راهبرد معاصر

محمدرضا مرادی؛ کارشناس مسائل عربستان
تاریخ انتشار: ۰۹:۱۶ - ۲۹ مهر ۱۳۹۷ - 2018 October 21
کد خبر: ۶۳۳
تعداد بازدید: ۵۱۹
ترامپ در چند موضوع مهم مانند فلسطین، تحریم نفتی ایران، مقابله با نفوذ ایران و فروش سلاح به شدت به بن سلمان نیاز دارد. در مقابل هزینه های متاثر از برکناری بن سلمان برای تیم ترامپ می تواند بسیار زیاد بوده و سیاست های خاورمیانه ای وی را تحت الشاع قرار دهد.

به گزارش راهبرد معاصر؛ جمال خاشقچی روزنامه نگار منتقد سعودی 10 مهر ماه در کنسولگری عربستان در استانبول ناپدید و در نهایت عربستان اعلام کرد که وی به دنبال یک مشاجره به قتل رسیده است. هرچند شواهد بسیار زیادی وجود دارد که ثابت می کند بن سلمان پشت پرده اصلی این قتل بوده اما دربار سعودی این روایت را منتشر کرده و بن سلمان را از این قتل تبرئه کرده است. اما در روزهای گذشته رسانه های معتبر غربی اعلام کردند که بن سلمان قربانی این پرونده خواهد شد. روند امور در 18 روز گذشته به گونه ای طی شده که به نظر می رسد واشنگتن نیز به این نتیجه رسیده باشد که بن سلمان دستور این قتل را داده و به همین دلیل دونالد ترامپ سعی دارد تا به نوعی متحد خود را از این دردسر نجات دهد. به همین دلیل دونالد ترامپ در ابتدا در برابر شواهد موجود مبنی بر قتل خاشقچی تاکید کرد که این قتل کار عوامل خودسر بوده و پس از اعلامیه دربار سعودی در مورد قتل خاشقچی در یک مشاجره این روایت را معتبر دانست. کارشناسان تاکید دارند که ترامپ به هر روشی سعی در نجات بن سلمان از این ماجرا دارد. چرا که برخی خبرها حتی حکایت از این داشت که شورای بیعت عربستان نشستی محرمانه برای انتخاب ولیعهد جدید عربستان برگزار کرده و شورای علمای سعودی نیز خواستار برکناری بن سلمان شدند. حتی برخی رسانه ها از تشکیل محوری برای حمایت از ولیعهدی احمد بن عبدالعزیز خبرداند. در واقع برخی رسانه ها مانند گاردین، نیویورک تایمز و واشنگتن پست با انتشار گزارش هایی مستمر تاکید کردند که بن سلمان باید از ولیعهدی عربستان برکنار شود. اما به نظر می رسد که در نهایت دونالد ترامپ موفق شده تا این مسئله را مدیریت کند و به نوعی بن سلمان را از سقوط کنونی نجات دهد. اما مسئله اصلی این است که چرا ترامپ برای حفظ بن سلمان هزینه های زیادی متحمل شده و حتی در برابر نمانیدگان کنگره نیز ایستاده است؟


1. بازترسیم سیاست‌‌ها

برکنار شدن محمد بن سلمان از ولیعهدی عربستان به معنای این است که آمریکا باید سیاست های منطقه ای خود را بازترسیم کند و این به معنای هدر رفتن زمان و هزینه های دو ساله ترامپ خواهد بود. در واقع در شرایط کنونی که انتخابات میان دوره ای کنگره نزدیک است و تحریم ایران نیز به یک مسئله مهم برای ترامپ تبدیل شده برکناری بن سلمان می تواند باعث شود که در تمامی ابعاد، سیاست های آمریکا در مورد عربستان تغییر کند که این مسئله احتمال موفقیت برنامه های خاورمیانه ای ترامپ را به شدت کاهش خواهد داد.


2. سیاست خاورمیانه‌ای ترامپ

سیاست خاورمیانه ای آمریکا با روی کار آمدن دونالد ترامپ شاهد نوعی تغییر بوده است. در دوران باراک اوباما رئیس جمهور سابق آمریکا سیاست پاسیفیک گرایی و گرایش به شرق بیشتر مورد توجه کاخ سفید بود. اما پیروزی دونالد ترامپ باعث تغییر این سیاست شده و بار دیگر خاورمیانه به کانون استراتژی های آمریکا باز گشته است. دکترین خاورمیانه ای ترامپ چند وجه بارز دارد:


تهاجمی بودن

شاید بتوان مهمترین وجه سیاست های خاورمیانه ای ترامپ را تهاجمی بودن آن دانست. در این مسیر وی در مورد سوریه سه بار دستور حمله موشکی را صادر کرده است. در واقع ترامپ به دنبال آن است تا با تشدید بی ثباتی زمینه را برای اجرای سیاست های خاورمیانه ای خود آماده کند. در این شرایط بن سلمان گزینه مناسبی است. چرا که جوان بودن و جسور بودن بن سلمان باعث شده است تا وی نیز در عرصه منطقه ای بسیار تهاجمی عمل کند و اساسا وی سیاست خاورمیانه ای عربستان را از «محافظه کارانه تدافعی» به «محافظه کارانه تهاجمی» تغییر دهد. به همین دلیل ترامپ سعی دارد تا بن سلمان را به عنوان بازوی اجرایی سیاست های منطقه ای خود همچنان حفظ کند.


فروش سلاح

دونالد ترامپ پیروزی خود را تاحدودی مدیون جناح تندرو و لابی های اسلحه در آمریکا است. به همین دلیل وی باید منافع این لابی ها را در سیاست های خود لحاظ کند. در همین راستا شاهزاده های جاه طلب عربی بهترین گزینه برای این مقصود ترامپ هستند. بن سلمان تنها در یک مورد یک قرارداد خرید سلاح از آمریکا به ارزش 110 میلیادر دلار امضا کرد. در واقع «سیاستِ اول آمریکای» ترامپ باعث شده است تا وی فروش سلاح را به عنوان یکی از مهمترین منابع درآمدی و کاهش نرخ بیکاری در آمریکا محسوب کند. ترامپ زمانی که رسانه ها در ماجرای خاشقچی وی را تحت فشار گذاشتند که به دلیل این مسئله قراردادهای تسلیحاتی با عربستان لغو شود به صراحت مخالفت کرده و اعلام کرد که هیچ گاه این اقدام را انجام نخواهد داد.


مقابله با نفوذ ایران

مسئله مهم دیگر در سیاست خاورمیانه ای ترامپ مقابله با نفوذ فزاینده ایران است. از نگاه محور ترامپ، بن سلمان و نتانیاهو، ایران بر چهار پایتخت عربی مسلط شده و باید این نفوذ تحدید شود. در واقع ترامپ بارها هشدار داده است که آمریکا در منطقه 7 تریلیون هزینه کرده اما در نهایت ایران صاحب نفوذ شده است. در مقابل بن سلمان شاهزاده ای به شدت افراطی و ضد ایرانی بوده که در یکی از نخستین اقداماتش روابط با ایران را قطع کرد و حتی تهدید کرد که درگیری های منطقه ای را به داخل ایران خواهد کشاند. در واقع بن سلمان شاهزاده ای است که تمامی ویژگی های لازم برای مقابله با ایران از نظر ترامپ را داراست.


3. معامله قرن

دونالد ترامپ یکی دیگر از وجوه سیاست منطقه ای خود را حل و فصل مسئله فلسطین به سود اسرائیل معرفی کرده است. در این مسیر وی در قالب معامله قرن سفارت آمریکا را از تل آویو به بیت المقدس منتقل کرد. این امر بسیار حساس بوده و موجی از واکنش ها علیه آمریکا به راه انداخت. اما حمایت های پنهانی محمد بن سلمان ولیعهد عربستان و محمد بن زاید ولیعهد ابوظبی از این طرح باعث هموار شدن مسیر اجرای این طرح شده است. در واقع بن سلمان در مصاحبه با نشریه آتلانتیک به صراحت از حق اسرائیل برای داشتن سرزمین دفاع کرده است. این مسئله برای دونالد ترامپ بسیار مهم است چرا که شاهزاده های عربی به ندرت جرات اظهار نظر در این مورد را دارند. اما بن سلمان با حمایت از معامله قرن نشان داده که بهترین گزینه ترامپ در مسئله فلسطین است.


4. پنهان کردن نقش بن سلمان در پیروزی ترامپ در انتخابات

برخی از کارشناسان نیز معتقدند که کمک های بن سلمان به ستاد انتخاباتی دونالد ترامپ باعث شده است تا وی به عنوان گزینه مورد اعتماد دونالد ترامپ برای پادشاهی عربستان مطرح باشد. ترامپ از دهه 1990 روابط تجاری نزدیکی با سعودی ها داشته است و از زمانی که رئیس جمهور شده است، عربستان نقش اصلی را در سیاست خارجی ترامپ داشته است. جرد کوشنر، داماد و مشاور ترامپ، به ویژه روابط نزدیکی با محمد بن سلمان به وجود آورد و شخصا تلاش کرد او را به عنوان شریک قابل اعتماد آمریکا در منطقه نشان دهد. شماری از سناتورهای دموکرات نیز در نامه‌ای به رئیس جمهور آمریکا از او خواستند اطلاعات کامل روابط مالی خانواده‌اش با عربستان را اعلام کند. این اعضای دموکرات سنا از جمله ریچارد دوربان و الیزابت وارن خواستار دسترسی به همه اسناد مربوط به سرمایه‌گذاری‌های عربستان و اعضای خاندان آل سعود و شهروندان عربستانی در شرکت ترامپ در ده سال اخیر شدند. مجتهد افشاگر سعودی نیز معتقد است آنچه که گفته می‌شود هدف ترامپ از تایید روایت بن‌سلمان، دوشیدن عربستان سعودی است، نادرست است؛ چرا که هدف ترامپ نجات دادن خود از رسوایی‌ای است که بن‌سلمان با آن، او را تهدید می‌کند تا از این مهلکه نجاتش دهد. تهدید بن‌سلمان این است که جزئیات کمکش به موسسه ترامپ قبل و بعد از انتخابات، را فاش می‌کند.


5. جبران کمبود نفت ایران و مقابله با ایران

به دنبال خروج آمریکا از برجام برخی تحریم ها علیه ایران اجرایی خواهد شد. تحریم های بازگشتی و غیرقانونی آمریکا علیه ایران بعد از دوره 90 روزه در تاریخ 6 آگوست 2018 (15 مرداد ماه 1397) و پس از دوره 180 روزه در تاریخ 4 نوامبر 2018 (13 آبان ماه 1397) قرار است اجرایی شود. در این ارتباط دونالد ترامپ به صراحت اعلام کرده که به دنبال صفر کردن صادرات نفتی ایران است. ایران بیش از 3.5 میلیون بشکه در روز نفت تولید می کند و از این رقم روزانه 2.5 میلیون بشکه صادر می شود. آمریکا گفته است که قصد دارد تا آبان ماه، صادرات نفت ایران را به صفر برساند. اما مشکل اساسی این است که در صورت حذف صادرات نفت ایران باید جایگزین آن نیز مشخص شود. چرا که با توجه به وابستگی آمریکا به نفت (آمریکا روزانه 7 میلیون و 900 هزار بشکه نفت وارد می کند) در صورت افزایش قیمت نفت این کشور بسیار متضرر خواهد شد. به همین جهت ترامپ به دنبال آن است تا عربستان را در تحریم نفتی ایران وارد کند. در این مسیر بن سلمان می تواند در راستای این سیاست دستور افزایش تولید نفت را صادر کند. در واقع برکناری احتمالی بن سلمان می تواند نوعی بی ثباتی در عربستان ایجاد کند که همین مسئله تولید نفت را نیز تحت الشعاع قرار خواهد داد و برنامه های ترامپ برای تحریم نفتی ایران را با مشکل مواجه خواهد کرد. روزنامه گاردین نیز در گزارشی علت همسویی ترامپ با عربستان در قضیه قتل جمال خاشقچی را براندازی ایران دانست و نوشت که آمریکا می‌داند در راهبردی که علیه ایران اتخاذ کرده است، بدون حمایت سعودی‌ها اثری نخواهد داشت؛ چرا که در این برداشت براندازی ایران وابسته به تزریق نفت عربستان برای جبران کمبود پیش‌بینی شده نفت است.


6. هراس از بی ثباتی احتمالی در عربستان

برکناری بن سلمان در شرایط کنونی به معنای حاکم شدن نوعی جنگ قدرت در عربستان است؛ چرا که بن سلمان در سه سال گذشته موفق به ایجاد شبکه هایی اطلاعاتی- امنیتی در عربستان شده که در صورت برکناری، این شبکه ها توان ایجاد آشوب در عربستان را دارند. از سوی دیگر جانشینان احتمالی بن سلمان نیز افراد مختلفی مانند بن نایف، متعب بن عبدالله و احمد عبدالعزیز و یا حتی خالد بن سلمان خواهند بود که بیشتر این افراد می توانند برای به دست آوردن پست ولیعهدی با یکدیگر وارد رقابت شده و نوعی بی ثباتی سیاسی در عربستان ایجاد خواهد شد. این مسئله سیاست های خاورمیانه ای ترامپ مانند معامله قرن، فروش سلاح، صادرات نفت و مقابله با ایران را تحت الشعاع قرار خواهد داد.


7. بن سلمان مهره مورد اعتماد ترامپ

نکته مهم دیگر این است که روی کار آمدن بن سلمان اساسا به دلیل حمایت های دونالد ترامپ بوده است؛ چرا که گزینه نخست آمریکا برای ولیعهدی عربستان، محمد بن نایف بود اما تیم امنیتی ترامپ موافق روی کارآمدن بن سلمان بودند. به همین دلیل بسیار سخت است که شاهد تغییر سیاست های ترامپ در این مورد باشیم.


نتیجه

در کل می توان گفت که پرونده خاشقچی از نگاه ترامپ آنقدر بزرگ نیست که بتواند باعث جدایی بین وی و بن سلمان شود. در واقع ترامپ در چند موضوع مهم مانند فلسطین، تحریم نفتی ایران، مقابله با نفوذ ایران و فروش سلاح به شدت به بن سلمان نیاز دارد. در مقابل هزینه های متاثر از برکناری بن سلمان برای تیم ترامپ می تواند بسیار زیاد بوده و سیاست های خاورمیانه ای وی را تحت الشاع قرار دهد. به همین دلیل ترامپ در 18 روز گذشته در برابر فشار رسانه های جریان اصلی در غرب و همچنین نمایندگان کنگره آمریکا ایستادگی کرده و سعی دارد تا بن سلمان را به صورت کامل از این بحران نجات دهد.


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: