سخنگوی سپاه: ۲۰۰ نظامی آمریکا تلف شدند/ بلای بزرگی بر سر اسرائیل می‌آوریم فهرست خسارات سنگین حملات ایران به آمریکا طی ۱۵ روز نبرد  منتشر شد تبدیل وضعیت نیرو‌های شرکتی منتفی شد؟ / پرداخت مستقیم حقوق نیروهای شرکتی کلید خورد تبدیل وضعیت نیرو‌های شرکتی | پرداخت مستقیم حقوق توسط دولت پذیرفته شد سپاه: ۳ سوله در پایگاه العدیری و برج مراقبت ناوگان پنجم دریایی آمریکا به آتش کشیده شد بقائی: سازمان شانگهای، مانعِ یکجانبه‌گرایی ستیزه‌جویانه است زاغه بزرگ مهمات آمریکا در پایگاه علی السالم کویت منهدم شد خاتمی: تشییع رهبر شهید انقلاب رزمایش جهان اسلام بود قالیباف: همکاری‌ ایران و عراق برای ثبات منطقه بسیار مؤثر است حمله پهپادی ارتش به پایگاه های آمریکا در قطر و کویت لاریجانی: با تمام توان در برابر باج‌خواهی آمریکا ایستادگی می‌کنیم یک فروند موشک کروز دشمن در آسمان کهنوج رهگیری و منهدم شد پایگاه‌های آمریکا در بحرین و اردن هدف حملات پهپادی ارتش قرار گرفت کنایه قالیباف بعد از نفت صددلاری: خودشان را با نفت سه رقمی تنبیه کردند مخبر: نیروهای مسلح ما سطح بازی را یک پله بالاتر از دشمن تعریف می‌کنند

روایت خاطره‌ای از رهبر شهید انقلاب درباره لباس‌های دوخته‌شده توسط مادر

رهبر شهید انقلاب  رهبر شهید انقلاب، خاطره جالبی را درباره لباس‌هایی که مادرشان می‌دوخت و یک لباده 40‌ساله‌ خاص نقل می‌کنند.
تاریخ انتشار: ۱۳:۲۴ - ۱۳ تير ۱۴۰۵ - 2026 July 04
کد خبر: ۳۱۲۳۶۳

به گزارش راهبردمعاصر، زیست پربار رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای (ره) سرشار از لحظه‌ها و رخدادهای ژرف و شگرفی است که تامل در آنها انسان را به معرفت تازه‌ای درباره آن حکیم شهید، رهنمون می‌سازد. در این راستا بازخوانی خاطره‌ها و تاریخ شفاهی زندگی قائد شهید امت، حائز نقش و اهمیت بسزایی است. 
یکی از خاطرات جالبی که امام شهید امت از دوران کودکی‌شان نقل می‌کنند، مربوط به لباس‌هایی است که توسط مادرشان دوخته می‌شد و لباده‌ 40ساله‌ خاصی که از پدرشان به ایشان رسیده بود. شهید خامنه‌ای (ره) در این‌باره روایت می‌کنند: «مادرم مسئول [دوخت و دوز] لباس‌های ما بود. او غالبا از کهنه‌های لباس پدرم استفاده می‌کرد، می‌نشست لباده و قبای پدرم را می‌برید و برای من و برادرم یک چیزی درست می‌کرد. به یاد دارم که پدرم لباده‌ای داشت، یک شب از نماز آمد جزو شب‌های استثنایی زندگی ما بود که پدرم وارد اتاق ما شد. از راه رسید لباده‌اش را تنش درآورد و آویزان کرد، بعد گفت که این لباده را من بیست سال است که استفاده می‌کنم! آن وقت که این مطلب را گفت من بچه بودم، این لباده تا بزرگی من بود. آن‌گونه که من حساب کردم، حدود چهل سال این لباده عمر کرد، بعد هم پدرم آن را به من داد. این لباده از این برک‌های قدیمی کت‌وکلفت بود. من هم چند سال از آن استفاده کردم تا اینکه آن را به کسی دیگر دادم.»

رهبر شهید انقلاب اسلامی در بخش دیگری از خاطرات‌شان به نوع پوشش و لباس‌های متفاوتی که برای رفتن به مدرسه می‌پوشیدند، اشاره می‌کنند و در این‌باره می‌گویند: «پدرم در واکنش به اقدامات رژیم پهلوی با کت و شلوار و کلاه به شدت مخالف بود. تا آخر هم به ما اجازه نداد کت و شلوار بپوشیم و ما تا بزرگی شلوار و کت و این‌ها نپوشیدیم هرگز. من از کلاس دوم با عبا به مدرسه می‌رفتم. البته پیش از آنکه با عبا به مدرسه بروم هم لباسم تقریبا لباس روحانی بود. تصور نشود که لباسم یک قبا یا لباده منظم و مرتب باشد، نه چیزی میان لباس روحانی و لباس‌های معمولی. بعد که زمستان شد کلاس دوم بودم، کلاه که نباید روی سرمان می‌گذاشتیم، چون از نظر خانواده ما عیب بود. این مسئله سبب شد که روی سرمان عمامه بگذاریم. آن زمان بلد نبودیم عمامه بپیچیم، این کار را مادرم برایمان انجام می‌داد. مادرم چون دختر و همسر روحانی بود و چند نفر از برادرانش هم روحانی بودند، عمامه پیچیدن را بلد بود.»/تسنیم

کلمات کلیدی: رهبر شهید انقلاب
مطالب مرتبط
ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار