ادعای ترامپ: وضعیت خوبی در قبال ایران داریم سخنگوی سپاه پاسداران: پاسخ ایران به تجاوز جدید، جهان را با بحران انرژی رو‌به‌رو می‌کند هشدار وزارت امور خارجه درباره سفر به فرانسه، بلژیک و ایتالیا در دیدار وزیر امور خارجه روسیه: تاکید سرلشکر رضایی بر اراده ایران برای تحکیم همکاری راهبردی با روسیه مسعود پزشکیان با سرگئی لاوروف دیدار کرد پاکستان: متعهد به ادامه میانجیگری میان ایران و آمریکا هستیم العربی الجدید: گشایش احتمالی در مذاکرات ایران و آمریکا شورای همکاری خلیج فارس خواستار بازگشت ایران و آمریکا به گفت‌و‌گو شد ماکرون: با قاطعیت با کسانی که بی نظمی کردند برخورد می‌کنیم مقتدی صدر خواستار برگزاری تظاهرات در حمایت از آزادی حجاب شد هشدار قالیباف به دولت‌های منطقه: در صورت تخصیص امکانات به شرکت‌های هوش مصنوعی که در قتل کودکان ما شریک هستند، با واکنش ما رو‌به‌رو خواهید شد پارلمان مصر رأی‌گیری درباره حمایت نظامی از عربستان را به فردا موکول کرد نخست وزیر عراق دستور تشکیل کمیته بررسی علت انفجار در مقر الحشد الشعبی را صادر کرد درگیری پلیس و معترضان در خیابان‌های فرانسه/ ۴۰۰ نفر بازداشت شدند نتانیاهو: دشمنان ما در صدد تاثیرگذاری بر انتخابات هستند معترضان نزدیک کاخ الیزه تحصن کردند؛ سرکوب خشن مردم فرانسه توسط پلیس

فارن‌افرز: جنگ با ایران محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا را آشکار کرد

تنگه هرمز  نشریه فارن‌افرز در مقاله‌ای نوشته که جغرافیا و مقاومت ایران باعث شده محدودیت توان نظامی آمریکا آشکار شود.
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۰ - ۲۸ مهر ۱۴۰۵ - 2026 October 20
کد خبر: ۳۲۱۷۱۳

به گزارش راهبردمعاصر،  ویلیام اچ. مک‌ریون، دریاسالار بازنشسته نیروی دریایی آمریکا و فرمانده پیشین نیروهای عملیات ویژه این کشور، در مقاله‌ای در نشریه «فارن افرز» با عنوان «محدودیت‌های قدرت آمریکا» استدلال می‌کند که جنگ با ایران نمونه‌ای آشکار از خطای راهبردی واشنگتن و اعتماد بیش از اندازه به قدرت نظامی است.

او معتقد است دولت دونالد ترامپ بدون هدفی روشن وارد جنگ شد، اهدافش را بارها تغییر داد و محدودیت‌های جغرافیایی، اراده ایران برای مقاومت و دشواری دستیابی به پیروزی سیاسی از طریق حملات نظامی را نادیده گرفت. برخی از محورهای مهم این گزارش به شرح زیر است:
جنگ با ایران؛ نمونه‌ای آشکار از شکست راهبردی آمریکا

مک‌ریون می‌نویسد جنگ علیه ایران که از 28 فوریه آغاز شد، نمونه‌ای برجسته از اشتباه تکرارشونده سیاست‌گذاران آمریکایی در برآورد توانایی‌های نظامی این کشور است. به اعتقاد او، دولت ترامپ بدون ارائه توجیهی روشن وارد جنگ شد و اهداف خود را از تغییر حکومت ایران و متوقف کردن برنامه هسته‌ای این کشور تا بازگشایی تنگه هرمز تغییر داد؛ تنگه‌ای که پیش از آغاز جنگ بسته نشده بود. او نتیجه این رویکرد را زیان‌بار هم برای منافع آمریکا و هم برای خاورمیانه ارزیابی می‌کند.

تغییر مداوم اهداف، نشانه فقدان راهبرد روشن

به نوشته مک‌ریون، دولت آمریکا در ابتدا تغییر حکومت ایران را یکی از اهداف جنگ معرفی کرد، اما ترامپ بعدها گفت که اساساً به دنبال تغییر حکومت نبوده است. واشنگتن همچنین حمله را با ضرورت جلوگیری از دستیابی قریب‌الوقوع ایران به سلاح هسته‌ای توجیه کرد، ولی ترامپ در ادامه اهمیت این نگرانی را کم‌رنگ جلوه داد. پس از آنکه ایران تنگه هرمز را بست، بازگشایی این مسیر به محور اصلی راهبرد نظامی و دیپلماتیک آمریکا تبدیل شد؛ با این حال، ترامپ هم‌زمان مدعی شد که بسته بودن تنگه اهمیت چندانی برای آمریکا ندارد، زیرا این کشور به نفت آن منطقه نیاز ندارد. مک‌ریون می‌گوید اهداف دولت آمریکا تقریباً هر روز تغییر می‌کردند و همین مسئله دستیابی به نتیجه‌ای روشن را دشوار می‌ساخت.

برتری هوایی به‌تنهایی برای پیروزی کافی نیست

مک‌ریون با تکیه بر تجربه چند دهه خدمت نظامی خود می‌گوید برنامه‌ریزان نظامی آمریکا باید از ابتدا می‌دانستند که قدرت هوایی به‌تنهایی برای تحقق اهداف سیاسی واشنگتن در ایران کافی نیست. به اعتقاد او، اگر هدف آمریکا تغییر حکومت ایران بود، دستیابی به چنین هدفی احتمالاً مستلزم اعزام نیروهای زمینی به داخل کشور می‌شد؛ اقدامی که هزینه‌ها و خطرهای بسیار بیشتری به همراه داشت. او معتقد است اگر دولت آمریکا آمادگی چنین تعهدی را نداشت، باید از ابتدا احتمال دستیابی به پیروزی را با تردید جدی ارزیابی می‌کرد.

تنگه هرمز؛ محدودیت جغرافیایی که آمریکا نمی‌تواند نادیده بگیرد

این فرمانده پیشین نیروهای ویژه تأکید می‌کند که جغرافیا همچنان یکی از عوامل تعیین‌کننده در جنگ است حتی اگر فناوری‌های نظامی امکان حمله از فواصل دور را فراهم کرده باشند. او می‌نویسد در طول نزدیک به چهار دهه خدمت نظامی، هر بار که با فرماندهان ارشد درباره ایران صحبت می‌کرد، تنگه هرمز همواره یکی از موضوعات اصلی بود. از نظر او، این گذرگاه برای ایران اهرمی راهبردی و مانعی مهم در برابر تهاجم خارجی است.

مک‌ریون همچنین یادآوری می‌کند که ایران در موقعیت دفاعی قرار دارد و برای جلوگیری از شکست، لازم نیست همانند نیروی مهاجم سرزمین دشمن را تصرف کند؛ بلکه می‌تواند با حفظ موقعیت خود در برابر حمله مقاومت کند.

اراده ایران برای مقاومت، عاملی تعیین‌کننده در نتیجه جنگ

مک‌ریون می‌گوید دولت آمریکا باید از ابتدا احتمال مقاومت شدید ایران را در نظر می‌گرفت. او با اشاره به جنگ هشت‌ساله ایران و عراق، از سال 1980 تا 1988، یادآوری می‌کند که ایران تجربه جنگی طولانی و پرهزینه را پشت سر گذاشته است. به اعتقاد او، رهبران ایران جنگ کنونی را نبردی برای بقای خود می‌دانند و این مسئله اراده آنان برای ادامه مقاومت را تقویت می‌کند. او هشدار می‌دهد که یکی از اشتباهات تکرارشونده قدرت‌های مهاجم، دست‌کم گرفتن اراده طرف مقابل برای جنگیدن است.

انزوای دیپلماتیک آمریکا و فقدان ائتلاف بین‌المللی

مک‌ریون یکی دیگر از ضعف‌های جنگ را نبود تلاش کافی برای کسب مشروعیت بین‌المللی می‌داند. به نوشته او، آمریکا و اسرائیل جنگ را بدون ایجاد پشتوانه بین‌المللی آغاز کردند و دولت ترامپ حتی متحدان آمریکا، از جمله کشورهای عربی همسایه ایران، را پیشاپیش از حمله مطلع نکرد. او همچنین به حمله هوایی اولیه‌ای اشاره می‌کند که به یک مدرسه ابتدایی در ایران اصابت کرد و به شهادت 120 دانش‌آموز انجامید.

از نظر مک‌ریون، نپذیرفتن مسئولیت این خطا، احساس غیرمشروع بودن جنگ را تشدید کرد. او می‌نویسد زمانی که ترامپ بعداً برای بازگشایی تنگه هرمز خواستار حمایت متحدان شد، با استقبال سرد بین‌المللی مواجه شد؛ وضعیتی که با توجه به برخوردهای تند او با رهبران اروپایی چندان دور از انتظار نبود.

تکرار اشتباهات گذشته

مک‌ریون جنگ با ایران را در چارچوب الگویی تاریخی بررسی می‌کند که در جنگ ویتنام، افغانستان و عراق نیز مشاهده شده است: باور به اینکه برتری تسلیحاتی و افزایش نیرو، بمباران و هزینه‌های نظامی می‌تواند به‌تنهایی مشکلات سیاسی و راهبردی را حل کند. او با یادآوری تجربه ویتنام می‌نویسد: آمریکا توانست در بسیاری از نبردهای میدانی پیروز شود، اما در نهایت جنگ را باخت. در افغانستان و عراق نیز اهداف اولیه به‌تدریج تغییر کردند و دستاوردهای نظامی به نتیجه سیاسی مورد انتظار منجر نشدند. از نظر او، پیروزی در میدان نبرد لزوماً به معنای پیروزی در جنگ نیست.

محدودیت‌های فناوری

مک‌ریون تأکید می‌کند که مشکل آمریکا صرفاً به تصمیم‌های خاص ترامپ محدود نمی‌شود و اعتماد بیش از اندازه به قدرت نظامی، سابقه‌ای طولانی در سیاست خارجی این کشور دارد. با این حال، او نسبت به عواملی هشدار می‌دهد که ممکن است این مشکل را تشدید کنند: تمرکز فزاینده قدرت در دست رئیس‌جمهور آمریکا، سیاسی شدن ارتش و تضعیف امکان ارائه مشاوره صریح به رهبران سیاسی.

او همچنین معتقد است پیشرفت فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی و سامانه‌های بدون سرنشین ممکن است این تصور نادرست را تقویت کند که آمریکا می‌تواند میدان نبرد را کاملاً کنترل کند و محدودیت‌های اساسی جنگ را کنار بزند. به گفته او، فناوری می‌تواند توان نظامی را تقویت کند، اما نمی‌تواند سیاست‌گذاری اشتباه را جبران کند.

جمع‌بندی

مک‌ریون، که تجربه فرماندهی در جنگ‌های آمریکا را دارد، جنگ با ایران را نمونه‌ای از فاصله میان برتری نظامی و دستیابی به اهداف راهبردی می‌داند. از نگاه او، تغییر مداوم اهداف جنگ، اتکا به قدرت هوایی، نادیده گرفتن اهمیت تنگه هرمز و اراده ایران برای مقاومت، در کنار فقدان مشروعیت بین‌المللی و حمایت متحدان، محدودیت‌های قدرت آمریکا را آشکار کرده‌اند.

استدلال اصلی او این است که قدرت تسلیحاتی، هر اندازه هم پیشرفته باشد، نمی‌تواند جایگزین راهبرد روشن، اهداف دست‌یافتنی و درک واقع‌بینانه از توانایی و اراده طرف مقابل شود. در این چارچوب، جنگ با ایران نه صرفاً یک خطای تاکتیکی، بلکه نمونه‌ای از مشکلی عمیق‌تر در سیاست خارجی آمریکاست: این تصور که برتری نظامی به‌خودی‌خود تضمین‌کننده پیروزی سیاسی است./تسنیم

کلمات کلیدی: تنگه هرمز
ارسال نظر
captcha
آخرین اخبار