مصالحه نافرجام سعودی – اماراتی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ روابط عربستان و امارات از ابتدا ترکیبی از همکاری و تنش بوده است. اگرچه پس از تأسیس شورای همکاری خلیج فارس در سال ۱۹۸۱ و بهویژه پس از تحولات ۲۰۱۱، تهدیدات مشترک مانند گسترش جریانهای افراطگرا و بحران قطر به نزدیکی دو کشور کمک کرد، اما این همکاری بیش از آنکه بر همگرایی پایدار منافع استوار باشد، ماهیتی منفعتمحور داشت. با کاهش یا تغییر تهدیدات مشترک، اختلافات درباره نقش منطقهای، نفوذ و منافع اقتصادی دوباره آشکار شد.
نیمه نخست سال جاری میلادی شاهد افزایش جدل میان پژوهشگران و شخصیتهای نزدیک به محافل تصمیمگیری دو کشور بود
بهتدریج، روابط ریاض و ابوظبی از تقسیم نقشها به شراکت رقابتی تغییر کرد. عربستان در پی تثبیت جایگاه خود بهعنوان قدرت محوری منطقه است، در حالی که امارات با تکیه بر سرمایه، بنادر، شبکههای اقتصادی و شراکت با بازیگران محلی، الگویی مستقلتر از نفوذ منطقهای ایجاد کرده است. این تفاوت در یمن و سپس در سودان و شاخ آفریقا آشکار شد و رقابت دو کشور را به حوزه امنیت دریای سرخ، بنادر و مسیرهای تجاری کشاند.
رقابت اقتصادی نیز این شکاف را عمیقتر کرد؛ بهویژه با تلاش عربستان در چارچوب «چشمانداز ۲۰۳۰» برای تبدیل شدن به مرکز منطقهای سرمایهگذاری و لجستیک، در برابر جایگاه تثبیتشده امارات در حوزههای مالی، تجاری و حملونقل. در همین چارچوب، خروج امارات از «اوپک»، «اوپکپلاس» و «اوآپک» از اول مه ۲۰۲۶، پس از دههها عضویت، تحول مهمی در سیاست نفتی این کشور محسوب میشود. اگرچه ابوظبی این تصمیم را با ملاحظات مربوط به منافع ملی و افزایش ظرفیتهای تولیدی خود مرتبط دانست، اما این اقدام در بستر اختلافات پیشین با ریاض درباره سهمیههای تولید، بهویژه بحران سال ۲۰۲۱ بر سر خط مبنای تولید، صورت گرفت.
نشانههای واگرایی تنها به سیاستهای منطقهای و اقتصادی محدود نماند، بلکه در گفتمان رسانهای نیز بازتاب یافت. نیمه نخست سال جاری میلادی شاهد افزایش جدل میان نویسندگان، پژوهشگران و شخصیتهای نزدیک به محافل تصمیمگیری در دو کشور بود؛ بهویژه درباره یمن، سودان، ایران و رقابت اقتصادی.
با این حال، تحولات امنیتی یک ماه گذشته از جنگ رمضان تا افزایش تهدیدات علیه مسیرهای انرژی و کشتیرانی، هزینه تداوم اختلاف میان دو کشور را افزایش داد. در نتیجه، ریاض و ابوظبی بار دیگر به سمت کاهش تنش حرکت کردند؛ نزدیکیای که بیش از آنکه پایان رقابت باشد، تلاشی برای مدیریت موقت اختلافات در برابر تهدیدات مشترک بود.
این روند از ۲۱ ژوئیه با مجموعهای از پیامهای هماهنگ رسانهای و سیاسی آشکار شد. سلمان الدوساری وزیر رسانه عربستان و عبدالله بن محمد آل حامد رئیس شورای ملی رسانههای امارات پیامهایی همزمان منتشر و بر «وحدت تاریخ» و «سرنوشت مشترک» دو کشور تأکید کردند. اندکی پیش از آن نیز انتشار تصویر خالد بن سلمان و منصور بن زاید و بازنشر آن توسط انور قرقاش، همراه با تأکید بر روابط برادرانه و شراکت ریشهدار، نشانهای از تلاش دو طرف برای کاهش تنش در فضای عمومی بود.
این پیامها به رسانههای رسمی نیز سرایت کرد. انتشار مقالهای در روزنامه الاتحاد با تأکید بر اهمیت روابط سعودی- اماراتی و بازنشر آن توسط رسانههای سعودی، از جمله العربیه، نشان داد که دو طرف در تلاشاند روایت جدیدی از روابط خود ارائه دهند؛ روایتی که در آن اختلافات به حاشیه رانده شده و بر منافع مشترک و ضرورت حفظ وحدت خلیج فارس تأکید میشود.
در سطح امنیتی نیز امارات در برابر تهدیدات علیه عربستان موضع حمایتی اتخاذ کرد. محکومیت تهدیدات انصارالله علیه کشتیرانی مرتبط با عربستان و تأکید ابوظبی بر حمایت از امنیت این کشور، نشانهای از آن بود که تهدیدات مشترک بار دیگر ظرفیت ایجاد هماهنگی میان دو طرف را فعال کردهاند. از این منظر، همگرایی اخیر را میتوان محصول تغییر در ترتیب اولویتها دانست: تهدید خارجی موقتاً بر رقابت داخلی غلبه کرده بود.
اما این آشتی بسیار زود با نخستین آزمون جدی امنیتی با محدودیتهای خود مواجه شد. در ۳۱ ژوئیه، وزارت دفاع عربستان از تشکیل ائتلاف دریایی برای حفاظت از دریای سرخ و بابالمندب با مشارکت ۱۴ کشور خبر داد، اما امارات در میان امضاکنندگان بیانیه قرار نداشت. اهمیت این رخداد صرفاً به غیبت ابوظبی از یک ائتلاف دریایی محدود نمیشود؛ بلکه این تحول نشان داد که حتی در حوزهای که منافع امنیتی دو کشور بهشدت به یکدیگر نزدیک است، هنوز درباره شکل مطلوب همکاری و معماری امنیتی منطقه توافقی پایدار وجود ندارد.
واکنشهای رسانهای متقابل نیز اهمیت این شکاف را بیشتر کرد. برخی محافل اماراتی تلاش کردند غیبت ابوظبی را نشانه استقلال راهبردی این کشور و ناکامی ریاض در کنار گذاشتن آن نشان دهند؛ در مقابل، برخی محافل سعودی بر توانایی عربستان برای ایجاد شبکههای امنیتی متنوع و مستقل از امارات تأکید کردند. بنابراین، مسئله فقط حضور یا عدم حضور امارات در یک ائتلاف نیست؛ بلکه هر طرف تلاش میکند نشان دهد که میتواند بدون اتکا به دیگری، ترتیبات امنیتی و شبکههای شراکت خود را شکل دهد.
در ۳۱ ژوئیه، وزارت دفاع عربستان از تشکیل ائتلاف دریایی برای حفاظت از دریای سرخ و بابالمندب با مشارکت ۱۴ کشور خبر داد، اما امارات در میان امضاکنندگان بیانیه قرار نداشت
از این منظر، فاصله کوتاه میان پیامهای «برادرانه» ۲۱ ژوئیه و بازگشت جنگ رسانهای در ۳۱ ژوئیه، شکنندگی مصالحه را آشکار کرد. آشتی پایدار صرفاً زمانی امکانپذیر است که دو طرف نهتنها در برابر تهدید خارجی، بلکه درباره نحوه توزیع قدرت و نفوذ در محیط منطقهای نیز به حداقلی از تفاهم برسند. چنین تفاهمی میان ریاض و ابوظبی هنوز شکل نگرفته است. عربستان به دنبال تثبیت موقعیت خود بهعنوان قدرت محوری خلیج فارس است و امارات نیز حاضر نیست شبکه نفوذی را که طی سالهای گذشته ایجاد کرده، در چارچوب نقش شریک درجه دوم ریاض تعریف کند.
در نتیجه، تهدیدات مشترک میتوانند عربستان و امارات را به همکاری نزدیک کنند، اما لزوماً قادر به حل اختلافات ساختاری آنها نیستند. حتی در برخی شرایط، تهدید مشترک میتواند رقابت بر سر رهبری پاسخ منطقهای را نیز تشدید کند. این همان نقطهای است که آشتی ژوئیه در آن با محدودیت مواجه شد. دو کشور درباره ضرورت مقابله با تهدیدات توافق دارند، اما هنوز درباره اینکه چه کسی، با چه ابزارهایی و تحت چه ترتیباتی باید این تهدیدات را مدیریت کند، به تفاهم نرسیدهاند.
از این رو، آنچه در ژوئیه رخ داد را نباید شکست کامل روابط سعودی - اماراتی دانست؛ بلکه باید آن را آشتیای شکننده و محدود برای مدیریت یک دوره پرتنش ارزیابی کرد. بازگشت جنگ رسانهای به معنای قطع روابط رسمی یا ورود فوری دو کشور به رویارویی نیست، بلکه نشان میدهد اختلافات ساختاری همچنان زیر سطح روابط رسمی باقی مانده و با تغییر شرایط میتواند دوباره فعال شود.
آینده روابط ریاض و ابوظبی احتمالاً در چارچوب الگویی میان «همکاری و رقابت» شکل خواهد گرفت. همکاری در برابر تهدیدات مشترک و رقابت بر سر تقسیم نفوذ. بنابراین، تصویر دو مقام در کنار یکدیگر و پیامهای برادرانه میتوانند سطح تنش را کاهش دهند، اما تا زمانی که اختلاف بر سر نقش، نفوذ و معماری امنیتی منطقه حل نشده باشد، نمیتوان از مصالحهای راهبردی سخن گفت. آشتی سعودی - اماراتی شاید توانسته باشد برای مدت کوتاهی جنگ رسانهای را متوقف کند، اما هنوز نتوانسته رقابت دو کشور بر سر تعریف نقش و جایگاه خود در نظم منطقهای را پایان دهد.