تنگه هرمز، برگ برنده ایران در معادلات جهانی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ دادههای دریایی نشان میدهند بیش از ۶۰۰ فروند کشتی تجاری بزرگ همچنان در تنگه هرمز و خلیج فارس سرگردان و گرفتار ماندهاند.
جنگ علیه ایران و بسته شدن مداوم تنگه هرمز به بزرگترین بحران انرژی تاریخ منجر خواهد شد
طبق این گزارش در حال حاضر کشتیهایی که موفق به دریافت مجوز از مقامهای ایرانی میشوند ملزم به تردد از «کریدور لارک» هستند؛ مسیری که در آبهای سرزمینی ایران و در محدوده جزایر هرمز و لارک تعریف شده و عبور از آن نیازمند کسب مجوز و هماهنگی با نیروی دریایی سپاه پاسداران است.
پیشتر نیویورک تایمز به نقل از کارشناسان خود نوشته بود، ایران به طور کامل کنترل تنگه هرمز را در دست گرفته است و این وضعیت برگ برنده قدرتمندی برای تهران در مذاکرات با واشنگتن خواهد بود و آنها را مجبور خواهد کرد تا در برابر واقعیتهای جدید میدانی تعظیم کنند.
بانک کامنولث استرالیا نیز در گزارشی اعلام کرد: هرچه تنگه هرمز مدت بیشتری بسته بماند، هزینههای اقتصادی بیشتر میشود. قبل از جنگ تحمیلی علیه ایران، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از این آبراه ترانزیت میشد.
فاتح بیرول، رئیس آژانس بینالمللی انرژی نیز گفت: ما با بزرگترین تهدید امنیت انرژی تاریخ روبرو هستیم. تا به امروز ۱۳ میلیون بشکه در روز نفت از دست دادهایم و اختلالات عمدهای در کالاهای حیاتی وجود دارد.
وی پیشتر هشدار داده بود جنگ علیه ایران و بسته شدن مداوم تنگه هرمز به بزرگترین بحران انرژی تاریخ منجر خواهد شد و از دولتها خواست با منابع انرژی جایگزین، تابآوری خود را تقویت کنند.
تنگه هرمز به مثابه اهرم فشار نهایی
جمهوری اسلامی ایران با برخورداری از مزیت جغرافیایی و نظامی در این محور راهبری، عملاً پای خود را بر گلوی آمریکا گذاشته و این وضعیت، ایران را در جایگاه کنترلکننده نظم انرژی جهانی قرار داده است.
راهبرد ایران در منطقه بر این واقعیت استوار است که هرگونه اقدام خصمانه یا فشار غیرمنصفانه از سوی آمریکا با واکنش متقابل در امنیت انرژی جهان همراه خواهد بود. در واقع، ایران توانسته است با تکیه بر توان بازدارندگی خود تنگه هرمز را به اهرمی برای مهار آمریکا تبدیل کند. هرگونه تغییر در قواعد بازی بدون لحاظ کردن منافع ایران به بحرانی منجر خواهد شد که هزینههای سنگین آن نه برای ایران، بلکه برای آمریکا و متحدانش غیرقابل تحمل است.
برخلاف معادلات کلاسیک که قدرتهای بزرگ قواعد بازی را دیکته میکردند، امروز در مواجهه با جمهوری اسلامی، پارادایم قدرت دگرگون شده است. ایران با استفاده از ابزارهای بازدارندگی و اشراف اطلاعاتی بر منطقه خلیج فارس، عملاً تعیینکننده قواعد بازی و آمریکا با واقعیتی تغییرناپذیر روبروست؛ واقعیتی که در آن نمیتواند هژمونی خود را بدون رضایت یا نادیده گرفتن منافع ایران پیش ببرد.
پیروزی در این نبرد نه لزوماً بهوسیله درگیری نظامی گسترده، بلکه با «استقامت راهبردی» حاصل میشود. تا زمانی که تهران بر توان بازدارندگی خود در تنگه هرمز پافشاری میکند، آمریکا در موضع دفاعی قرار دارد. در واقع، تنها راه خروج آمریکا از این بنبست راهبردی پذیرش وزن و نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه و تن دادن به شروطی است که ایران برای حفظ ثبات منطقه و احقاق حقوق مشروع خود تعیین میکند.
جمهوری اسلامی ایران در شرایط فشار، تهدید یا محاصره تن به مذاکره نخواهد داد
در شطرنج پیچیده منطقه، تنگه هرمز فراتر از منطقهای جغرافیایی، نقطه ثقل موازنه قدرت است. در جنگهای نوین، برنده طرفی است که با کنترل گلوگاههای حیاتی، هزینههای تقابل را برای دشمن به حدی بالا میبرد که چارهای جز تسلیم در برابر شرایط طرف مقابل باقی نمیماند.
در همین راستا جمهوری اسلامی ایران در شرایط فشار، تهدید یا محاصره تن به مذاکره نخواهد داد. این راهبرد کلان و اجماعی است که میان تمامی سران نظام وجود دارد و بر این اساس، آمریکا چارهای جز تغییر رویکرد و پذیرش واقعیتهای موجود نخواهد داشت.