راهبرد معاصر

محمدپارسا نجفی؛ کارشناس روابط بین المل
تاریخ انتشار: ۱۶:۱۷ - ۲۱ مرداد ۱۳۹۷ - 2018 August 12
کد خبر: ۵۰۹
تعداد بازدید: ۵۳۰
اگر ایران به درخواست ترامپ گوش ندهد هیچ جنگی روی نمی دهد اما در برابر تحریم های فلج کننده قرار خواهد گرفت چرا که یک قمار باز ریسک پذیری بسیار پایینی دارد و برای هدفی آرمانی سعی نمی کند بلکه تنها می خواهد امتیازی سودآور اما بزرگ به چنگ آورد. پس هرگز وارد جنگی ویرانگر و همه جانبه آنچنان که تهدید می کند نمی شود.

به گزارش راهبرد معاصر؛ فشاری شدید به صورت همه جانبه، ناگهان به کشوری تحمیل می شود. حجم تهدیدات به حدی وسیع است که همه گذشته و آینده کشور مورد هدف را در بر می گیرد و هرگز به یک موضوع محدود نیست تا دولت آن کشور بتواند بحران را مدیریت کند. این فشار آنچنان رعب آور است تا کشور هدف،‌ به این باور برسد که خواسته واشنگتن مهمترین اولویت امریکا بوده و خود را در برابر امپراطوری بسیار خشمگین می یابد. هشدار این است که اگر تسلیم نشده و به خواسته های رئیس جمهور جدی امریکا، تن ندهید باید خود را منتظر برخورد سخت یک ابرقدرت ببینید. در عین حال اگر دستورات ترامپ را انجام دهید می توانید از مزایایی هم بهره مند شوید.


‌محاصره اقتصادی، اجماع جهانی علیه سرزمین هدف با قطعنامه شورای امنیت، بلوکه شدن دارایی ها، اعزام ناوهای هواپیمابر به سواحل آن، منع ورود اتباع آن کشور به امریکا، پیگیری قضایی مقامات دولت مورد نظر به بهانه نقض حقوق بشر و... که همه موارد در فاصله زمانی بسیار کوتاهی رخ می دهد تا پردازش ماجرا سخت تر شود.


این ویژگی جدیدترین دیپلماسی است که از زمان مطرح شدن ترامپ در دستور کار سیاست مداران این کشور قرار گرفته است. نا آشنایی دولت های جهان با این دیپلماسی که از روابط اقتصادی تا عرصه رسانه را در بر می گیرد موجب شده، دیپلماسی ترامپولین به جز مواردی موفق عمل کند.


برخی از این تاکتیک ها را ترامپ و کادر سیاسی تصمیم ساز وی از ابتدای مبارزات انتخابات ریاست جمهوری در داخل امریکا در پیش گرفته بودند و این روش را تا بحران کره شمالی،‌ به نتیجه هم رساندند اما به راستی این دیپلماسی چیست و تا چه میزان می توان آنرا دست کم گرفت.


ویژگی های دیپلماسی ترامپولین

برای داشتن درک بهتر از این نوع دیپلماسی که امریکا برای نجات اقتصاد روبه ویرانی خود، آن را در دستور کار قرار داده است، ابتدا بهتر است با ترامپولین آشنا شویم.


حتما "تشک پرش درجا" را دیده اید که در ورزش و تفریح مورد استفاده قرار می گیرد. شخصی که از این تشک استفاده می کند ترامپولین یا جَست‌ورزی کرده و اصطلاحا «بپر بپر» انجام می دهد که این پرش مکرر اما درجا، به عنوان یکی از رشته‌های ورزش ژیمناستیک نیز مطرح می باشد.


قطعا در روابط خانوادگی به این نکته هم توجه کرده اید که برخی کودکان زمانی که قصد دارند توجه میهمان یا والدین را جلب کنند به روی مبل یا تشک های فنری رفته و بالا و پایین می پرند و با جدیت مثال زدنی این کار را تکرار می کنند. در اغلب این بپر بپرها، بلند جیغ می کشند و یا وسایلی که فکر می کنند خطر ناک است را در دست می گیرند.


همه این سعی برای این است که امتیازی در حد یک تعریف و تمجید یا آب نباتی از طرف مقابل دریافت کنند. نهایت امتیازی که وی قصد دارد به دست آورد این است که دیگران مجبور شوند کم توجهی خود را جبران کنند و کودک را جدی تر قبول کنند.


این بازی که کودکان زرنگ انجام می دهند دقیقا مشابه تاکیتک های دیپلماسی ترامپولین است و حرکات تیم مدیریتی ترامپ هم مشابه همین بپر بپر در عرصه بی الملل یا ترامپولین اما در ابعاد یک امپراطوری است.


به بیان دیگر وزیران دولت امریکا در حد آنچه که در توان دارند به کشورهای دیگر سفر می کنند،‌ ناوگان نظامی حرکت می دهند، سخنرانی های آتشین انجام می دهند، قطعنامه شورای امنیت را با هزینه بسیار تصویب می کنند تا چنین وانمود سازند که به راستی امپراطوری امریکا همه توان خود را مصروف رسیدن به زانو در آوردن کشوری کرده که در برابر خواسته ترامپ قرار دارد.


زمانی که ترامپ کره شمالی یا مکزیک را تهدید می کند همه وزارتخانه های امپراطوری امریکا به گونه ای رفتار می کنند که گویی کشور امریکا آماده است تا با تمام قوا کشور مورد نظر را آماج حملات و تهدیدهای خود قرار دهد. اینجاست که دولت مکزیک تصور می کند اگر به خواسته های ترامپ در خصوص «دیوار کشیدن در مرز خود با ایالات متحده» توجه نکند در معرض فشار شدیدی و کمر شکن خواهد یافت یا پیونگ یانگ خود را در آستانه جنگ کامل خواهد دید.


هدف ترامپ چیست؟

اگر به سخنان ترامپ دقت کنید دقیقا در همان زمان تهدید این نکته را هم اضافه می کند که دولت مورد نظر، با من تماس خواهد گرفت و شرایط مرا می پذیرد.


وی قمار باز است پس دو ویژگی را خوب مسلط است؛ اول خود را در ظاهر ریسک پذیر نشان می دهد در حالیکه نیست یک قمار باز حرفه ای هرگز دست به ریسک کاملی نمی زند که نابودی خود یا سرمایه اش را موجب شود دوم اینکه وی هرگز به دنبال ماجراجویی های بدون هدف خالص اقتصادی مانند آزادی و حقوق بشر و .. نیست و دقیقا سود اقتصادی را می طلبد تا بتواند اقتصاد در ورطه ورشکستگی امریکا را بازسازی کند. دقیقا همین شعارها را در انتخابات هم داده بود و اکنون عمل می کند.


اقداماتی که رئیس جمهور غیر عادی امریکا انجام می دهد نیز در راستای همین دیپلماسی ترامپولین است. بر خلاف برداشت اولیه اکثر کارشناسان از رفتار ترامپ، وی نامتعادل نیست و حتی بر عکس آنچه که نشان می دهد نه تنها از رسانه بیزار نیست بلکه تیم تبلیغاتی وی به شدت از رسانه تا بالاترین حد ممکن، سود می جویند.


نتیجه موفق ترامپولین

این روش مخصوص دشمنان سنتی یا رقبای امریکا نیست بلکه ترامپ در برابر متحدان ناتو یا آنان که توسط امریکا دوشیده می شوند نیز همین دیپلماسی را در پیش گرفته است؛ عربستان و امارات زمانی از انتقادهای ترامپ رها شدند که قراردادهای صدها میلیاردی با امریکا را با امضا رسانده، روابط با رژیم صهیونیستی را توسعه دادند و حاضر شدند هزینه های فشار نظامی به سوریه و تحریم های اقتصادی ایران را با جان و دل تقدیم واشنگتن کنند. تفاوت در این است که برای به تسلیم واداشتن آل سعود زمان اندکی لازم بود اما برای تهدید مکزیک زمان بیشتر و کره شمالی زمانی بسیار بیشتر نیاز است.


راهکار موفق در برابر دیپلماسی ترامپولین

مثال بازی ترامپولین و بپر بپر کودک را به یاد آورید؛ چنانچه به کودک بازیگوش اما هوشمند توجهی نکنید، به این دلیل که کار دیگری نمی تواند بکند ، خسته شده و بعد از مدتی خبری از بپر بپر ترامپولین وی نیز نخواهد بود.


دقیقا اگر به فشارهای امریکا نیز توجهی نکنید بعد از مدتی که می تواند طولانی هم باشد خواهید دید تهدیدات آتشین ترامپ و وزرای وی رنگ می بازد و خبری از نابودی و جنگ کامل نخواهد بود.


این دیپلماسی که در عرصه بین الملل با شدت کامل پیگیری می شود تنها به یک درمان نیاز دارد و‌آن عمل کردن بر خلاف خواست ترامپ است. همان خواسته ای که ترامپ برای به دست آوردنش به دیپلماسی ترامپولین دست می زند. برای مثال، اگر ترامپ امنیت موشکی می خواهد قطعا باید احساس کند امنیت اش نه در معرض خطر که در ورطه نابودی قرار دارد.


نقطه ضعف دیپلماسی ترامپولین

دلیل قوی برای توجه نکردن به این دیپلماسی نقطه ضعف بزرگ آنست؛ زمانی که ترامپ به هدفی سخت مانند روسیه می رسد، ‌همه جنگ رسانه ای و قدرت نمایی نظامی امریکا در حد یک خبر سوخته و بی مزه، رنگ می بازد. مشابه آنچه که در بخش های مختلف بحران سوریه طی دو سال گذشته شاهد بودیم. (روس ها هرگز کوتاه نمی آیند حتی اگر پایتخت شان را هیتلر یا ناپلئون به آتش بکشند یا نصف جمعیت شان کشته شوند. ترامپ تاجر است و بی بهره از علم تاریخ)


در چنین شرایطی بازیگران رسانه ای کاخ سفید خود را نمی بازند اما ناگهان عقب می کشند، ‌امتیاز می دهند و همه تهدیدات شان را فراموش می کنند و جالبتر اینکه خود را هم تحویل می گیرند که موفق عمل کردند و از خود تشکر هم می کنند.


مثال دیگر جنگ تجاری یا همان نبرد تعرفه ها میان امریکا با اروپاست. حالا خبرهای رسانه ها از جنگ به توافق برای پرهیز از جنگ تغییر کرده است. دقت کنید، امریکا به اهدافش نرسید بلکه برای از دست ندادن موقعیتی که در اقتصاد اروپا دارد مجبور شد کوتاه بیاید.


تفاوتی ندارد کشور هدف کانادا باشد یا کره شمالی، ترامپ برنامه دارد از هر کشوری امتیازی به دست آورد؛ گویی شاه هخامنشی بر تخت جمشید نشسته و نمایندگان هر ساتراپ باید خراج خود را خدمت امپراطور تقدیم کند. دقیقا همین جمله را ترامپ هم به اروپا و هم به کشورهای خلیج فارس و شرق آسیا گوشزد می کند؛ اگر امنیت می خواهید باید هزینه آن را هم کامل بپردازید.


ایران چه کند؟

اگر ایران به درخواست ترامپ گوش ندهد هیچ جنگی روی نمی دهد اما در برابر تحریم های فلج کننده قرار خواهد گرفت چرا که یک قمار باز ریسک پذیری بسیار پایینی دارد و برای هدفی آرمانی سعی نمی کند بلکه تنها می خواهد امتیازی سودآور اما بزرگ به چنگ آورد. پس هرگز وارد جنگی ویرانگر و همه جانبه آنچنان که تهدید می کند نمی شود.


اما دقیقا از آن واهمه دارد و نمی خواهد هم برای یک برخورد سخت ویرانگر به چالش کشیده شود پس در برابر تهدیدی که در مرحله اجرا باشد قطعا امتیاز می دهد. نمونه جدی آن را بارها در سوریه و در خصوص برخورد با اسرائیل شاهد بودیم. ترامپ بارها دمشق را تهدید کرد که اگر ایران از سوریه خارج نشود، اگر حزب الله بیرون نرود، ‌اگر در برابر اسرائیل دفاع کنید، اگر حلب را آزاد کنید و .... با حمله امریکا مواجه می شوید اما دیدیم که کل توان امریکا به یک لگدپرانی بدون تلفات محدود شد فقط همین.


پس ترامپ باید به این باور برسد که اگر بخواهد مانع حیات اقتصادی دیگران شود، در برابر جنگی وسیع، جدی و همه جانبه قرار گرفته است. نه آنکه قرار می گیرد بلکه قرار گرفته است. آن وقت امتیازاتی که ترامپ می دهد را می توانید بشمارید.


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: