راهبرد معاصر

تاریخ انتشار: ۱۵:۰۰ - ۱۶ مهر ۱۳۹۷ - 2018 October 08
کد خبر: ۶۰۸
تعداد بازدید: ۷۹۲
علی مراد، تحلیل­گر و ستون ­نویس لبنانی روزنامه الاخبار؛
علی مراد تحلیل­گر و روزنامه ­نگار لبنانی «الاخبار» معتقد است: عربستان نمی ­تواند حزب­ الله را در لبنان را به حاشیه براند. همه آنچه که از دست سعودی­ ها برمی­ آید، این است که در تشکیل دولت جدید، اخلال ایجاد کنند.

به گزارش راهبرد معاصر؛ لبنان کشوری کوچک با تاثیراتی بزرگ است که حضور در آن، به ­لحاظ موقعیت سوق ­الجیشی که دارد، جزو علائق ژئوپلیتیک بازیگران منطقه ­ای و فرامنطقه ­ای است. از همین­ رو شاهدیم که یکی از مهم ­ترین آوردگاه­ های محور ریاض با محور مقاومت در همین کشور باریک بوده که به­ نظر می ­رسد، تاکنون دست برتر به مقاومت رسیده است. در همین رابطه، برای شناخت سیاست­ های عربستان برای نفوذ به کشور لبنان و جایگاه این کشور در سیاست خارجی عربستان، با علی مراد تحلیل­گر و روزنامه ­نگار لبنانی «الاخبار»، به گفتگو نشسته ­ایم که در ذیل، به آن می­ پردازیم.


عربستان چه زمانی و چگونه نفوذ در لبنان را آغاز کرد؟

نفوذ عربستان در لبنان به دورۀ دومین پادشاه سلسله سعودی، سعود بن عبدالعزیز بازمی ­گردد. در میانۀ دهۀ 50 میلادی، دوره شکوفایی جمال عبدالناصر که در سرتاسر جهان عرب، جنبش ­های ناسیونالیستی رشد پیدا کرده بودند، سعودی­ ها همه تلاش خود را به کار بستند تا در مقابل، در کشورهای عربی نفوذ ضد جریان­های نزدیک به مصر به­ دست آورند. ریاض در لبنان، شبکه­ های ارتباطی با جنبش ­های مسیحی راست ساخت. از جمله حزب کتائب به رهبری پیر «الجمایل» و «نهاد میهنی» به رهبری رایموند عده. این سیاست با هدایت امریکایی ­ها انجام می­ شد و در واقع، عربستانی­ ها به­ عنوان بخشی از برنامۀ منطقه ­ای ایالات متحده، در آن فعال بودند. متأثر از این طرح، آنها گروه­ هایی که قصد براندازی دولت «فواد شهاب»، تحت حمایت ناصر را داشتند، کلید زدند. تا دهۀ 70 میلادی، این سیاست، تأمین مالی فالانژیست ­ها برای مقابله با ناسیونالیست های عربی و فلسطینی را هم در بر گرفت. در جریان این جنگ داخلی، مسیحیان تندرو از سوی صدام حسین و سعودی­ ها، حمایت مالی و تسلیحاتی می­ شدند.


پس از آن که در سال 1990 جنگ پایان یافت، عربستان کمک­ های خود را متمرکز بر رفیق حریری کرد، تا از او چهره «پساجنگ» بسازد که «بازسازی» لبنان را رهبری می ­کند. حریری از عربستان به لبنان آمد و پروژه­ های سعودی­ ها را اجرا کرد که خاصه برای لبنان طراحی شده بود. فراموش نکنید که جنگ داخلی در نتیجۀ پیمان طائف که به میزبانی سعودی ­ها بود، پایان یافت.


در جریان امضای پیمان طائف، مسیحیان توان رزمی خود را از دست داده بودند. بنابراین، به کاهش قدرت قانونی خود، طبق قانون اساسی که در طائف بر سر آن توافق می­ شد، تن دادند. در مقابل، سعودی ها اطمینان حاصل کردند که نخست­ وزیر سنی، به اندازۀ رئیس جمهور مسیحی در دورۀ پیش از جنگ، قدرت اجرایی خواهد داشت. این اهرم نفوذی برای آنها در لبنان پساجنگ داخلی بود.


در مقطع کنونی، نفوذ عربستان را در جامعه و فضای سیاسی لبنان چگونه ارزیابی می ­کنید؟ از نظر شما این نفوذ با چه اهرم ­هایی به­ دست آمده است؟

واقع امر این است که عربستانی ­ها، بخش بزرگی از نفوذ خود را در لبنان، متاثر از فاکتورهای گوناگون، از دست داده ­اند. اولین مورد، به سیاست ­های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شکست خورده ­ای است که توسط دولت رفیق حریری از سال 1992 تا 2004 اجرایی شد.


فاکتور دوم که باعث افت نفوذ عربستان شد، ظهور حزب­ الله به ­عنوان بازیگر بزرگ مقاومت در لبنان بود. پس از ظهور این حزب، سیاست سعودی ­ها مبتنی بر تلاش برای بیرون راندن سوری ­ها از بیروت بود. ریاض از تلاش­ های واشنگتن برای فشار بر دمشق جهت خروج از بیروت، پشتیبانی می­ کرد. آنها امید داشتند که با این سیاست، ابتدا بیروت و سپس دمشق را به سیطرۀ خود درآورند، ولی واقعیت ­های میدانی نشان داد که هر دو شکست خوردند.


با تمام این اوصاف، سعودی ­ها مدعی ­اند که همچنان کنترل اکثر سنی­ های لبنان را به ­واسطۀ جریان «المستقبل» در اختیار دارند. البته المستقبل بیشترین میزان رأی سنی­ ها را به خود اختصاص داده و این واقعیت را انکار نمی­ کنیم. اما کاری که بن سلمان به سعد الحریری در نوامبر گذشته انجام داد، باعث ضربۀ شدیدی به روابط سعودی ­ها و سنی ­های لبنان شد و شاید حتی یکی از علل شکست حریری در انتخابات پارلمانی هم این باشد که ریاض به جای تقویت وی، او را تضعیف کرد.


در لبنان، سیستم سیاسی به ­گونه ­ای طراحی شده که هیچ دولتی بدون حضور سه مذهب، مسیحی مارونی، شیعه و سنی، نمی ­تواند تشکیل شود. در انتخابات اخیر، حریری تنها 19 کرسی سنی در پارلمان را نصیب خود کرد در حالی که 8 کرسی به سنی ­هایی رسید که ضد سیاست های او هستند. از آنجا که این 8 کرسی، کمتر از 19 کرسی حریری است، سایر گروه ­ها( مارونی ­ها و شیعیان)، مجبورند بر اساس قانون، نخست­ وزیر را از اکثریت سنی که المستقبل است، برگزینند. بر این اساس، می ­توان گفت که سعودی­ ها همچنان در لبنان نفوذ دارند.


مشهورترین سیاستمداران لبنانی طرفدار عربستان چه کسانی هستند؟

سعد حریری، پسر رفیق حریری. او و پدرش در واقع، ساختۀ پادشاهی سعودی هستند پس می­توان سعد را پسر خاندان سعودی­ ها هم دانست. باید تأکید کنم که عربستان، به هر طریقی هم که بخواهد روابط خود با لبنان را همچون گذشته کند، باز حریری را به­ عنوان نماینده خود در سیاست­ های لبنان حفظ خواهد کرد.


سمیر جعجع، رئیس «القوات اللبنانیة» هم پس از آزادی از زندان در سال 2005، از سوی سعودی ها مورد حمایت قرار گرفت. جعجع سمبل مسیحیان افراطی است و همسو با امریکایی ­ها قدم برمی ­دارد. او همزمان روابط بسیار خوبی با ریاض، حامی مالی حزبش دارد.


در کنار این ­دو، می ­توان از ولید جنبلاط، رهبر دروزی ­ها هم نام برد که ماه گذشته به ریاض سفر کرد و روابطش با ریاض را بازسازی نمود. جنبلاط پیش ­تر میان قطر و عربستان تاب می ­خورد، ولی به نظر می­ رسد که سعودی­ ها اخیراً توانسته باشند وی را تحبیب کنند. او پس از بازگشت از عربستان، در لبنان به تمجید از بن سلمان و سیاست­ هایش پرداخت.


سیاست عربستان در به انزوا کشاندن حزب ­الله را چگونه ارزیابی می ­کنید؟ آنها از چه طریقی این سیاست را پیگیری می ­کنند؟

بگذارید روشن و صریح بگویم که عربستان نمی ­تواند حزب­ الله را به حاشیه براند. همه آنچه که از دست سعودی­ ها برمی­ آید، این است که در تشکیل دولت جدید، اخلال ایجاد کنند. عربستان تلاش کرد تا هزینۀ اقدامات حزب ­الله را برای لبنانی ­ها بالا ببرد. مثلاً در 2013 تا 2016، به­ دلیل ورود حزب­الله به جنگ سوریه، انتحاری ­هایی از سوی آنها به لبنان فرستاده شدند و عملیات تروریستی انجام دادند. ولی این اقدامات بی ­نتیجه ماند. اکنون آنها تمام ابزارهای خود در مقابله با حزب را از دست داده­ اند. نتایج انتخابات اخیر هم یک پسرفت بزرگ برای ریاض بود، چون با حزب ­الله مقابله کرد.


اینک برنامه آنها این است که کاری کنند، جنبلاط، جعجع و حریری، وقت­ کشی کنند و اجازه ندهند که دولت شکل گیرد تا به مردم لبنان نشان دهند که اگر به سوی حزب ­الله گرایش پیدا کنند، نه دولت و نه رونق اقتصادی وجود نخواهد داشت. برنامۀ آنها این است که هر گونه بازگشت شکوفایی اقتصادی را به شکست بکشانند. البته من فکر می ­کنم که این استراتژی سعودی ­ها هم در نهایت پایان می ­یابد، زیرا با اوضاع موجود، به احتمال زیاد، دولت شکل خواهد گرفت. به گمانم آنها طرحی برای پس از تشکیل دولت، ندارند و نمی­ دانند که چه باید بکنند. در مجموع، به نظرم برنامۀ آنها وقت­ کشی است تا حزب ­الله نتواند وعده­ های خود در انتخابات مبنی بر اعمال اصلاحات فراگیر و مبارزه با فساد را پیش ببرد.


تحلیل نهایی شما از آیندۀ نفوذ عربستان در لبنان چیست؟ آیا این نفوذ گسترش می­ یابد یا محکوم به فناست؟

همانطور که اشاره کردم، ربودن حریری در ریاض، روابط عربستان با سنی ­های لبنان را تحت تاثیر قرار داد. جنبلاط و جعجع هم اگر اکنون همسو با عربستان گام برمی ­دارند، بیشتر به خاطر پول و کمک ­های مالی است. بن سلمان هم ثابت کرده که توان فهم نقشۀ سیاسی لبنان را ندارد و در این مورد، می ­خواهد با بی ­رحمی تمام رفتار کند (همانطور که در ماجرای ربایش نخست وزیر لبنان دیدیم). پادشاهان پیش از سلمان، می ­دانستند که چگونه با سیاسیون لبنان مواجه شوند، ولی بن سلمان، همۀ برگه ­های نفوذ کشورش در لبنان را با تحرکات پرنخوتش سوزاند.


معتقدم که نفوذ عربستان در لبنان، حتی کم شده و کمتر نیز خواهد شد، زیرا این دولت پیرو سیاست­ های امریکا در منطقه است و اکنون شاهد شکست ­های واشنگتن هستیم؛ پس طبیعتاً با شکست پیشرو، پیرو نیز به محاق خواهد افتاد. بگذارید این مسئله را هم از قلم نیندازیم که سعودی ­ها اکنون به­ صورت آشکار در حال نزدیک ­شدن به رژیم صهیونیستی هستند و این واقعیت، قطعاً از اعتبار آنها نزد افکار عمومی منطقه و به ­طور اخص لبنان، خواهد کاست. در مقابل، افکار عمومی لبنان حزب ­الله را می ­بیند که برای حفظ کشور، اقدامات بزرگی کرده و همچنان حاضر است که این اقدامات را دوباره انجام دهد و این درست برخلاف روایتی است که ریاض می­کوشد از حزب الله ارائه دهد.


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: