لفاظی‌های وزیر خزانه داری آمریکا درباره ایران یحیی سریع: حملات وحشیانه سعودی بی‌پاسخ نخواهد ماند نشست محرمانه فرماندهان نظامی آمریکا، اسرائیل و کشور‌های عربی در آلمان کمالوندی: ایران تسلیم فشار‌ها نمی‌شود؛ برنامه هسته‌ای ما صلح‌آمیز است دستیار پوتین: در صورت حمله، لهستان طی ۲ الی ۳ روز ناپدید می‌شود ادعای اسرائیل درباره پیوستن کویت به پیمان ابراهیم معاون نیروی هوایی ارتش: ۳ خلبان ایرانی اسیر هستند/ دولت قطر باید پاسخگو باشد عراقچی: در زمان مناسب تلفات واقعی آمریکا را افشا می‌کنیم استیضاح وزیر جنگ آمریکا کلید خورد عمان: بحران تنگه هرمز به زودی به پایان خواهد رسید ترامپ: جهان باید هزینه حضور آمریکا در تنگه هرمز را جبران کند! آسوشیتدپرس: تعمیر خط لوله عربستان سه تا پنج هفته طول می‌کشد آمریکا بانک وی‌تی‌بی روسیه را به خاطر ایران تحریم کرد ادعای ترامپ: ایران به دنبال توافق است آخرین وضعیت خط لوله نفت عربستان پس از حمله + عکس حمله انصارالله یمن به تجهیزات نظامی عربستان در صحرای الجوف
یادداشت سیدعلی نجات، کارشناس مسائل غرب آسیا؛

گسترش نفوذ انصارالله و افزایش نگرانی‌های تل‌آویو

هراس رژیم صهیونیستی از گسترش نفوذ انصارالله را نمی‌توان صرفاً با قدرت موشکی و پهپادی این جنبش توضیح داد. آنچه این نگرانی را به موضوعی راهبردی تبدیل کرده، ترکیب توان نظامی انصارالله، آسیب‌پذیری مسیر دریایی ایلات، ارتباط با ایران و امکان ایجاد فشار چندجبهه‌ای است.
سیدعلی نجات؛ کارشناس مسائل غرب آسیا
تاریخ انتشار: ۰۹:۴۸ - ۲۵ شهريور ۱۴۰۵ - 2026 September 16
کد خبر: ۳۱۸۷۹۸

گسترش نفوذ انصارالله و افزایش نگرانی‌های تل‌آویو

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ گسترش نفوذ انصارالله در مناطق ساحلی غربی یمن و نزدیک‌شدن این جنبش به تنگه باب‌المندب، نگرانی‌های رژیم صهیونیستی را درباره آینده امنیت دریای سرخ افزایش داده است. اهمیت این تحول صرفاً به تغییر موازنه قدرت در جنگ یمن محدود نمی‌شود؛ بلکه موقعیت جغرافیایی انصارالله در مجاورت یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان، این جنبش را به بازیگری تبدیل می‌کند که می‌تواند بر امنیت کشتیرانی، تجارت منطقه‌ای، مسیرهای انرژی و حتی محاسبات راهبردی رژیم صهیونیستی اثر بگذارد.

برای رژیم صهیونیستی، اهمیت باب‌المندب از آن جهت دوچندان است که این تنگه در مسیر جنوبی ارتباط دریایی آن با آسیا قرار دارد

گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های عبری نیز از افزایش نگرانی‌های محافل نظامی و امنیتی این رژیم درباره تحولات اطراف باب‌المندب حکایت دارد. در همین چارچوب، برخی گزارش‌ها مدعی شده‌اند که عربستان سعودی برای دریافت حمایت اطلاعاتی در برابر تهدید انصارالله، به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم با رژیم صهیونیستی ارتباط برقرار کرده است. در مقابل، برخی منابع نظامی صهیونیستی بر این باورند که پاسخ صرفاً نظامی به انصارالله نمی‌تواند راه‌حل بلندمدتی ایجاد کند و این موضوع باید در سطحی گسترده‌تر و از طریق شکل‌دهی به یک ائتلاف منطقه‌ای و بین‌المللی مدیریت شود. چنین رویکردی نشان می‌دهد که تهدید انصارالله از نگاه تل‌آویو صرفاً یک تهدید امنیتی دوجانبه نیست، بلکه ابعادی منطقه‌ای و بین‌المللی پیدا کرده است.

نخستین و مهم‌ترین عامل نگرانی رژیم صهیونیستی، موقعیت جغرافیایی باب‌المندب است. این تنگه دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می‌کند و در امتداد یکی از مهم‌ترین مسیرهای دریایی میان آسیا، اروپا و غرب آسیا قرار دارد. به همین دلیل، هر بازیگری که بتواند بر امنیت و تردد کشتی‌ها در این منطقه تأثیر بگذارد، از یک اهرم ژئوپلیتیکی مهم برخوردار خواهد شد.

برای رژیم صهیونیستی، اهمیت باب‌المندب از آن جهت دوچندان است که این تنگه در مسیر جنوبی ارتباط دریایی آن با آسیا قرار دارد. در نتیجه، افزایش توانایی انصارالله برای تهدید کشتی‌های عبوری می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و امنیتی قابل‌توجهی ایجاد کند؛ حتی اگر این جنبش در عمل قادر به «بستن کامل» تنگه نباشد. در واقع، برای ایجاد اختلال در کشتیرانی، لزوماً به کنترل کامل یک آبراه نیاز نیست. افزایش خطر حملات موشکی، پهپادی یا دریایی می‌تواند شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گران را به تغییر مسیر یا افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل وادار کند. تجربه سال‌های اخیر نیز نشان داده است حتی ناامن‌شدن نسبی مسیر دریای سرخ می‌تواند شرکت‌های بزرگ کشتیرانی را به استفاده از مسیر طولانی‌تر پیرامون دماغه امید نیک سوق دهد.

دومین نگرانی مستقیم تل‌آویو، تأثیر تحولات باب‌المندب بر بندر ایلات است. ایلات تنها بندر رژیم صهیونیستی در دریای سرخ محسوب می‌شود و از منظر ارتباط دریایی با آسیا و اقیانوس هند اهمیت دارد. هرگونه ناامنی پایدار در ورودی جنوبی دریای سرخ می‌تواند دسترسی دریایی به این بندر را محدود کند. این موضوع در جریان جنگ غزه نیز آشکار شد؛ زمانی که انصارالله با هدف قرار دادن کشتی‌های مرتبط با رژیم صهیونیستی و ایجاد محدودیت برای تردد دریایی، عملاً نشان داد که می‌تواند فاصله جغرافیایی میان یمن و سرزمین‌های اشغالی را به یک فاصله راهبردی کوتاه تبدیل کند. در نتیجه، نگرانی تل‌آویو صرفاً از احتمال حمله مستقیم به ایلات ناشی نمی‌شود. حتی اگر کشتی‌ها بدون حمله مستقیم مجبور به تغییر مسیر شوند، افزایش زمان حمل‌ونقل، هزینه بیمه و سوخت و کاهش جذابیت اقتصادی مسیر دریای سرخ می‌تواند بر اقتصاد رژیم صهیونیستی اثرگذار باشد.

عامل سوم، احتمال تبدیل انصارالله به یک جبهه دائمی علیه رژیم صهیونیستی است. این جنبش در جریان جنگ غزه نشان داد که می‌تواند تحولات یمن را با موضوع فلسطین پیوند بزند و از موقعیت جغرافیایی خود برای اعمال فشار بر رژیم صهیونیستی استفاده کند. از این منظر، نگرانی اصلی تل‌آویو الزاماً آغاز یک جنگ متعارف جدید نیست؛ بلکه شکل‌گیری یک سازوکار فشار مستمر است که در آن کشتی‌های تجاری، بنادر، مسیرهای دریایی و زیرساخت‌های مرتبط با تجارت رژیم صهیونیستی به بخشی از معادله درگیری تبدیل شوند. اگر این ظرفیت در کنار توان موشکی و پهپادی انصارالله تثبیت شود، رژیم صهیونیستی با وضعیتی مواجه خواهد شد که در آن یک بازیگر مستقر در فاصله‌ای دور از سرزمین‌های اشغالی می‌تواند هزینه‌های امنیتی و اقتصادی ایجاد کند.

چهارمین عامل نگرانی، ارتباط انصارالله با ایران و جایگاه این جنبش در شبکه متحدان منطقه‌ای تهران است. از منظر رژیم صهیونیستی، قدرت‌گیری انصارالله صرفاً یک تحول داخلی در یمن نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از روند گسترده‌تر شکل‌گیری فشار چندلایه علیه رژیم صهیونیستی تلقی شود. از نگاه تل‌آویو، تثبیت انصارالله در باب‌المندب می‌تواند به معنای ایجاد یک نقطه فشار جدید در جنوب باشد؛ نقطه‌ای که در صورت افزایش تنش با ایران، امکان فعال‌شدن آن وجود دارد. بنابراین، تهدید انصارالله در محاسبات تل‌آویو نه به‌عنوان یک تهدید منفرد، بلکه به‌عنوان بخشی از یک محیط امنیتی چندجبهه‌ای ارزیابی می‌شود.

یکی دیگر از نگرانی‌های مهم، احتمال هم‌زمانی فشار از جبهه‌های مختلف است. رژیم صهیونیستی طی سال‌های اخیر با تهدیدهای متنوعی از لبنان، سوریه، عراق، غزه و یمن مواجه بوده است. در چنین شرایطی، فعال‌شدن هم‌زمان ظرفیت‌های موشکی، پهپادی و دریایی بازیگران مختلف می‌تواند منابع دفاعی رژیم صهیونیستی را پراکنده کند. در این چارچوب، اهمیت انصارالله فقط به قدرت نظامی این جنبش مربوط نیست، بلکه به جغرافیای آن نیز بازمی‌گردد. یمن در نقطه‌ای قرار گرفته است که امکان اثرگذاری بر یک مسیر دریایی بین‌المللی را فراهم می‌کند. بنابراین، انصارالله می‌تواند علاوه بر ایجاد تهدید مستقیم، با افزایش هزینه‌های امنیت دریایی، منابع و توجه نظامی رژیم صهیونیستی را به جنوب جلب کند.

توانایی رژیم صهیونیستی برای مهار انصارالله نیز یکی دیگر از عوامل نگرانی است. یمن، برخلاف غزه یا بخش‌هایی از جنوب لبنان، فاصله جغرافیایی بسیار زیادی با سرزمین‌های اشغالی دارد. همچنین، بخش‌هایی از جغرافیای یمن کوهستانی و پیچیده است و انصارالله طی سال‌های جنگ توانسته است ساختارهای نظامی و موشکی خود را در چنین محیطی حفظ کند. از این رو، حتی حملات هوایی گسترده لزوماً به معنای از بین رفتن توانایی‌های انصارالله نیست. پراکندگی زیرساخت‌ها، استفاده از تجهیزات متحرک و اتکا به ظرفیت‌های محلی می‌تواند هزینه عملیات نظامی علیه این جنبش را افزایش دهد.

از سوی دیگر، حمله مستقیم رژیم صهیونیستی ممکن است پیامد سیاسی معکوس داشته باشد و به تقویت گفتمان انصارالله درباره ایفای نقش در حمایت از فلسطین منجر شود. بنابراین، همان‌گونه که برخی مقامات نظامی صهیونیستی بر آن تأکید کرده‌اند، پاسخ نظامی به‌تنهایی نمی‌تواند این مشکل را در بلندمدت حل کند.

فعال‌شدن هم‌زمان ظرفیت‌های موشکی، پهپادی و دریایی بازیگران مختلف می‌تواند منابع دفاعی رژیم صهیونیستی را پراکنده کند

گسترش نفوذ انصارالله همچنین می‌تواند توازن قدرت در دریای سرخ را تغییر دهد. طی سال‌های گذشته، کشورهای مختلف منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تلاش کرده‌اند در سواحل دریای سرخ، شاخ آفریقا و جزایر راهبردی منطقه حضور و نفوذ ایجاد کنند. در این میان، جنوب و غرب یمن اهمیت ویژه‌ای داشته است. هدف اصلی بسیاری از این تلاش‌ها، جلوگیری از تبدیل‌شدن باب‌المندب به منطقه‌ای تحت کنترل یک بازیگر واحد و حفظ آزادی کشتیرانی بوده است. اگر انصارالله بتواند حضور خود را در مناطق ساحلی و جزایر راهبردی تثبیت کند، این وضعیت می‌تواند بخشی از معادلات موجود را تغییر دهد. در چنین شرایطی، این جنبش نه‌تنها یک بازیگر داخلی یمن، بلکه یکی از بازیگران مؤثر در امنیت دریای سرخ خواهد بود.

از همین منظر، پیشروی انصارالله در مناطق نزدیک باب‌المندب برای رژیم صهیونیستی یک موضوع صرفاً تاکتیکی نیست. تل‌آویو و متحدان منطقه‌ای آن طی سال‌های گذشته تلاش کرده‌اند با تقویت حضور امنیتی و نظامی در جنوب یمن، از گسترش نفوذ انصارالله در نزدیکی این گلوگاه جلوگیری کنند. اگر این تلاش‌ها در نهایت به تثبیت حضور انصارالله در اطراف باب‌المندب منجر شود، نتیجه می‌تواند دقیقاً برخلاف هدف اولیه باشد. به جای دور نگه‌داشتن انصارالله از این منطقه، این جنبش به یکی از بازیگران اصلی امنیت دریای سرخ تبدیل شود. این تحول برای رژیم صهیونیستی اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا در چنین شرایطی، موضوع فقط از دست رفتن یک موقعیت نظامی یا یک متحد محلی نیست، بلکه احتمال ناکامی یک راهبرد منطقه‌ای برای مهار انصارالله مطرح می‌شود.

بهره سخن

هراس رژیم صهیونیستی از گسترش نفوذ انصارالله را نمی‌توان صرفاً با قدرت موشکی و پهپادی این جنبش توضیح داد. آنچه این نگرانی را به یک موضوع راهبردی تبدیل کرده، ترکیب توان نظامی انصارالله، موقعیت جغرافیایی یمن، نزدیکی به باب‌المندب، آسیب‌پذیری مسیر دریایی ایلات، ارتباط با ایران و امکان ایجاد فشار چندجبهه‌ای است.

در واقع، انصارالله در صورت تثبیت حضور خود در اطراف باب‌المندب می‌تواند از یک بازیگر عمدتاً یمنی به بازیگری با ظرفیت اثرگذاری بر معادلات دریای سرخ تبدیل شود. برای رژیم صهیونیستی، چنین تغییری به معنای ظهور یک نقطه فشار جدید در جنوب است؛ نقطه‌ای که می‌تواند هم‌زمان بر امنیت دریایی، تجارت، اقتصاد و محاسبات نظامی آن اثر بگذارد. از همین رو، نگرانی اصلی تل‌آویو نه صرفاً قدرت‌گیری انصارالله، بلکه تثبیت یک قدرت یمنی در یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی جهان است.

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار