حزب پوتین رکورد زد؛ «روسیه متحد» ۳۵۵ کرسی دومای روسیه را به دست آورد نماینده لبنانی: توافق «چارچوب» پایان یافته/ اعتماد ما به حاکمیت متزلزل شده جدیدترین ادعای سنتکام علیه ایران درباره محاصره دریایی سقوط بالگرد آمریکایی با ۲ کشته دیدار پزشکیان و وزیر کشور پاکستان/ رئیس‌جمهور درباره آمریکا، منطقه و آینده چه گفت؟ اصابت پرتابه ناشناس به یک کشتی در تنگه هرمز ژوزف عون نامه‌ای از ترامپ دریافت کرد + جزییات  در دیدار امروز وزرای کشور ایران و پاکستان چه گذشت؟ جزییات گفت‌وگوی تلفنی وزیر خارجه عربستان با همتایان کویتی، مصری و ترکیه‌ای انصار الله یمن: مصر، ترکیه و پاکستان اهداف بعدی حمله اسرائیل هستند ۱۴ کشته در حمله مسلحانه به نیرو‌های امنیتی پاکستانی جدیدترین ادعای سخنگوی سنتکام علیه ایران عراقچی به نیویورک رفت عراقچی به دوحه سفر کرد ترامپ: یا ایران را محو می‌کنم یا توافق می‌کنم/ آمادگی دارم با پزشکیان در نیویورک ملاقات کنم / حوثی‌ها قول داده‌اند با ما نجنگند اعلام آخرین وضعیت کنترل تنگه هرمز
یادداشت اختصاصی علی قادری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

اهداف راهبردی ترامپ از تسلط بر گرینلند

ادعای رئیس جمهور آمریکا درباره گریلند نشان می‌دهد واشنگتن به جای انتقال حاکمیت، در پی تثبیت کنترل امنیتی، دسترسی به پایگاه‌ها و جلوگیری از توسعه نفوذ رقبا و یکی از اهدافش، ارتقای عمق دفاعی آمریکاست.
علی قادری؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۱:۴۹ - ۳۱ شهريور ۱۴۰۵ - 2026 September 22
کد خبر: ۳۱۹۳۳۲

اهداف راهبردی ترامپ از تسلط بر گرینلند

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ اصرار دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا  بر تسلط بر گرینلند را نباید صرفاً معامله ملکی و سرزمینی یا واکنشی تبلیغاتی دانست. این سیاست در نقطه تلاقی سه منطق شکل گرفته است:

گرینلند ذخایر قابل‌توجهی از عناصر نادر، گرافیت، تنگستن، پالادیم، وانادیوم، روی، طلا، اورانیوم و آهن دارد

- منطق امنیتی کنترل دروازه میان آمریکای شمالی، اقیانوس اطلس شمالی و قطب شمال

- منطق ژئواکونومیک دسترسی به مواد معدنی حیاتی و مسیرهای دریایی

- منطق سیاسی نمایش قدرت و وادارکردن متحدان به پذیرش هزینه‌های بیشتر امنیتی

با وجود این، ادعای  ۱۹ سپتامبر ترامپ درباره گریلند نشان می‌دهد که واشنگتن فعلاً به جای انتقال حاکمیت، در پی تثبیت کنترل امنیتی، دسترسی به پایگاه ها و جلوگیری از توسعه نفوذ رقبا است.  

۱. اهداف راهبردی ترامپ

نخستین هدف، ارتقای عمق دفاعی آمریکاست. گرینلند میان آمریکای شمالی و اروپا قرار دارد و به دلیل موقعیتش برای هشدار زودهنگام موشکی، رصد هوایی و دریایی، ارتباطات فضایی و پایش زیردریایی‌ها اهمیت دارد. آمریکا از دوره جنگ جهانی دوم در این جزیره حضور نظامی داشته و پایگاه پیتوفیک همچنان بخشی از معماری هشدار موشکی این کشور است. کنترل گسترده‌تر بر این کشور می‌تواند اختیار واشنگتن را برای ساخت تأسیسات، استقرار سامانه‌های دفاعی و مدیریت پروازها و عملیات دریایی افزایش دهد. ادعای ترامپ درباره ضرورت ایجاد سپر دفاعی «گلدن 2» نیز همین پیوند میان گرینلند و دفاع موشکی را برجسته می‌کند.

دومین هدف آمریکا، مهار روسیه و محدودسازی چین در محیط قطب شمال است. روسیه طی سال‌های اخیر فرماندهی قطبی، فرودگاه‌ها و بنادر نظامی خود را تقویت کرده است. چین نیز با وجود فاصله جغرافیایی، خود را «کشور نزدیک به قطب شمال» معرفی کرده و از مسیر پژوهش، زیرساخت و مواد معدنی به دنبال جای پا در منطقه بوده است. حتی اگر حضور چین در گرینلند هنوز به نفوذ نظامی تبدیل نشده است، اما از نگاه واشنگتن، جلوگیری از ایجاد زیرساخت های کاربرد دوگانه و دسترسی رقیب به زنجیره‌های تأمین، هدف پیشگیرانه است.

سومین هدف، کاهش وابستگی به چین در مواد معدنی حیاتی است. گرینلند ذخایر قابل‌توجهی از عناصر نادر، گرافیت، تنگستن، پالادیم، وانادیوم، روی، طلا، اورانیوم و آهن دارد. عناصر نادر برای صنایع دفاعی، خودروهای برقی و فناوری‌های پیشرفته مهم‌اند و چین در استخراج و به‌ویژه فرآوری آن‌ها موقعیت مسلط دارد. با وجود این، فاصله زیاد، یخ‌بندان، کمبود زیرساخت و مخالفت‌های زیست‌محیطی باعث شده است منابع گرینلند فعلاً ظرفیت بالقوه باشند، نه بالفعل. پس تسلط بیش از آنکه به معنای استخراج سریع منابع باشد، به معنای جلوگیری از واگذاری فرصت‌های آینده به چین و تضمین دسترسی بلندمدت آمریکا است.

۲. افزایش رقابت قدرت های جهانی

باید میان «افزایش رقابت» و «آغاز مسابقه تصرف سرزمینی» تمایز گذاشت. گرینلند هم‌اکنون در چارچوب ناتو قرار دارد و آمریکا نیز بر اساس توافق دفاعی ۱۹۵۱ امکان حضور نظامی گسترده دارد. از این رو، بخش مهمی از نیاز امنیتی آمریکا را می‌توان از راه همکاری با دانمارک و دولت خودمختار گرینلند تأمین کرد. آنچه سیاست ترامپ را تغییر می‌دهد، میزان بی‌اعتمادی و شکل رقابت است. مسئله از همکاری درون ائتلاف به رقابت بر سر مالکیت، حق وتو و کنترل دائمی نزدیک می‌شود.

این روند روسیه را به بهره‌برداری تبلیغاتی از شکاف آمریکا و اروپا ترغیب می‌کند و می‌تواند مسکو را به افزایش گشت‌زنی، رزمایش و استقرار سامانه‌های بیشتر در قطب شمال سوق دهد. چین نیز احتمالاً سرمایه‌گذاری و دیپلماسی معدنی خود را با احتیاط بازتنظیم می‌کند. اگر آمریکا و اروپا پروژه‌های چینی را صرفاً به دلیل ملیت سرمایه‌گذار مسدود کنند، پکن امکان دارد همکاری‌های پژوهشی و اقتصادی خود را در کشورهای دیگر قطبی گسترش دهد. در نتیجه، فشار آمریکا می‌تواند امنیتی‌سازی بیشتری ایجاد کند، هزینه پروژه‌ها را بالا ببرد و قطب شمال را از الگوی همکاری علمی به صحنه رقابت بلوکی تبدیل کند.

۳. فرصت‌ها و تهدیدها برای اروپا

اروپا امکان دارد در یک رقابت پرهزینه معدنی وارد شود، بدون آنکه معادن گرینلند از نظر اقتصادی و زیست‌محیطی آماده بهره‌برداری باشند

برای اروپا، نخستین فرصت، تقویت نقش راهبردی در قطب شمال است. بحران گرینلند نشان داد که اروپا نمی‌تواند امنیت شمال خود را کاملاً به واشنگتن واگذار کند. اعزام نیروهای اروپایی برای رزمایش، تقویت پایش دریایی و هوایی و مشارکت بیشتر در ناتو می‌تواند به افزایش قابلیت‌های دفاعی دانمارک و دیگر کشورهای شمال اروپا منجر شود. این روند، اگر در قالب همکاری با آمریکا و کانادا مدیریت شود، به جای شکاف فراآتلانتیک می‌تواند به تقسیم کار عادلانه‌تر در ناتو بینجامد.

دومین فرصت اروپا، سرمایه‌گذاری و مشارکت اقتصادی با گرینلند است. اتحادیه اروپا در سپتامبر وعده داده است صدها میلیون یورو برای مقابله با تغییر اقلیم، ارتباطات اینترنتی، انرژی آبی، شیلات، آموزش، مسکن و کسب‌وکارهای کوچک اختصاص دهد و حمایت بودجه‌ای خود را افزایش دهد.  اگر این سرمایه‌گذاری با رضایت مردم، استانداردهای محیط‌زیستی و سهم منصفانه برای جوامع محلی همراه باشد، اروپا می‌تواند هم به تنوع‌بخشی زنجیره مواد معدنی کمک کند و هم نشان دهد که مشارکت، جایگزین فشار و مالکیت‌طلبی است.

مهمترین تهدید ها برای اروپا، نخست، اینکه فشار آمریکا می‌تواند همبستگی ناتو و اعتماد به تضامین امنیتی آمریکا را تضعیف کند. اگر یک متحد، حتی به‌صورت لفظی، حاکمیت متحد دیگر را هدف بگیرد، روسیه و چین از این شکاف بهره‌برداری خواهند کرد.

دوم، اینکه اروپا امکان دارد در یک رقابت پرهزینه معدنی وارد شود، بدون آنکه معادن گرینلند از نظر اقتصادی و زیست‌محیطی آماده بهره‌برداری باشند. استخراج شتاب‌زده می‌تواند به اکوسیستم شکننده، شیلات و حقوق مردم بومی آسیب بزند و واکنش سیاسی علیه اروپا ایجاد کند.

سومین تهدید، اتحادیه اروپا با دوگانگی سیاسی مواجه است: از سویی باید از تمامیت ارضی دانمارک دفاع و از سوی دیگر، نباید گرینلند را به میدان رقابت قدرت‌های خارجی تبدیل کند. راهبرد واقع‌بینانه، حمایت از خودمختاری و انتخاب آزاد گرینلندی‌ها، ایجاد ائتلاف اروپایی قطبی، تقویت حضور دفاعی در چارچوب ناتو و ارائه سرمایه‌گذاری شفاف و غیرتحمیلی است. در جمع‌بندی، اقدام ترامپ برای اروپا تهدیدی علیه نظم حقوقی و انسجام ائتلافی است، اما هم‌زمان فرصتی برای تبدیل‌شدن اروپا از مصرف‌کننده امنیت آمریکا به بازیگری فعال در قطب شمال فراهم می‌کند.

بهره سخن

هدف اصلی ترامپ احتمالاً ترکیبی از کنترل امنیتی، مهار چین و روسیه، دسترسی به مواد معدنی و نمایش قدرت در برابر متحدان است؛ نه صرفاً تصاحب زمین. این سیاست رقابت قدرت‌های بزرگ را تشدید می‌کند، زیرا گرینلند را از موضوع همکاری دفاعی به نماد رقابت بر سر حاکمیت و منابع تبدیل کرده است.

برای اروپا، پاسخ مؤثر نه تقابل احساسی و نه واگذاری کامل مسئولیت به آمریکا است. اروپا باید سرمایه‌گذاری و دفاع را به هم پیوند دهد و از تبدیل قطب شمال به صحنه‌ای برای معامله‌گری اجباری جلوگیری کند.

ارسال نظر
captcha
آخرین اخبار