پشتپرده دیدار ترامپ-نتانیاهو/ چرا جنگ متوقف شد؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ کارشناسان معتقدند، ایران و آمریکا در نبرد بر سر تنگه هرمز قصد دارند قدرت خود را ثابت کنند و ناخودآگاه وضعیت تحمیلی «نه جنگ، نه صلح» بر فضای حاکم بر جنگ سایه افکنده است. به طور کلی برای تحلیل وضعیت موجود نباید صرفاً به یک برداشت کلی بسنده کرد، بلکه باید چند ملاحظه مهم را نیز در نظر گرفت. آمریکا امکان دارد در تعریف «بحران» معیارهایی داشته باشد که با واقعیت متفاوت است؛ بنابراین نباید صرف ادعای فشار یا بحران را به معنای نزدیک بودن فروپاشی دانست. همچنین در ارزیابی وضعیت نظامی نباید با قطعیت سخن گفت، زیرا همه واقعیتهای میدان لزوماً قابل اعلام عمومی نیست.
اینکه گفته شود اگر جنگ مقداری ادامه یابد، آمریکا شکست میخورد و به فروپاشی می آید، نیازمند بررسی دقیقتر است
در زمینه سکوت صحنه نبرد، آمریکا امکان دارد برای ترمیم خسارتهای واردشده و بازسازی توان عملیاتی به زمان نیاز داشته باشد یا این سکوت میتواند به دلیل هماهنگیهای سیاسی و امنیتی میان آمریکا و رژیم صهیونیستی، بهویژه در ارتباط با دیدار احتمالی بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر این رژیم و دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا شکل گرفته باشد. علاوه بر این، برخی پیامهای غیرمستقیم از مسیرهایی مانند عراق یا عمان در حال رد و بدل است و تا روشن شدن نتیجه، طرفها در وضعیت انتظار قرار گرفته اند.
حسین امیدیان، دبیر جبهه فرهنگی انقلاب البرز در گفت وگوی تفصیلی با خبرنگار «راهبرد معاصر» درباره ادامه درگیری پس از بازسازی توان طرفها، تلاش برای تنظیم ترتیبات جدید در حوزه تنگه هرمز و مسیرهای دریایی، احتمال امتیازگیری در صورت توافق و حتی گسترش دامنه تنش به سایر بازیگران منطقهای سناریوهایی مطرح و تحلیلی عنوان کرد که مشروح آن در زیر می آید:
راهبرد معاصر: گزارش رسانه های خارجی و برخی گمانه زنی ها در زمینه توقف درگیری ها از سمت آمریکا دال بر کمبود ذخایر و نگرانی واشنگتن از افزایش دایره تنش است. در داخل کشور این گزاره مطرح می شود چرا در این موقعیت نمی توان یا نباید با فشار نظامی و تهدید، آمریکا رو مجاب به پایبندی به بازگشت به یادداشت تفاهم اسلام آباد کرد؟ چرا سیاست «هم مذاکره هم جنگ» دنبال نمی شود؟
امیدیان: باید با دقت بیشتری درباره میزان سختی و فشار بر آمریکا صحبت کرد. اینکه گفته شود اگر جنگ مقداری ادامه یابد، آمریکا شکست میخورد و به فروپاشی می آید، نیازمند بررسی دقیقتر است. برای نمونه، آمریکا زمانی از وضعیت بحرانی سخن میگوید که هنوز صدها میلیون بشکه ذخیره در اختیار دارد. یعنی بحران را در سطحی تعریف میکند که امکان دارد از منظر بسیاری از کشورها، هنوز فاصله قابل توجهی با وضعیت واقعی بحران داشته باشد.
اگر فرض کنیم کشوری با وجود داشتن حدود ۳۰۰ میلیون بشکه ذخیره، خود را در شرایط بحرانی معرفی میکند، روشن است که آستانه تعریف بحران در آن کشور با بسیاری از کشورها متفاوت است.
برای تقریب ذهن، فرض کنید فردی زمانی به اطرافیان خود میگوید دیگر پولی ندارد که هنوز ۲۰۰ میلیون تومان در حسابش موجود است. در حالی که بسیاری از افراد امکان دارد حتی ۱۰۰ میلیون، ۵۰ میلیون یا حتی ۱۰ میلیون تومان هم در اختیار نداشته باشند. بنابراین، این فرد بحران مالی را در سطحی تعریف میکند که با سطح بحران در ذهن دیگران متفاوت است. به نظر می آید آمریکا نیز تلاش کرده است شرایط خود را بر اساس چنین معیاری تعریف و تنظیم کند.
علاوه بر این، تا چه اندازه مطمئن هستیم در عرصه نظامی، هیچ مسئله و محدودیتی وجود ندارد؟ طبیعتاً فرماندهان نظامی نمیتوانند و نباید همه جزئیات را گزارش کنند. مسئولان کشور نیز لزوماً امکان بیان همه موضوعات را ندارند و چهبسا برخی حتی از همه ابعاد موضوع مطلع نباشند.
راهبرد معاصر: هماهنگی میان دیپلماسی و میدان را در جنگ با آمریکا چطور ارزیابی می کنید؟
امیدیان: معتقدم اگر در جایی مشاهده میکنیم مجموعه نظامی در نقطهای که کار به دیپلماسی می رسد همراهی میکند و مقاومت خاصی ندارد، نباید فوراً تنها یک تفسیر ارائه داد و گفت نظامیان ناچار شدهاند یا دیپلماتها آنها را به این مسیر وادار کردهاند. امکان دارد تفسیر دیگری نیز وجود داشته باشد. برای نمونه، اینکه شاهدیم بعد از توقف جنگ، برخی فرماندهان نظامی اعلام می کنند در این مدت توانستهاند تجهیزات و ساختار نظامی را بازیابی و بازآرایی کنند؛ معنایش این خواهد بود که آنها نیز از ابتدا به چنین ضرورتی واقف بودهاند و این همراهی، صرفاً ناشی از فشار یا اجبار نبوده است.
در صحنه درگیری ایران و آمریکا، اکنون نوعی سکوت مشاهده میشود. ابتدا آمریکا شلیکهای خود را متوقف کرد و تقریباً یک روز کامل پس از آن، جمهوری اسلامی حملات مورد نظر خود را به اربیل، کویت، بحرین، امارات و برخی نقاط دیگر ادامه داد. سپس از سوی جمهوری اسلامی نیز فعلاً شلیک تازهای انجام نشده است؛ جز ماجرای کشتیای که ظاهراً به مین اصابت کرد و گفته میشود از مسیر تعیینشده عبور نکرده بود.
در این باره تحلیلهای مختلفی مطرح میشود و عمدتاً این احتمال وجود دارد شاید نوعی آتشبس شکل گرفته باشد. رسانههای وابسته به آمریکا نیز در حال القای چنین برداشتی هستند.
راهبرد معاصر: احتمال دارد آمریکا به دلیل حملات ایران و خسارت های نظامی جنگ را متوقف کرده باشد تا به ترمیم خسارتها بپردازد؟
امیدیان: طبعاً نخستین احتمال این است که آمریکا صدماتی بنیادین و زیرساختی دریافت کرده باشد و این نوع خسارتها نیازمند جایگزینی، ترمیم و بازسازی است. امکان دارد برخی پایگاههای آسیبدیده عملاً دیگر امکان استفاده مجدد نداشته باشند و حملات ایران نیز با دقت انجام شده باشد.
درباره خسارات واردشده به تجهیزات، نیروها، پشتیبانی و سامانههای سوخترسانی نیز مطالبی مطرح شده است. اگر این ارزیابیها درست باشد، روشن می شود جبران چنین صدماتی زمانبر خواهد بود. در این صورت، یکی از دلایل سکوت فعلی آمریکا میتواند همین نیاز به بازسازی و تجدید سازمان باشد؛ سکوتی موقت تا زمانی که بتواند دوباره خود را تجهیز کند و شاید در ادامه، جنگ را ازسر بگیرد.
البته این نکته را هم باید در نظر داشت که این موضوع لزوماً به معنای آتشبس یا پایان جنگ نیست. آسمان برخی کشورهای منطقه ازجمله عربستان، امارات، قطر، بحرین و کویت همچنان برای آمریکا باز است و از نظر لجستیکی، امکان انتقال تجهیزات وجود دارد؛ هرچند این فرایند نیازمند زمان و سازماندهی مجدد است.
راهبرد معاصر: گزاره تصمیمگیری مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی تا چه حد می تواند در توقف جنگ تأثیر داشته باشد؟
امیدیان: به نظر موضوع دیدار نتانیاهو و ترامپ مهمتر از گزاره قبلی است و امکان دارد علت سکوت این باشد که نتانیاهو به آمریکا برود و درباره ادامه مسیر با ترامپ و سایر تصمیمگیران هماهنگ شود.
اگر نتانیاهو بتواند ترامپ را برای ادامه حملات، حتی در سطح گستردهتر، قانع کند؛ احتمال ازسرگیری درگیری وجود خواهد داشت. به نظر می آید در ساختار تصمیمسازی آمریکا، صرفاً شخص رئیسجمهور تصمیمگیر نهایی نیست؛ بلکه جریانهای پشتیبان و حلقههای مؤثر دیگری نیز نقش دارند. از این رو، این سفر میتواند در تعیین ادامه جنگ یا نحوه آن اهمیت زیادی داشته باشد.
یکی از دلایل سکوت فعلی آمریکا میتواند همین نیاز به بازسازی و تجدید سازمان باشد؛ سکوتی موقت تا زمانی که بتواند دوباره خود را تجهیز کند و شاید در ادامه، جنگ را ازسر بگیرد
راهبرد معاصر: گزاره مذاکره و توافق احتمالی بر سر تفاهمنامه جدی است؟
امیدیان: من هنوز بهطور مستقل به گزینه مذاکره نپرداختهام، اما در همین حد میتوان گفت که نشانههای فعلی، دلالت روشنی بر شکلگیری مذاکره جدی ندارند. لحن برخی مصاحبهها و مواضع، ازجمله اظهارات فرماندهان نظامی و سخنگویان رسمی همچنان تند، صریح و تهدیدآمیز است. علاوه بر این، اظهارات طرف مقابل نیز نشانهای از تمایل جدی به صلح یا آرامسازی فضا ارائه نمیدهد.
رسانههای آمریکایی نیز بهگونهای رفتار نکردهاند که بتوان از آن، فضای واقعی آتشبس یا صلح برداشت کرد. بنابراین، دستکم در ظاهر شواهد بیشتری به ادامه تنش وجود دارد تا شکلگیری توافق روشن.
احتمال دیگر اینکه آمریکا برای دریافت پاسخ پیام غیرمستقیم، سکوت کرده باشد؛ پیامی که احتمالاً به وسیله نخستوزیر عراق منتقل شده است. آنچه مطرح میشود، اینکه پیام مورد پذیرش قرار نگرفته و رد شده است.
راهبرد معاصر: درباره رژیم حقوقی تنگه هرمز نقش عمان را چگونه ارزیابی می کنید؟
امیدیان: حضور عمانیها قابل توجه است. به نظر می آید دستکم در ظاهر هدف اصلی آنها صرفاً میانجیگری برای توافق سیاسی نباشد، بلکه امکان دارد بیشتر بهدنبال تنظیم رژیم حقوقی مشترک درباره تنگه و ترتیبات آن هستند.
پس از آنکه تنشها به مرحله تازهای رسید، عمان بهجای اتخاذ موضعی کاملاً تند، بر این نکته تأکید کرد که نمیتوان با زور، ایران را کنار زد و مسیر تنگه را باز نگه داشت. از این زاویه، امکان دارد برخی بازیگران منطقهای به دنبال آن باشند که ترتیباتی جدید برای عبور و مرور و مدیریت تنگه تعریف شود؛ ترتیباتی که هم منافع اقتصادی برای آنها داشته باشد و هم سهمی در مدیریت وضعیت برایشان ایجاد کند.
در این چارچوب، این دیدگاه مطرح میشود که بسته ماندن کامل و دائمی تنگه، لزوماً به نفع ایران نیست. آنچه اهمیت دارد، اینکه تنگه با ترتیبات مورد نظر و با نظارت ایران، با سازوکارهایی که منافع و ملاحظات کشورمان را حفظ کند، مدیریت شود.
بر اساس این نگاه، باید مشخص باشد چه کشوری، با چه باری، با چه هدفی و در چه مسیری اجازه عبور دارد. اگر عبور برخی کشتیها یا تجهیزات با منافع ایران و متحدانش در تعارض باشد، طبیعتاً میتوان مانع آن شد. اما اگر مسیر عبور با چارچوب مدنظر ایران تنظیم شود و درآمد اقتصادی نیز به همراه داشته باشد، در آن صورت موضوع شکل متفاوتی پیدا میکند.
آنچه خطرناک تلقی میشود، نه اصل باز بودن تنگه، بلکه باز شدن آن بدون ترتیبات مورد نظر ایران، بدون نظارت ایران و بدون حفظ منافع اقتصادی و امنیتی کشورمان است.
راهبرد معاصر: با توجه به ادعای منابع غربی، احتمال آتشبس همراه با امتیازدهی را چقدر می دانید؟
امیدیان: برخی معتقدند اگر آتشبسی در حال شکلگیری باشد، امکان دارد همراه با امتیازهای جدی به ایران باشد؛ برای نمونه، کاهش فشار بر موضوع غنیسازی، سکوت درباره ذخایر اورانیوم، باز شدن تنگه هرمز با ترتیبات مورد نظر ایران، دریافت عواید اقتصادی از آن و برداشته شدن محاصره دریایی.
اگر چنین روندی واقعاً در جریان باشد و در کنار آن موضوعاتی مانند پرداخت غرامت، کاهش تنش در جبهههای منطقهای، آزادسازی منابع مالی ایران و کاهش یا لغو تحریمها نیز اضافه شود، در مجموع میتواند به چارچوبی نزدیک شد که برای ایران مطلوب تلقی شود.
با وجود این، شرایط و مواضع فعلی چندان نشاندهنده تفاهم جدید و پایدار با آمریکا نیست. مواضع رسمی مسئولان سیاسی و تهدیدات فرماندهان نظامی ایران، در کنار اظهارات طرف مقابل، بیشتر با فضای تقابل سازگار است تا تفاهم. علاوه بر این، تصمیمگیریهای کلان در کشور، در ابعاد عالی و با هماهنگی کامل انجام میشود و هر اقدامی در این سطح، تابع همان سازوکارهای رسمی خواهد بود.
راهبرد معاصر: برخی رسانه ها از سناریوی آمریکا برای جانشینسازی نیروهای منطقهای می گویند. چقدر احتمال دارد واشنگتن از این گزینه استفاده کند؟
امیدیان: در هر صورت این احتمال مطرح میشود که آمریکا در حال جایگزین کردن نیروهای برخی کشورهای عربی منطقه بهجای نیروهای مستقیم خود باشد؛ بهویژه کشورهایی مانند کویت و عربستان. برخی نشانهها، مانند یادآوری یا فعالسازی برخی توافقات امنیتی میان کشورهای منطقه و پاکستان میتواند در همین چارچوب قابل تفسیر باشد.
احتمال دیگر اینکه آمریکا بخواهد همزمان دامنه جنگ را گستردهتر کند؛ یعنی از سویی نقش مستقیم خود را کاهش دهد و از سوی دیگر، میدان درگیری را میان ایران و سایر کشورهای منطقه گسترش دهد. همچنین امکان دارد تلاش شود جبهههای تازهای، بهویژه در شمال کشور، فعال شود تا فشارهای اقتصادی، امنیتی و لجستیکی افزایش یابد. در این تحلیل، حتی احتمال ایجاد پیوند میان برخی تحولات منطقهای و میدانهای دیگر درگیری نیز مطرح میشود؛ با این هدف که ایران در حوزه واردات، صادرات و مبادلات اقتصادی با اختلالات بیشتری روبهرو شود.