توطئه در ابوظبی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ سفر محرمانه و بحثبرانگیز بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی به ابوظبی با همراهی چهرههای کلیدی امنیتی و نظامی کابینه شامل رؤسای موساد و شورای امنیت داخلی، در کنار مشاوران ارشد سیاسی نشاندهنده ماهیت به شدت راهبردی این گفت وگوها در فضای پساجنگ و تداوم بحرانهای پیرامونی است. همزمانی این رخداد با درز اطلاعات جنجالی درباره هشدارهای نادیده گرفتهشده پیش از بحرانهای بزرگ، فضای سیاسی متشنج در آستانه انتخابات کنست (مجلس) رژیم صهیونیستی و تحولات پیچیده حوزه خلیج فارس، این سفر را به نقطه تلاقی متغیرهای بقای سیاسی داخلی و معادلات کلان منطقهای بدل کرده است.
تلآویو تلاش میکند تا «پیمانهای ابراهیم» را از توافق عادیسازی مدنی، اقتصادی و تجاری به معماری سخت نظامی، پدافندی و اطلاعاتی ارتقا دهد
از این منظر بازخوانی این رویداد مستلزم کالبدشکافی وضعیت امنیتی جدید کشورهای عربی، بازآرایی سازوکارهای موازنهسازی در منطقه و کشف نیات پنهان تلآویو برای بهرهبرداری حداکثری از بسترهای توافقات گذشته است. معادلهای که در آن منافع بازیگران منطقهای به شکلی نامتقارن با اهداف کوتاهمدت و بلندمدت کابینه مستقر در تلآویو گره خورده است.
تجربه نبردهای اخیر و اصطکاک نظامی مستقیم میان تهران- واشنگتن، شوک ساختاری عمیقی به ادراک امنیتی پایتختهای عربی وارد و شکنندگی مفرط مدل توسعه آنها را عیان کرد. شیخنشینهای حاشیه خلیج فارس که سالیان متمادی موجودیت و رفاه اقتصادی خود را بر بنیان تبدیلشدن به هابهای بینالمللی تجارت، گردشگری و جذب سرمایه خارجی بنا کرده بودند، دریافتند در صورت افزایش درگیریها، مرزهای اقتصادی هیچ مصونیتی در برابر تسلیحات نامتقارن ایجاد نمیکند.
میزبانی از پایگاهها و ادوات نظامی آمریکا، به جای ایفای نقش بازدارندگی تضمینشده، این کشورها را به اهداف مشروع تلافیجویانه در معادلات نظامی مبدل و خسارات ناشی از حملات پهپادی و موشکی به زیرساختهای انرژی و صنعتی، آسیبپذیری حیاتی آنها را آشکار کرد. فلجشدن مقطعی مسیرهای امن دریانوردی، افزایش جهشی هزینههای بیمه ترانزیت نفت و ایجاد هراس در بازارهای مالی، ضربهای سهمگین به راهبردهای تنوعبخشی اقتصادی کشورهای عربی زد. این خسارات مادی و راهبردی، کشورهای حاشیه خلیج فارس را با این واقعیت تلخ روبرو کرد که چتر حمایتی قدرتهای فرامنطقهای توانایی مهار کامل پیامدهای ویرانگر جنگ تمامعیار در جوار مرزهایشان را ندارد و تداوم رویکردهای تقابلی، به طور مستقیم دستاوردهای چندین دهه سرمایهگذاری اقتصادی و ثبات شکننده آنها را خاکستر خواهد کرد.
در چارچوب بیثباتی، تلآویو تلاش میکند تا «پیمانهای ابراهیم» را از توافق عادیسازی مدنی، اقتصادی و تجاری که سال ۲۰۲۰ میلادی بنیان نهاده شد، به معماری سخت نظامی، پدافندی و اطلاعاتی ارتقا دهد. رژیم صهیونیستی دریافته است احساس ناامنی فزاینده و هراس حکام عرب از پیامدهای خلأ قدرت و منازعات منطقهای، بهترین بستر برای نفوذ همهجانبه در آبهای خلیج فارس و تثبیت موقعیت خود به عنوان شریک امنیتی اجتنابناپذیر است.
استقرار سامانههای راداری و پدافندی همچون گنبد آهنین در قلمرو شیخنشینها و نهادینهسازی تبادل مستقیم دادههای جاسوسی، حلقههای اولیه طرحی جامعتر هستند که با هدف تشکیل شبکه بازدارندگی یکپارچه علیه تهران و متحدانش هدایت میشوند. راهبرد توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی بر این فرض استوار است که با گسترش وابستگی دفاعی دولتهای عربی به فناوریها و اطلاعات نظامی تلآویو، هرگونه امکان همگرایی درونمنطقهای، گفتوگوهای مستقل اعراب با ایران و طرحهای امنیت جمعی خنثی خواهد شد. تلآویو با گروگان گرفتن دغدغههای امنیتی این کشورها، در پی آن است تا خطوط مقدم جبهه مقابله با دشمنان خود را صدها کیلومتر فراتر از مرزهای تاریخیاش به پیش ببرد و کرانههای جنوبی خلیج فارس را به ایستگاههای دیدهبانی و مهار پیرامونی خود بدل کند.
هرگونه امید بستن کشورهای عربی به ابتکارات امنیتی رژیم صهیونیستی، قماری با خطر نامحدود و دستاوردی متزلزل است
فراتر از ابعاد ساختاری، بخش عمدهای از اهداف این سفر و تحرکات اخیر را باید در نقشهها و بازیهای بقامحور شخص نتانیاهو جست وجو کرد. در عرصه سیاست داخلی رژیم صهیونیستی، نتانیاهو زیر ضربات خردکننده پرونده های مربوط به ناتوانی، غفلت و خودداری از پیگیری هشدارهای امنیتی پیش از وقایع هفتم اکتبر و عملیات طوفان الاقصی قرار دارد. هشدارهایی که افشای انتقال آنها از سوی سران ابوظبی و قاهره، جایگاه سیاسی وی را در برابر رقبای نظامی پیشتاز در انتخابات آینده بهشدت به لرزه درآورده است. از این رو سفر به امارات نه صرفاً اقدامی دیپلماتیک، بلکه نوعی تلاش اضطراری برای مهار امواج افشاگری رسانهای، خنثیسازی کارت برنده رقبا و بازسازی چهرهای مقتدر در عرصه بینالمللی است.
اما خطرناکتر از انگیزههای انتخاباتی، نقشههای منطقهای نتانیاهو برای بازتوزیع بار جنگ و بحرانآفرینیهای نیابتی است. تحریک و ترغیب پنهانی ابوظبی به ورود مجدد به کارزار نظامی یمن و پیوند زدن نفوذ میدانی آن در جنوب شبهجزیره به پشتیبانیهای نظامی سعودی، شاهدی بر تلاش رژیم صهیونیستی برای شعلهور کردن کانونهای انحرافی بحران است. نتانیاهو میکوشد با درگیر کردن دوباره پایتختهای عربی در باتلاقهای نظامی نظیر یمن و دامن زدن به شکافهای داخلی میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس، فشار عملیاتی را از روی رژیم صهیونیستی بردارد و آتش تقابل را به دامن کشورهای حوزه خلیج فارس منتقل تا از تلاطم مستمر این آبها، ماهی بقای سیاسی خویش را صید کند.
بهره سخن
هرگونه امید بستن کشورهای عربی به ابتکارات امنیتی رژیم صهیونیستی، قماری با خطر نامحدود و دستاوردی متزلزل است که تعادل شکننده منطقه را بیش از پیش برهم میزند. اتکا به ائتلافسازیهای نامتوازن و بازتولید پیمانهای ابراهیم در قالب اتحادیههای نظامی متخاصم، نهتنها التیامی بر خسارات عمیق و اضطرابهای ناشی از جنگهای گذشته نخواهد گذاشت، بلکه منطقه خلیج فارس را در معرض چرخه بیپایانی از تنشهای بازتولیدشده و فرسایشی قرار میدهد.
تجارب تلخ تاریخی نشان دادهاند راهبردهای مبتنی بر تکروی، تحریک کانونهای درگیری و وارد کردن بازیگران بحرانزا به ساختار نظامی منطقه، در نهایت خاکستر جنگ را بر سر طراحان و همراهان آن خواهد نشاند. بنابراین دستیابی به ثبات پایدار و رهایی از آسیبپذیریهای فلجکننده اقتصادی و ژئوپلیتیک، مستلزم خروج دولتهای عربی از مدار نقشههای تفرقهافکنانه و درک این واقعیت ملموس است که امنیت، کالایی وارداتی و قابل واگذاری به قدرتهای فرصتطلب نیست؛ بلکه محصول ترتیبات امنیت دستهجمعی، احترام متقابل به حاکمیتها و پیشبرد گفت وگوهای چندجانبه میان تمام همسایگان همچون ایران در این حوزه حیاتی است.