راهبرد معاصر

داریوش قنبری نماینده سابق مجلس
تاریخ انتشار: ۱۶:۱۶ - ۱۴ مهر ۱۳۹۷ - 2018 October 06
کد خبر: ۶۰۶
اندرمشکلات بهارستان - 2
یکی از ریشه های عدم کارایی مجلس اشکالات ساختاری در سطوح مختلف است. متاسفانه آنچه که امروز از مجلس شورای اسلامی می بینیم، جزایری پراکنده ای است که از نظر ساختاری هیچ ارتباط مثبت و سازنده ای با یکدیگر ندارند.

به گزارش "راهبرد معاصر"؛  یکی از ریشه های عدم کارایی مجلس اشکالات ساختاری در سطوح مختلف است. متاسفانه آنچه که امروز از مجلس شورای اسلامی می بینیم، جزایری پراکنده ای است که از نظر ساختاری هیچ ارتباط مثبت و سازنده ای با یکدیگر ندارند. عدم ارتباط فکری و عملی موثر این بخش های کوچک دلایل مختلفی دارد که ریشه اصلی و اساسی آن به "سیستم انتخاباتی فرد محور"در کشور بر می گردد. 


باید بدانیم که مجلس شورای اسلامی بدون حزب معنی ندارد. ما بدون اینکه به شکل گیری احزاب دغدغه مند توجه کنیم تلاش کرده ایم در مجلس به شکل گیری فراکسیون ها توجه ویژه ای کنیم. قدر مسلم اینکه فراکسیون ها در کشورهای توسعه یافته معنی واقعی دارند و کارکرد خود را در انجا به منصه ظهور می رسانند. 


فراکسیون ها در آنجا به مثابه بدنه مردمی حزب درون مجالس هستند. یعنی تعداد نمایندگانی که از یک حزب به مجلس راه پیدا می کنند، فراکسیون های حزبی خود را درون مجلس تشکیل می دهند. ما بر اساس دیدگاه های جناحی در مجالس خود فراکسیون هایی داریم، اما نکته حائز اهمیت اینکه در بسیاری از موارد این افراد توجهی به دیدگاه های حزبی و جناحی ندارند. و بر اساس استنباط و اراده خودشان تصمیم می گیرند و چارچوب های تشکیلاتی را رعایت نمی کنند.


پس خلا اساسی و اصلی در نبود حزب است. مبنای انتخاب فردی در سیستم انتخاباتی ما با چهارچوب های نوین هم خوانی ندارد. این ساختار مادر است و تا سیستم انتخاباتی اصلاح نشود و احزاب جایگاه خود را در جامعه ما پیدا نکنند مشکلات مدیریتی جامعه ما همچنان پا بر جا خواهد بود و مشکل ساختار مجلس نیز ادامه خواهد داشت. حزب به معنای واقعی، مشابه آن چیزی ست که در کشورهای توسعه یافته مشاهده می شود. آن ها افراد را تربیت می کنند و پرورش می دهند تا خدمتگزارانی باشند که آموزش های لازم را دیده اند و بتوانند برنامه های اقتصادی و سیاسی را تدوین کنند. تا این ساختار در جامعه ما شکل نگیرد نباید انتظار داشته باشیم که افراد در قالب نمایندگان مجلس بیایند و معجزه کنند.


در این شرایط وقتی نماینده از کانال حزبی بیرون نمی آید و از فیلترهای لازم برای ارزیابی سنجش لیاقت و ظرفیت تکیه بر کرسی نمایندگی مجلس عبور نکرده و آموزش های لازم را ندیده و رفتار سیاسی را نیاموخته، اگر هم بخواهد این توانایی را نخواهد داشت که در مواقع مهم تصمیمات کلان بگیرد. لاجرم در این شرایط مسئولیت ها نیز خدشه بر می دارد.


 وقتی کاندیدایی از جانب یک حزب بالا آمده آن حزب مربوطه مسئولیت اعمال او را می پذیرد و آن نماینده در قبال حزب خود وظیفه ای دارد. چون حزب می خواهد در عرصه سیاست ماندگار باشد، به همین دلیل برنامه هایی علمی و عملی ارائه می دهد. کار احزاب کار تخصصی سیاسی است و حزب نمی تواند کلاه بر سر مردم بگذارد چون اولین اشتباه آخرین اشتباه احزاب خواهد بود و احزابی که در این مسیر غلط گام بردارند خیلی زود نابود می شوند.


وقتی انتخاب نمایندگان بر اساس حزب نیست و ساختار مجلس نیز بر پایه انتخاب فردی است. افراد نیز کارایی لازم برای مسئولیت های مجلس را ندارند. در حزب آموزش داده می شود و برنامه ریزی های لازم صورت می گیرد تا کادر لازم برای اجرای آن برنامه ها پرورش داده شود.


شاید این سوال در ذهن برخی مخاطبین مطرح شود که اگر یک نماینده خود را وامدار احزاب بداند شاید به مطالبات مردم بی توجه باشد. اما اگر به نظام های حزبی پیشرفته در دنیا توجه کنید خواهید دید که احزاب به منافع مردم متعهد هستند. حزب جدا از مردم نیست. حزب سخنگوی منافع مردم است و حزب پایگاهی مردمی در طبقات اجتماعی دارد و وظیفه آنها نمایندگی و رهبری از منافع مردم است. آن ها در بین اقشار مختلف مردم جایگاه دارند. اما در کشور مشکل مردم ما این است که احزابی ندارند تا مشکلات آن ها را به صورت جدی رهبری و مدیریت کنند و آن را در قالب مطالبه از مسئولین تصمیم گیر و تصمیم ساز پیگیری نمایند. 


در کشور ما در ایام انتخابات تشکل هایی دیده می شوند که اساسا با اخصه های احزاب متعهد فاصله بسیار دارند و ما نمی توانیم عملکرد بعضا اشتباه و منفعت طلبانه ان ها را به حساب ضعف کارکرد احزاب بدانیم چراکه اساسا این تشکل ها در فرمت احزاب تعریف و تفسیر نمی شوند. 


بدون تردید این حرکت سطحی و انتخاباتی نمی تواند جای حزب را بگیرد. این ها تابلوهایی هستند که در زمان انتخابات بالا می روند و پس از آن نیز خبری از ان ها نیست تا انتخابات بعدی. بدون توجه به اینکه به مردم چه وعده هایی داده اند و بسترهای تحقق این وعده ها در چه شرایطی قرار دارد. ما در کشورمان حزبی نداریم تا بتوانیم درباره کارکردش قضاوت کنیم. اگر حزب وجود داشت منافع مردم را نمایندگی می کرد شاهد این نوع برخورد تشکل ها با مردم نبودیم، تشکل هایی که بعضا احساسات و مطالبات مردم را نردبانی برای پیشرفت خویش قرار می دهند. احزاب تعهداتی دارند. جای خالی احزاب در مجلس و در دولت ما خالی است و در نبود آنها سیاست بی ریخت می شود و از شکل می افتد.


از سوی دیگر سوای مشکلاتی که در خصوص خلا احزاب در کشور پرداخته شد ضعف کارکرد کمیسیون ها نیز یکی دیگر از آسیب های ساختاری مجلس به حساب می آید. اگر به مکانیزم رفتاری و ساختاری مجلس نگاه کنیم در می باییم کمیسیون ها نقش چندانی در هدایت و پیشبرد اهداف ذاتی مجلس ندارند. 


متاسفانه کمیسیون های مجلس تخصصی نیستند و این مفهوم به غلط به کار برده می شود که کمیسیون های تخصصی در مجلس حاضر هستند. من در هیچ دوره ای ندیده ام که آنها به معنای واقعی تخصصی باشند. افرادی که در کمیسیون ها هستند معمولا تخصص های لازم را ندارند. به طور مثال نمایندگان مناطق جنوبی کشور به دلیل خاصیت نفت خیز بودن حوزه های خود وارد کمیسیون انرژی می شوند درحالیکه اکثرا تخصصی در این زمینه ندارند. و یا در کمیسیون صنایع مجلس افرادی حضور داشته اند که اساسا هیچ تخصصی در این رابطه ندارند. من شاهد مثال در این رابطه بسیار دیده ام. اسم این کمیسیون ها غلط انداز است، ولی به نظر من تخصصی نیستند و عبارت اختصاصی برای این کمیسیون ها مناسب تر است چون به طور اختصاصی موضوعی را پوشش می دهند.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: