خطر گسترش اقتصاد هیاهو

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ دنیای امروز دنیای رسانه است بهویژه دنیای رسانه های اجتماعی. "امروز رسانه هیاهو می فروشد". امروز رسانه حریم خصوصی می فروشد. امروز رسانه فریب را به قیمت گران می فروشد. چیزی های که زمانی پشیزی نمی ارزیدند، اما به قوت رسانه ارزش پیدا کردند و متاع مطلوب جامعه مدرن و نسل فرا مدرن شده است. اعتبار بخشی به جنجال به صورت اراده پنهان در حال گسترش است.
در این نوع بازار خرید و فروش حریم خصوصی و خرید توجه رونق گرفته است
نیل پستمن در کتاب "زندگی در عیش و مردن در خوشی" می گوید تلویزیون یک شمشیر دو لبه است( thecnology is a doubled-edged sword). رسانه زندگی واقعی مردم را مسموم کرده و کودکی را نابود می کند. به خاطر اینکه بچه ها از طریق رسانه به سرعت بزرگ می شوند. رسانه مرز آگاهی بین کودکان و بزرگسالان از بین می برد و اطلاعاتی را در اختیار بچه ها قرار می دهد که قبلا در اختیار بزرگتر ها بود.
پستمن این کتاب را نیم قرن پیش نوشت. زمانی که تلویزیون وارد خانهها شده بود. در آن زمان اعضای خانواده یک تلویزیون مشترک داشتند. امروز دست هر فردی یک تلویزیون هست و جامعه مجازی را خلق کرده که با جامعه حقیقی تفاوت های زیادی دارد؛ جامعه ای با بازار های متفاوت.
فضای های خصوصی در رسانه های عمومی به نمایش گذاشته می شوند. در این نوع بازار خرید و فروش حریم خصوصی و خرید توجه رونق گرفته است. بلاگرها نخبه های جامعه رسانه ای هستند. این ایام بلاگر شدن از دانشمند شدن جذاب تر است و محترم هستند؛ اما واقعیت این است که ۱۰ کشور برتر در تولید ناخالص ملی متکی بر اقتصاد حقیقی هستند. اقتصاد واقعی در فضای دور از هیاهو رشد پیدا می کند.
در کنار اقتصاد هیاهو، اقتصاد بی سرو صدا هست. در دنیای مجازی امروز بچه ها حضور و مهارت اجتماعی مجازی بیشتری دارند، برخلاف دنیای واقعی که بزرگتر رهبر و بچه ها پیرو هستند. در فضای مجازی داستان برعکس است و "بزرگترها ( به دلیل ضعف در دنیای مجازی) نقش پیرو دارند و این بچه ها هستند نقش اصلی را بازی می کنند".
آنها (بچه ها ) دریافتند با جمع کردن فالور و لایک و بازدید می توانند درآمد و حتی درآمد نجومی کسب کنند. همین چند وقت پیش حضور یک بلاگر بسیار جوان در ایونت ایران مال نشان داد مرجعیت اجتماعی تغییر و بسیار جوان شده است و هیاهو منشاء درآمد می شود. بقیه بچه ها نیز با مشاهده محبوبیت، شهرت و حتی ثروت چنین نوجوان های تصمیم می گیرند به جای درس و کار حقیقی به فضای به مجاری روی بیاورند و شانس خود را در هیاهوی اینستاگرام جستوجو کنند.
خیلی وقت است که نوجوانان آرزوی نقاش و نجار و بنا و قصاب شدن ندارند؛ شغل هایی که هم مولد هستند و نیاز جامعه. در دنیای واقعی کسب و کارها با صدای کم ارزش خلق می کنند. افرادی که در معدن و مزرعه کار می کنند، افراد که پاکبان هستند (و در سکوت و تاریکی شب کار می کنند)، افرادی که در آشپزخانه رستوران زحمت می کشند، افرادی که در زیر زمین شیرینی فروشی ها کار می کنند تا زندگی را شیرین کنند و در سکوت خدمت می کنند.
اما نسل جدید آرزوی چنین شغل های پنهانی ندارند. فوتبالیست شدن، هنرپیشه شدن و بلاگر شدن از شغل های مطلوب نسل فعلی است. اصولا آرزو از جنس توجه، شهرت و ثروت است. تقریبا هیچکس آرزو نمی کند فقیر شود، آرزو چسبندگی به سمت بالا دارد و با کاهش رابطه خوبی ندارد.
اقتصاد توجه بر اقتصاد پیشی گرفته است. باید توجه را به سمت کار و تلاش هدایت کرد وگرنه جامعه از درون ممکن است دچار اضمحلال شود
"امروز خرید و فروش توجه حتی به قیمت زشتی و حتی دیوانه بازی و ... در حال متداول شدن است" و اقتصاد توجه شکل گرفته است. نمونه بارز آن دختری که خود را شکل ارواح یا همان سلبریتی ای که خود را شبیه مداد رنگی و حوض نقاشی کرده بود، در حال گسترش است. خطر در کمین اقتصاد مولد است. بخش مهمی از نیروی کار مزارع و کارخانه ها از طریق اتباع افغان تأمین می شود.
اگر این رویه ادامه یابد در ۱۰ سال آینده نیروی کار ایرانی فاقد مهارت و حتی دانش لازم خواهد شد. امروز تعداد افراد neet (افرادی که کار نمی کنند و تحصیل ندارند) در حال افزایش است. در همین پنج سال گذشته تعداد کافی شاب ها و مراکز تفریحی چند برابر شده است. "زندگی خیام وار (خوشگذرانی) صعود و زندگی سعدی وار (برو کار میکن) رو به افول است". باید از سبک زندگی بر اساس کار و تلاش حمایت کرد.
اقتصاد توجه بر اقتصاد پیشی گرفته است. باید توجه را به سمت کار و تلاش هدایت کرد وگرنه جامعه از درون ممکن است دچار اضمحلال شود. استمرار این رویه سبب خواهد شد تا یکی دو دهه آینده ترکیب جمعیتی پیر و غیر مولد، ترکیب اصلی جامعه را تشکیل دهند. پیرهایی که توان و جوان هایی که انگیره کار ندارند؛ یعنی اقتصاد پوک و تهی.
این نوع بافت جمعیتی نمی تواند نویدبخش آینده مطلوب باشد و به هیچ نمی ارزد. دفاع از اقتصاد مولد یک ضرورت و راهبرد نجات بخش است.