پایگاههای آمریکا، مزاحم منطقه و سربار پنتاگون

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ تحولات میدانی و امنیتی اخیر غرب آسیا نشاندهنده نقطه عطف تاریخی در موازنه قوا میان جبهه مقاومت و اشغالگران فرامنطقهای است. سالها حضور نامشروع نظامیان آمریکایی در عراق که با ادعای واهی مبارزه با تروریسم توجیه میشد، سرانجام زیر فشار پیوسته اراده ملتها، عملیاتهای هدفمند جبهه مقاومت و اقتدار بازدارنده جمهوری اسلامی ایران وارد مرحله عقبنشینی اجباری شده است.
خروج نظامیان آمریکا از خاک عراق تصمیم خودخواسته نبود، بلکه اقدامی از سر ناچاری محض به شمار میرود
رویدادی که تحلیلگران از آن نه به عنوان تصمیم دیپلماتیک یا برنامهریزی راهبردی، بلکه به عنوان فرار تحقیرآمیز و اعتراف علنی به پایان عصر مصونیت نیروهای متجاوز در جغرافیای منطقه یاد میکنند.
حسین رویوران، کارشناس مسائل غرب آسیا با تأکید بر اینکه خروج و عقبنشینی نیروهای اشغالگر آمریکایی از خاک عراق ریشه در هراس از ضربات کوبنده مقاومت و اقتدار نظامی جمهوری اسلامی ایران دارد، به خبرنگار «راهبرد معاصر» گفت: واشنگتن زیر فشارهای غیرقابلتحمل میدانی و برای فرار از تلفات حتمی تن به خروج از پایگاههای خود در عراق داده است و اکنون تمام شبکه پایگاهی آمریکا در منطقه از سپر امنیتی ادعایی، به سربار سنگین هزینهای و حیثیتی برای پنتاگون تبدیل شده است.
وی با تبیین ابعاد میدانی خروج نیروهای آمریکایی از عراق افزود: خروج نظامیان آمریکا از خاک عراق تصمیم خودخواسته، داوطلبانه یا ناشی از توافقات دیپلماتیک مرسوم نبود، بلکه اقدامی از سر ناچاری محض به شمار میرود؛ زیرا فرماندهان نظامی آمریکا به این برآورد قطعی دست یافتند در صورت اصرار بر ماندن، صددرصد هدف ضربات مهلک و پیدرپی قرار خواهند گرفت و ناچارند تلفات سنگین انسانی و لجستیکی بپذیرند. این اتفاق آشکارا ثابت کرد جریان مقاومت در منطقه، نقاط ضعف ساختاری و پاشنه آشیل ارتش آمریکا را با دقت شناسایی کرده و ابتکار عمل را در دست گرفته است.
کارشناس مسائل غرب آسیا با بیان تحرکات ارتش آمریکا برای جابهجایی مقطعی نیروها و استقرار مجدد آنها در پایگاههای کشورهای همسایه مانند اردن عنوان کرد: حتی انتقال ادوات، سامانهها و بخشی از نظامیان فراری به اردن نیز راهگشا نخواهد بود و هیچ چتر امنیتی پایداری برای آنها ایجاد نمیکند؛ شلیک موشکهای نقطهزن جمهوری اسلامی ایران به وضوح بر همگان اثبات کرد اردن یا هر پایگاه دیگری در تیررس مقاومت قرار دارد و هیچ نقطه امنی برای متجاوزان در سراسر منطقه غرب آسیا وجود ندارد. بنابراین واشنگتن با تغییر جغرافیایی استقرار خود، تنها صورتمسئله را پاک میکند، اما اصل آسیبپذیری سر جای خود باقی است.
رویوران با یادآوری سابقه طولانی بدعهدیهای مکرر مقامهای کاخ سفید درباره اجرای مصوبه مجلس عراق و توافقات خروج از بغداد بیان کرد: آمریکا سالهای گذشته بارها به دولتها و ملت عراق وعده خروج داده بود، اما هرگز پایبند تعهدات خود نماند و با انواع ترفندها و باجخواهیها زمان خرید. سؤال بنیادین و کلیدی از تحلیلگران غربی این است چرا نظامیان آمریکایی در دورههای گذشته به تعهداتشان عمل نکردند، اما دقیقاً پس از شکست محاسباتی در برابر جمهوری اسلامی ایران و چشیدن طعم ضربات مستقیم و دقیق جبهه مقاومت، سراسیمه تصمیم به تخلیه پایگاههای خود گرفتند؟ این عقبنشینی بیچونوچرا، نشانهای عریان از ترس بنیادین دشمن و ثمره آشکار توان بازدارندگی جبهه مقاومت است.
وی با بررسی موقعیت پایگاههای آمریکا در بغداد و اقلیم کردستان به عنوان دو شریان حیاتی نفوذ و مداخله نظامی اشغالگران تصریح کرد: آمریکاییها دهههای اخیر همواره از این دو نقطه به عنوان اهرم فشار امنیتی علیه ملت و حاکمیت عراق بهرهبرداری میکردند. با وجود این، کاخ سفید دیگر ابزار و هژمونی اقتصادی گذشته را در اختیار ندارد تا بتواند مدلهای تحریمی و ویرانگری مانند قانون سزار در سوریه یا بحرانسازیهای معیشتی در لبنان را بر عراق پیاده کند؛ به شرط آنکه مردم، دولت، جریانهای سیاسی و نیروهای نظامی عراق هوشیار باشند و وحدت درونی خود را در برابر دسیسههای نفوذ حفظ کنند. البته باید موضوع حریم هوایی عراق نیز پس از خروج نیروهای زمینی و پایگاهی رصد شود و دولت مرکزی بغداد حاکمیت کامل آسمان کشورش را در دست بگیرد تا راه هرگونه تجاوز بسته شود.
این تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک به بحران موجودیتی کل پایگاههای نظامی آمریکا در غرب آسیا پرداخت و گفت: تمامی تأسیسات و پایگاههای نظامی ارتش آمریکا در کشورهای منطقه در چارچوب معاهدات موسوم به «دفاع مشترک» پایهگذاری شده بودند؛ با این ادعای واهی که قرار است برای کشورهای میزبان نقش چتر امنیتی ایفا کنند. اما اصابت دقیق موشکهای ایران و ناتوانی سامانههای پدافندی واشنگتن در رهگیری آنها، معادله را وارونه کرد؛ امروز بر همگان آشکار شده است این پایگاهها نه تنها قادر به حفظ امنیت کشورهای میزبان نیستند، بلکه حتی توان مراقبت و دفاع از موجودیت خود را نیز ندارند و عملاً به سربار راهبردی، حیثیتی و مالی برای پنتاگون تبدیل شدهاند.
وی با بیان آشفتگی فکری عمیق در محافل تصمیمگیری واشنگتن یادآور شد: اتاقهای فکر و فرماندهان نظامی آمریکا در حال حاضر با بنبست فلجکننده و دوسره مواجه هستند. دیدگاه نخست که بر ضرورت بازسازی، تقویت و تجهیز مجدد این پایگاههای ضربهدیده اصرار دارد، با این واقعیت روبهروست که اجرای چنین پروژهای دستکم ۳۰ میلیارد دلار هزینه مستقیم روی دست مالیاتدهندگان آمریکایی میگذارد؛ هزینهای هنگفت که کاملاً بیفایده خواهد بود، زیرا این تأسیسات در بُرد دقیق آتش موشکی مقاومت قرار دارند و در هر تنش آتی بار دیگر هدف قرار گرفته و نابود میشوند.
با وجود اینکه فرار ارتش آمریکا از خاک عراق دستاوردی عظیم و تاریخی است، اما نباید از فریبکاریهای دشمن غافل شد
رویوران درباره دیدگاه دوم گفت: دیدگاهی خواهان تخلیه کامل منطقه و جابهجایی به نقاط دورتر است و به خوبی میداند جمعآوری پایگاهها در برابر اراده و آتش مقتدرانه ایران، به معنای تسلیم رسمی، سرافکندگی تاریخی و فروپاشی کامل جایگاه نظامی ارتش آمریکا در نظام بینالملل تلقی خواهد شد.
این کارشناس مسائل راهبردی بر ضرورت هوشیاری حداکثری ملتها و ارکان امنیتی مقاومت تأکید و تصریح کرد: با وجود اینکه فرار ارتش آمریکا از خاک عراق دستاوردی عظیم و تاریخی است، اما نباید از فریبکاریهای دشمن غافل شد؛ نیروهای امنیتی، حشدالشعبی و ارتش عراق باید هوشیار باشند تا اشغالگران برای جبران این شکست فضاحتبار، دست به بازتولید و فعالسازی مجدد بقایای تروریسم نیابتی و تکفیری در منطقه نزنند و دستگاههای اطلاعاتی باید مانع از غافلگیری ناشی از مانورهای ایذایی دشمن شوند.