چرا کویت به دنبال شریک امنیتی جدید است؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ تصویب توافقنامه همکاری دفاعی میان کویت و پاکستان را باید در چارچوب تحولات جدید امنیتی خلیج فارس و تلاش کشورهای منطقه برای بازتعریف روابط دفاعی خود تحلیل کرد. این توافق که ابتدا ۱۱ ژوئن ۲۰۲۳ میلادی در کویت به امضای دو طرف رسید، پس از طی فرآیندهای قانونی داخلی، با صدور فرمان قانونی از سوی دولت کویت و انتشار در روزنامه رسمی «کویت الیوم» رسمی و وارد مرحله اجرایی شد. گرچه این توافق برخلاف پیمان دفاعی راهبردی پاکستان و عربستان، شامل تعهد دفاع متقابل یا الزام به مداخله نظامی مستقیم در صورت حمله به یکی از طرفین نیست، اما اهمیت آن فراتر از یک همکاری محدود نظامی است؛ زیرا از یکسو نشاندهنده تلاش کویت برای تنوعبخشی به شرکای امنیتی خود و از سوی دیگر بیانگر تلاش پاکستان برای تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک بازیگر امنیتی مؤثر در غرب آسیاست.
ماهیت توافق دفاعی کویت و پاکستان نشاندهنده رویکرد محتاطانه است
روابط دفاعی پاکستان با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس سابقهای چند دههای دارد. از دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، پاکستان به دلیل برخورداری از یک ارتش بزرگ، تجربه عملیاتی گسترده و نیروی انسانی متخصص، یکی از شرکای نظامی مهم کشورهای عربی بوده است. بسیاری از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در حوزه آموزش نظامی، تربیت افسران، انتقال تجربههای عملیاتی و همکاریهای دفاعی از ظرفیتهای پاکستان استفاده کردهاند.
کویت نیز در این چارچوب تاریخی قرار دارد. تجربه اشغال این کشور توسط عراق در سال ۱۹۹۰، تأثیر عمیقی بر سیاست امنیتی کویت گذاشت و پس از آزادسازی این کشور، راهبرد امنیتی آن عمدتاً بر اتحاد راهبردی با آمریکا و حضور نظامی این کشور در منطقه استوار شد. پایگاه نظامی عریفجان در کویت به یکی از مهمترین مراکز استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه تبدیل و واشنگتن به ستون اصلی حفظ امنیت این کشور بدل شد. با وجود این، تحولات سال گذشته باعث شد کشورهای کوچک خلیج فارس درباره میزان اتکای کامل به یک قدرت خارجی بازنگری کنند.
جنگ رمضان و تشدید تنشهای نظامی میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی محیط امنیتی خلیج فارس را پیچیدهتر کرده است. در چنین شرایطی، کشورهای عربی منطقه به سمت ایجاد شبکههای امنیتی چندلایه حرکت کردهاند؛ شبکهای که در کنار حفظ روابط با آمریکا، شامل همکاری با قدرتهای دیگری مانند پاکستان، هند، ترکیه، فرانسه و انگلیس نیز میشود. توافق کویت و پاکستان را باید بخشی از همین روند دانست؛ یعنی تلاش برای ایجاد تنوع در شرکای امنیتی بدون قطع وابستگی به متحدان سنتی.
ماهیت توافق دفاعی کویت و پاکستان نیز نشاندهنده همین رویکرد محتاطانه است. این توافق یک پیمان دفاع جمعی یا اتحاد نظامی مشابه ناتو نیست، بلکه چارچوبی برای توسعه همکاریهای نظامی، آموزشی، اطلاعاتی و فناوری میان دو کشور ایجاد میکند. بر اساس مفاد توافق، دو طرف در زمینه آموزش و تربیت نیروهای نظامی، برگزاری تمرینها و رزمایشهای مشترک، تبادل افسران و کارشناسان فنی، همکاریهای لجستیکی، انتقال تجربیات نظامی، تبادل اطلاعات دفاعی، همکاری علمی و فناوری و توسعه صنایع دفاعی همکاری خواهند کرد.
یکی از بخشهای مهم این توافق، تشکیل کمیته مشترک نظامی میان دو کشور است که مسئول هماهنگی اجرای مفاد توافق و تدوین برنامههای سالانه همکاری خواهد بود. همچنین دو طرف متعهد شدهاند از اطلاعات محرمانهای که در چارچوب این همکاریها مبادله میشود، حفاظت کنند و بدون رضایت طرف مقابل، این اطلاعات را در اختیار طرف ثالث قرار ندهند. این موضوع نشان میدهد که توافق صرفاً جنبه نمادین ندارد، بلکه به دنبال ایجاد یک سازوکار سازمانیافته برای استمرار همکاریهای دفاعی است.
با وجود این، تفاوت اساسی میان توافق کویت و پاکستان با پیمان دفاعی پاکستان و عربستان در ماهیت تعهدات دو طرف است. پیمان پاکستان و عربستان که در سال ۲۰۲۵ امضا شد، دارای بندی درباره دفاع متقابل است و هرگونه تجاوز علیه یکی از طرفین را تجاوز علیه دیگری تلقی میکند. اما توافق کویت و پاکستان فاقد چنین بندی است و هیچ تعهد خودکاری برای اعزام نیرو یا ورود مستقیم به جنگهای احتمالی ایجاد نمیکند. این تفاوت نشان میدهد که کویت رویکردی تدریجی و محدودتر را دنبال میکند و هدف اصلی آن افزایش ظرفیت دفاعی، آموزش و همکاری ساختاری است، نه ایجاد یک اتحاد نظامی رسمی.
برای کویت، همکاری با پاکستان چند هدف راهبردی دارد:
نخست، استفاده از تجربه نظامی پاکستان: کویت کشوری کوچک با جمعیت بسیار محدود است و توانایی ایجاد نیروی نظامی بزرگ و مستقل ندارد. در مقابل، پاکستان دارای یکی از بزرگترین ارتشهای جهان و تجربه گسترده در حوزههایی مانند جنگ نامتقارن، عملیات ضدتروریسم و مدیریت بحرانهای امنیتی است. این تجربه میتواند به ارتقای توانمندی نیروهای مسلح کویت کمک کند.
دوم، توافق بخشی از سیاست موازنهسازی کویت در محیط منطقهای است: سیاست خارجی کویت همواره بر حفظ توازن میان بازیگران مختلف استوار بوده است. برخلاف برخی کشورهای منطقه که رویکردهای رقابتیتر و فعالتری دارند، کویت تلاش کرده نقش متعادلکنندهای ایفا کند. بنابراین، گسترش همکاری دفاعی با پاکستان به معنای جایگزینی آمریکا نیست، بلکه تلاشی برای ایجاد گزینههای بیشتر در شرایط بحرانی است.
افزایش نقش پاکستان در امنیت خلیج فارس ممکن است به حضور پررنگتر بازیگران آسیایی در معادلات امنیتی غرب آسیا منجر شود
از سوی دیگر، پاکستان نیز اهداف مهمی را از این توافق دنبال میکند. اسلامآباد طی سالهای اخیر تلاش کرده نقش خود را از یک دریافتکننده امنیت به یک تأمینکننده و صادرکننده امنیت تغییر دهد. همکاری با کشورهای خلیج فارس به پاکستان امکان میدهد جایگاه ژئوپلیتیکی خود را افزایش دهد و حضور خود را در یکی از مهمترین مناطق انرژی جهان تثبیت کند.
ابعاد اقتصادی نیز در این همکاری اهمیت زیادی دارد. پاکستان با مشکلات اقتصادی داخلی مواجه است و روابط نزدیکتر با کشورهای ثروتمند خلیج فارس میتواند به جذب سرمایهگذاری، توسعه همکاریهای انرژی و افزایش تجارت کمک کند. علاوه بر این، صنایع دفاعی پاکستان نیز به دنبال گسترش بازارهای صادراتی خود است. همکاریهای نظامی با کشورهای عربی میتواند فرصتهایی برای صادرات تجهیزات دفاعی، پهپادها و دیگر محصولات نظامی ایجاد کند.
از منظر منطقهای، توافق کویت و پاکستان نشاندهنده تغییر تدریجی در معماری امنیتی خلیج فارس است. در گذشته، امنیت منطقه عمدتاً تحت سلطه حضور آمریکا قرار داشت، اما اکنون کشورهای خلیج فارس به سمت مدلهای چندشریکی حرکت میکنند. عربستان روابط دفاعی گستردهای با پاکستان ایجاد کرده، قطر همکاری نظامی نزدیکی با ترکیه دارد و امارات روابط دفاعی خود را با مجموعهای از بازیگران غربی و منطقهای از جمله هند توسعه داده است. کویت نیز با این توافق به روند متنوعسازی روابط امنیتی پیوسته است.
این تحول میتواند پیامدهایی برای موازنه منطقهای داشته باشد. افزایش نقش پاکستان در امنیت خلیج فارس ممکن است به حضور پررنگتر بازیگران آسیایی در معادلات امنیتی غرب آسیا منجر شود. با وجود این، توافق را نمیتوان لزوماً شکلگیری یک ائتلاف ضدایرانی دانست. کویت برخلاف برخی کشورهای عربی، همواره سیاست محتاطانهتری در قبال ایران داشته و تلاش کرده روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود با تهران را حفظ کند. بنابراین، هدف اصلی این توافق بیشتر تقویت ظرفیتهای دفاعی کویت و ایجاد شبکههای امنیتی متنوع است.
بهره سخن
توافق دفاعی کویت و پاکستان را باید بخشی از روند گستردهتر بازآرایی امنیتی در خلیج فارس دانست. این توافق گرچه یک پیمان دفاعی متقابل نیست، اما اهمیت آن در ایجاد یک چارچوب پایدار برای همکاریهای نظامی، اطلاعاتی و فناوری میان دو کشور است. کویت از طریق این همکاری تلاش میکند ضمن حفظ اتحاد راهبردی با آمریکا، آسیبپذیری امنیتی خود را کاهش دهد و گزینههای بیشتری برای مواجهه با تحولات منطقهای داشته باشد. پاکستان نیز با گسترش روابط دفاعی خود با کشورهای عربی، در مسیر تبدیلشدن به یک بازیگر امنیتی مهمتر در غرب آسیا حرکت میکند.
از این منظر، توافق کویت و پاکستان را باید بخشی از روند بازتعریف نظم امنیتی خلیج فارس دانست؛ نظمی که در آن آمریکا همچنان ستون اصلی امنیت منطقه باقی خواهد ماند، اما ساختار سنتی مبتنی بر انحصار امنیتی واشنگتن، بهتدریج جای خود را به معماری شبکهای میدهد؛ معماریای که در آن بازیگران آسیایی و منطقهای نیز نقشی مکمل و فزاینده در تأمین امنیت منطقه ایفا میکنند.