رسانه آمریکایی: برتری نظامی واشنگتن نتوانست ایران را در هرمز شکست دهد
یک رسانه آمریکایی با اشاره به قدرت ایران درکنترل تنگه هرمز اعلام کرد برتری نظامی نتوانست واشنگتن را پیروز کند. به گزارش راهبردمعاصر، به دنبال از سرگیری جنگ در منطقه در پی عهد شکنیهای مداوم آمریکا و نقض توافق اسلام آباد، معادلهای که ایران در تنگه هرمز تثبیت کرده، نگرانیهای فزاینده جهانی در مورد ناوبری در این تنگه و تاثیر بحران کنونی بر اقتصاد جهان همچنان بیشتر میشود.
در این زمینه واسای میر، تحلیلگر ریسک ژئوپلیتیک، در مقالهای که در نشریه نشنال اینترست منتشر شد، اظهار داشت که تلاشهای اخیر برای کاهش تنش در تنگه هرمز، صرفاً آتشبسهای موقتی بودند که به سرعت در مواجهه با واقعیتهای پیچیده جغرافیایی و نظامی منطقه فرو ریختند.
وی تاکید کرد که یادداشت تفاهمی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، با ایران در 17 ژوئن در پاریس امضا کرد، تنها سه هفته دوام آورد. هسته اصلی اختلاف بین ایالات متحده و ایران بر سر مفاد این توافق همچنان حل نشده است. تهران تاکید دارد که بستن تنگه به آن «حق مدیریت و اعمال هزینههای ترانزیت» میدهد، در حالی که واشنگتن اصرار دارد که این یک «آبراه بینالمللی آزاد» است و هرگونه توافق پایدار را بعید به نظر میرساند.
اهرمهای ایران برای کنترل تنگه هرمز
در ادامه این مقاله تاکید شده که مشکل نه در نیتهای بد یا دیپلماسی ضعیف، بلکه در جغرافیایی است که به ایران مزیت استراتژیک میدهد. ایران سواحل شمالی تنگه هرمز را کاملاً کنترل میکند و به آن اجازه میدهد بدون نیاز به استقرار نیروی دریایی خود، از موشکهای ساحلی، قایقهای تندرو و مینهای دریایی برای تهدید کشتیرانی استفاده کند.
بر اساس این مقاله، تنگه هرمز همچنان تنها خروجی دریایی خلیج فارس به اقیانوس آزاد است و علاوه بر بیشتر صادرات گاز طبیعی مایع منطقه، تقریباً 20 میلیون بشکه نفت در روز را حمل میکند. خطوط لوله جایگزین در عربستان سعودی و امارات متحده عربی تنها میتوانند بخش محدودی از این حجمها را در خود جای دهند، و دور زدن تنگه در حال حاضر گزینهای غیرعملی است.
در ادامه گزارش نشنال اینترست آمده است که ایران موقعیت نظامی خود را از طریق پایگاههای خود در بندرعباس و جزایر اطراف تنگه، مانند قشم، هرمز و لارک، تقویت کرده است که به آن اجازه میدهد موشک مستقر کند، قایقهای تندرو تهاجمی را به پرواز درآورد و هزاران مین دریایی کار بگذارد.
نویسنده این گزارش تصریح کرد: پیروزی در این رویارویی مستلزم آن نیست که تهران «در یک نبرد دریایی پیروز شود»، بلکه مستلزم آن است که «عبور از تنگه هرمز را آنقدر گران کند که شرکتهای بیمه نتوانند آن را پوشش دهند»، که همین امر منجر به کاهش شدید ترافیک کشتیرانی شده است.
سه سناریو برای آینده تنگه هرمز
این مقاله 3 سناریوی احتمالی را برای آینده تنگه هرمز مورد بررسی قرار میدهد.
-اولین سناریو ادامه چیزی است که به عنوان «بستنهای گزینشی» توصیف میشود و در آن ایران، بر اساس ملاحظات سیاسی به کشتیهای کشورهای خاص اجازه عبور میدهد، در حالی که از عبور کشتیهای متعلق به کشورهای غربی جلوگیری یا آنها را محدود میکند.
در همین راستا کشتیهای چین، روسیه، هند، ترکیه، پاکستان، عراق، فیلیپین و سایر کشورها، پس از اخذ مجوزهای ایران توانستند از این تنگه عبور کنند، در حالی که کشتیهای غربی همچنان با محدودیتهای قابل توجهی روبرو هستند. برخی از کشتیها حدود دو میلیون دلار برای هر سفر پرداخت میکنند، در حالی که مجلس ایران در تلاش است تا این هزینهها را به عنوان منبع درآمد رسمی قانونی کند.
این سناریو به برخی از قدرتهای بزرگ - در درجه اول چین و روسیه - انگیزههای محدودی برای تلاش جهت بازگشایی کامل تنگه میدهد، زیرا پکن از ادامه عبور کشتیهای خود سود میبرد، در حالی که مسکو از قیمت بالای نفت جهانی سود مالی میبرد.
-اما سناریوی دوم، شامل تلاش ایالات متحده برای بازگشایی تنگه هرمز با نیروی نظامی است، گزینهای که نویسنده با توجه به جغرافیای منطقه بعید میداند که موفق شود. حملات مداوم ایالات متحده علیه سایتهای نظامی ایران، از جمله جزایر مشرف به تنگه هرمز ، نتوانسته است تهدید را از بین ببرد.
نابود کردن سایتهای نظامی به معنای کنترل خط ساحلی نیست و ایران قادر است قابلیتهای غیرمتعارف خود را با سرعتی سریعتر از آنچه ایالات متحده میتواند آنها را نابود کند، بازسازی کند. همچنین باید به شکست عملیات آزادی اعلام شده توسط ترامپ که با هدف محافظت از ناوبری انجام شد، به دلیل فقدان حمایت منطقهای و بینالمللی، امتناع چندین کشور غربی و آسیایی از ارسال کشتیهای دریایی و تصمیم واشنگتن برای رد استقرار نیروهای زمینی اشاره کرد.
این امر، گزینه نظامی را به نتیجه احتمالی «تشدید بدون راهحل» تبدیل میکند؛ زیرا هر نیرویی که بخواهد با زور تنگه را بازگشایی کند، به کنترل کامل خط ساحلی نیاز دارد.
-اما سناریوی سوم که محتملترین سناریو است، شامل بازگشایی تنگه هرمز در حالی است که اثرات بحران همچنان باقی است. یادداشت تفاهم قبلی برای مدت کوتاهی اجازه بازیابی حدود یک سوم از ترافیک دریایی را قبل از، از سرگیری حملات ایران به تانکرهای گاز و نفت و کشتیهای تجاری میداد، که باعث شد ایالات متحده موجهای جدیدی از حملات را آغاز کند و تهران را به سمت بستن دوباره تنگه سوق دهد.
بر اساس این مقاله، با همه وجود به نظر میرسد با توجه به تلاشهای میانجیگری مداوم از طریق عمان و پاکستان، فرصتهای دیپلماسی به طور کامل از دست نرفته است. اما با این حال ماههای گذشته زخمهای اقتصادی ماندگاری بر جای گذاشته است، زیرا بازارهای انرژی نوسانات شدیدی را تجربه کردهاند.
آمریکا باید به شکست در حل بحران تنگه هرمز اعتراف کند
نویسنده این مقاله تاکید کرد که قیمت نفت خام برنت قبل از هر بار صحبت از توافق، بیش از 55 درصد افزایش یافت. در همین حال، شرکتهای بیمه، ریسکهای حمل و نقل را دوباره ارزیابی کردهاند و قراردادهای بلندمدت انرژی اکنون شامل بندهایی هستند که به بسته شدن تنگه هرمز به عنوان یک رویداد فورس ماژور اشاره میکنند.
وی در ادامه تصریح کرد: آمریکا باید اعتراف کند که برتری نظامی آن نتوانسته این بحران در تنگه هرمز را حل کند و مسیر دیپلماتیک جایگزینی برای مسیر نظامی نیست، بلکه تنها مسیر را برای حل و فصل باز میکند که هزینههای آن بیشتر از مزایای آن نیست.
در پایان یادداشت نشنال اینترست آمده است: لغو تحریمهای ایران در ازای تعهدات روشن در مورد برنامه هستهای و تضمین آزادی ناوبری، نمیتواند پایه و اساس یک توافق پایدار را تشکیل دهد. چه بحران با دیپلماسی پایان یابد و چه با تشدید تنش، واقعیت جغرافیایی ثابت میکند که حل و فصل سیاسی بحران تنگه هرمز همچنان کمهزینهترین گزینه برای همه طرفها است./تسنیم