همسویی عربستان با سنتکام علیه متحدان ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ عربستان نقش محوری در حمایت از تدوین «توافقنامه لبنان و رژیم صهیونیستی» ایفا کرد، توافقی که هدفش کاهش نفوذ ایران و جداسازی موضوع لبنان از هرگونه توافق منطقهای دوجانبه بین واشنگتن و تهران بود. توافق ۲۶ ژوئن لبنان و رژیم صهیونیستی با حمایت عربستان و کشورهای حوزه خلیج فارس شکل گرفت. ایران اعتقاد دارد که این توافقنامه برای منزوی کردن جبهه لبنان از هرگونه توافق ایران و آمریکا و قرار دادن خلع سلاح حزبالله به عنوان پیششرط طراحی شده است. با وجود این، اجرای آن با موانع ساختاری و مواضع متناقضی از سوی طرفهای درگیر مواجه است. واشنگتن و ریاض همچنین تلاش کردند مسیر تفاهم با تهران را کاملاً از موضوع حاکمیت لبنان جدا نگه دارند تا مانع از استفاده ایران از حزبالله به عنوان اهرم فشار شوند.
حملات آمریکا و عربستان نشاندهنده تغییر راهبردی و مستقیم به سمت تلاش برای تضعیف متحدان ایران در منطقه با همکاری آمریکا بود
نیروهای مورد حمایت عربستان باند فرودگاه صنعا را بمباران کردند تا از فرود هواپیمای ایرانی جلوگیری کنند، اقدامی که ریاض آن را نقض محاصره هوایی اعمال شده دانست. این رویارویی افزایش یافت و به فروپاشی آتشبس طولانیمدت منجر شد.
اما بحران بین ریاض و صنعا پس از یک سری رویدادهای فزاینده، به سمت خطرناکی کشیده شد. در پاسخ به بمباران فرودگاه، انصارالله به سرعت موشکهای بالستیک و پهپادهایی را به سمت فرودگاه بینالمللی ابها در جنوب عربستان شلیک کرد و عملاً آتشبس برقرار شده از سال ۲۰۲۲ میلادی پایان یافت و محاصره دریایی کاملی را بر کشتیهای سعودی به وسیله تنگه باب المندب و دریای سرخ اعمال کرد که پاسخی تلافیجویانه بود. ائتلاف عربی به سرکردگی عربستان حملات هوایی شدیدی را علیه مواضع انصارالله در الحدیده آغاز و عملیات نظامی خود را با این ادعا توجیه کرد که نقض تحریم هوایی و تلاش برای اعمال محاصره دریایی بر بنادر عربستان، تهدیدی وجودی برای ناوبری بینالمللی و زنجیرههای تأمین جهانی در دریای سرخ است.
عربستان مواضع نیروهای حشدالشعبی را در عراق بمباران کرد. این اقدام نظامی نخستین عملیات تهاجمی مشترک واشنگتن و ریاض علیه اهدافی در داخل خاک عراق بود که به طور علنی تأیید و در پاسخ به حملات گسترده پهپادی به زیرساختهای نفتی در داخل پادشاهی سعوی انجام شد. این بمباران شامل مکانهایی در شرق عراق و مراکز فرماندهی در چندین استان، از بصره و کربلا گرفته تا نینوا بود.
این حملات بحران سیاسی و امنیتی شدیدی را در محافل عراقی ایجاد کرده است و نخست وزیر عراق خواستار تشکیل جلسه اضطراری شورای امنیت ملی برای پیگیری پیامدهای آن شد. حملات آمریکا و عربستان نشاندهنده تغییر راهبردی و مستقیم به سمت تلاش برای تضعیف متحدان ایران در منطقه با همکاری آمریکا بود که فراتر از تفاهمات دیپلماتیک قبلی است.
این واکنش، میزان بالایی از هماهنگی امنیتی با واشنگتن و ادغام دیدگاههای سعودی و آمریکایی را نشان داد، به طوری که عملیات اطلاعاتی و هوایی به طور مشترک برای تضمین امنیت انرژی جهانی مدیریت شدند. عربستان از هماهنگی پنهانی فراتر رفت و به دفاع آشکار از منافع خود روی آورد، در حالی که همزمان به وسیله کانالهای رسمی تأیید کرد به دنبال کشاندن منطقه به جنگ منطقهای گستردهتر یا افزایش تمام عیار تنش با تهران نیست. همسویی اخیر با واشنگتن، چه به وسیله حملات مشترک با سنتکام یا هماهنگی دیپلماتیک در لبنان، نشان دهنده این اعتقاد مشترک است که مقابله با نفوذ ایران مستلزم از بین بردن متحدان ایران و نه فقط تمرکز بر برنامه هستهای این کشور است.
ریاض بیم آن دارد ایران از تفاهمات به دست آمده با واشنگتن برای تحمیل شروط خود برای مدیریت تنگه هرمز، خطوط کشتیرانی و جریان انرژی استفاده کند. ریاض معتقد است یادداشت تفاهم بین واشنگتن و تهران نتوانسته به موضوعات اصلی بپردازد، زیرا ایران تلاش کرده است دستور کار منطقهای خود را از این توافق جدا کند.
عربستان مدلی اتخاذ میکند که مبتنی بر نفوذ پایدار ناشی از منافع اقتصادی مشترک است، نه درگیریهای نظامی. این کشور بر ایجاد شوراهای هماهنگی سطح بالا با کشورهای همسایه، حفظ امنیت آبراههای حیاتی و استفاده از قدرت اقتصادی خود برای مقابله با نفوذ ایران تمرکز دارد. سیاستگذاران حوزه خلیج فارس معتقدند، این «مدل توسعه» مبتنی بر امور مالی و تجاری، پایدارترین پروژه برای قرن بیست و یکم است.
ایران در حال اعمال حاکمیت و کنترل خود بر تنگه هرمز است
پادشاهی سعودی ابتکاراتی را برای تشکیل اتحادهای دریایی جهت حفاظت از تنگه هرمز و دریای سرخ آغاز کرد. ایده اصلی در اینجا تبدیل امنیت آبراهها به منفعت مشترک بینالمللی است، به طوری که گلوله ای که به سمت منطقه نشانه گرفته میشود، به حملهای علیه منافع قدرتهای بزرگ (مانند چین، آمریکا و اروپا) تبدیل شود.
ایران و عربستان برای رهبری منطقهای در غرب آسیا در حال رقابت هستند. این رقابت در مناطقی که نفوذ مشترک دارند (یمن، عراق، سوریه و لبنان) مشهود است. تنگههای دریایی (تنگه هرمز و دریای سرخ) کانون رقابت هستند و تهران از ابزار اختلال در تأمین انرژی بهره برداری میکند، در حالی که عربستان به دنبال محافظت از پروژههای توسعهای خود است.
هماهنگی آمریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس تأثیر مستقیم و قدرتمندی بر ایران در تنگه هرمز دارد. این همکاری جبهه نظامی و سیاسی متحد تشکیل میدهد که توانایی تهران را برای کنترل یکجانبه یا تغییر وضعیت قانونی این آبراه بینالمللی محدود میکند. این تأثیر فراتر از ابعاد منطقهای است و سایر بازیگران بینالمللی را برای محافظت از کشتیرانی دریایی درگیر میکند. این موضوع در مواضع و بیانیههای مشترک صادر شده به وسیله شورای همکاری خلیج فارس با طرفهایی مانند اتحادیه اروپا، با هدف اطمینان از باز ماندن پایدار تنگه و انطباق کامل آن با قوانین بینالمللی، منعکس شده است.
ایران در حال اعمال حاکمیت و کنترل خود بر تنگه هرمز است و راهبردی را دنبال، فشار نظامی نامتقارن در میدان را با مانورهای حقوقی و سیاسی ترکیب میکند و تلاش دارد جامعه بینالمللی را متقاعد کند تا حکمرانی انحصاری و مستقیم خود را بر این آبراه به رسمیت بشناسد.