چشمانداز عراق در سایه انتخاب نخست وزیر

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در آستانه تشکیل دولت جدید، عراق به میدانی پیچیده و چندلایه تبدیل شده است و نوری المالکی قصد تصدی پست نخست وزیری دارد؛ گزینهای که به نمادی از تقابل جریانهای داخلی و نیز نقطه تمرکز فشارهای خارجی تبدیل شده است. تحلیل این بحران تنها با نگاهی راهبردی و واکاوی لایههای پنهان مواضع بازیگران اصلی (شامل چارچوب هماهنگی شیعی، ائتلافهای سنی، احزاب کُرد و بازیگران فراملی بهویژه آمریکا) امکان پذیر است.
در درون چارچوب هماهنگی، گرچه حمایت رسمی و تجدیدشده از مالکی اعلام میشود، اما شکافهای عمیقی آشکار است
دادههای منتشرشده از مصاحبهها، بیانیهها و گزارشهای خبری، نقشهای از میدان نبرد سیاسی ترسیم میکند که در آن، اتهامات دخالت خارجی، تهدیدهای اقتصادی، حسابهای شخصی رهبران و رقابتهای فرقهای و حزبی درهم تنیده شدهاند. واقعیت اینکه بحران کنونی صرفاً درباره اینکه چه شخصی نخستوزیر شود نیست، بلکه درباره چگونگی حکمرانی آینده، ماهیت روابط عراق با قدرتهای بزرگ و نحوه تعادل بخشیدن به فشارهای داخلی و خارجی است.
مالکی، با سابقهای طولانی و روابط سینوسی با آمریکا در دوره نخستوزیری پیشین، از دید حامیانش نماد استقلال و تجربه و از دید مخالفان داخلی و خارجی نماد رویکردی یکجانبه و تنشزا به شمار میرود. واکنش تند دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا که با تهدید به قطع حمایت و محدود کردن دسترسی به درآمدهای نفتی همراه بود، نه موضعگیری لحظهای، بلکه نشان از طراحی حسابشدهای دارد که هدفش اعمال حداکثر فشار برای تغییر معادله یا گرفتن امتیاز کلان به نفع گزینهای مطمئنتر برای واشنگتن است. این فشار، آشکارا با مخالفت بازیگران داخلی عراقی (از محمد الحلبوسی در جبهه سنی گرفته تا عمار الحکیم، قیس الخزعلی و حیدر العبادی در درون چارچوب هماهنگی شیعی) همراه شده است.
حلبوسی بهصراحت از «مقبولیت ملی» به عنوان شرط پذیرش نامزد شیعه نام میبرد و کنترل فرماندهی کل قوا را خط قرمز میداند، موضعی که همزمان هم بر حق شراکت سنیها تأکید میکند و هم نگرانی عمیق از بازگشت سبک حکمرانی متمرکز و امنیتیمحور دوره قبلی مالکی را بازتاب میدهد. میان کردها گرچه اختلافات داخلی بر سر نامزد ریاست جمهوری وجود دارد، اما تحلیلها نشان می دهد تصمیم به تعویق جلسه مجلس بیش از آنکه ناشی از اختلاف کُردی باشد، واکنشی محتاطانه به موضع آمریکا و تلاش برای به خطر نینداختن روابط راهبرد خود با واشنگتن است. کردها عملاً در تنگنایی بین حمایت رسمی از روند دموکراتیک داخلی و اجتناب از تقابل با حامی اصلی خود قرار گرفتهاند.
در درون چارچوب هماهنگی، گرچه حمایت رسمی و تجدیدشده از مالکی اعلام میشود، اما شکافهای عمیقی آشکار است. سازمان بدر و حزب الدعوه خط اصلی حمایت از مالکی را تشکیل میدهند و مخالفت با وی را همسو با توییت ترامپ و خیانت به حاکمیت تفسیر میکنند. در مقابل، جریان حکمت به رهبری عمار الحکیم و عصائب اهل الحق به رهبری قیس الخزعلی، مخالفت یا تحفظ خود را (که پیش از توییت ترامپ نیز وجود داشت) با زبانی دیپلماتیکتر اما مصمم ابراز میدارند. حکمت بر لزوم «مسئولیتپذیری» و در نظر گرفتن «تحولات» پس از موضع آمریکا تأکید میکند، در حالی که عصائب بر ملاحظاتی همچون سن و شیوه مدیریت مالکی پای میفشارد.
این مواضع، ریشه در رقابتهای درونشیعی و هراس از انحصار قدرت به وسیله جریانی خاص دارد. نکته حائز اهمیت، ادعاهای مطرح شده درباره نقش محمد الحلبوسی و ارتباط وی با مارک ساویا، فرستاده پیشین آمریکاست که (گرچه از سوی حلبوسی رد شده) اما فضایی از بدگمانی ایجاد کرده که سنیها به طور مستقیم با آمریکا برای سقوط مالکی هماهنگ عمل میکنند. این ادعاها، چه واقعی باشد چه بخشی از جنگ روانی، به افزایش گفتمان «خائن-میهن دوست» دامن می زند و فضای گفتوگو را مسموم میکند.
علاوه بر این، کنارهگیری به ظاهر غافلگیرکننده محمد شیاع السودانی (نامزد اصلی رقیب) را باید در چارچوبی هوشمندانه تحلیل کرد. سودانی با کنار کشیدن، خود را از خط مستقیم آتش فشار آمریکا دور، موقعیت ائتلاف بزرگ خود را به عنوان بازیگری کلیدی در مجلس و آینده کابینه حفظ کرد و در عین حال، بار سنگین مقابله با واشنگتن را بر دوش مالکی و حامیانش گذاشت. وی عملاً سناریوی «نجاتبخش» آینده عراق را برای خود محفوظ نگه داشته است.
سودانی با کنار کشیدن، خود را از خط مستقیم آتش فشار آمریکا دور، موقعیت ائتلاف بزرگ خود را به عنوان بازیگری کلیدی در مجلس و آینده کابینه حفظ کرد
تهدید آمریکا به استفاده از سلاح اقتصادی (محدودیت دسترسی به حسابهای نفتی) تهدیدی حیاتی و جدی و عراق با بحران مالی شدید، کسری بودجه عظیم و وابستگی مطلق درآمدهای دلاری روبروست. این تهدید، نه تنها دولت آینده، بلکه ثبات کلی کشور را نشانه رفته است. بنابراین، مقاومت در برابر آمریکا تنها موضع سیاسی نیست، بلکه نیازمند برنامه اقتصادی اضطراری و تابآور است که در کوتاهمدت در دسترس نیست. این ضعف ساختاری، اهرم قدرتمندی در دست واشنگتن و متحدان منطقهای آن است.
واکنش مالکی در مصاحبه اخیرش حاکی از درک این پیچیدگی است. وی از سویی بر ادامه نامزدی و تمکین نکردن در برابر فشار تأکید کرد، از سوی دیگر با بیان اینکه ترامپ «گمراه شده» و امکان «تجدیدنظر» وجود دارد، راه را برای گفتوگو میگشاید. همچنین تأکیدش بر تمایل نداشتن به آغاز عملیات نظامی جدید علیه گروهها و تمایل به راهحل برای بحث انحصار سلاح در دست دولت، تلاشی برای آرام کردن نگرانیهای داخلی و خارجی درباره جهت گیری امنیتی دولت احتمالیاش است. با وجود این، سیگنالها امکان دارد برای تغییر موضع بازیگران مخالف به ویژه آمریکا که خواستار تضامینی عملی و شفاف هستند، کافی نباشد.
سناریوهای پیشروی سیاسی
در این میان، نقش مرجعیت نجف و مقتدا صدر (که تاکنون موضعی صریح علیه مالکی نگرفته است) و همچنین مواضع قدرتهای منطقهای مانند ایران، عربستان، ترکیه و قطر و امارات از عوامل تعیینکننده دیگری هستند. گزارشها از نارضایتی مالکی از مواضع قطر، ترکیه و سوریه نشان میدهد که این بحران بُعدی کاملاً منطقهای نیز یافته است.
سناریوهای پیشرو محدود و مشخص هستند:
نخست، عقبنشینی مالکی زیر فشار داخلی و خارجی با عنوان مخالفت دو سوم اعضای چارچوب هماهنگی شیعی و معرفی گزینه مصالحه از سه نفر دوم یعنی حمید الشطری، علی الشکری و قاسم الاعرجی از سوی چارچوب هماهنگی شیعی.
دوم، اصرار چارچوب بر مالکی و رفتن به سمت رأی اعتماد مجلس با خطر بالای شکست کابینه یا تحریم و آبستراکسیون جلسات به وسیله مخالفان و افزایش بحران مواجه می شود.
سوم، انتخاب محمد شیاع السودانی یا حیدر العبادی (در کنار مالکی سه شخص نخست بخت نخست وزیری بودند) به عنوان نامزد مجدد چارچوب. این سناریو در صورت انصراف مالکی، با توجه به مواضع قبلی آمریکا نسبت به وی امکان دارد با استقبال نسبی واشنگتن مواجه شود.
چهارم، کشیده شدن فرآیند به بنبست طولانی و افزایش بیثباتی اقتصادی و امنیتی.
سناریوی نخست در حال حاضر محتملتر به نظر میآید، زیرا هزینههای سناریوهای دوم و چهارم برای بیشتر بازیگران داخلی (به جز حامیان سرسخت مالکی) بسیار بالاست. با وجود این، امکان دارد دیدار مالکی با جوشوا هریس معادلات و سناریوهای بیان شده را تغییر دهد، لذا هر تصمیمی باید در هیئت چارچوب هماهنگی شیعی و با توجه به توازن قوا در آن گرفته شود. بیانیه اخیر این چارچوب که بر پایبندی به مالکی تأکید اما همزمان بر تمایل به همکاری با جامعه بینالمللی تصریح کرد که نشان از کشمکش درونی و تلاش برای یافتن معادله ای برای خروج از بنبست دارد.
نتیجهگیری
بحران کنونی عراق به نقطه عطفی تبدیل شده که حاکمیت ملی آن در معرض آزمونی سخت قرار دارد. فشار تمامعیار آمریکا که با همدستی بخشی از نخبگان سیاسی عراق همراه شده است، نشان میدهد واشنگتن حاضر است از اهرم حیاتی اقتصادی و امنیتی برای حفظ نفوذ تعیینکننده خود در بغداد استفاده کند. گرچه جریانهای مقاومت و استقلالخواه داخلی بر حق قانونی و مردمی خود برای انتخاب نامزد مورد نظرشان پای میفشارند، ولی واقعیتهای سخت اقتصادی و خطر انزوای بینالمللی، فضای مانور آنها را به شدت محدود کرده است.
احتمال قوی آنکه در نهایت، میدانداران اصلی چارچوب هماهنگی (با محاسبه هزینهها و فواید) به سمت تعدیل موضع یا مذاکرات گسترده با طرف آمریکایی و انتخاب گزینهای حرکت کنند که هرچند امکان دارد کاملاً مطابق میل آمریکا نباشد، اما دست کم قابل تحمل برای واشنگتن و کاستن از فشارها باشد.
خروج از این بحران، مستلزم دیپلماسی بسیار هوشمندانه داخلی (برای ایجاد اجماع) و خارجی (برای یافتن نقطه تعادل با آمریکا و همسایگان) است، موضوعی که در فضای فعلی پر از بیاعتمادی، چالشی عظیم به شمار میرود. آینده نزدیک، صحنه چانهزنیهای گسترده پشت درهای بسته درون سه مکون بزرگی شیعی و سنی و کُردی با همدیگر و قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای خواهد بود.