راهبرد معاصر

مجید فرخی؛ کارشناس مسائل آمریکا
تاریخ انتشار: ۱۶:۴۸ - ۲۷ شهريور ۱۳۹۷ - 2018 September 18
کد خبر: ۵۷۰
تعداد بازدید: ۵۸۱
سیاست های خصمانه ی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران که از زمان شکل گیری انقلاب اسلامی در دستور کار دولتمردان و سیاستمداران این کشور قرار دارد، با روی کار آمدن دونالد ترامپ به عنوان رییس جمهور ایالات متحده آمریکا افزایش چشمگیری یافت.

به گزارش راهبرد معاصر؛ سیاست های خصمانه ی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران که از زمان شکل گیری انقلاب اسلامی در دستور کار دولتمردان و سیاستمداران این کشور قرار دارد، با روی کار آمدن دونالد ترامپ به عنوان رییس جمهور ایالات متحده آمریکا افزایش چشمگیری یافت. از جمله مصادیق این امر می توان به خروج یک جانبه این کشور از توافق بین المللی موسوم به برجام و اعمال تحریم های سنگین اقتصادی علیه ایران اشاره کرد. دولت آمریکا در این راستا تلاش هایی را نیز به منظور همراهی سایر کشورها و ایجاد اجماع بین المللی علیه ایران از سر گرفته است. «مایک پمپئو» وزیر امور خارجه آمریکا در یکی از سخنرانی های خود ضمن اشاره به آنچه او وضع «شدیدترین تحریم های تاریخ علیه ایران» خوانده بود، اذعان نمود راهکار واشنگتن برای اعمال فشار مضاعف بر تهران اجماع سازی خواهد بود. شواهد حکایت از آن دارد که مهمترین هدف دولت آمریکا از این سیاست همراه کردن سایر کشورها با تحریم های ایالات متحده و هدف قرار دادن تعاملات نفتی، مالی و ترانزیتی ایران است.


به نظر می رسد این اقدام آمریکایی ها برگرفته از تجربه آنها در سیاست ایجاد اجماع ضدایرانی دولت باراک اوباما باشد. دولت وقت آمریکا در آن زمان توانست با دنبال کردن سیاست های چندگانه در حوزه خارجی، علاوه بر همراه کردن اتحادیه اروپا و سایر شرکای تجاری ایران از جمله چین، هند، کره جنوبی، ژاپن و ... شورای امنیت سازمان ملل را به سوی تصویب قطعنامه علیه ایران سوق دهد. از همین رو، صادرات نفت ایران، تعاملات بانکی با سایر کشورها، حمل و نقل کالا از ایران و ... با مشکلات جدی روبرو شد. بنابراین دونالد ترامپ و کابینه او در مدت سپری شده از خروج این کشور از برجام متوجه این واقعیت شده اند که بدون همراه کردن متحدان خود و سایر کشورها توفیق چندانی در انزوای ایران نخواهند داشت و از همین رو به سیاست اجماع سازی روی آورده اند.


همراهی برخی کشورهای عربی منطقه با آمریکا

عربستان سعودی و امارات متحده عربی که از مهمترین متحدان خاورمیانه ای آمریکا به حساب می آیند، از جمله اصلی ترین دنبال کنندگان سیاست های ضدایرانی آمریکا هستند. این دو کشور علاوه بر تامین مالی و پرداخت وجوهات به برخی کشورها برای پیوستن به اجماع جهانی علیه ایران، با طرح ادعاهایی از قبیل حمایت های ایران از دولت سوریه و کمک های نظامی به حوثی های یمن، در صدد کمک به ایالات متحده در ایجاد اجماع مذکور هستند. به عبارت دیگر می توان گفت مهمترین ادعاهایی که جبهه مذکور در قبال ایران مطرح می کنند موضوعاتی از قبیل «توسعه برنامه موشکی»، «حمایت از حزب ا... و جبهه مقاومت»، «حمایت از بشار اسد» و «حمایت از یمن» هستند که در شروط دوازده گانه «مایک پامپئو» وزیر امور خارجه آمریکا برای دستیابی به توافق جدید با ایران نیز بدان اشاره شده است.


اظهارات «هدر نائورت» -سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا- موید همین موضوع است. وی اظهار کرده بود که آمریکا در حال تلاش برای تدوین یک برنامه علیه ایران است. او مدعی شده بود هدف از تشکیل این ائتلاف در مقابل سیاست های منطقه ای ایران، دستیابی به جبهه ای متحد خواهد بود. در بخشی از اظهارات این مقام آمریکایی گفته شده بود که وزارت امور خارجه ایالات متحده دیدارهایی را با حدود 200 دیپلمات از کشورهای دیگر برای تشریح اهداف کاخ سفید برگزار کرده و دلایل خروج ترامپ از برجام را برای آن ها توضیح داده است.


گزینه های چین و هند برای همراهی و یا عدم همراهی

آمریکا برای عملی کردن ادعای خود مبنی بر قطع کامل صادرات نفت و ایران، پیش از هر چیز باید دو خریدار اصلی نفت از ایران یعنی چین و هند با خرید تقریبا 60 درصد نفت ایران- را نیز همراه خود کند. دولتمردان آمریکایی کاملا واقف هستند که برای همراه کردن دو کشور مذکور مسیر بسیار سختی در پیش دارند. بدین منظور «نیکی هیلی» -نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد- با هدف متقاعد کردن هند برای پیوستن به جبهه ضدایرانی به آن کشور سفر کرد. بعد از آن نیز قرار بود دیدارها و مذاکراتی بین وزیران دفاع و امور خارجه آمریکا با همتایان هندی خود صورت پذیرد که تا کنون محقق نشده است.


بسته پیشنهادی آنها برای جایگزین کردن نفت ایران، خریداری نفت سنگین بصره، عربستان و کویت بوده که البته با موانعی روبرو است. علاوه بر این برخی تحلیلگران از واردات نفت از آمریکا هم خبر داده اند که تا کنون خبر بیشتری از آن منتشر نشده است. در این راستا، «عبیشیک کومار» -تحلیلگر ارشد حوزه انرژی در لندن- مدعی شده که تحریم های آتی در مورد ایران، فرصتی طلایی در اختیار ایالات متحده برای ورود به بازار انرژی هند قرار می دهد. به اعتقاد او افزایش تنش های تجاری بین ایالات متحده و چین نیز موجب افزایش انگیزه ایالات متحده برای ورود به بازار هند خواهد شد.


اما در سوی دیگر، وضعیت چین کاملا متفاوت خواهد بود؛ جنگ اقتصادی بین چین و ایالات متحده ممکن است حتی منجر به خرید بیشتر نفت از ایران شود. هر چند امکان دارد چینی ها با توجه به شرایط اقدام به دریافت امتیازات تخفیف های بیشتر از ایران نمایند. انگیزه دیگر چینی ها می تواند استفاده از «یوان» باشد که موجب تقویت این ارز در برابر دلار خواهد شد.


تقریبا اکثر مقامات و تحلیلگران آمریکایی نیز اعتقاد دارند که به احتمال زیاد چین از سیاست های ضدایرانی ایالات متحده تبعیت نخواهد کرد. حتی این امکان وجود دارد که با تشدید درگیری تجاری بین دو کشور، نه تنها واردات نفت چین از ایران کم نشده حتی بیشتر هم خواهد شد.


اتحادیه اروپا، کره جنوبی و ژاپن

پیش بینی رویکرد اتحادیه اروپا، کره جنوبی و ژاپن با توجه به عدم اتخاذ موضعی شفاف توسط آنها کار ساده ای نیست؛ اگرچه به نظر می رسد کره جنوبی و ژاپن احتمالاً درصدد کاهش واردات نفت از ایران بر بیایند و از تحریم‌های آتی آمریکا تبعیت کنند، اما اروپایی ها تمایلی به همراهی ایالات متحده ندارند. به عنوان مثال، ممکن است اروپایی ها برای حفظ برجام مخالفتی با تعامل نفتی ایران و چین نداشته باشند. بنابراین، ژاپن به دلیل روابط بسیار نزدیک با آمریکا احتمالا همچون سال 2012 به سرعت واردات خود را کاهش خواهد داد و کره جنوبی نیز که همکاری نزدیکی با ایالات متحده دارد، تحریم ها را به طور کامل اجرا خواهد کرد. حتی کره جنوبی پیش از خروج آمریکا از برجام نیز به منظور جلب نظر دونالد ترامپ، واردات نفت خود را از ایران کاهش داد. البته دو کشور کره جنوبی و ژاپن مذاکراتی را در خصوص دریافت معافیت از تحریم ها با آمریکا داشته اند اما مقامات ایالات متحده اعلام کرده اند که اعطای معافیت به کشورها بسیار بعید است.


نتیجه گیری

پس از خروج ایالات متحده از برجام و رصد واکنش های جهانی نسبت به این موضوع، سیاستمداران آمریکایی متوجه شدند که به تنهایی قادر به مقابله با ایران نیستند از همین رو تلاش هایی را برای همراه کردن متحدان خود و سایر کشور ها آغاز نمودند. اگر چه آمریکایی ها از هیچ تلاشی برای تحقق اهدافشان مضایقه نمی کنند، اما ایجاد اجماعی به قوت آنچه باراک اوباما توانست علیه ایران انجام دهد، توسط دولت ترامپ بسیار دور از ذهن به نظر می رسد. شتاب زدگی آنها در دستیابی به این هدف قبل از بسترسازی برای آن- تحقق آن را با موانع جدی روبرو کرده است. همراهی برخی کشورها از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین و البته رژیم صهیونیستی با آمریکا نیز در این مسیر کمک چندانی به جبهه ضدایرانی آنها نخواهد کرد.


در شرایط کنونی، جا دارد که دولتمردان و تصمیم سازان ایرانی با برنامه ریزی مناسب و اتخاذ رویکردی منطقی به منظور بهره برداری حداکثری در جهت منافع ملی اقدام به تقویت ارتباط با برخی شرکای تجاری و شکستن اجماع مورد نظر آمریکایی ها نمایند. لذا انتخاب سفرای باتجربه و توانمند برای دو کشور هند و چین می تواند از گام های اولیه در این مسیر باشد.


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: