پاکستان: مذاکرات فنی ایران و آمریکا از یکشنبه آغاز می‌شود حزب‌الله: ادعای اسرائیل درمورد محاصره نیرو‌های مقاومت در ارتفاعات علی الطاهر کذب است هیئت بلندپایه پاکستان فردا به سوئیس سفر می‌کند / شهباز شریف و عاصم منیر میانجی مذاکرات ایران و آمریکا الجزیره: ایران در حال اعمال فشار حداکثری علیه ترامپ است در پی بسته شدن تنگه هرمز؛ نتانیاهو دستور توقف حملات نظامی در لبنان را صادر کرد قالیباف، عراقچی و باقری‌کنی در راه ژنو + جزئیات ترکیب تیم مذاکره‌کننده ایران با آمریکا ادعای سنتکام درباره «افزایش تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز» تنگه هرمز دوباره بسته شد + بیانیه قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا فوری / هیئت دیپلماتیک ایران عازم سوئیس شد تنگه هرمز را تا عقب‌نشینی کامل اسرائیل از لبنان مسدود کنید نعیم قاسم: گزینه‌ای به نام تسلیم وجود ندارد/ شکست طرح نابودی حزب‌الله ابوعبیده: تلاش‌های اشغالگران برای جدا کردن جبهه‌ها راه به جایی نمی‌برد تحرک چهار سوخت‌رسان آمریکایی در خاورمیانه فرانسه درباره لغو تحریم‌های ایران شرط گذاشت نتانیاهو: تا هر زمان لازم باشد در جنوب لبنان می‌مانیم حزب الله: دشمن اسرائیلی هیچگاه به توافقی پایبند نبوده است
یادداشت حسن نافعه، تحلیلگر سیاسی مصر؛

شمارش معکوس خروج منطقه از بحران آغاز شد؟

همزمان با مجبور شدن رئیس‌جمهور آمریکا به امضای تفاهم‌نامه با ایران که با جاه‌طلبی‌های نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی همخوانی ندارد، انتظار می‌رود منطقه به سمت دوراهی جدید سوق یابد، زیرا موازنه‌های جدید قدرت در منطقه در حال شکل‌گیری است.
حسن نافعه؛ تحلیلگر سیاسی مصر
تاریخ انتشار: ۱۸:۳۵ - ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - 2026 June 20
کد خبر: ۳۱۱۲۰۰

شمارش معکوس خروج منطقه از بحران آغاز شد؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ سرانجام، پس از تلاش‌های میانجیگرانه فراوان بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی، به ویژه پاکستان و قطر، نسخه نهایی یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا اعلام شد. این رویداد بزرگی بود که مورد استقبال رهبران جهان قرار گرفت. در این میان تنها بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی اعلام مخالفت کرد.

پس از پایان مراسم امضای الکترونیکی یادداشت تفاهم، منطقه غرب آسیا عملاً آماده ورود به مرحله جدیدی خواهد شد

در حالی که میانجی‌ها تمام تلاش خود را برای پر کردن شکاف‌های باقی‌مانده به منظور نهایی کردن توافق مورد انتظار انجام می‌دادند، نتانیاهو تمام تلاش خود را برای خرابکاری در مذاکرات جاری انجام می‌داد و با تمام توان تلاش می‌کرد تا هرگونه توافق احتمالی بین ایران و آمریکا را خراب کند. این موضوع تصمیم وی را برای حمله به ضاحیه بیروت در لحظات پایانی مذاکرات توجیه می‌کند، با این باور که حمله واکنش‌های خشونت‌آمیزی را برمی انگیزد که مانع از هرگونه توافق با ایران می‌شود و حتی امکان دارد به ازسرگیری جنگ علیه آن منجر شود.

این چیزی است که وی آرزو و اشتیاقش را دارد. با وجود این، عکس این اتفاق افتاد، زیرا رفتار بدخواهانه اش باعث شد ترامپ، که به دلایل داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی مشتاق‌تر به دستیابی به توافق در اسرع وقت بود، امتیازاتی بدهد که ایران را متقاعد کند عقل حکم می‌کند از پاسخ به تحریکات نتانیاهو خودداری کند و در عوض، در تفاهم‌نامه بندی صریح گنجانده شود که آمریکا را ملزم به توقف جنگ در همه جبهه‌ها، به ویژه در جبهه لبنان کند، که نتانیاهو معتقد بود این بند روزنه‌ای را باز می‌کند که به وسیله آن می‌تواند هرگونه توافق بالقوه را تضعیف کند.

پس از پایان مراسم امضای الکترونیکی یادداشت تفاهم رؤسای جمهور ایران و آمریکا، منطقه غرب آسیا عملاً آماده ورود به مرحله جدیدی خواهد شد که انتظار می‌رود ویژگی‌های آن با آنچه آمریکا و رژیم صهیونیستی برنامه‌ریزی کرده بودند، تفاوت‌های اساسی داشته باشد.

این تفاهم‌نامه تمام موضوعات مورد اختلاف را که در مذاکرات احتمالی بعدی به تفصیل مورد بحث قرار خواهد گرفت، حل نکرده است. با وجود این، سقف‌هایی تعیین می‌کند که نمی‌توان از آنها فراتر رفت و بنابراین می‌تواند به عنوان مبنایی برای تعیین میزان سود و زیانی که هر طرف در پایان مذاکرات به دست آورده یا می‌تواند به دست آورد، مورد استفاده قرار گیرد.

پیش از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، آمریکا و رژیم صهیونیستی از ایران می‌خواستند که موارد زیر را رعایت کند:

۱-  برچیدن برنامه هسته‌ای خود به سبک لیبی.

۲-  کاهش توان موشکی خود به میزانی که هیچ تهدیدی برای امنیت رژیم صهیونیستی ایجاد نکند.

۳-  قطع روابط مالی و تسلیحاتی ایران با تمام نیروهای مورد حمایتش در منطقه.

از آنجا که ایران به این خواسته‌ها عمل نکرد، آمریکا و رژیم صهیونیستی تصمیم گرفتند ژوئن ۲۰۲۵ جنگ مشترکی را علیه این کشور آغاز کنند که هدف آن نابودی برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران بود، که محقق نشد. این موضوع تلاش فوری نتانیاهو برای متقاعد کردن ترامپ به این موضوع را توضیح می‌دهد که ایران در ضعیف‌ترین نقطه خود قرار گرفته است و خلاص شدن دائمی از شر آن به وسیله حمله خردکننده که رهبری سیاسی و نظامی آن را سرنگون کند، امکان‌پذیر شده است.

وقتی وی در تلاش خود موفق شد، جنگ دومی علیه ایران ۲۸ فوریه آغاز شد که 40 روز به طول انجامید. هدف اعلام شده این بار سرنگونی نظام ایران بود. با وجود اینکه این هدف نیز محقق نشد، ترامپ همچنان ادعا کرد ایران از نظر نظامی شکست خورده است و چاره‌ای جز تسلیم کامل ندارد.

این وضعیت ادامه یافت تا اینکه وی خود را مجبور به امضای تفاهم‌نامه‌ای با ایران دید که متحدش نتانیاهو را راضی نکرد و موازنه‌های جدید قدرت در منطقه را آشکار کرد. ناظر بی‌طرف نیازی به تلاش زیاد ندارد تا کشف کند جنگ 40 روزه ایران را قادر ساخت تا:

۱-  کنترل خود بر تنگه هرمز را اعمال کند و در عین حال ناتوانی آمریکا را در بازگشایی آن به زور به روی تجارت جهانی با تمام تأثیر منفی ای که این موضوع بر اقتصاد بین‌الملل و جایگاه آمریکا در نظام جهانی دارد، نشان دهد.

۲-  وارد کردن خسارات سنگین نه تنها به رژیم صهیونیستی، بلکه به پایگاه‌های نظامی آمریکا در سراسر منطقه، در حالی که همزمان قادر به حفظ بیشتر قابلیت‌های موشکی و پهپادی خود است، نشانه‌ای آشکار از اینکه هنوز قادر به نبردهای جدیدی است که امکان دارد بر آن تحمیل شود.

۳-  محافظت از اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصد به وزن تقریبی ۴۴۰ کیلوگرم، که در صورت تصمیم به تولید هشت کلاهک هسته‌ای در مدت کوتاهی کافی است، به این معنی که ایران کشور «در آستانه هسته‌ای» با تمام شرایط لازم از نظر جایگاه و قدرت مذاکره بوده و هست.

این سه واقعیت، آمریکا را مجبور کرد تا:

۱-  مذاکره با نظامی را که پیش تر به دنبال سرنگونی اش بود، آغاز کند، مشروعیت آن را به رسمیت بشناسد و لزوم تعامل مستقیم با آن را به عنوان بازیگری که قادر به ایفای نقش در حل و فصل بحران‌های منطقه است، به جای تعامل با آن به عنوان منبع اصلی تهدید برای امنیت خود، بپذیرد.

۲-  پذیرش درخواست ایران برای پایان دادن به جنگ در همه جبهه‌ها، به ویژه لبنان، به عنوان پیش‌شرط ورود به هرگونه مذاکره در مورد موضوعات اساسی، که به معنای محدود کردن فضای موجود برای استفاده از مذاکره به عنوان ابزاری برای فریب و جنگ‌افروزی است.

۳-  پایبندی به اصل برابری به وسیله ارتباط ارگانیک بین میزان انجام تعهدات دو طرف، به این معنی که تعهدات ایران در رابطه با برنامه هسته‌ای و تنگه هرمز باید با انجام تعهدات آمریکا در رابطه با لغو ممنوعیت توقیف دارایی‌های ایران و لغو تحریم‌های اعمال شده علیه آن به همان میزان به وسیله ایران مواجه شود.

شمارش معکوس برای غرب آسیا امکان دارد آغاز شود تا از بحرانی که به دلیل همپوشانی بحران‌های انباشته شده‌ پنج دهه گذشته وارد آن شده است، خارج شود

بنابراین، می‌توان گفت اجرای دقیق و صادقانه هر آنچه در یادداشت تفاهم بین آمریکا و ایران آمده است، ناگزیر به یک نتیجه منجر خواهد شد؛ تعهد ایران به تولید نکردن یا دستیابی به سلاح هسته‌ای از هر منبعی در ازای لغو تحریم‌های اعمال شده علیه آن، که به معنای تبدیل ایران به بازیگر اصلی در منطقه و تغییر در توازن قدرت غرب آسیا در جهتی کاملاً متفاوت از آنچه رژیم صهیونیستی برنامه‌ریزی کرده بود، است.

شاید یادآوری واقعیتی اساسی در اینجا مفید باشد؛ اینکه نتانیاهو در حال برنامه‌ریزی برای «خاورمیانه جدید» به سرکردگی رژیم صهیونیستی بود، که به وضوح به وسیله نقشه‌ای که نشان داد و در سخنرانی اش در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سپتامبر 2023 میلادی، چند هفته قبل از عملیات «طوفان الاقصی» آشکار شد.

انتظار نمی‌رود نتانیاهو از رؤیای «خاورمیانه بزرگ» خود دست بکشد. با وجود این، می‌توان گفت به موازات امضای اجباری یادداشت تفاهم با ایران به وسیله ترامپ که با جاه‌طلبی‌های نتانیاهو مطابقت ندارد، موازنه‌های قدرت جدیدی در منطقه در حال شکل‌گیری است. انتظار می‌رود این موضوع منطقه را به سمت دوراهی جدید سوق دهد؛ یا نتانیاهو در خرابکاری در توافقی که به سختی منعقد شده و در شرف اجرای کامل و واقعی است، موفق شود، که امکان دارد وی را قادر سازد تا شتاب لازم برای احیای رؤیای قدیمی خود بازیابد، یا کشورهای عربی و اسلامی در نجات این توافق موفق عمل کنند.

در این صورت، شمارش معکوس برای غرب آسیا امکان دارد آغاز شود تا از بحرانی که به دلیل همپوشانی بحران‌های انباشته شده‌ پنج دهه گذشته وارد آن شده است، خارج شود. با وجود این، موضوع مستلزم وجود مجموعه‌ای از شرایط است که هنوز به بلوغ نرسیده‌اند و تحلیل آنها نیاز به بحث دارد.  

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار