دروغ عجیب ترامپ علیه ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا ماه های اخیر و به ویژه در وضعیت کنونی، کلکسیونی از ادعاها و توهمات را علیه کشورمان مطرح کرده است و می کند. از ادعاهای وی با محوریت نابودسازی کامل توان نظامی ایران گرفته تا توهماتش درباره خارج کردن کنترل تنگه هرمز از دست ایران (در عین حال که بارها تأکید کرده است ایران باید هرچه سریعتر با بازگشایی تنگه هرمز موافقت کند) و دستیابی کاخ سفید به تمامی اهدافش در جنگافروزی علیه ایران (ادعایی که حتی نشریات جریان اصلی آمریکا هم آن را مسخره میکنند)، همگی جلوه های عینی همین رویکرد رئیس جمهور آمریکا هستند.
ترامپ از رهگذر طرح ادعاهای دروغین سعی در لاپوشانی شکست های سنگین خود در پرونده ایران دارد
با این همه، به تازگی شاهد کنار رفتن پرده ای جدید از دروغ های بزرگ و عجیب ترامپ علیه ایران بودهایم. در این راستا، وی مدعی شده ایران حقوقِ بخش قابل توجهی از پرسنل نظامی خود را پرداخت نمی کند و در این کشور بحرانی انسانی وجود دارد که باید متوقف شود. تنها اندکی پس از مطرح شدن این دروغ عجیب، شاهد طرح دیدگاه های مختلف درباره آن بودیم. از این رو، در تحلیل این موضوع توجه به چهار نکته مهم به نظر می رسد.
نخست، اینکه از اساس ادعای اخیر ترامپ علیه کشورمان، بیپایه و بدون سند است. وی ادعایی مطرح کرده بدون آنکه سندی را برایش ارائه کند. جالب اینکه در سختترین شرایط جنگ اخیر، شاهد بودیم که نه تنها حقوق نیروهای مسلح کشورمان، بلکه سایر اقشار نیز با دقت و درستی پرداخت شد و اکنون درباره نیروهای مسلح، یکی از بحث های مهم، تخصیص پاداش های درخور به دلیل جانفشانی آن ها در حراست از کیان ایرانِ اسلامی است. در واقع، دروغی که ترامپ به تازگی علیه ایران مطرح کرده، در داخل ایران هیچ سندی ندارد و نیست. موضوعی که یک پیام را به ذهن مخابره می کند: ترامپ با ادعای اخیر خود علیه ایران، صرفاً یک دروغ به انبوه دروغ های قبلی خود افزوده است.
دوم، اینکه ترامپ از رهگذر طرح ادعاهای دروغین سعی در لاپوشانی شکست های سنگین خود در پرونده ایران دارد. به هر حال، رئیس جمهور آمریکا اگر ادعاهای اینچنینی مطرح نکند و دست به فرافکنی نزند، آیا مردم آمریکا و سایر کشورهای جهان، کاخ سفید را به دیده تحقیر نخواهند نگریست؟ آیا شکست آمریکا در ماجراجویی علیه ایران را عریانتر از هر زمان دیگری پیش چشم مشاهده نخواهند کرد؟ آیا این موضوع با هزینههای سنگینِ سیاسی برای ترامپ و دار و دسته اش همراه نخواهد بود؟ اساسا کلیتِ دروغ های ترامپ در رابطه با ایران را باید در همین چارچوب ارزیابی کرد.
سوم، اینکه موضعگیری اخیر ترامپ علیه ایران، در بطن خود از تناقض جدی رنج می برد. ترامپ سعی داشته تصویر کشوری ضعیف از ایران به جهانیان مخابره کند. در این نقطه باید از وی پرسید اگر ایران واقعاً ضعیف است و نیروهای مسلح کشورمان شکستخورده هستند و دولت هم در حمایت از آن ها ناتوان است، پس چرا دولت آمریکا و متحدش رژیم اشغالگر قدس و البته رژیم های عربی منطقه، با کلی ادعا، قادر به کسب پیروزی علیه ایران در میدان جنگ افروزی نظامی و امنیتی نبوده و نیستند؟
چرا آن ها نمی توانند ایران را که آن را ضعیف معرفی میکنند، شکست دهند؟ حقیقت اینکه شاید ترامپ و متحدانش با طرح دروغ های بزرگ بتوانند برخی افکار عمومی دنیا را فریب دهند؛ با وجود این، صاحب نظران و دولت های مختلف جهان اکنون خوب میدانند واقعیت ماجرا چیست و طرفِ شکستخورده در معادله جنگافروزی علیه ایران کیست؟
چهارم، اینکه زمانبندی طرح ادعای دروغین اخیر ترامپ علیه ایران نیز در جای خود قابلتأمل است. وی در شرایطی دروغش را مطرح کرده که خود و وزیر خزانه داری دولتش از آغاز جنگ اقتصادی فراگیر علیه کشورمان سخن گفته اند. در عین حال، بر پایه گزارش های مختلف، ایران در دیدار با واسطههایی نظیر فرمانده ارتش پاکستان، بر مواضع خود در حراست از منافعش به ویژه در تنگه هرمز تأکید کرده و به این موضوع پرداخته است که بنای مذاکره با آمریکا و پذیرش زورگوییهای کاخ سفید را هم ندارد.
از این رو، اینطور به نظر می آید موضعگیری اخیر ترامپ علیه ایران را باید جلوه ای از ترکیب جنگ نرم و تبلیغاتی رئیس جمهور آمریکا با کارزار تحمیل فشار اقتصادی علیه ایران ارزیابی کرد که هدف نهایی آن به زعم طرف آمریکایی، به تسلیم واداشتن ایران است. این در حالی است که تهران بنای پایداری و مقاومت دارد و در این رابطه، صدای واحد و صریحی نیز از کشورمان مخابره می شود.