غنیسازی، هسته سخت مذاکرات ایران-آمریکا

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ غنیسازی اورانیوم پیچیدهترین و حساسترین نقطه اختلاف نظر ایران و آمریکا در روند مذاکرات مسقط به شمار میرود. با وجود موضوعات فنی و سیاسی متعدد مربوط به برنامه هستهای ایران، غنیسازی نقطهای است که نگرانیهای مربوط به حاکمیت ایران با نگرانیهای امنیتی آمریکا و غرب تلاقی و آن را به مهمترین مانع برای هرگونه پیشرفت واقعی در مذاکرات تبدیل میکند.
ایران در بیانیههای رسمی تأکید میکند، مذاکرات منحصراً به موضوع هستهای محدود شده و مخالف گسترش دامنه آن به موضوعات دیگر است
گزارش ها نشان میدهند آمریکا همچنان بر آنچه میتوان آن را سیاست «به صفر رساندن غنیسازی در داخل خاک» ایران توصیف کرد، چه به وسیله توقف کامل فرآیند غنیسازی، انتقال اورانیوم غنیشده به خارج از کشور یا محدود کردن غنیسازی به تأسیسات خارج از ایران اصرار دارد. در مقابل، تهران به وضوح آمادگی خود را برای رایزنی درباره میزان و درصد غنیسازی و حتی کاهش آن در چارچوب مذاکرات اعلام کرده است، مشروط بر اینکه تحریمهای اقتصادی اعمالشده فوری لغو و تضمین شود جمهوری اسلامی واقعاً از ثمره هرگونه توافق به دست آمده بهرهمند شود. با وجود این، تهران درباره اصل پذیرش حق غنیسازی خود، خط قرمز روشنی ترسیم و تأکید میکند این حق، مبنای اساسی ای است که بدون آن هیچ مذاکرهای پیش نمی رود.
مقام های ارشد کشورمان، به ویژه سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه تأکید کرده اند هیچ فرمول مذاکرهای که در آن برنامه هستهای ایران تهی از ماهیت اصلی خود شود، نخواهد پذیرفت. آنها گفته اند، غنیسازی موضوعی فنی نیست که تابع دستورات باشد، بلکه حق مسلم حاکمیت ایران است که هیچ طرف خارجی حق نقض آن را ندارد. تهران اعلام کرد، درخواست آمریکا مبنی بر کاهش غنیسازی به صفر، به ویژه با توجه به تعهدات اعلام شده ایران ذیل پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، فاقد هرگونه مبنای قانونی است.
ایران در بیانیههای رسمی خود تأکید میکند، مذاکرات جاری منحصراً به موضوع هستهای محدود شده و مخالف گسترش دامنه آن به موضوعات دیگری مانند نقش منطقهای یا تواناییهای دفاعی است. با وجود این، موضع ایران سؤالاتی را در محافل سیاسی و رسانهای مطرح میکند که آیا آمریکا در صورت دستیابی به توافق هستهای از نتیجه راضی می شود یا بعداً به دنبال تحمیل شروط اضافی مربوط به سایر موضوعات خواهد بود. این ابهام با تجربیات گذشته از بدعهدی واشنگتن بیشتر میشود و تهران معتقد است شواهدی مبنی بر اینکه امتیازدهی درباره موضوعی میتواند در را برای درخواستهای جدید درباره موضوعات دیگر باز کند، وجود دارد.
به نظر میآید بخشی از رویکرد فعلی آمریکا مبتنی بر این ارزیابی است که تحولات امنیتی اخیر ازجمله جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران، فعال شدن «مکانیسم ماشه» و آشوب های شبه کودتای داخلی موضع تهران را تا حدی تضعیف کرده است که تمایل بیشتری به دادن امتیازات قابل توجه، به ویژه دست برداشتن از غنیسازی اورانیوم در داخل کشور دارد. با وجود این، مواضع رسمی ایران مغایر با این برداشت است و تهران اعلام می کند، فشار هر چقدر هم شدید باشد، از نظر تاریخی به تغییر اصول راهبردی جمهوری اسلامی منجر نمی شود و برعکس، منطق پایبندی به آن را تقویت خواهد کرد.
غنیسازی اورانیوم در ایران یکی از پیچیدهترین پروندهها در صحنه منطقهای و بینالمللی است، جایی که ملاحظات فنی با ابعاد سیاسی و حاکمیتی تلاقی مییابد. ایران اورانیوم غنیشده را به عنوان بخشی حیاتی از راهاندازی راکتورهای هستهای میداند و بارها تأکید کرده غنیسازی صرفاً در خدمت اهداف صلحآمیز، ازجمله تولید برق، توسعه دانش پزشکی هستهای و حمایت از بخشهای صنعتی و کشاورزی است و همه موارد در چارچوب تعهدات ایران ذیل پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای است. از منظر فنی، تهران اعتقاد دارد برنامه هستهای بدون قابلیتهای غنیسازی بیاثر است، همانطور که وسیله نقلیه بدون سوخت توانایی حرکت خود را از دست میدهد.
در دو دهه اخیر ایران زیرساختهای پیشرفته خود را در زمینه غنیسازی اورانیوم توسعه داده و در برخی مراحل، بهویژه پس از خروج آمریکا از برجام به سطح غنیسازی حدود ۶۰ درصد رسیده است. رهبر معظم انقلاب اسلامی تأکید فرموده اند این مسیر برای کشور هزینههای سنگینی داشته و شهدای عزیزی تقدیم شده؛ طبعاً غنیسازی در باور سیاسی ایرانیان نمادی از عزت و حاکمیت ملی در مواجهه با فشارهای خارجی است.
در دو دهه اخیر ایران زیرساختهای پیشرفته خود را توسعه داده و به سطح غنیسازی حدود ۶۰ درصد رسیده است
ایران دفاع از موضع خود را بر مبنای ماده چهارم پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای قرار میدهد که حق کشورهای عضو را برای توسعه انرژی هستهای با اهداف صلحآمیز، ازجمله داشتن چرخه کامل سوخت هستهای تضمین میکند. از این منظر، تهران هرگونه درخواست برای توقف غنیسازی خارج از چارچوب معاهده را نقض حقوق قانونی خود میداند، به ویژه از آنجا که سایر کشورهای غیرهستهای دارای قابلیتهای غنیسازی هستند و بدون مواجهه با فشارهای مشابه، در چارچوب قانونی فعالیت میکنند.
ایران معتقد است چشمپوشی از این حق نه تنها نشاندهنده خسارتی فناورانه، بلکه از دست دادن حاکمیت علمی و سیاسی است که جبرانش دشوار خواهد بود و راه را برای درخواستهای زیاده خواهانه بیشتر در آینده باز میکند.
تهران همچنین در اختیار داشتن قابلیتهای پیشرفته هستهای، به ویژه غنیسازی اورانیوم را به عنوان عنصری از بازدارندگی غیرهستهای میبیند. طبق دکترین اعلامشده جمهوری اسلامی، که مبتنی بر احکام شرع مبنی بر ممنوعیت تولید و استفاده از سلاحهای کشتار جمعی است، ایران تأکید می کند به دنبال دستیابی به سلاحهای اتمی نیست، اما داشتن دانش هستهای را منبع قدرتی میداند که جایگاه برترش را در موازنههای قدرت منطقهای و بینالمللی تضمین میکند.
با توجه به همه این موارد، میتوان گفت اصرار ایران بر حق خود برای غنیسازی اورانیوم فراتر از گزینه فنی یا مذاکرهای صرف و الزام حاکمیتی است که آن را غیرقابل مذاکره میداند. از دیدگاه ایران، غنیسازی به بخشی از هویت ملی، نمادی از تصمیمگیری سیاسی و علمی مستقل و شاخصی از رد قیمومیت خارجی تبدیل شده است.