تنها گزینه غرب در بحبوحه بیثباتی نظام جهانی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ به تازگی چین شاهد سفرهای متوالی رهبران چندین کشور غربی بوده است که با سفر امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه در دسامبر 2025 میلادی آغاز شد و با سفرهای مایکل مارتین نخست وزیر ایرلند، مارک کارنی نخست وزیر کانادا، پتری اورپو نخست وزیر فنلاند و کییر استارمر نخست وزیر انگلیس در ژانویه ادامه یافت.
برای کشورهای غربی، تعامل با شریکی که فرصتهای همکاری گستردهای دارد، گزینه واقعبینانهتری نسبت به واکنش صرف به دنیای بیثبات به نظر میآید
رسانههای بینالمللی این اقدامات دیپلماتیک را «نگاه به شرق» توصیف کردهاند، روندی که در محیط بینالمللیِ پیچیده و با تغییرات سریع، به وضوح خودنمایی میکند. پشت این سیاست انگیزههای متعددی نهفته است؛ از سویی نشان دهنده انتخاب آگاهانه کشورهای غربی برای حفظ استقلال راهبردی خود در بحبوحه تغییر شکل نظم بینالمللی و از سوی دیگر نشان دهنده پاسخ عملگرایانه به جست وجوی مشارکتهای پایدار در جهانی با بی ثباتی فزاینده است.
کییر استارمر، نخست وزیر انگلیس سفر خود به چین را نقطه شروع جدیدی برای بهبود روابط دوجانبه توصیف کرد و آن را نخستین سفر رسمی یک نخست وزیر انگلیس به چین در هشت سال گذشته دانست. استارمر در این سفر تأکید کرد، تعامل با چین در راستای منافع ملی انگلیس است و دولتش برای ایجاد روابط پختهتر بین دو کشور تلاش خواهد کرد.
او همچنین در جلسه پرسش و پاسخ پارلمان در تاریخ ۲ فوریه اذعان کرد که عدم سفرهای سطح بالا به چین در هشت سال گذشته منجر به از دست رفتن فرصتهای مهم توسعه شده است و آن را سهلانگاری توصیف کرد.
به همین ترتیب، مارک کارنی نخست وزیر کانادا در نخستین سفر رسمی خود به چین در هشت سال گذشته، اعلام کرد کشورش در حال ورود به «عصر جدیدی» در روابط خود با پکن است و ابراز امیدواری کرد ازسرگیری روابط اتاوا، الگویی برای همکاری سودمند متقابل در زمان افزایش اختلافات و آشفتگیهای جهانی باشد.
چرا توجه جهان به چین معطوف شده است؟
نخست، اینکه چین امروز جزو معدود قدرتهای بزرگ قادر به ارائه درجه بالایی از «ثبات و چشماندازهای روشن» است. در بحبوحه افزایش درگیریهای ژئوپلیتیکی، کندی روند بهبود اقتصاد جهانی و افزایش بی ثباتی در سیاست بینالملل، مبانی بلندمدت اقتصاد چین همچنان پایدار است. چین دارای بازاری وسیع، ساختار صنعتی جامع و سیاست درهای باز مداوم است که آن را به شریکی تبدیل میکند که درصد زیادی اطمینان را در محیط بینالمللی آشفته ارائه میدهد.
برای بسیاری از کشورهای غربی، تعامل با شریکی که انعطافپذیری اقتصادی و فرصتهای همکاری گستردهای دارد، گزینه واقعبینانهتری نسبت به واکنش صرف به دنیای بیثبات به نظر میآید.
در همین زمینه، چین دادههای تجارت خارجی خود را برای سال ۲۰۲۵ میلادی ژانویه گذشته اعلام کرد که در آن کل صادرات و واردات به ۴۵.۴۷ تریلیون یوان رسید که ۳.۸ درصد افزایش یافته است.
این ارقام، نهمین سال متوالی رشد تجارت خارجی چین را نشان میدهد و با وجود کند شدن تجارت جهانی، افزایش حمایتگرایی و فشارهای تعرفهای، رکورد جدیدی ثبت میکند. این نشان دهنده انعطافپذیری ساختار تجاری و زنجیرههای تأمین چین است و تأکید میکند چین همچنان میان معدود قدرتهایی است که قادر به ارائه چشماندازهای رشد پایدار در جهانی بی نهایت آشفته هستند.
تعهد مداوم چین به سیاست درهای باز به روی جهان، پایه و اساس عملی «نگاه به شرق» را فراهم میکند
دوم، اینکه «نگاه به شرق» نشاندهنده بازنگری فزاینده غرب در سیاستهای خارجی و تلاش جدی برای افزایش استقلال راهبردی است. تجربه سالهای اخیر نشان داده است اتکای بیش از حد به محوری واحد به افزایش امنیت منجر نشده، بلکه بارهای سنگین اقتصادی، انرژی و دیپلماتیک تحمیل کرده است.
تنشهای ژئوپلیتیکی پیرامون گرینلند، همراه با فشاری که کانادا از سوی آمریکا در زمینه موضوعات تجاری و امنیتی با آن مواجه است، توازن نداشتن آشکاری را در برخی روابط اعضای ناتو نشان میدهد. بنابراین، بازتنظیم روابط با چین و ازسرگیری ارتباطات سطح بالا، تلاشی برای فراتر رفتن از رویکرد حاصل جمع صفر و جست وجوی مسیر دیپلماتیک متعادلتر و واقعبینانهتر است که همکاری را گسترش و ظرفیت خوداتکایی را افزایش میدهد.
سفرهای رهبران کشورهایی مانند کانادا و انگلیس فرصتهای ملموسی را برای گسترش همکاری با چین، فضای راهبردی و تنوعبخشی به مشارکتهای بینالمللی فراهم کرده است. در جریان سفر نخست وزیر کانادا، دو طرف نقشه راه ۲۸ مادهای برای همکاری اقتصادی و تجاری، همراه با تعدیل تعرفههای خودروهای برقی امضا کردند. انگلیس همچنین کمیته مشترک اقتصادی و تجاری با چین را با هدف افزایش همکاری در تجارت کالا و خدمات، دوباره فعال کرد. به طور مشابه، ایرلند و فنلاند بر گسترش همکاری در کشاورزی، نوآوری و صنایع سبز تمرکز کردند.
بهره سخن
در نهایت، تعهد مداوم چین به سیاست درهای باز به روی جهان، پایه و اساس عملی «نگاه به شرق» را فراهم میکند. از کاهش فهرستهای منفی برای سرمایهگذاری خارجی گرفته تا میزبانی نمایشگاههای بینالمللی بزرگ مانند نمایشگاه بینالمللی واردات چین و نمایشگاه بینالمللی زنجیره تأمین چین، پکن پیوسته تأکید میکند درهای خود را حتی گستردهتر نگه خواهد داشت. اقدامات اخیر برای تسهیل ورود خارجیها به چین نشاندهنده تمایل آشکار به ترویج تبادلات مردمی و فرهنگی است.
سفرهای مکرر سران غربی به چین نشان دهنده ظهور شتابنده «جنوب جهانی» و پیشرفت چندجانبهگرایی است و تأکید میکند حفظ کانالهای ارتباطی بین اقتصادهای بزرگ و اجتناب از قطع ارتباط و جدا شدن از زنجیرههای تأمین به نفع همه است. در این زمینه، ادامه روند درهای باز چین فرصتی واقعی برای تقویت همکاری ها ارائه میکند.
باید اعتراف کرد، با توجه به اختلافات داخلی مداوم در کشورهای غربی بر سر سیاستها درقبال چین، علاوه بر افزایش فشارهای خارجی، رویکرد «نگاه به شرق» بدون چالش نخواهد بود.
ازسرگیری و افزایش سرعت تعاملات سطح بالا، خود شاخص مثبت قابل توجهی است. در دوران تفرقه و بی ثباتی، تعامل سازنده با چین به روند رو به رشد تبدیل شده است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. تبدیل این روند به نیروی ثباتبخش بلندمدت، به خرد چین در گسترش گشایش خود و توانایی غرب در نشان دادن دیدگاه راهبردی واقعبینانهتر و عملگرایانهتر بستگی دارد.