توافق مکه قواعد بازی غرب آسیا را تغییر خواهد داد؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ امضای «توافقنامه مکه برای دفاع مشترک» بین عربستان، ترکیه و پاکستان در برهه بسیار پیچیده منطقهای انجام شد که با افزایش تردیدها درباره توانایی و اثربخشی چتر امنیتی آمریکا در حفاظت از امنیت خلیج فارس، به ویژه پس از جنگ تحمیلی علیه ایران مشخص میشود.
جنگ تحمیلی محدودیتهای چتر امنیتی آمریکا را در جلوگیری از آسیب رساندن دشمنان به پایگاهها و منافع حیاتی در منطقه و محدودیتهای مفاهیم سنتی امنیتی و دفاعی آشکار کرد
این توافقنامه سهجانبه بر اصلی اساسی تصریح میکند؛ اینکه هرگونه حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به هر سه کشور تلقی میشود. همچنین هدف آن توسعه همکاری دفاعی بین سه طرف است، گرچه جزئیات سازوکارهای اجرایی را شرح نمیدهد. با وجود اهمیت سیاسی این توافقنامه، موفقیت آن به آنچه در سالهای آینده بر اساس آن بنا میشود بستگی دارد.
پیامدهای توافق برای امنیت منطقه و کشورهای درگیر شامل موارد زیر است:
الف) توافق در چارچوب امنیت جامع منطقهای
از منظر روابط بینالملل، این توافق نمونه بارزی از رفتار «متوازنکننده» است که در آن کشورها به دنبال ایجاد ترتیبات مشترک برای جلوگیری از تعادل نداشتن قدرت یا انحصار نفوذ به وسیله بازیگری واحد در منطقه هستند. همچنین نشاندهنده روند رو به رشدی به سوی چیزی است که میتوان آن را «امنیت چند شریکی» به جای اتکا به ضامن خارجی واحد نامید.
از نظر تاریخی، امنیت منطقهای در غرب آسیا به طور کلی و خلیج فارس به طور خاص، مبتنی بر موازنههای قدرتی بوده که به وسیله آمریکا ایجاد شده است. با وجود این، جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، توانایی ایران را در حمله به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه و تهدید زیرساختهای حیاتی کشورهای حوزه خلیج فارس، به ویژه با توجه به گسترش حملات پهپادها و موشکهای دقیق و بسته شدن مسیرهای دریایی حیاتی نشان داد.
جنگ تحمیلی به فروپاشی کامل چتر امنیتی آمریکا منجر نشد، اما محدودیتهای توانایی آن را در جلوگیری از آسیب رساندن دشمنان به پایگاهها و منافع حیاتی در منطقه و محدودیتهای مفاهیم سنتی امنیتی و دفاعی را آشکار کرد و بسیاری از کشورها را بر آن داشت تا با تنوع بخشی به مشارکتهای امنیتی، در ابزارهای خود برای محافظت از منافع راهبردی بازنگری کنند.
بنابراین، اهمیت این توافق بیشتر در اثر بازدارندگی آن نهفته است تا اثر رزمی. ائتلاف های دفاعی اغلب برای جنگ افروزی در نظر گرفته نمیشوند، بلکه هدفشان کاهش احتمال درگیری با افزایش هزینه هرگونه تجاوز بالقوه است. بنابراین، به نظر میآید هدف، ارسال پیامی به هر طرفی است که در نظر دارد یکی از این سه کشور را هدف قرار دهد مبنی بر اینکه باید تواناییهای طرفهای دیگر را در نظر بگیرد.
ب) پیامدهای توافق برای ایران و متحدانش
در جنگ تحمیلی، ایران با وجود تفاوت قابل توجه در قابلیتهای نظامی متعارف با آمریکا، توانایی قابل توجهی در جنگ نامتقارن و تحمیل هزینه بر آمریکاییها و کشورهای عربی خلیج فارس نشان داد.
از لحاظ تئوری، ظهور چارچوب دفاعی ای که عربستان، ترکیه و پاکستان را متحد میکند، به نظر میآید تلاشی برای ایجاد معادلهای متفاوت برای ایران باشد و این پیام سیاسی را ارسال میکند که موازنه قدرت منطقهای پس از توافق تغییر خواهد کرد. در عین حال، اشتباه خواهد بود که تأثیر این توافق بر توانایی ایران در واکنش به پایگاههای آمریکایی در منطقه را بیش از حد ارزیابی کنیم، به خصوص با توجه به موضع ایران مبنی بر اینکه کشورهای عربی به خودی خود هدف قرار نمیگیرند.
به همین ترتیب، مشخص نیست آیا این توافق مانع از هدف قرار دادن عربستان به وسیله نیروهای یمنی خواهد شد یا خیر، به ویژه از آنجایی که عربستان پیش تر اتحادهایی را برای مقابله نظامی با یمن تشکیل داده بود که به نتیجه نظامی قاطعی منجر نشد.
ج) تأثیر توافق بر رژیم صهیونیستی
گرچه به نظر نمیآید «توافقنامه دفاع مشترک مکه» اتحادی علیه رژیم صهیونیستی باشد، زیرا این سه کشور متحد آمریکا هستند، اما این واقعیت را نفی نمیکند که این توافقنامه عملاً میتواند به محدود کردن برتری نسبی رژیم صهیونیستی در سالهای اخیر کمک کند.
توافق مکه نشان دهنده تلاشی برای ایجاد سطح جدیدی از بازدارندگی جمعی بین سه کشور با قابلیتهای مکمل است. عربستان از نفوذ اقتصادی و مالی قابل توجهی در جهان برخوردار است، ترکیه پایگاه نظامی-صنعتی پیشرفته و تجربه عملیاتی گسترده دارد، در حالی که پاکستان تنها قدرت هستهای جهان اسلام و دارای تشکیلات نظامی بزرگ و حرفهای است.
توافق با چالشهای متعددی روبرو و مهمترین آنها تفاوت در منافع راهبردی سه کشور است
موارد فوق نشان میدهد این توافق (در صورت اجرا) وزن جدیدی به معادلات قدرت منطقهای میافزاید که میتواند مانع تلاشهای رژیم صهیونیستی برای تسلط بر غرب آسیا یا تحقق توهمات بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر این رژیم شود.
از این منظر، اگر سه کشور در تبدیل این توافق از چارچوب سیاسی به ساختار نهادی برای همکاری دفاعی، فنی و اطلاعاتی موفق شوند، امکان دارد بر آینده تحرکات راهبردی رژیم صهیونیستی تأثیر بگذارد و این رژیم آن را به عنوان نشانهای از ظهور قطب منطقهای جدید با درجه بالاتری از استقلال راهبردی تلقی کند.
با وجود این، توافق با چالشهای متعددی روبرو و مهمترین آنها تفاوت در منافع راهبردی سه کشور است: ترکیه عضو ناتوست و در محیط امنیتی اروپایی و مدیترانهای خود فعالیت میکند، در حالی که پاکستان با ملاحظات امنیتی پیچیدهای در جنوب آسیا مرتبط است و عربستان بر امنیت خلیج فارس و دریای سرخ و تحول اقتصادی مرتبط با سند چشمانداز 2030 تمرکز دارد.
بنابراین، موفقیت این توافق نه تنها با تداوم آن، بلکه با توانایی آن در مدیریت اختلافات و تبدیل آنها به عناصر ادغام و همچنین توانایی طرفها در تبدیل توافق روی کاغذ به سازوکارهای اجرایی روشن، به ویژه در چارچوب «دفاع مشترک» در برابر تهدیدات سنجیده میشود.
در نهایت، صرف نظر از مسیر و آینده این توافق، اهمیت آن نه تنها در تعهدی که دربر دارد، بلکه در بازتاب تغییر رو به رشد در نحوه تفکر کشورهای منطقه در مورد امنیت خود نیز نهفته است؛ جستوجوی ترتیباتی که ریشه در منافع خود دارند، به جای تکیه دائمی بر قدرت خارجی واحد. از این منظر، توافق مکه نشان دهنده شاخص حیاتی از تحولات جاری در معماری امنیت منطقهای غرب آسیاست.