احتمال عملیات زمینی آمریکا/ وظیفه خطیر رسانهها

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ وال استریت ژورنال به نقل از مقامهای آمریکایی نوشت، حملات اخیر علیه ایران با هدف نابودی قابلیتهای نظامی، قبل از اجرای عملیات پیچیدهتر انجام شده است. این منابع ادعا کردند، گزینههایی که در حال بررسی هستند شامل افزایش حملات هوایی و اعزام نیروهای زمینی برای تصرف جزایر ایرانی در نزدیکی تنگه هرمز است.
آمریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران با بحران راهبردی و بنبست تصمیمگیری مواجه شده است
آمریکا ماههای گذشته تا آنجا که گزارشها نشان میدهد، اقدام گستردهای برای انتقال تجهیزات سنگین زرهی و لجستیکی مانند تانک، نفربر و تجهیزات مهندسی انجام نداده و عمدتا نیروهای چترباز و یگانهای ویژهای مانند دلتا فورس اعزام کرده است؛ نیروهایی که بیشتر برای عملیاتهای ویژه و کوتاهمدت مناسب هستند.
در صورت تصمیم آمریکا برای اشغال بلندمدت بخشهایی از خاک ایران، این کشور به نیروهای زمینی گسترده، تیپهای مکانیزه و زرهی و یگانهای مهندسی نیاز خواهد داشت. نبود چنین نشانهای میتواند بیانگر آن باشد که واشنگتن احتمالاً به دنبال عملیاتهای ویژه با محوریت هلیبرن است و در صورت فراهم بودن شرایط، امکان دارد در تلاش باشد برخی جزایر ایران را با پشتیبانی ناوها و ناوچهها تصرف کند.
حملات به بندرعباس نیز لزوماً به معنای تصمیم برای تصرف شهرها یا سواحل ایران نیست. این حملات میتواند با هدف از بین بردن تواناییهای توپخانهای و موشکی باشد تا در صورت تصرف جزایر، امکان هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی از سوی ایران کاهش یابد. امکان دارد آمریکا تنها بخش محدودی از نوار ساحلی، در حد یک کیلومتر، یا دهانه تنگه هرمز را برای اهداف عملیاتی تصرف کند؛ اما تصرف و اشغال یک شهر، با توجه به نیازهای گسترده لجستیکی و نظامی، کمی بعید به نظر میآید. البته این احتمال نیز وجود دارد از نوار ساحلی، عملیاتهای هلیبرن علیه تأسیسات هستهای یا دیگر اهداف راهبردی ایران انجام شود.
اشکان ممبینی، کارشناس مسائل سیاسی درباره حملات دولت تروریستی آمریکا به بندرعباس و گمانه زنی ها مبنی بر احتمال عملیات زمینی و تصرف جزیره ایرانی به خبرنگار «راهبرد معاصر» گفت: در تحلیل رفتار اخیر آمریکا باید به یک نکته اساسی توجه کرد؛ مجموعه اقداماتی که واشنگتن ماههای اخیر انجام داده، از حملات نظامی و تجاوز به مناطق مختلف گرفته تا فشارهای سیاسی، تهدید، محاصره و حتی تلاش برای باز کردن مسیرهای مذاکره از موضع فشار، نشان میدهد آمریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران با بحران راهبردی و بنبست تصمیمگیری مواجه شده است.
وی افزود: حملات تجاوزکارانه به نوار ساحلی ایران را نمیتوان صرفاً اقدام محدود نظامی دانست؛ این اقدامات میتواند بخشی از الگوی عملیاتی برای سنجش ظرفیتهای دفاعی، جمعآوری اطلاعات میدانی و بررسی امکان طراحی سناریوهای پیچیدهتر باشد. از این منظر، احتمال طراحی برخی سناریوهای زمینی یا عملیات ترکیبی را نمیتوان کاملاً نادیده گرفت.
کارشناس مسائل سیاسی عنوان کرد: امکان دارد آمریکا تلاش کند با ایجاد فشار از محورهای مختلف، ازجمله جنوب، شرق یا مناطق شمالی و شمال غربی، تصویری از امکان نفوذ یا تغییر موازنه ایجاد کند، اما تجربه تاریخی نشان داده است آمریکا درک دقیقی از واقعیتهای ژئوپلیتیکی، توان دفاعی و ظرفیت اجتماعی جمهوری اسلامی ایران ندارد.
ممبینی با بیان اینکه هرگونه محاسبه اشتباه درباره عملیات زمینی علیه ایران، برای آمریکا میتواند به جای پیشبرد اهداف، آغاز بحران تاریخی و باتلاق راهبردی باشد، گفت: همانطور که آمریکا سالهای گذشته در مناطق مختلف جهان تجربه کرده، ورود نظامی به یک کشور با ظرفیتهای تمدنی، جغرافیایی و دفاعی ایران، بسیار متفاوت از عملیاتهای محدود و کوتاهمدت است.
وی در پاسخ به این سؤال که آیا آمریکا توانایی اجرای عملیات زمینی علیه ایران دارد، تصریح کرد: موضوع اصلی فقط توانایی نظامی نیست؛ بلکه موضوع مهمتر، هزینه و پیامدهای چنین اقدامی است. آمریکا امروز با جمهوری اسلامی ایرانِ متفاوت از گذشته مواجه شده؛ کشوری که دهههای اخیر توانمندیهای بومی خود را در حوزههای موشکی، پهپادی، پدافندی، دریایی و جنگ نامتقارن توسعه داده و ساختار دفاعی خود را بر پایه بازدارندگی فعال بنا کرده است.
کارشناس مسائل سیاسی تأکید کرد: آمریکا سالهای اخیر بارها تلاش کرد با ابزارهای مختلف ایران را زیر فشار قرار دهد، اما نتیجه این سیاستها چیزی جز افزایش قدرت بازدارندگی ایران، تقویت ظرفیتهای داخلی و شکست اهداف راهبردی واشنگتن نبود. امروز آمریکا با سندروم تکرار اشتباهات گذشته مواجه است؛ یعنی همان الگوهایی را تکرار میکند که پیشتر نیز نتیجهای جز شکست برایش نداشته است. سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران وارد دور باطل شده است؛ فشار، تهدید، تحریم، حمله و سپس تلاش برای مذاکره از موضع ضعف، اما نمی توان با این موارد به اهداف اعلام شده دست یافت.
آمریکا امروز با جمهوری اسلامی ایرانِ متفاوت از گذشته مواجه شده است
ممبینی گفت: اگر آمریکا تصور می کند با عملیات زمینی میتواند معادله منطقهای را تغییر دهد، وارد مسیری خواهد شد که خروج از آن برایش غيرممکن خواهد بود. در این میان راهبرد جمهوری اسلامی ایران باید بر اساس همان اصولی باشد که تاکنون امنیت کشور را تضمین کرده است؛ یعنی تقویت بازدارندگی، حفظ ابتکار عمل و جلوگیری از شکلگیری هرگونه محاسبه اشتباه به وسیله دشمن. این چارچوب چند محور اهمیت اساسی دارد؛ نخست، حفظ و تقویت اقتدار دریایی و امنیت تنگه هرمز و خلیج فارس. تنگه هرمز نقطه جغرافیایی معمولی نیست، بلکه یکی از مهمترین شریانهای انرژی و امنیتی جهان است. امنیت این منطقه باید بر پایه نقشآفرینی کشورهای ساحلی و با محوریت توانمندیهای جمهوری اسلامی ایران حفظ شود. هرگونه تلاش برای ایجاد ناامنی یا حضور نظامی تهدیدآمیز قدرتهای فرامنطقهای با پاسخ متناسب قدرت بازدارنده ایران مواجه خواهد شد.
وی محور بعدی را تقویت آمادگی دفاعی در نوار جنوبی، غربی، شمال غربی و شرقی کشور عنوان کرد و گفت: جمهوری اسلامی ایران باید با توجه به ماهیت تهدیدات ترکیبی امروز، راهبرد جامع دفاعی داشته باشد که تمامی مرزها و حوزههای جغرافیایی را پوشش دهد. دشمن امکان دارد از مسیری خاص وارد شود، اما پاسخ ایران باید مبتنی بر معماری دفاعی چندلایه باشد.
کارشناس مسائل سیاسی با تأکید بر لزوم حفظ انسجام داخلی و نمایش قدرت ملی عنوان کرد: یکی از مهمترین محاسبات دشمن، ارزیابی اراده سیاسی و اجتماعی کشور است. ایران نشان داده در برابر فشارهای خارجی، توان حفظ ثبات و انسجام راهبردی دارد.
وی درباره اینکه آیا حمله زمینی میتواند معادلات منطقه را به نفع آمریکا تغییر دهد گفت: چنین اقدامی میتواند بزرگترین اشتباه راهبردی آمریکا باشد و کاری کند دیگر نامی از ایالات متحده وجود نداشته باشد. آمریکای امروز نه با کشوری منزوی، بلکه با قدرتی فرامنطقهای مواجه است که عمق راهبردی، ظرفیتهای دفاعی گسترده و تجربه چند دهه مقابله با فشارهای خارجی دارد.
ممبینی تصریح کرد: واشنگتن سالهای اخیر بارها تلاش کرده است با ابزارهای مختلف جمهوری اسلامی ایران را وادار به عقبنشینی کند، اما نتیجه معکوس بوده است. اکنون آمریکا به دنبال دستاورد سیاسی و نظامی است تا شکستهای گذشته خود را جبران کند، اما هر اقدام جدید بدون شناخت دقیق از قدرت ایران میتواند شکست دیگری برای آنها رقم بزند. ایران نشان داده است در برابر تجاوز، سیاست خود را بر پایه بازدارندگی و پاسخ قاطع تنظیم میکند. بنابراین هرگونه ماجراجویی جدید آمریکا نه تنها دستاوردی برای واشنگتن ایجاد نخواهد کرد، بلکه میتواند آن را وارد بحرانی کند که هزینههای آن بسیار فراتر از محاسبات اولیه خواهد بود.
کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران در موقعیت بالای دفاع از حاکمیت ملی و منافع راهبردی قرار دارد، عنوان کرد: آمریکا سالهای اخیر تمامی ابزارهای فشار را امتحان کرده، اما به نتیجه مطلوب خود دست نیافته است. از این رو، هرگونه تصور درباره تغییر معادله به وسیله عملیات زمینی، خطای محاسباتی بزرگ خواهد بود.
ممبینی گفت: راهبرد ایران باید بر پایه حفظ قدرت بازدارندگی، تثبیت امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز، تقویت آمادگی دفاعی در تمامی جبهههای احتمالی و جلوگیری از هرگونه محاسبه اشتباه دشمن ادامه یابد، زیرا تجربه نشان داده است ایران در برابر تهدید، نه عقبنشینی میکند و نه اجازه میدهد امنیت منطقه به وسیله بازیگران خارجی به خطر بیفتد.
لزوم داشتن دست برتر در جنگ روایتها
کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه در شرایط جنگی، رسانه صرفاً ابزار انتقال خبر نیستند و به یکی از میدانهای اصلی نبرد تبدیل میشوند، گفت: دشمن در کنار عملیات نظامی، همواره تلاش میکند با ایجاد رعب، بزرگنمایی توان خود و القای احساس شکست، اراده ملتها را هدف قرار دهد. به همین دلیل، نحوه بازتاب اخبار جنگ از اهمیت راهبردی برخوردار است.
در این نبرد همانگونه که نیروهای مسلح در میدان ایستادهاند، رسانهها نیز باید در صحنه روایت، هوشمندانه و مسئولانه عمل کنند
وی افزود: در مواجهه با تجاوزگری آمریکا علیه ایران، باید میان اطلاعرسانی مسئولانه و بازنشر هیجانی عملیات روانی دشمن تفاوت قائل شد. انتشار لحظهای و احساسی اخبار بدون در نظر گرفتن ابعاد راهبردی نبرد، میتواند ناخواسته به بخشی از پازل جنگ روانی دشمن تبدیل شود؛ دشمنی که تلاش دارد با تصویرسازی از قدرت خود، واقعیت میدان را تحریف کند.
ممبینی تأکید کرد: امروز جمهوری اسلامی ایران در برابر یکی از پیچیدهترین ائتلافهای نظامی و سیاسی ایستاده است؛ ائتلافی متشکل از آمریکا، رژیم صهیونیستی و حامیان منطقهای آنها. با وجود این، تجربه سالهای گذشته نشان داده است قدرتهای متجاوز نمیتوانند با فشار نظامی و جنگ روانی، اراده ملت ایران را به تسلیم وادار کنند.
کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: رسانه در دوران جنگ باید در کنار سرعت و دقت، تحلیل و مسئولیت ملی را نیز در نظر بگیرد. خبرنگاری جنگ، مسابقه هیجان و رقابت برای انتشار شوکآورترین تیترها نیست؛ بلکه مأموریتی برای حفظ آرامش جامعه، تبیین واقعیت میدان و جلوگیری از پیروزی دشمن در عرصه روایت است.
وی افزود: امروز بیش از هر زمان دیگری انسجام ملی، اعتماد به توان دفاعی کشور و حفظ روحیه مقاومت اهمیت دارد. دشمن به دنبال آن است با ایجاد هراس، تصویری از شکست و بیپناهی بسازد؛ اما ملت ایران نشان داده است در برابر فشار، تهدید و تجاوز، نه تسلیم میشود و نه اجازه میدهد ارادهاش با جنگ روانی شکسته شود.
ممبینی گفت: در این نبرد همانگونه که نیروهای مسلح در میدان ایستادهاند، رسانهها نیز باید در صحنه روایت، هوشمندانه و مسئولانه عمل کنند؛ زیرا پیروزی تنها در میدان نظامی رقم نمیخورد، بلکه در میدان ارادهها و روایتها نیز تعیین میشود.