نگاه کسبو کارها به اصلاح فرایند اجرایی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ تجربه طرحهای حمایتی نشان می دهد صرف اختصاص منابع مالی، تضمین کننده تحقق اهداف نیست؛ بلکه نحوه تخصیص، چگونگی پرداخت و میزان نظارت بر اجرای طرح ها، نقش تعیینکننده ای در اثربخشی آنها دارد.
کسب و کارهای کوچک به دلیل محدودیت منابع مالی، بیش از بسیاری از بنگاه های بزرگ به تسهیلات و حمایتهای هدفمند نیاز دارند. این واحدها در صورت دسترسی به منابع مالی مناسب میتوانند ظرفیت تولید خود را افزایش دهند، فرصت های شغلی جدید ایجاد کنند و در پویایی اقتصاد نقش مؤثرتری داشته باشند. ازاینرو، حمایت از آنها باید یکی از اولویتهای سیاست گذاری اقتصادی باشد.
اصلاح ساز و کارهای اجرایی باید هم زمان با طراحی ابزارهای حمایتی مورد توجه قرار گیرد
با وجود این، پرسش اساسی آن است که آیا سازوکارهای طراحی شده برای پرداخت تسهیلات، واقعاً منابع را به دست صاحبان کسب و کارهای کوچک میرسانند؟
اگر فرایندهای اداری پیچیده، بروکراسی فرساینده و ناکارآمدیهای اجرایی همچنان پابرجا باشند، حتی اختصاص منابع قابل توجه نیز امکان دارد به نتیجه مورد انتظار منجر نشود.
یکی از مهمترین چالش های طرحهای حمایتی، فاصله میان هدف گذاری و اجرای آنهاست. امکان دارد یک طرح با هدف حمایت از تولید و اشتغال تدوین شود، اما در مرحله اجرا، تعدد مراحل اداری، ضعف نظارت یا انحراف در تخصیص منابع، دستیابی به اهداف آن را دشوار کند. در چنین شرایطی، تغییر شکل تسهیلات یا ایجاد لایههای جدید اجرایی، به تنهایی نمی تواند مشکلات ریشه ای را برطرف کند.
از این منظر، اصلاح ساز و کارهای اجرایی باید هم زمان با طراحی ابزارهای حمایتی مورد توجه قرار گیرد. شفافیت در فرایند تخصیص منابع، تعیین معیارهای روشن برای شناسایی مشمولان، کاهش موانع اداری و نظارت بر نحوه هزینه کرد تسهیلات، ازجمله الزاماتی است که می تواند احتمال انحراف منابع را کاهش دهد.
نکته مهم دیگر، ضرورت ارزیابی نتیجه واقعی این طرحهاست. موفقیت یک برنامه حمایتی را نباید صرفاً بر اساس میزان منابع تخصیص یافته یا تعداد تسهیلات پرداخت شده سنجید؛ بلکه باید بررسی کرد که این منابع تا چه اندازه به افزایش تولید، حفظ یا ایجاد اشتغال و تداوم فعالیت کسبوکارهای هدف منجر شدهاند.
در نهایت، حمایت مؤثر از کسب و کارهای کوچک نیازمند عبور از نگاه صرفاً مالی به مسئله است. تسهیلات زمانی میتوانند به ابزار توسعه اقتصادی تبدیل شوند که در کنار تأمین منابع، اصلاح ساختارهای اجرایی و مقابله با ناکارآمدی نیز در دستور کار قرار گیرد. در غیر این صورت، این خطر وجود دارد که طرح های جدید با اهدافی درست و ضروری آغاز شوند، اما به دلیل تکرار ضعفهای گذشته، نتوانند دستاورد متناسبی برای تولید و اشتغال به همراه داشته باشند.
حمایت از تولید، تنها با اختصاص اعتبار محقق نمیشود؛ آنچه اهمیت دارد، رسیدن منابع به تولیدکننده واقعی و تبدیل تسهیلات به ظرفیت پایدار تولید و اشتغال است.