قالیباف: با همه وجودم می‌گویم برای من هیچ فرقی بین امام شهید و رهبر معظم انقلاب نیست شیخ نعیم قاسم: جنگ 33 روزه ثابت کرد که اسرائیل فقط زبان زور می‌فهمد عراقچی: اتحادیه اروپا فاقد جایگاه اخلاقی موعظه حقوق بشری دیگران است انهدام پهپاد MQ9 در آسمان هرمزگان جنگ ایران چگونه هزینه زندگی آمریکایی‌ها را افزایش داد؟ امام جمعه موقت تهران: موفقیت‌های جنگ از عنایت خدا بود ضربه اطلاعات سپاه به تیم تروریستی/ یک تروریست دیگر دستگیر شد رویترز:عبور ۹ کشتی از تنگه هرمز در روز پنجشنبه با ترتیبات ایران وقوع حادثه دریایی جدید در تنگه هرمز سرپرست وزارت دفاع: معادن کشور روزانه به 700 تن مواد منفجره نیاز دارند مخبر: اجرای سازوکار‌ هرمز، مستقل از تضمین نظامی آمریکاست هیچ کشتی بدون مجوز و نظارت ایران امکان تردد امن از تنگه هرمز را ندارد روایت پزشکیان از دیدارش با رهبر انقلاب/ تاکید رهبری بر چه بود؟ عراقچی خطاب به مقامات آمریکایی: مراقب اخبار و اطلاعات جعلی باشید صادرات نفت ما را متوقف کنند نفت آن‌ها را تا باب‌المندب متوقف می کنیم

روایت خاطره‌ای از رهبر شهید انقلاب درباره لباس‌های دوخته‌شده توسط مادر

رهبر شهید انقلاب  رهبر شهید انقلاب، خاطره جالبی را درباره لباس‌هایی که مادرشان می‌دوخت و یک لباده 40‌ساله‌ خاص نقل می‌کنند.
تاریخ انتشار: ۱۳:۲۴ - ۱۳ تير ۱۴۰۵ - 2026 July 04
کد خبر: ۳۱۲۳۶۳

به گزارش راهبردمعاصر، زیست پربار رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای (ره) سرشار از لحظه‌ها و رخدادهای ژرف و شگرفی است که تامل در آنها انسان را به معرفت تازه‌ای درباره آن حکیم شهید، رهنمون می‌سازد. در این راستا بازخوانی خاطره‌ها و تاریخ شفاهی زندگی قائد شهید امت، حائز نقش و اهمیت بسزایی است. 
یکی از خاطرات جالبی که امام شهید امت از دوران کودکی‌شان نقل می‌کنند، مربوط به لباس‌هایی است که توسط مادرشان دوخته می‌شد و لباده‌ 40ساله‌ خاصی که از پدرشان به ایشان رسیده بود. شهید خامنه‌ای (ره) در این‌باره روایت می‌کنند: «مادرم مسئول [دوخت و دوز] لباس‌های ما بود. او غالبا از کهنه‌های لباس پدرم استفاده می‌کرد، می‌نشست لباده و قبای پدرم را می‌برید و برای من و برادرم یک چیزی درست می‌کرد. به یاد دارم که پدرم لباده‌ای داشت، یک شب از نماز آمد جزو شب‌های استثنایی زندگی ما بود که پدرم وارد اتاق ما شد. از راه رسید لباده‌اش را تنش درآورد و آویزان کرد، بعد گفت که این لباده را من بیست سال است که استفاده می‌کنم! آن وقت که این مطلب را گفت من بچه بودم، این لباده تا بزرگی من بود. آن‌گونه که من حساب کردم، حدود چهل سال این لباده عمر کرد، بعد هم پدرم آن را به من داد. این لباده از این برک‌های قدیمی کت‌وکلفت بود. من هم چند سال از آن استفاده کردم تا اینکه آن را به کسی دیگر دادم.»

رهبر شهید انقلاب اسلامی در بخش دیگری از خاطرات‌شان به نوع پوشش و لباس‌های متفاوتی که برای رفتن به مدرسه می‌پوشیدند، اشاره می‌کنند و در این‌باره می‌گویند: «پدرم در واکنش به اقدامات رژیم پهلوی با کت و شلوار و کلاه به شدت مخالف بود. تا آخر هم به ما اجازه نداد کت و شلوار بپوشیم و ما تا بزرگی شلوار و کت و این‌ها نپوشیدیم هرگز. من از کلاس دوم با عبا به مدرسه می‌رفتم. البته پیش از آنکه با عبا به مدرسه بروم هم لباسم تقریبا لباس روحانی بود. تصور نشود که لباسم یک قبا یا لباده منظم و مرتب باشد، نه چیزی میان لباس روحانی و لباس‌های معمولی. بعد که زمستان شد کلاس دوم بودم، کلاه که نباید روی سرمان می‌گذاشتیم، چون از نظر خانواده ما عیب بود. این مسئله سبب شد که روی سرمان عمامه بگذاریم. آن زمان بلد نبودیم عمامه بپیچیم، این کار را مادرم برایمان انجام می‌داد. مادرم چون دختر و همسر روحانی بود و چند نفر از برادرانش هم روحانی بودند، عمامه پیچیدن را بلد بود.»/تسنیم

کلمات کلیدی: رهبر شهید انقلاب
مطالب مرتبط
ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار