزارش هایی از حمله به مقر برخی احزاب منتشر شدرسانه های وابسته به محور ریاض، مدعی شدند که تنها مقر احزاب نزدیک به ایران مورد یورش قرار گرفته اند حال آن که حملات به مقر احزاب مختلف، شامل جریان ملی حکمت به رهبری عمار حکیم که گام های بلندی به سوی آل سعود برداشته، بوده است.

در کنار این، تصویر به آتش کشیده شدن بنر امام خمینی در بصره، بازتاب گسترده ای در رسانه های ضد ایرانی یافت تا نشانی باشد بر ضد ایرانی شدن عراقی های شیعه بصره.


بررسی موضع معترضان در قبال ضدیت با ایران

اکنون، جریان اعتراضات عراق، دو گونه دارد. بخشی از معترضان به یک تحصن در بصره پیوسته اند و بر لزوم مسالمت آمیز بودن حرکت خود تاکید دارند و تعداد اندکی، می کوشند با خشونت کار خود را پیش ببرند. یک نکته بسیار مهم در رابطه با اعتراضات باید مد نظر قرار گیرد. اکنون، معترضان یک هیئت مستقلی که آن ها را نمایندگی کند، ندارند. در همین رابطه شیخ عباس الفضلی در گفتگو با الغد برس، ضمن تاکید بر این که فرزندان بصره هدایت اعتراضات را بر عهده دارند، گفت: «هیچ نماینده یا سخنگوی رسمی برای این معترضان وجود ندارد».

در میان هیچ کدامیک از دو طیف اعتراض (مسالمت آمیز و خشونت آمیز)، تاکنون شعار ضد ایرانی برجسته ای سر داده نشده است. بسیاری تلاش دارند تا معترضان را طرفداران صدر معرفی کنند. این ادعا در صورت اثبات می تواند مهر تائیدی بر ضد ایرانی بودن این اعتراضات بزند زیرا صدر اکنون در ظاهر، عنصر ضد ایرانی عراق تحلیل می شود. حال آن که به گزارش بغداد الیوم، معترضان حتی هیئت اعزامی صدر را هم نپذیرفتند و به همین خاطر، نمایندگان مقتدی صدر، مجبور شدند تنها با شیوخ عشایر گفتگو کنند.


فارغ از همه این ها نباید از یاد برد که اعتراضات از بصره، استانی که ائتلاف فتح در آن رای اول را آورده آغاز شده است و بعید به نظر می رسد استانی که در کمتر از 3 ماه قبل، غالبیت نگاه مثبتش به ایران را اثبات کرده، به ناگاه مرکز خیزش بر علیه همسایه شرقی شود.

در خصوص به آتش کشیده شدن عکس امام خمینی در بصره هم باید گفت که طبق تصاویر منتشره، این اقدام به احتمال زیاد از سوی حرکت اعتراضی نبوده زیرا در تصاویر منتشر شده، هیچ نشانی از معترضان دیده نمی شود و صرفا بنر بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران در حال سوختن است. از این گذشته، نباید غافل شد که اصولا این بنر در ابتدای خیابانی نصب شده که نام آن، امام خمینی است. در واقع بصره، چندین سال است که خیابانی با نام امام خمینی را در قلب خود داشته و به نظر نمی رسد که ضدیت با او، نظر قاطبه مردم بصره را نمایندگی کند.


مسیر آینده اعتراضات

با توجه به مدنی بودن ماهیت اصلی اعتراضات، مرجعیت شیعه و به تبع، عمده بازیگران اصلی در سپهر سیاسی عراق، از این حرکت حمایت کرده اند. العبادی، دستور داده تا 3.5 میلیارد دلار به بصره اختصاص یابد و به نظر می رسد، با وعده هایی این چنینی، بتوان تا حدودی از دامنه اعتراضات در مهد آن، بصره کاست. بنابراین، احتمالا اعتراضات مسالمت آمیز باعث برخوردهای موضعی دولت با فساد و تلاش برای رفع مشکل برق و آب خواهد شد.

اما اعتراضات خشونت آمیز، احتمالا، ضد ایرانی تر خواهند شد و به موازات همین موضوع، دست به خشونت بیشتری خواهند زد و طبیعتا، با خشونت بیشتری هم مواجه می شوند. انتظار این است که اعتراضات خشونت آمیز، موج کم رمقی از نا آرامی ها را در عراق به راه بیندازد که البته قابلیت کنترل آن در دستگاه های امنیتی عراق وجود دارد.


پیامدهای اعتراضات اخیر عراق

از سه جنبه می توان انتظار رویت پیامدهای مثبت و منفی اعتراضات اخیر را داشت:

  • در سطح داخلی، عراق درگیر یک نا آرامی کم رمق خواهد شد که احتمالا، باعث کشته شدن تعداد دیگر از آشوبگران بشود. با توجه به این که آشوب ها عمدتا در مناطق شیعه نشین است، و به مرور، نهادهای وابسته به حشدالشعبی را هدف قرار می دهد، ممکن است باعث درگیری نیروهای حشد با معترضان گردد و در نتیجه این امر، بستری برای ایجاد شکاف در میان جامعه شیعی عراق و حشدالشعبی فراهم خواهد شد. البته، مسلما با توجه به بستر اجتماعی گسترده حشد و پایگاه اجتماعی ضعیف آشوب طلبان، شکاف مورد نظر، چندان جدی نخواهد بود ولی زمینه را برای سیاه نمایی محور مقاومت در عراق فراهم خواهد کرد.

  • در استان بصره، احتمالا در نتیجه اعتراضات، شرایط اندکی بهتر شود. با توجه به ریشه های تنومند فساد در ساختار اداری استانی عراق، بعید به نظر می رسد که این اعتراضات بتواند دولت را وادار به اعمال تحول عظیم لازم کند.

  • اما در سطح خارجی، این اعتراضات، می تواند باعث افت نامحسوس محبوبیت جمهوری اسلامی ایران در عراق و افزایش محبوبیت عربستان شود. هرچند قوت احتمال افت محبوبیت تهران چندان بالا نیست ولی به احتمال زیاد، ریاض پس از این اعتراضات، محبوبیت خود را بالا می برد. اکنون شاهد آن هستیم که آل سعود، با همراهی العبادی، از آب گل آلود ماهی گرفته و وعده برق رسانی به عراق را داده است.


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
رضا محمدی
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۱۲ - ۱۳۹۷/۰۴/۲۹
1
2
اعتراضات عراق نتیجه ائتلاف صدر با عربستان برای حذف ایران است. عربستان با کاربست دیپلماسی عمومی و افرادی همچون مقتدی و اعلاوی نفوذ قابل توجهی در عراق کرده است. برای عراق پسا داعش برنامه ریزی کردند