پشتپرده سفر تاریخی سلطان عمان به فرانسه

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ سفر رسمی سلطان هیثم بن طارق به فرانسه را نباید صرفاً در چارچوب روابط دوجانبه مسقط و پاریس یا امضای چند قرارداد اقتصادی تفسیر کرد. این سفر از چند جهت رویداد تاریخی و نقطه عطفی در روابط دو کشور به شمار میرود. نخست، آنکه نخستین سفر رسمی سلطان هیثم به فرانسه از زمان آغاز سلطنت وی در سال ۲۰۲۰ میلادی است. دوم اینکه، نخستین سفر رسمی سلطان عمان به فرانسه در نزدیک به چهار دهه گذشته به شمار میرود؛ زیرا آخرین سفر در این سطح به دیدار سلطان قابوس از فرانسه در سال ۱۹۸۹ میلادی بازمیگردد.
اروپا اکنون بیش از هر زمان دیگری امنیت انرژی و آزادی کشتیرانی را بخشی از امنیت راهبردی خود میداند
همین فاصله زمانی طولانی نشان میدهد که این دیدار صرفاً برنامه تشریفاتی در تقویم دیپلماتیک دو کشور نیست، بلکه آغاز مرحلهای تازه در روابط مسقط و پاریس و بازتابی از تحولات ژئوپلیتیکی جدید منطقه است. اهمیت سفر زمانی دوچندان میشود که آن را در بستر شرایط کنونی منطقه مورد ارزیابی قرار دهیم.
منطقه غرب آسیا پس از جنگ رمضان و افزایش سطح رویارویی تهران و واشنگتن، وارد مرحلهای از بازآرایی سیاسی و امنیتی شده است؛ مرحلهای که در آن امنیت خلیج فارس، آینده تنگه هرمز، امنیت انرژی، آزادی کشتیرانی و نقش میانجیهای منطقهای بیش از هر زمان دیگری در دستور کار قدرتهای جهانی قرار گرفته است. از این منظر، آنچه در کاخ الیزه میان امانوئل مکرون و سلطان عمان مورد بحث قرار گرفت، بسیار فراتر از توسعه تجارت و سرمایهگذاری است و به آینده نظم امنیتی خلیج فارس مربوط میشود.
فرانسه در سالهای اخیر تلاش کرده است جایگاه خود را در معادلات منطقهای بازتعریف کند. اگرچه نفوذ سنتی پاریس در منطقه تحت تأثیر حضور گسترده آمریکا، گسترش نفوذ اقتصادی چین و بازگشت روسیه به معادلات امنیتی قرار گرفته است، اما تحولات اخیر فرصت تازهای برای فعالتر شدن دیپلماسی فرانسه فراهم کرده است.
اروپا اکنون بیش از هر زمان دیگری امنیت انرژی و آزادی کشتیرانی را بخشی از امنیت راهبردی خود میداند و هرگونه بحران در تنگه هرمز میتواند مستقیماً اقتصاد اروپا را تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، پاریس به دنبال شریکی است که هم در میان کشورهای عربی از اعتبار برخوردار باشد، هم ارتباط خود را با ایران حفظ کرده و هم مورد اعتماد قدرتهای غربی باشد؛ ویژگیهایی که عمان طی دهههای گذشته بهخوبی از آن برخوردار بوده است.
سیاست خارجی عمان همواره بر اصل «بیطرفی فعال» و گفتوگو استوار بوده است. برخلاف بسیاری از بازیگران منطقه که در رقابتهای ژئوپلیتیکی جانب یکی از طرفها را گرفتهاند، مسقط تلاش کرده روابط متوازن خود را با ایران، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، آمریکا و اروپا حفظ کند. همین رویکرد موجب شده است عمان در پروندههای مهمی همچون مذاکرات هستهای ایران، تبادل زندانیان میان تهران و واشنگتن، بحران یمن و انتقال پیامهای محرمانه میان بازیگران منطقهای و بینالمللی نقش میانجی مورد اعتماد را ایفا کند. در واقع، مهمترین سرمایه عمان نه توان نظامی و نه قدرت اقتصادی آن، بلکه اعتبار دیپلماتیک و اعتماد متقابل بازیگران مختلف به سیاست خارجی این کشور است.
در همین چارچوب، دعوت رسمی مکرون از سلطان هیثم را میتوان تلاشی برای نهادینه کردن یک شراکت راهبردی با کشوری دانست که قادر است در شرایط بحرانی، نقش تسهیلکننده گفتوگوها را ایفا کند. اهمیت نمادین این سفر نیز کمتر از ابعاد عملی آن نیست. اینکه پس از نزدیک به چهار دهه، نخستین سفر رسمی یک سلطان عمان به فرانسه انجام میشود، بیانگر آن است که دو کشور تصمیم گرفتهاند روابط خود را از سطح همکاریهای معمول به سطح مشارکت راهبردی ارتقا دهند. حضور هیئت بلندپایه عمانی، استقبال ویژه کاخ الیزه و امضای مجموعهای از توافقهای بلندمدت نیز نشان میدهد که پاریس و مسقط این دیدار را نه یک رویداد مقطعی، بلکه نقطه آغاز فصل جدیدی از همکاریهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی میدانند.
مسقط همچنان یکی از معدود بازیگرانی است که هم روابط راهبردی خود با کشورهای غربی را حفظ کرده و هم کانالهای ارتباطی مؤثری با تهران در اختیار دارد
یکی از مهمترین محورهای این همکاری، امنیت دریایی و آینده تنگه هرمز است. اعلام آمادگی دو کشور برای گسترش همکاری در حوزه امنیت دریایی، حفاظت از خطوط کشتیرانی و حتی همکاری در زمینه مینروبی، نشان میدهد فرانسه صرفاً به دنبال توسعه همکاری اقتصادی با عمان نیست، بلکه قصد دارد در معماری امنیتی آینده خلیج فارس نیز سهمی مؤثر داشته باشد. اهمیت این مسئله از آنجا ناشی میشود که تنگه هرمز امروز تنها گذرگاه انتقال انرژی نیست، بلکه به یکی از مهمترین نقاط رقابت ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است؛ آبراهی که هرگونه اختلال در آن میتواند بازارهای جهانی انرژی، زنجیره تأمین کالا و اقتصاد بینالملل را با بحران مواجه کند.
در کنار ملاحظات امنیتی، بعد اقتصادی این سفر نیز اهمیت ویژهای دارد، اما اقتصاد در اینجا بیش از آنکه هدف باشد، ابزاری برای گسترش پیوندهای راهبردی است. امضای توافقهایی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، مدیریت منابع آب، حملونقل، فناوری، محیط زیست، صنایع فضایی و هیدروژن سبز، نشان میدهد دو کشور در حال طراحی همکاری بلندمدت هستند. قراردادهای چندین میلیارد دلاری میان شرکتهای فرانسوی و عمانی نیز بیانگر آن است که پاریس به دنبال تثبیت حضور اقتصادی خود در یکی از باثباتترین کشورهای منطقه است؛ حضوری که در آینده میتواند پشتوانه همکاریهای سیاسی و امنیتی گستردهتر باشد.
با این حال، شاید مهمترین بعد این سفر به نقش عمان در پرونده ایران بازگردد. مسقط همچنان یکی از معدود بازیگرانی است که هم روابط راهبردی خود با کشورهای غربی را حفظ کرده و هم کانالهای ارتباطی مؤثری با تهران در اختیار دارد. همین ویژگی باعث شده عمان طی سالهای گذشته به محل مذاکرات ایران و آمریکا و انتقال پیامهای حساس میان دو طرف تبدیل شود. در چنین شرایطی، فرانسه نیز تلاش میکند از ظرفیت دیپلماسی عمان برای مدیریت تنشها، حفظ کانالهای گفتوگو و جلوگیری از ورود منطقه به چرخه جدیدی از درگیری استفاده کند. بنابراین، این سفر را نمیتوان صرفاً در چارچوب روابط دوجانبه تفسیر کرد، بلکه باید آن را بخشی از تلاش اروپا برای ایفای نقشی فعالتر در مدیریت بحرانهای منطقه دانست.
در سطح منطقهای نیز این سفر پیامهای متعددی برای بازیگران مختلف دارد. برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، این سفر نشان میدهد که عمان همچنان بر سیاست خارجی مستقل و متوازن خود پایبند است و در عین حفظ روابط نزدیک با همسایگان عرب، همکاری با قدرتهای اروپایی را نیز توسعه میدهد. برای اروپا، این سفر بیانگر آن است که بدون نقشآفرینی عمان، مدیریت بسیاری از بحرانهای خلیج فارس دشوار خواهد بود. برای ایران نیز این پیام را در بر دارد که اروپا همچنان عمان را معتبرترین کانال برای گفتوگو و کاهش تنش میداند و قصد دارد از ظرفیت میانجیگرانه مسقط برای جلوگیری از تشدید بحرانها استفاده کند، نه اینکه آن را به ابزاری برای تقابل با تهران تبدیل سازد.
بهره سخن
اهمیت واقعی سفر سلطان هیثم بن طارق به فرانسه را باید در پیوند میان دیپلماسی اقتصادی و شکلگیری معماری امنیتی جدید خلیج فارس جستوجو کرد. قراردادهای اقتصادی، توافقهای فناورانه و سرمایهگذاریهای مشترک تنها لایه آشکار این سفر هستند؛ در حالی که لایه عمیقتر آن به آینده امنیت دریایی، مدیریت تنگه هرمز، نقش میانجیگرانه عمان، افزایش حضور اروپا در معادلات خلیج فارس و تلاش فرانسه برای بازتعریف جایگاه خود در نظم جدید منطقهای مربوط میشود.
از این رو، این سفر را میتوان یکی از مهمترین تحرکات دیپلماتیک اروپا در قبال خلیج فارس در سالهای اخیر دانست؛ تحرکی که اگرچه در ظاهر رنگ و بوی اقتصادی دارد، اما در واقع بخشی از رقابت قدرتها برای اثرگذاری بر نظم امنیتی آینده غرب آسیا و تثبیت نقش عمان بهعنوان یکی از کلیدیترین میانجیهای منطقه است.