rahbordemoaser.ir

نسیم حسینی؛ کارشناس مسائل غرب آسیا
تاریخ انتشار: ۱۵:۳۷ - ۲۵ شهريور ۱۳۹۷ - 2018 September 16
کد خبر: ۵۶۷
تعداد بازدید: ۸۰۲
میانجیگری در تنش میان عربستان و ایران، افزایش مناسبات با چین و ایجاد تعادل در روابط با آمریکا که از جمله برنامه های پیشرو عمران خان است که می تواند تغییری در چینش سیاسی این حوزه به وجود آورد.

به گزارش راهبرد معاصر؛ در انتخابات اخیر پاکستان، حزب تحریک انصاف به رهبری عمران خان با کسب 109 کرسی از 269 کرسی پارلمان این کشور، پیروز قاطع این کارزار سیاسی شد. عمران خان تا اوایل دهه 1990 میلادی به واسطه کسب موفقیت در حوزه ورزش، در پاکستان مشهور بود؛ اما انگیزه مبارزه با فساد منجر به آن شد که وارد عرصه سیاست شود.


نتیجه دو دهه مبارزه و رقابت سیاسی وی، دستیابی به پست نخست وزیری با شعار "پاکستان جدید" بود. گرایش رای دهندگان پاکستانی به یک نیروی جدید در فضای سیاست این کشور گویای رویگردانی آنها از احزاب و رهبران سنتی و همچنین امیدواری به فردی تازه نفس برای بیرون کشیدن کشور از ورطه فساد، لابی گری، رانت و مشکلات اقتصادی است.


عمران خان هم در اولین سخنرانی خود پس از اعلام نتایج انتخابات نشان داد که مصمم است امید مردم پاکستان را به واقعیت تبدیل کند. او برخلاف اسلاف خود به جای آمریکا از چین صحبت کرد و اعلام کرد که به دنبال بازبینی در مناسبات اسلام آباد با پکن، تهران و ریاض است.


تصمیم دولت جدید پاکستان برای ایجاد تعادل میان نیروها و منابع قدرت در منطقه، با خوشبینی و استقبال همسایگان این کشور به ویژه ایران روبرو شد. میانجیگری در تنش میان عربستان و ایران، افزایش مناسبات با چین و ایجاد تعادل در روابط با آمریکا که از جمله برنامه های پیشرو عمران خان است که می تواند تغییری در چینش سیاسی این حوزه به وجود آورد. در این میان همراهی ارتش پاکستان به عنوان مهمترین بازیگر سیاسی داخلی این کشور با اهداف نخست وزیر جدید، تسهیل کننده حرکت مذکور خواهد بود.


رویکردهای اخیر ارتش نیز بیانگر آن است که رهبران نظامی پاکستان هم تمایل دارند که منابع تجهیز خود را از وابستگی صرف به ایالات متحده خارج سازند و در رابطه با عربستان سعودی نیز تغییراتی صورت دهند. اتهام قوه قضائیه پاکستان به جرم همکاری دو تن از فرماندهان این کشور در ائتلاف به رهبری عربستان سعودی در جنگ یمن در خصوص دور زدن قانون نیز نشانه ای از چرخش سیاست های اسلام آباد زیر نظر ارتش است.


در این شرایط محورهای جدید دولت عمران خان برای نزدیکی به روسیه و چین می تواند عملیاتی شود و ایران در این وضعیت قادر خواهد بود نقش مهمتری در سیاست خارجی پاکستان ایفا کند. اما مساله اصلی در این میان، اتکای ارتش به کمک های مالی و لجستیکی آمریکا است که در کوتاه مدت قادر به تغییر این مساله نیستند. جایگزینی تجهیزات نظامی روسی یا چینی در ارتش، زمان بر و هزینه بر است و در این راستا، دیپلماسی و رایزنی نظامی مقامات آمریکایی با رهبران ارتش پاکستان می تواند مانع اتفاقات احتمالی مزبور شود.


جایگاه عربستان در سیاست خارجی دولت جدید پاکستان

انتخاب ریاض به عنوان اولین مقصد سفرهای خارجی عمران خان، گویای عزم وی برای بازبینی در ماهیت مراودات دوجانبه در عین تقویت این پیوندها است. نخست وزیر جدید در اظهارات خود عربستان را شریکی قابل اعتماد برای پاکستان در امور جهانی توصیف کرد و متعهد شد که امنیت این کشور جزء مهمترین اولویت های سیاست خارجی اسلام آباد باشد. وی خاطر نشان کرد که ریاض مانند یک دوست قدیمی همیشه در زمان های بحران در کنار پاکستان بوده و حال امیدوار است که اسلام آباد در پاسخ به این کمک های دوستانه بتواند نقش سازنده و صلح آمیزی در حل و فصل منازعات دیرینه منطقه ای ایفا کند.


واکنش محمد بن سلمان، مرد شماره یک عربستان، به این سخنان تمجید از پتانسیل اقتصادی پاکستان و تعهد به افزایش سرمایه گذاری سعودی ها در این کشور بود. لذا با توجه به برنامه های اقتصادی، تقویت توان معیشتی مردم پاکستان، رفع فقر و توسعه زیرساخت های مد نظر عمران خان، پاسخ بن سلمان مایه دلگرمی وی برای ارتقا سطح همکاری های مالی تجاری دوجانبه است.


ضمن آنکه عمران خان با توجه به نرخ بیش از 13 درصدی بیکاری در کشورش، به اهمیت اشتغال حدود دو میلیون نیروی کار پاکستانی در عربستان که سالانه نزدیک به چهار میلیادر دلار وارد پاکستان می کنند، واقف است. این کارگران در سطوح مختلف صنعت از جمله پالایشگاههای نفت، بخش های عمرانی و ساخت و ساز، هتلداری و خدماتی کار می کنند و لذا افزایش همکاری های سرمایه گذاری و اقتصادی می تواند بر کاهش بیکاری در پاکستان اثر مثبت داشته باشد و در مقابل هرگونه ایجاد تنش و اختلاف در مناسبات دوجانبه می تواند به اخراج این افراد بیانجامد.


بنابراین با توجه به این مسائل دولت عمران خان نیز به دنبال حفظ رابطه مسبوق به سابقه با عربستان است از این رو شاهد بودیم که در جریان اختلاف اخیر ریاض و اوتاوا بر سر آزادی یک شهروند کانادایی - عربستانی اسلام آباد جانب سعودی ها را گرفت و اقدام کانادا را نقض اصل عدم مداخله در امور داخلی دانست.


لازم به ذکر است که همکاری نزدیک پاکستان و عربستان به حضور نیروهای شبه نظامی اسلام گرا در قالب طالبان و سپس القاعده در دهه 1980 میلادی برمی گردد. لزوم هماهنگی مقامات ریاض و اسلام آباد برای مقابله با تهدیدات تروریستی در طی سال های گذشته، باعث گسترش این مناسبات به حوزه نظامی گری و به کارگیری سربازان پاکستانی در برخی گردان های ارتش عربستان برای حل مشکل کمبود نیروی نظامی شد.


اما حذف نواز شریف از عرصه سیاسی پاکستان که در جایگاه یک متحد قابل اطمینان برای سعودی ها، هرگز پشتیبانی خود را از ریاض پنهان نمی کرد، نگرانی هایی را در میان رهبران عربستان ایجاد کرده است. این مساله با توجه به پیروزی عمران خان که هیچ وابستگی و مشارکتی قدیمی با خاندان پادشاهی آل سعود ندارد و منتقد سیاست های جنگ افروزانه عربستان در یمن است، بر پیچیدگی وضعیت پیشرو افزوده است. عربستان می داند بر خلاف نواز شریف که همواره نسبت به پذیرش وی توسط ریاض در سال های پناهندگی به سعودی ها احساس دین داشت، تنها انگیزه نخست وزیر جدید پاکستان برای تداوم و تقویت همکاری های دوجانبه، منافع و مزایای این رابطه است.


افزون بر این مسائل، انتصاب پرویز خطاک به عنوان وزیر دفاع با پایگاه حزبی تحریک انصاف، دورنمای همکاری های امنیتی - نظامی پاکستان با عربستان را در دولت عمران خان مبهم تر کرده است.


در این شرایط عمران خان باید برای حفظ و ارتقا همکاری ها با عربستان، تصمیمی بگیرد که سعودی ها را نسبت به آینده خوشبین سازد. زیرا عمران خان می داند دور شدن از عربستان و یا انتقاد از رویکردهای منطقه ای این کشور در اولین مرحله، باعث تقویت مناسبات ریاض - دهلی نو می شود.


طبق گزارش تارنمای دیپلمات، اخیرا وزارت نفت هند به پالایشگاه های عمده این کشور دستور داده است تا برای کاهش واردات نفت از ایران آماده شوند. لذا انتظار می رود اهمیت نفت عربستان در ماه های آینده برای اقتصاد رو به توسعه هند به طور چشمگیری افزایش یابد. براین اساس عمران خان مجبور است برای تشویق ریاض به ایجاد تعادل میان دهلی نو و اسلام آباد، سیاست های محتاطانه تری را در پیش بگیرد. این موضوع در تحولات یمن و بحث گسترش روابط با ایران خود را نمایان خواهد کرد.


علاوه بر نگرانی های پاکستان از تغییر موازنه قوا به نفع رقیب سنتی این کشور یعنی هند، نیاز عمران خان به کمک های مالی برای بهبود اوضاع اقتصادی نیز باعث توجه بیشتر به حساسیت های ریاض می شود.


ذخایر ارزی پاکستان طی سال گذشته کاهش یافت و با سقوط چهار باره ارزش روپیه از دسامبر 2017 تاکنون، تقریبا یک چهارم ارزش پول ملی این کشور از دست رفته است. در این وضعیت تنها وام های چین مانع فروپاشی اقتصاد پاکستان شده اند. از این رو اسد عمر، وزیر امور مالی جدید پاکستان در بیانیه ای اعلام کرد اسلام آباد باید تصمیم بگیرد که تا پایان ماه سپتامبر یا از صندوق بین المللی پول و یا از کشورهای دوست مانند چین و عربستان درخواست کمک مالی کند. طبق گزارشی که منتشر شده است درخواست پاکستان از صندوق بین المللی پول 12 میلیارد دلار خواهد بود.


به دنبال این بیانیه، یکی از بانک های عربستان اعلام کرد حاضر است 4 میلیارد دلار به اسلام آباد قرض بدهد. تزریق این پول به اقتصاد پاکستان اگرچه به معنای حفظ و افزایش نفوذ ریاض در این کشور است اما در بهبود معیشت مردم پاکستان نیز موثر خواهد بود.


براین اساس عمران خان در تعیین جهت گیری های دولت خود باید اهمیت عربستان را به عنوان کشوری که می تواند نقش مهمی در سرمایه گذاری های زیربنایی داشته باشد و همچنین قادر است موازنه رقابت با دهلی نو را به ضرر اسلام آباد تغییر دهد و یا با اخراج صدها هزار تبعه پاکستانی شاغل در این کشور بر حجم بیکاری و نارضایتی داخلی بیفزاید، لحاط کند. از این رو به رغم نگرش انتقادی و مخالف عمران خان و حزب وی نسبت به اقدامات عربستان در یمن و حضور نظامیان پاکستانی در این جنگ، نمی توان انتظار چرخشی در جهت مخالف سیاست های قبلی این کشور داشت.


جایگاه ایران در سیاست خارجی دولت جدید پاکستان

مناسبات جمهوری اسلامی ایران و پاکستان در چهار دهه اخیر متاثر از فشارهای واشنگتن و ریاض به اسلام آباد بوده است. دشمنی آمریکا با ایران از یکسو و رقابت شدید عربستان با کشورمان در چهل سال گذشته اجازه بهره برداری تهران و اسلام آباد از ظرفیت های دوجانبه به عنوان دو همسایه را نداده است. در این میان اعمال تحریم های بین المللی و نگرانی نسبت به دور زدن تحریم ها نیز مزید بر علت بوده است.


اما با امضا قرارداد برجام و برداشته شدن تحریم های بین المللی، امکان تسهیل تجارت دو کشور فراهم شد. در همین خصوص در دیدار روحانی و نواز شریف، نخست وزیر وقت پاکستان، دو طرف تصمیم گرفتند تا ضمن افزایش تامین برق پاکستان از سوی ایران، حجم تجارت به پنج میلیارد دلار ارتقا یابد. همچنین مقامات دو کشور نسبت به تکمیل خط لوله گاز ایران پاکستان - هند موسوم به خط لوله گاز صلح ابراز تمایل کردند و ایران از پاکستان دعوت کرد تا در پروژه بندر چابهار مشارکت کند و احتمال پیوستن به «راهرو اقتصادی چین و پاکستان» را مطرح کرد.


در ادامه تقویت همکاری های دوجانبه، در سال گذشته تهران میزبان اولین سفر یک مقام امنیتی پاکستان از ابتدای انقلاب بود. دیدار سه روزه ژنرال بجوا، رئیس ستاد کل ارتش پاکستان، با سفر سرلشکر محمد باقری، رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح، در سال جاری پاسخ داده شد.


مقامات نظامی و امنیتی پاکستان واقف هستند که ایران یک انتخاب طبیعی برای اتحاد سیاسی - نظامی است. به ویژه آنکه دو کشور از سوی داعش و سایر گروه های تروریستی با تهدیدات مشترکی روبرو هستند. اما واقعیت امر آن است که پاکستان در خصوص ورود به این حوزه با ممانعت های جدی زیادی از سوی ایالات متحده، عربستان و اسرائیل مواجه است.


با این حال عمران خان در نخستین سخنرانی خود پس از شمارش آرا اعلام کرد که دولت وی مایل به تقویت و گسترش روابط با کشورهای همجوار از جمله جمهوری اسلامی ایران است. وی به خوبی می داند تقویت همکاری ها با ایران و ترکیه در صورت حمایت روسیه و چین، پاکستان را در جایگاه بالاتری در عرصه بین الملل نسبت به امروز قرار می دهد. اما همان طور که در بخش قبل اشاره شد، نیازهای اقتصادی و سیاسی اسلام آباد به ریاض اجازه تصمیم گیری بی پروا را به عمران خان نمی دهد.


این در حالی است که نامشخص بودن امکان ارتقا مراودات پاکستان و ایران به مرحله ای از یک اتحاد سیاسی، مانعی برای افزایش سطح تعاملات اقتصادی و تجاری نخواهد بود. حزب تحریک انصاف همواره از حامیان اصلی تکمیل پروژه انتقال گاز ایران به پاکستان بوده و حتی در منشورهای سیاسی خود به ویژه در سال 2013 بر تکمیل هر چه سریعتر این طرح عظیم تاکید کرده است. اخیرا نیز وزیر نفت پاکستان اعلام کرد که با توجه به اهمیت ویژه حل بحران انرژی، ما بدون توجه به فشارهای آمریکا به دنبال عملیاتی شدن این پروژه هستیم.


پاکستان با داشتن نزدیک به 200 میلیون نفر جمعیت، به طور قطع نیاز فراوانی به انرژی و گاز دارد و نمی تواند این نیاز را تنها با اتکا به خط لوله تاپی (انتقال گاز طبیعی ترکمنستان از مسیر افغانستان به پاکستان و هند) تامین کند. به ویژه اینکه خط لوله صلح از نظر پیشرفت فیزیکی و حتی امنیت مسیر از برتری قابل توجهی نسبت به خط لوله تاپی برخوردار است. این مساله در کنار شعارهای بهبود وضعیت معیشت مردم و رفع فقر عمران خان، بر اهمیت دو چندان همکاری با تهران برای اجرای نهایی خط لوله صلح می افزاید.


نکته قابل توجه در این میان، توجیه مقامات اسلام آباد برای ریاض در خصوص نیازهای پاکستان به دسترسی انرژی پایدار و مطمئن و ایجاد اشتغال از این رهگذر است. از این رو پیش بینی می شود علی رغم مخالفت های ریاض برای گسترش مناسبات اسلام آباد با تهران، در این حوزه امکان مداخله وجود نداشته باشد. عربستان و آمریکا قادر نیستند احتیاجات بخش انرژی پاکستان را مرتفع سازند و بهانه تراشی در این راستا نیز نمی تواند از سوی عمران خان پذیرفته شود. زیرا همان گونه که عنوان شد عمران خان برخلاف نواز شریف وابستگی شخصی به سعودی ها ندارد و حفظ روابط با این کشور تنها براساس منافع و مزایای سیاسی، نظامی و اقتصادی خواهد بود.


بر این اساس با توجه به برخی گام هایی که در دولت نواز شریف در رابطه با ایران برداشته شد، همکاری در حوزه انرژی می تواند زمینه ساز تقویت مبادلات تجاری و اقتصادی تهران - اسلام آباد شود که در ادامه به همکاری های بیشتر امنیتی در قبال فعالیت گروه های تروریستی و حامیان آنها منتهی گردد. در پایان این نکته لازم به ذکر است که سیاست نزدیکی دولت عمران خان به ایران به دلیل حساسیت های عربستان و آمریکا محتاطانه دنبال خواهد شد.


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: