ادعای سی‌ان‌ان در خصوص طرح پیشنهادی عمان برای تنگه هرمز هدف قرار گرفتن ۳ نفتکش عربستانی توسط یمن پیشنهاد جدید عمان درباره تنگه هرمز اعلام قرمز اینترپل علیه گروه‌های جدایی‌طلب ایرانی در اروپا عراقچی: حمله اوکراین به شناور ایرانی بی‌پاسخ نمی‌ماند نتانیاهو: با ترامپ درباره ایران گفت‌و‌گو خواهم کرد/ برای اقدامی گسترده‌تر در کرانه باختری آماده‌ایم ترامپ: اگر به ۱۰۰ درصد خواسته‌ها نرسیم، جنگ را از سر می‌گیریم جزئیات گفتگوی عراقچی و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا سقوط پهپاد نزدیک خانه بن گویر در کرانه باختری حمله اوکراین به کشتی ایرانی یک شهید بر جا گذاشت / وزارت خارجه اقدام تجاوزکارانه اوکراین را به شدت محکوم کرد اکسیوس: امروز و فردا امکان توافق وجود دارد / احتمال توافق در مورد تردد در تنگه هرمز و توقف حملات آمریکا وال‌استریت‌ژورنال: خیبرشکن موشکی دقیق و مرگبار است و خطرناک‌تر می‌شود حملاتی به پایگاه آمریکا در اربیل عراق کویت مدعی مشارکت نداشتن در حملات به ایران شد ترامپ موج جدید تعرفه‌ها علیه 60 کشور را کلید زد انصارالله: اقدامات اسرائیل در مسجدالاقصی، منطقه را به خطر می‌اندازد
یادداشت حنیف غفاری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

عواقب قمار راهبردی کاخ سفید

جنگ رمضان محاسبات داخلی آمریکا را علیه کاخ سفید، پنتاگون و سنتکام تغییر داده است. مهاجمان تصور می‌کنند جنگ، انسجام داخلی می‌آفریند و مخالفت‌ها را خاموش می‌کند. اما اگر طولانی شود و هزینه‌هایش آشکار شود، به عامل فرسایش مشروعیت داخلی تبدیل می‌شود.
حنیف غفاری؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۰ - ۰۹ تير ۱۴۰۵ - 2026 June 30
کد خبر: ۳۱۲۰۵۷

عواقب قمار راهبردی کاخ سفید

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ ریچارد هاس، رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا به تازگی در نقد جنگ رمضان (ماهیت و کارکرد آن) تأکید کرده است: این جنگ غیرضروری بود که آمریکا، متحدان خلیج فارس و رژیم صهیونیستی را ضعیف‌تر از قبل کرد. تاریخ در قضاوت تصمیم آمریکا و رژیم صهیونیستی برای ورود به این جنگ سخت‌گیر و بی‌رحم خواهد بود، زیرا نتیجه نهایی آن نه مهار ایران، بلکه احیای ایران و افزایش خطر درگیری‌های آینده است.

مواضع  ریچارد هاس از این جهت قابل اعتناست که با منطقی رئالیستی-محاسباتی نگاشته شده و در آن اصل هزینه-فایده در نبردهای خارجی یک کشور مبنای تحلیل قرار گرفته است. در این خصوص دو نکته اساسی وجود دارد که باید نسبت به آنها توجه داشت:

نخستین سازوکار جنگ های غیرضروری و پرهزینه، فرسایش منابع است

نخست، اینکه در تاریخ روابط بین‌الملل همه جنگ‌ها از سر ناگزیری رخ نمی‌دهند. برخی جنگ‌ها محصول خطای محاسباتی، خودبزرگ‌بینی راهبردی، توهم پیروزی سریع و ناتوانی در فهم واقعیت‌های میدان هستند. چنین جنگ‌هایی را می‌توان «غیرضروری» نامید؛ جنگ‌هایی که نه آخرین گزینه‌اند، نه هزینه‌هایشان با دستاوردهای احتمالی تناسب دارد و نه افق روشنی برای پایان دارند.

در این میان، آنچه بیش از همه اهمیت دارد این است که جنگ غیرضروری و حماقت‌آمیز، برخلاف تصور آغازگرانش، اغلب موازنه قدرت را نه به سود مهاجم، بلکه به زیان او تغییر می‌دهد. چنین قاعده ای در خصوص جنگ رمضان نیز صادق است. اکثریت قریب به اتفاق راهبردنویسان آمریکایی معتقدند که چنین نبردی درنهایت موازنه قدرت را به سود تهران تغییر داده است.

نکته دیگر، اینکه نخستین سازوکار جنگ های غیرضروری و پرهزینه، فرسایش منابع است. هر جنگی، حتی اگر کوتاه‌مدت فرض شود، به سرعت به مصرف گسترده منابع مالی، نظامی، انسانی و سیاسی می‌انجامد. مهاجمی که گمان می‌کند با حمله برق‌آسا می‌تواند موقعیت خود را تثبیت کند، ناگهان با واقعیت پیچیده میدان روبه‌رو می‌شود؛ هزینه‌های لجستیکی و اقتصادی ناشی از جنگ  بالا می‌رود، تلفات انسانی افزایش می‌یابد، تجهیزات مستهلک می‌شوند و دولت ناچار می‌شود بخش بزرگی از انرژی خود را صرف تداوم جنگ یا حتی خروج کم هزینه تر از آن (جهت کاهش بار شکست) کند.

جنگ غیرضروری (مانند آنچه از سوی دولت ترامپ در جریان جنگ رمضان رخ داد)  اغلب اقتصاد مهاجم را تضعیف می‌کند. حتی دولت‌هایی که از توان اقتصادی بالا برخوردارند، در صورت ورود به جنگی بی‌برنامه و پرهزینه، با پیامدهایی همچون تورم، کاهش سرمایه‌گذاری، فرار سرمایه، افزایش کسری بودجه و نارضایتی اجتماعی مواجه می‌شوند. بی دلیل نیست که طبق آخرین نظرسنجی های داخلی آمریکا، تنها 25 درصد از شهروندان این کشور از جنگ اخیر حمایت کرده اند. اقتصاد جنگ‌زده، به‌تدریج پایه‌های قدرت ملی را سست می‌کند. مهاجم ممکن است در هفته‌های نخست تصویر یک بازیگر قدرتمند ارائه دهد، اما در میان‌مدت، فشار اقتصادی می‌تواند توان رقابتی و ثبات داخلی او را کاهش دهد.

اقدامی که برای افزایش قدرت آغاز می‌شود، اغلب به آشکار شدن محدودیت‌های قدرت می‌انجامد

جنگ رمضان  محاسبات داخلی آمریکا  را نیز علیه کاخ سفید، پنتاگون و سنتکام تغییر داده است. مهاجمین معمولاً تصور می‌کنند جنگ، انسجام داخلی می‌آفریند و مخالفت‌ها را خاموش می‌کند. اما اگر جنگ طولانی شود، اهدافش مبهم بماند یا هزینه‌های آن آشکار گردد، همین ابزار به عامل فرسایش مشروعیت داخلی تبدیل می‌شود. جامعه‌ای که با وعده پیروزی سریع وارد فضای جنگی شده، در برابر تلفات، فشار اقتصادی و بی‌نتیجه بودن عملیات، دچار تردید و فرسودگی می‌شود. در این شرایط، شکاف میان حکومت و افکار عمومی افزایش می‌یابد و این امر خود بخشی از موازنه قدرت را به زیان مهاجم تغییر می‌دهد.

در نهایت، جنگ غیرضروری تناقض بزرگی در خود دارد؛ اقدامی که برای افزایش قدرت آغاز می‌شود، اغلب به آشکار شدن محدودیت‌های قدرت می‌انجامد. مهاجم، با ورود به جنگی که ضرورت راهبردی ندارد، نه‌تنها منابع خود را مصرف، بلکه رقبایش را متحد، اقتصادش را تضعیف و ثبات داخلی‌اش را آسیب‌پذیر می‌کند. به همین دلیل، در بسیاری از موارد، جنگ‌هایی هستند که اساساً نباید آغاز می‌شدند.

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار