چگونه ایران با اهرم تنگه هرمز ضعفهای آمریکا را آشکار کرد
یک کارشناس برجسته آلمانی در مطلبی تنگه هرمز را اهرم فشار قدرتمند ایران دانست که ضعفهای آمریکا را آشکار کرد. به گزارش راهبرد معاصر، دکتر جوزف برامل، دانشمند علوم سیاسی و متخصص امور آمریکا با بیش از 20 سال سابقه تحقیق و به عنوان مدیر اروپایی کمیسیون سه جانبه در موسسه مشاوره استراتژیک، سیاسی، امنیتی و اقتصادی در برلین در مقالهای در نشریه فوکوس به جنگ آمریکا علیه ایران و آشکار شدن ضعفهای ایالات متحده آمریکا در جریان این جنگ پرداخته و نوشت: در حالی که تنگه هرمز به تهران اهرم فشار قابل توجهی در این جنگ میدهد برای واشنگتن، این درگیری به طور فزایندهای به مشکل مهمات، پول و زمان تبدیل میشود.
تنگه هرمز عامل آشکار شدن محدودیتهای واشنگتن
در بخش دیگری از این مقاله آمده است: بحران پیرامون تنگه هرمز، محدودیتهای قدرت آمریکا را آشکار میکند. در حالی که ایران روی فرسودگی در این جنگ حساب میکند، واشنگتن تحت فشار نظامی، اقتصادی و سیاسی قرار دارد.
آمریکا در بن بست استراتژیک
این کارشناس آلمانی در ادامه نوشت: دونالد ترامپ دوست دارد خود را به عنوان یک مذاکرهکننده قوی به تصویر بکشد. همین چند هفته پیش بود که رئیس جمهور آمریکا، ایران را به حملات نظامی گسترده تهدید کرد. اکنون واشنگتن به طور قابل توجهی محتاطتر به نظر میرسد. آمریکا رسماً از مذاکرات سازنده صحبت می کند با این حال، در واقعیت، بسیاری از این اظهارات حاکی از یک بنبست استراتژیک است.
در ادامه آمده است: تهران در تنگه هرمز اهرم قدرتمندی دارد، در حالی که ایالات متحده دقیقاً در مورد مهمات دقیق مدرن و پدافند هوایی به مرزهای محدودیتهای خود رسیده است.
بنابراین، سوال اصلی این نیست که آیا ایالات متحده از نظر نظامی از ایران قویتر است یا خیر. سوال اساسی این است که آیا واشنگتن میتواند برتری سیاسی، اقتصادی و لجستیکی خود را برای مدت کافی حفظ کند یا خیر.
در قلب این درگیری، تنگه هرمز قرار دارد. در شرایط عادی، تقریباً یک پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از طریق این تنگه باریک که تنها چند ده کیلومتر عرض دارد، جریان مییابد. بنابراین، هر کسی که هرمز را کنترل کند، بر قیمت انرژی از شانگهای تا هوستون تأثیر میگذارد.
تهران اکنون بازگشایی کامل این تنگه را منوط به درخواستهای گستردهای کرده است. از جمله خواستار لغو تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدود شده، تضمینهای امنیتی و جبران خسارات ناشی از جنگ با آمریکا و اسرائیل است.
ترامپ علناً این درخواستها را رد میکند و در عوض، ادعاهای غرامت علیه ایران مطرح میکند. با این وجود، مذاکرات فشرده با میانجیگری عمان همچنان دنبال می شود. در حالی که به نظر میرسد توافق فنی در مورد مسیرهای کشتیرانی نزدیکتر میشود اما اختلافات سیاسی همچنان قابل توجه است.
بنا بر ادعای این نویسنده، با این حال، اهرم فشار واقعی ایران در بستن دائمی تنگه هرمز نهفته نیست. این کار برای تهران پرخطر و پرهزینه خواهد بود. اهرم بسیار مؤثرتر، توانایی ایجاد اختلال مکرر در این گذرگاه، ایجاد عدم اطمینان و در نتیجه افزایش قیمت انرژی است.
نویسنده در ادامه با اشاره به برتری نظامی ایالات متحده نسبت به ایران در این جنگ در عین حال نوشت: مشکل ترامپ دقیقاً از همین جا شروع میشود؛ چرا که برتری نظامی تضمینکننده قدرت عمل در سیاست خارجی نیست.
وی افزود: ظاهراً جنگ علیه ایران، نیروهای مسلح آمریکا را بیش از آنچه بسیاری از استراتژیستها پیشبینی میکردند، تحت فشار قرار داده است. گزارشهای منتشر شده به نقل از منابع نزدیک به پنتاگون و تحلیلهای مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) نشان میدهد که موشکهای رهگیر پاتریوت و تاد آمریکا به میزان قابل توجهی در این جنگ مصرف شدهاند. تخمینها نشان میدهد که تنها حدود یک سوم از ذخایر اولیه پاتریوت ممکن است باقی مانده باشد.
این مشکل با واقعیتهای نهفته در روند تولید تشدید میشود. موشکهای پاتریوت به صورت انبوه تولید نمیشوند. ساخت آنها زمان زیادی و گاهی تا دو سال طول می کشد. حتی گسترش تولید که اکنون اعلام شده است هم در کوتاه مدت کمکی نخواهد کرد.
نویسنده در ادامه خاطر نشان کرد: این امر منطق درگیری را تغییر میدهد. هر چه بحران طولانیتر شود، نه تنها قدرت آتش، بلکه استقامت نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
تشدید تنشها با ایران شانس جمهوریخواهان در انتخابات میان دورهای را کمتر میکند
از سوی دیگر، ترامپ بر انتخابات میاندورهای پاییز امسال تمرکز دارد. افزایش قیمت انرژی مستقیماً بر مصرفکنندگان آمریکایی تأثیر میگذارد. قیمت بالای بنزین به طور سنتی از حساسترین مسائل سیاسی در ایالات متحده است. بنابراین هرگونه تشدید بیشتر تنش در خلیج فارس، خطر شعلهور شدن مجدد تورم و بدتر شدن شانس جمهوریخواهان در انتخابات را به همراه دارد.
به اعتقاد نویسنده، بنابراین نکته متناقض این است که ایران در این جنگ از نظر اقتصادی آسیب بیشتری میبیند، اما ترامپ تحت فشار سیاسی بیشتری است.
برای اروپا هم درس واقعی این درگیری نه در خلیج فارس، بلکه در آسیبپذیری استراتژیک خودش نهفته است.
این بحران نشان میدهد که اولاً اقتصاد جهانی چقدر به چند گلوگاه دریایی وابسته است و ثانیاً، محدودیتهای قدرتنمایی آمریکا را آشکار میکند. این بحران نشان میدهد که حتی ایالات متحده نیز میتواند برای مدیریت همزمان چندین بحران بزرگ نظامی با مشکل مواجه شود.
این امر واشنگتن را در یک دوراهی استراتژیک قرار میدهد. سامانههای پاتریوت و تاد نه تنها در خاورمیانه مورد نیاز هستند، بلکه اوکراین نیز به آنها متکی است. در عین حال، ایالات متحده باید توانایی بازدارندگی خود را در برابر چین در هند و اقیانوس آرام حفظ کند.
جنگ علیه ایران نشان داده است که ایالات متحده میتواند حتی برای حفظ یک درگیری طولانی و شدید، زمانی که مقادیر زیادی مهمات دقیق مدرن و سیستمهای دفاع موشکی روزانه مستقر میشوند، به سختی بیافتد.
چندین کارشناس خاطرنشان میکنند که از پایان جنگ سرد، صنعت دفاعی آمریکا بیشتر به سمت بهرهوری متمرکز شده است تا تولید انبوه، بنابراین، درگیری با ایران یک ضعف ساختاری در برنامهریزی دفاعی غرب را آشکار میکند و آن این است که در حالی که سلاحهای پیشرفته فوقالعاده مؤثر هستند، اما نمیتوان آنها را در یک بحران به دلخواه و به سرعت جایگزین کرد.
رویگردانی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس از وابستگی به آمریکا
از طرفی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس مدتهاست که روابط امنیتی خود را متنوع کردهاند. این کشورها با وجود پرداختهای قابل توجه برای حفاظت از آمریکا و مشارکت آنها در تأمین مالی تقویت نظامی ایالات متحده از طریق وام، دیگر نمیخواهند صرفاً به واشنگتن متکی باشند. ترتیبات جدید منطقهای، مانند ترتیبات بین عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، به نظم امنیتی اشاره دارد که کمتر تحت سلطه واشنگتن است.
پیام واقعی هرمز
بنابراین، پیام واقعی از هرمز این نیست که آمریکا برتری خود را از دست داده است، ایالات متحده هنوز قویترین نیروهای مسلح جهان را در اختیار دارد. اما این بحران نشان داد که در قرن بیست و یکم، قدرت دیگر صرفاً به ناوهای هواپیمابر و بمبافکنها وابسته نیست، بلکه به ذخایر صنعتی، صبر سیاسی و اهرم اقتصادی نیز وابسته است.
نویسنده در ادامه نوشت: مهم این است که چه کسی زمان، قدرت ماندگاری و اهرم اقتصادی را در اختیار دارد. در این بازی استراتژیک، ایران هنوز هم با تنگه هرمز برگ برندهای در دست دارد، برگ برندهای که حتی دونالد ترامپ هم نمیتواند به سادگی از آن صرف نظر کند./تسنیم