دلالانی که خود را حذف کردند

به گزارش راهبرد معاصر؛ مذاکرات اخیر مسقط، صرفاً صحنه گفتوگوی غیرمستقیم میان ایران و آمریکا نبود؛ این مذاکرات بهطور همزمان به آیینهای تمامنما برای سنجش وزن و اعتبار بازیگران غایب نیز تبدیل شد. در این میان، اتحادیه اروپا و بهویژه تروئیکای اروپایی را باید از جمله شکستخوردگان قطعی این روند دانست؛ بازیگرانی که امروز نهتنها از متن مذاکرات کنار گذاشته شدهاند، بلکه در فرامتن تحولات نیز به حاشیهای بیاثر رانده شدهاند.
نخستین دلیل این شکست، سلب مشروعیت حقوقی و سیاسی اروپا برای حضور در هرگونه چارچوب مذاکرهای است. اروپاییها با فعالسازی یا تهدید به فعالسازی مکانیسم ماشه و عدول رسمی از تعهدات برجامی خود، عملاً آخرین میخها را بر تابوت توافقی کوبیدند که قرار بود مبنای نقشآفرینی آنها در معادلات هستهای ایران باشد.
امروز دیگر نه قالبی به نام 1+5 وجود دارد و نه حتی 1+4 معنا و موضوعیت خود را حفظ کرده است. اروپا با نقض آشکار تعهداتش، خود را از جایگاه «طرف مذاکره» به موقعیت تماشاگر معترض اما بیاثر تنزل داد؛ تماشاگری که نه توان تصمیمسازی دارد و نه قدرت اعمال اراده.
دومین نشانه شکست اروپا را باید در اقدام وقیحانه و حسابشده آنان در آستانه مذاکرات مسقط جستوجو کرد؛ جایی که با برچسبزنی تروریستی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تلاش کردند بر فرامتن مذاکرات اثر بگذارند. این اقدام، نه از موضع قدرت، بلکه از سر استیصال و درماندگی راهبردی صورت گرفت.
اروپاییها بهخوبی میدانستند که در متن مذاکرات جایی ندارند، از همین رو کوشیدند با فشار روانی، تهدید نمادین و ارسال پیامهای سیاسی، ایران را به سمت «تسلیمپذیری» در گفتوگوها سوق دهند.
اما آنچه در مسقط رخ داد، دقیقاً خلاف محاسبات اروپاییها بود. اصرار قاطع و هوشمندانه ایران بر خطوط قرمز خود ــ از حفظ اصل غنیسازی تا نفی هرگونه فشار فرابرجامی ــ نشان داد که دوران اثرگذاری اینگونه عملیاتهای فرامتنی به پایان رسیده است. نقشهای که با اتکا به خواست و دیکتههای رژیم صهیونیستی طراحی شده بود، در همان گام نخست نقش بر آب شد و اروپا بار دیگر در قامت «دلالی مفلوک» ظاهر شد؛ دلالی که نه کالا دارد، نه اعتبار و نه حتی مشتری.
واقعیت آن است که رسوایی اروپا امروز دیگر قابل کتمان نیست. اتحادیهای که روزگاری مدعی استقلال راهبردی و بازیگری متوازن در نظام بینالملل بود، اکنون به پیادهنظام سیاسی رژیم صهیونیستی و دنبالهرو سیاستهای متناقض واشنگتن تقلیل یافته است. حذف اروپا از مذاکرات مسقط، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه نتیجه طبیعی سالها بیعملی، عهدشکنی و نفاق سیاسی است.
مذاکرات مسقط بهروشنی نشان داد که معادله جدید منطقه و جهان، بر اساس قدرت واقعی، اراده مستقل و ثبات در مواضع شکل میگیرد؛ مؤلفههایی که ایران از آن برخوردار است و اروپا سالهاست آنها را از دست داده است. در این معادله، جایی برای دلالان مفلوک باقی نمانده است؛ حتی اگر با سر و صدای رسانهای و ژستهای سیاسی، تلاش کنند غیبت خود را پنهان کنند./تسنیم