جنوب، قلب ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در روزهای اخیر واژه «جنوب» بهطور گسترده در فضای رسانه ای کشور، از رسانههای ضدانقلاب گرفته تا برخی فعالان داخلی تکرار شده است؛ تا جایی که این پرسش در افکار عمومی شکل گرفته واقعاً چرا ناگهان برخی ها که تاکنون با این منطقه بیگانه و در جنایت تروریستی آمریکا در میناب لال بودند، آن را به کانون توجه رسانهها تبدیل کرده اند؟
گاه جریانهای معاند میکوشند با روایتسازی و عملیات روانی، افکار عمومی را به سمت دوقطبیسازی و گسست اجتماعی سوق دهند
ناگهان برجسته شدن کلیدواژه «جنوب ایران» در فضای مجازی آن هم بدون کوچکترین تأکیدی بر تجاوز آمریکا و انتقاد از تروریسم ذاتی یانکی ها، پروژه هماهنگی است که سرنخ آن به رژیم صهیونیستی میرسد؛ اکنون همان شبکههای معاندی که در فتنه آزادی و کودتای ۱۸ دی عملیات کردند، خودی نشان می دهند و هنوز بعد از اثبات نقش آفرینی شان در پروژه جاده صاف کنی برای جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، کماکان زیر ضرب نرفته اند و هر لحظه آماده عملیات دستکاری شناختی و برجسته کردن هر موضوع انحرافی و جعلی در ذهن ایرانیان هستند. شبکهای متشکل از سلبریتیها و انسان رسانه های شبکههای اجتماعی، صدها کانال، صفحه و گروه پوششی با موضوعات متنوع برای همه اقشار. در راهبرد جنگ ترکیبی صهیونیسم علیه ایران، پشتوانه و تسهیل کننده هر عملیات امنیتی و نظامی همین شبکه های شکل گرفته در فضای مجازی هستند.
صهیونیست ها همان نسخه ای را که در لبنان اجرا کردند و تجاوز نظامی به لبنان را برای بخشی از جامعه جنوب لبنان غیرقابل اجتناب تصویر کردند، مو به مو در حال اجرا در ایران هستند. عملیات تبلیغاتی-رسانه ای ناله و افسوس برای جنوب نیز دقیقاً در همان راستا و در امتداد کلان پروژه تبلیغاتی است که از سالیان قبل آغاز شد.
جنوب ایران صرفاً موقعیت جغرافیایی نیست؛ این سرزمین خط مقدم مقاومت، امنیت و اقتدار ملی است. از ایستادگی شهید رئیسعلی دلواری در برابر استعمار گرفته تا حماسهآفرینی شهیدان نادر مهدوی و علیرضا تنگسیری در خلیج فارس و مجاهدت هزاران رزمنده و شهید این دیار در دوران دفاع مقدس، جنوب همواره نماد غیرت، شجاعت و وفاداری به ایران بوده است. تاریخ این سرزمین با مقاومت نوشته شده و هویتش با پاسداری از عزت، استقلال و تمامیت ارضی کشور گره خورده است.
از همین رو، هرگاه موجی رسانهای با محوریت این منطقه شکل میگیرد، نباید تنها به ظاهر ماجرا بسنده کرد. در کنار واقعیتهای اجتماعی، گاه جریانهای معاند میکوشند با روایتسازی، برجستهسازی گزینشی و اجرای عملیات روانی، افکار عمومی را به سمت دوقطبیسازی و گسست اجتماعی سوق دهند؛ روندی که هدفش نه حل مسئله، بلکه تضعیف همبستگی ملی و ایجاد بیاعتمادی میان اقوام، مناطق و گروههای مختلف جامعه است.
نکته تأملبرانگیز آنکه برخی چهرهها و جریانهایی که در جنایت های تروریستی آمریکا در میناب، لامرد، هرمزگان، خوزستان، سیستان و دیگر نقاط کشور یا سکوت اختیار کرده بودند یا واکنشی درخور نشان ندادند، امروز ناگهان در قامت مدافعان پرشور جنوب ظاهر شدهاند. چرخش ناگهانی مواضع، این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد آیا دغدغه اصلی آنان حمایت از مردم است یا در پی بهرهبرداری رسانهای برای ضربه زدن به انسجام ملی و پیشبرد اهداف سیاسی هستند؟
حفظ انسجام و وحدت ملی، مؤثرترین پاسخ به هر روایتی است که میکوشد همبستگی ایرانیان را هدف قرار دهد
در جنگ روایتها، دشمن بیش از آنکه بر واقعیتها تکیه کند، بر ادراکها سرمایهگذاری میکند. کافی است موضوعی واقعی از مسیر طبیعی خود خارج و به ابزاری برای تحریک احساسات، ایجاد تقابل میان مردم و تضعیف اعتماد عمومی تبدیل شود. این همان نقطهای است که عملیات رسانهای آغاز میشود؛ جایی که حقیقت در سایه روایتهای جهتدار کمرنگ میشود و همدلی ملی جای خود را به سوءظن، تقابل و شکاف اجتماعی میدهد.
جنوب، صرفاً بخشی از نقشه ایران نیست؛ سنگر نخست دفاع از تمامیت ارضی، امنیت دریایی و اقتدار ملی کشور است. مردمی که میراثدار شهیدان این دیار و مجاهدت هزاران رزمنده دوران دفاع مقدس هستند، بارها نشان دادهاند در روزهای سخت، پشتوانه ایران بودهاند، نه ابزاری برای پروژههای تفرقهافکنانه.
هرگونه تلاش برای جدا کردن جنوب از پیکره هویتی ایران یا القای شکاف میان مردم این منطقه و سایر ایرانیان، در حقیقت تلاشی برای تضعیف وحدت تاریخی و سرمایه اجتماعی ملت ایران است. جنوب، خط مقدم مقاومت است؛ از همین رو، حفظ انسجام، همدلی و وحدت ملی، مؤثرترین پاسخ به هر روایتی است که میکوشد اعتماد عمومی و همبستگی ایرانیان را هدف قرار دهد.