ممنوعیت حجاب در باکو، نقض آشکار حقوق دختران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ جمهوری آذربایجان، کشوری که پس از فروپاشی شوروی با شعار سکولاریسم و مدرنیته پا به عرصه وجود گذاشت، این روزها صحنه یکی از پیچیدهترین تنشهای هویتی خود است. تصمیم رژیم الهام علیاف، رئیس جمهور آذربایجان برای ممنوعیت ورود دانشآموزان محجبه به مدارس، نه تنها سیاست آموزشی، بلکه اعلام جنگ به بخشی از بدنه اجتماعی این کشور است. واکنشها اما از حد انتظار فراتر رفته و به یک جنبش نمادین فرامرزی تبدیل شده است.
واکنش رژیم علیاف به اعتراضات، نه گفت وگو و نه بازنگری در قانون، بلکه ابزارهای سرکوب بوده است
آنچه هفتههای اخیر از جمهوری آذربایجان مخابره میشود، تصویری متفاوت از کشوری سکولار اما مسلماننشین است. دانشآموزانی که به نشانه اعتراض، حجاب بر سر و از ورود به مدارس خودداری میکنند، به نمادهای زندهای تبدیل شدهاند که مرزهای قانون اداری را درنوردیدهاند. در پاسخ، پویشی خودجوش میان زنان آذربایجان شکل گرفته است؛ زنانی که با گذاشتن حجاب، نه به عنوان تکلیف مذهبی، بلکه به مثابه کنش اعتراضی و همبستگی، از دانشآموزان محجبه حمایت میکنند. این پویش، حجاب را از موضوعی شخصی به «زبان مشترک مقاومت» بدل کرده است.
شعارها و هویت، «حجاب شرف ماست»
اعتراضات گسترده با شعارهایی همچون «حجاب شرف ماست» نشان میدهد موضوع فراتر از پوشش است. این شعارها حجاب را به مثابه نمادی از کرامت، هویت و استقلال فرهنگی بازتعریف میکنند. در کشوری که حکومت تلاش دارد چهرهای غربگرا و سکولار از خود به نمایش بگذارد، این شعارها بیانگر شکافی عمیق میان رژیم و بخشی از جامعه است.
واکنش رژیم علیاف به اعتراضات، نه گفت وگو و نه بازنگری در قانون، بلکه ابزارهای سرکوب بوده است. تجربه جهانی نشان داده سرکوب نمادها، آنها را قدرتمندتر میکند. دانشآموزی که به خاطر حجاب از آموزش محروم میشود، در چشم افکار عمومی به قهرمانی بدل میشود که بهای باور خود را پرداخته است.
واکنش منطقهای
نکته قابل توجه در این بحران، موضعگیری ترکیه است. مشاور ارشد رئیسجمهور ترکیه محروم کردن دانشآموزان محجبه از آموزش را غیرقابل قبول خوانده و از باکو خواسته است این قانون را کنار بگذارد. این موضعگیری برای کشوری که خود در دههها با مناقشات مشابه دست و پنجه نرم کرده، معنادار است. ترکیه که تجربه تلخ ممنوعیت حجاب در دانشگاهها و ادارات دولتی را از سر گذرانده، به خوبی میداند چنین سیاستهایی نه تنها ناکارآمد، بلکه تولیدکننده تنشهای پایدار اجتماعی است.
ممنوعیت حجاب در مدارس جمهوری آذربایجان، نمونه کلاسیک سیاستی است که به جای حل موضوع، چالش زاست
نکته قابل تأمل در داخل کشورمان اینکه اگر موضوع بچههای آذربایجان عریان شدن بود، سازمانها بیانیه میدادند و سلبریتیها گیس قیچی میکردند؛ اما حال که حرف از حجاب است، همه لال شده اند. این تناقض ریشه در منطق دوگانهای دارد که در آن آزادی زن فقط زمانی مورد توجه قرار میگیرد که با ارزشهای مذهبی در تضاد باشد. سکوت سازمانهای بینالمللی و رسانههای جریان اصلی در قبال ممنوعیت حجاب در آذربایجان، در حالی که همین نهادها نسبت به هر محدودیت دیگری در منطقه ازجمله ایران حساسیت نشان میدهند، نشاندهنده گزینشی بودن استانداردهای حقوق بشری است.
فراتر از مرزها، همبستگی فراملی
ویدئوهایی که از جمهوری آذربایجان منتشر میشود، زنان را در حالی نشان میدهد که با نوای نوحههای فارسی و صدای رهبر شهید، حجاب بر سر میکنند. این تصاویر حاکی از پیوندی فراتر از مرزهای سیاسی است. حجاب در این بستر، نه فقط عملی مذهبی، بلکه به نمادی از مقاومت در برابر سیاستهای تحمیلی و هویتی مشترک بدل شده است. این همبستگی، رژیم علیاف را با چالشی جدی مواجه میکند: چگونه میتوان نمادی را سرکوب کرد که فراتر از مرزهای جغرافیایی، در دل میلیونها انسان طنینانداز میشود؟
ممنوعیت حجاب در مدارس جمهوری آذربایجان، نمونه کلاسیک سیاستی است که به جای حل موضوع، چالش زاست. تجربه تاریخی نشان میدهد سیاستهای اینچنینی نه تنها ناکارآمد بودهاند، بلکه به تقویت هویت مورد هدف و تبدیل آن به نماد مقاومت انجامیدهاند. آنچه در آذربایجان رخ میدهد، از این قاعده مستثنی نیست. حجاب که قرار بود از مدارس حذف شود، اکنون به میدان اصلی نبرد هویتی در این کشور بدل شده است.