تفاهمنامه صلح و آتشبس 60 روزه جام جهانی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در بحبوحه افشای مفاد پیش نویس یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا (معروف به توافق اسلام آباد) که آتشبسی ۶۰ روزه شامل لبنان، بازگشایی تنگه هرمز و کاهش تحریمهای ایران را به همراه دارد، به نظر می آید چشمانداز منطقهای بین امید زودگذر برای کاهش تنش و ناامیدی عمیق درباره بی اعتباری طرف آمریکایی معلق مانده است.
در حالی که میانجی قطری خوشبینی خود را ابراز میکند، اصرار بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی بر برچیدن اجباری برنامه هستهای ایران، سه سناریو را برای نتیجه یادداشت تفاهم مطرح میکند که ارزیابی راهبردی از روزهای حساس پیش روست.
رژیم صهیونیستی هیچ توافقی را که به برچیدن کامل برنامه غنیسازی منجر نشود، نخواهد پذیرفت
چشمانداز راهبردی؛ برگزاری جام جهانی
قبل از پرداختن به سناریوها، ضروری است عوامل اساسی ای که مسیر 60 روز آینده را تعیین میکنند، درک شوند، ضمن اینکه یک واقعیت کلیدی را نیز باید در نظر داشت؛ اینکه جام جهانی فوتبال در آمریکا آغاز شده است و رقابت ها در خاک این کشور برگزار میشوند. این فقط اطلاعات پیشزمینه نیست؛ بلکه محرک اصلی رفتار آمریکاییهاست.
- آمریکا خواهان ثباتی موقت است که به این کشور اجازه دهد دو رویداد را همزمان مدیریت کند؛ رقابت های داغ جام جهانی (که آزمونی برای امنیت و وجهه فرامنطقه ای آن است) و انتخابات میاندورهای کنگره. این کشور با امضای تفاهمنامه با ایران به عنوان «گزینه تاکتیکی» بالقوه غیرقابل دفاع برخورد میکند، اما اجازه هیچ گونه افزایش تنش نظامی در مدت رقابت ها نخواهد داد.
- ایران میخواهد تحریم را بشکند و به درآمدهای نفتی (حتی به طور موقت) دسترسی پیدا کند، اما میداند «حسن نیت» آمریکا بسته به منافع تغییر میکند. بنابراین، اگر تا دیروز اعلام می کرد «هنوز تصمیم نگرفته است»، یعنی می خواهد گزینه پذیرش یا مخالفت را به عنوان اهرم فشار نگه دارد.
- رژیم صهیونیستی (به طور خاص نتانیاهو) هیچ توافقی را که به برچیدن کامل برنامه غنیسازی منجر نشود، نخواهد پذیرفت. این رژیم ابزارهای خرابکاری ازجمله ترور، حملات سایبری یا هدف قرار دادن تأسیسات هستهای به صورت انفرادی را در اختیار دارد. با وجود این، درک میکند که واشنگتن در حال حاضر از آنها «سکوت ورزشی» میخواهد.
- کشورهای میانجی (قطر و پاکستان) میخواهند دستاورد دیپلماتیک ثبت کنند، اما آنها متوجه هستند شکنندگی متن (نبود سازوکارهای نظارتی واقعی و مشروط بودن کاهش تحریمها) باعث میشود با نخستین نقض، در معرض فروپاشی قرار گیرد.
نکته راهبردی: این 60 روز چندان برای کاهش تنش نیست، بلکه به دلیل پوشش جام جهانی، و ایجاد «منطقه عاری از بمباران» است. احتمالاً نزاع واقعی پس از پایان جام جهانی آغاز خواهد شد.
سه سناریو برای نتیجه تفاهمنامه
سناریوی ۱: تمدید و به تعویق افتادن (به احتمال زیاد)
آتشبس عملاً بیش از ۶۰ روز دوام می آورد، اما بدون توافق جامع هستهای. مذاکرات در ژنو یا دوحه ادامه می یابد و هر طرف، دیگری را به تخلفات جزئی متهم میکند. آمریکا معافیتهای نفتی محدودی به ایران اعطا و ایران غنیسازی اورانیوم بالای ۶۰ درصد را متوقف کرده، اما ذخایر خود را برچیده است. این سناریوی سختی است و منطقه را در حالت آمادهباش نگه میدارد، اما از انفجار بزرگ تا پایان سال جلوگیری کرده است. شواهد این موضوع در ابهام متن پیش نویس بر سر اموال مسدود شده و نبود مکانیسم راستیآزمایی روشن نهفته است.
سناریوی 2: فروپاشی پس از فینال جام جهانی (سناریویی که در ارزیابی واقعبینانه محتملتر میدانم).
آمریکا در حین میزبانی جام جهانی خواهان جنگ نیست. بنابراین، احتمالاً آتشبس را در رقابت ها (تا اواسط ژوئیه) حفظ خواهد کرد. با وجود این، پس از فینال (حدود ۱۸-۱۹ ژوئیه) و در هفتههای پایانی دوره ۶۰ روزه، واشنگتن امکان دارد اعلام کند ایران با «حسن نیت» عمل نکرده است (با ادعای حمایت مداوم از نیروهای مقاومت و ...). پس از اینکه دوربینهای ورزشی منطقه را ترک کردند، آمریکا میتواند حملات محدودی به تأسیسات غنیسازی و سایتهای موشکی انجام دهد. ایران با منع تردد نفتکش ها در خلیج فارس یا به وسیله نیروهای مقاومت در عراق و سوریه تلافی خواهد کرد. این سناریو با سابقه رفتار آمریکا (حملات حین مذاکرات قبلی) و با اصرار نتانیاهو بیشترین همخوانی دارد.
سناریوی سوم: توافق دور از ذهن (توافق جامع هستهای)
رهبر معظم انقلاب اسلامی با توقف کامل غنیسازی در ازای لغو تمام تحریمها و آزادسازی فوری اموال بلوکه شده موافقت میکند. آمریکا از ترس جنگ منطقهای گستردهتر، به این توافق پایبند است. این سناریو مستلزم تغییر اساسی در مواضع ایران و رژیم صهیونیستی است و به دلیل شکاف بین متن فعلی (که فقط بر کاهش موقت تحریمها تصریح میکند) و جاهطلبیهای صهیونیستی، کمترین احتمال دارد.
نقشه راه هفتههای بحرانی آتی
طبق اطلاعات فاششده و پیشبینیها، 6 هفته آینده را میتوان به چهار مرحله زمانی متوالی تقسیم کرد که نخستین مرحلهی آن ارتباط نزدیکی با شروع جام جهانی دارد که در حال حاضر به میزبانی آمریکا برگزار میشود.
آمریکا در حین میزبانی جام جهانی خواهان جنگ نیست. بنابراین، احتمالاً آتشبس را در مدت رقابت ها حفظ خواهد کرد
مرحله نخست (هفته نخست: ۱۳ تا ۱۹ ژوئن)
اگر افشاگریها صحت داشته باشند، احتمالاً مراسم امضای توافق در ژنو برگزار خواهد شد. ایران تنگه هرمز را طبق ترتیبات خود بازگشایی و واشنگتن به عنوان نشانهای از حسن نیت، معافیتهای اولیه نفتی اعلام خواهد کرد. در این زمان، جام جهانی از نظر توجه رسانهها و عموم مردم در آمریکا در اوج خود خواهد رسید و کاخ سفید را بر آن میدارد تا از هرگونه تحریک نظامی که میتواند این رویداد را خدشهدار کند، اجتناب کند. در همین حال، نتانیاهو تماسهای خود را با کنگره برای تلاش با هدف جلوگیری از توافق افزایش میکند، اما خود را در تنگنای درخواست آشکار آمریکا مبنی بر ایجاد نکردن اختلال در آن در طول رقابت ها میبیند.
مرحله دوم (هفتههای دوم و سوم: ۲۰ ژوئن تا ۴ جولای)
آتشبس همچنان زیر نظر دنیای فوتبال ادامه دارد. قرار است مذاکرات اولیه درباره اورانیوم غنیشده در ژنو یا دوحه آغاز شود. ایران خواستار جدول زمانی روشن و الزامآور برای لغو تحریمهاست، در حالی که آمریکا بر برچیدن برنامه موشکی ایران به عنوان پیششرط پیشرفت اصرار دارد. اختلافات اساسی در حال ظهور است، اما تا زمانی که جام جهانی از تلویزیون پخش میشود، افزایش درگیری نظامی بعید است.
مرحله سوم (هفتههای چهارم و پنجم: ۵ تا ۱۸ جولای)
با نزدیک شدن به فینال جام جهانی (حدود ۱۸ جولای)، اطلاعات درز کردهای درباره تماسهای محرمانه فشرده بین تلآویو و واشنگتن شروع به انتشار میکند. گزارشها و احتمالاً رزمایشهای نظامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی نشان می دهد دو طرف در حال آمادهسازی برای گزینه نظامی پس از مسابقات هستند. نگرانیهای ایران باعث شده است تهران اجرای بخشی از مفاد تفاهمنامه را به حالت تعلیق درآورد و به آنچه «بدعهدی آمریکا» توصیف میکند، اعتراض کند. هفته پایانی مسابقات در تعیین لحن بسیار مهم خواهد بود: آیا واشنگتن آرامش را حفظ خواهد کرد یا آماده تغییر مسیر خواهد شد؟
مرحله چهارم (هفتههای ۶ تا ۸: ۱۹ جولای تا اواسط آگوست)
با پایان جام جهانی، آتشبس وارد دو هفته پایانی خود میشود (که حدود ۱۲ تا ۱۴ آگوست پایان می یابد). در این مرحله، تنها دو گزینه باقی میماند:
نخست، دو طرف توافق میکنند آتشبس شکننده را در چارچوب دیپلماتیک جدید تمدید کنند.
دوم، (در ارزیابی واقعبینانه و محتملتر) این توافق با حملات محدود آمریکا و رژیم صهیونیستی که تأسیسات غنیسازی و سایتهای موشکی ایران را هدف قرار میدهد، از هم میپاشد. سپس واشنگتن، تهران را به پایبند نبودن به تعهدات خود متهم میکند. ایران با ایجاد مانع برای نفتکش ها در خلیج فارس یا به وسیله نیروهای مقاومت در عراق و سوریه تلافی خواهد کرد و منطقه را دوباره به رویارویی خواهد کشاند، اما تنها پس از آنکه آمریکا با کمترین تلفات، وظیفه مهم حفظ آبروی خود در جام جهانی را پشت سر گذاشته باشد.
خلاصه راهبرد
به نظر من، اگر جزئیات یادداشت تفاهمی که در حال انتشار است دقیق باشد، به نظر نمی آید که طرح جامع برای حل مناقشه باشد، بلکه بیشتر چارچوب موقت برای خرید زمان قبل از جام جهانی و جلوگیری از انفجاری است که برای آمریکا به عنوان میزبان بزرگترین رقابت های فوتبال جهان ناخوشایند خواهد بود. به نظر می آید همه طرفها بیشتر مشتاقند از این آرامش برای تقویت مواضع خود استفاده کنند تا اینکه بخواهند امتیازات راهبردی نهایی بدهند.
بنابراین، سؤال واقعی این نیست آیا آتشبس 60 روز دوام خواهد داشت یا خیر، بلکه این است؛ پس از سوت پایان جام جهانی چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا این وقفه کوتاه به مبنایی برای تفاهم پایدار تبدیل خواهد شد یا صرفاً آتشبس پیش از دور جدیدی از رویارویی خواهد بود؟
در هر صورت، منطقه همچنان در حالت تعادل شدیدی به سر خواهد برد، جایی که مرز بین کاهش و افزایش تنش میتواند صرفاً یک تصمیم سیاسی ناگهانی، محاسبه اشتباه یا حادثه میدانی باشد که کل اوضاع را دوباره شعلهور کند. بی تردید دو هفته آینده، زیر سایه جام جهانی نشان خواهد داد آیا آمریکا در درخواستهای خود برای کاهش تنش صادق یا صرفاً منتظر است تا پرده رقابت ها کنار برود تا بمباران خود را از سر بگیرد.