دشواری دیپلماسی در سایه تنشهای جهانی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ سالهای اخیر دیپلماسی به مسیری دشوار بدل شده است. گرچه برخی توافقهای موقت توانستهاند تنشها را تا حدی کاهش دهند، اما هیچ راهکار دائمی برای درگیریهای خطرناک جهانی که به طور مستقیم فلسطین، ایران، یمن، سودان، لبنان و ... را تهدید میکنند و آسیبهای سنگینی به کشورهای همسایه و اقتصاد جهانی میزنند، به دست نیامده است.
این وضعیت ناشی از کاهش فعالیتهای دیپلماتیک نیست؛ ما شاهد تلاشهای بسیار و مدیریت بحران به وسیله دیپلماتهای خبره و مذاکرات متعدد بودهایم. این موضوع نتیجه دو روند نگرانکننده در سیاست جهانی است که جامعه بینالمللی را به واکنش فوری فرا میخواند:
بهترین پاسخ ممکن، پافشاریِ صبورانه بر پایبندی به عرفهای بینالمللی است
۱. افول پایبندی به قوانین بین المللی: سالهای اخیر شاهد افزایش استفاده از تروریسم، ترورهای سیاسی و حملات هدفمند علیه غیرنظامیان بودهایم، در کنار تحقیر نهادهایی همچون سازمان ملل متحد و دادگاههای بینالمللی. این وضعیت، بازگشت به دوران «قدرتهای بزرگ با حق مصونیت» است؛ اما این بار، این دوران با ویرانگری بیشتری همراه است.
۲. باور غلط رهبران جهان به امکان اعمال قدرت بدون دیپلماسی: مشکل اینجاست برخی رهبران جهان تصور میکنند میتوانند بدون مشارکت دیپلماتها به اهداف خود دست یابند. آنها بهسرعت متوجه میشوند ابزارهای موجود در اختیارشان محدود است و در نهایت به روشهای استعماری متوسل میشوند؛ روشهایی که از «دیپلماسی کشتیهای جنگی» گرفته تا «دیپلماسی فشار اقتصادی» و حتی اقدامات تخریبی برای تغییر نظام یا تسلط کامل بر ملتها را دربر میگیرد.
کشورهای کوچک چگونه عمل کنند، وقتی کشورهای بزرگ قوانین را نادیده میگیرند؟
در برابر این روند، بهترین پاسخ ممکن، پافشاریِ صبورانه بر پایبندی به عرفهای بینالمللی است. گرچه امکان دارد برخی این پافشاری را به معنای تسلیم در برابر سرعت عملِ کسانی که قوانین را میشکنند قلمداد کنند، اما این عرفها برای محافظت از اکثریت ساکنان جهان وضع شدهاند. عبور از این اصول به معنای پذیرش استفادههای غیرقانونی از قدرت است.
در عمل، دیپلماسی یعنی حفظ میزان بالایی از اعتماد در فرآیندهای سیاسی، حتی زمانی که به نظر میآید بیفایده هستند. چالش اصلی دیپلماتها این است در مواجهه با شکستهای آشکار یا بنبستهای سخت، از عقبنشینی دست برندارند. شاید یک دیپلمات از کشور کوچک، در حال مذاکره با یک قدرت بزرگ باشد، اما نباید از برقراری ارتباط برای یافتن راهی جهت پیشبرد گفت وگوها عقبنشینی کند. تمرکز دیپلماسی عمان در ماههای اخیر بر تلاش برای بازگرداندن توافق به میز مذاکرات بوده است؛ حتی در شرایطی که فشارها بسیار سنگین است.
مذاکرات پیچیده در سایه تهدید همیشگی جنگ، به طور مستقیم با اقتصاد جهانی گره خورده است. این مذاکرات نیازمند دقت بسیار بالا در جزئیات قوانین بینالمللی و موضوعات امنیت ملی است. دستیابی به نتیجه در این شرایط بسیار دشوار است، اما ما عقبنشینی نمیکنیم؛ زیرا ایده «توانایی کشورها برای حل اختلافات به وسیله گفت وگو» در خطر است.
مذاکرات پیچیده در سایه تهدید همیشگی جنگ، به طور مستقیم با اقتصاد جهانی گره خورده است
سلطنت عمان به وسیله مشارکت مستمر خود، سه هدف را دنبال میکند:
- حفظ حاکمیت ملی
- حفاظت از امنیت آبهای منطقهای خود (که با توجه به وضعیت فعلی، برای گروههای آسیبپذیر بسیار حیاتی است)
- تأکید بر اهمیت قوانین بینالمللی در حفظ ثبات منطقه
این رویکرد با مفهوم «بیطرفی سازنده» (Constructive Neutrality) در عمان همسوست؛ این مفهوم فراتر از صرفاً ارائه کمک یا تسهیلات وبه معنای حفظ قوانین بینالمللی و ساختن چارچوبهای جدید است.
هدف این است چارچوبی اجرایی برای تعهدات متقابل ایجاد شود که نظام هنجاری (Normative System) برای کشورهای کوچک ایجاد کند؛ نظامی که از اکثریت جهان حمایت و از رفتارهای کشورهایی که قدرت کافی برای عمل بدون مجازات دارند، جلوگیری کند.