ابعاد شکست قلدر کاخ سفید

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ همزمان با اوجگیری دور تازه درگیری ها میان ایران و آمریکا، بسیاری از صاحب نظران و کارشناسان متمرکز بر این موضوع شده و در رابطه با آن دیدگاههای مختلفی مطرح می کنند. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا برخلاف تعهدات خود در قالب تفاهم نامه با رئیس جمهور کشورمان، سعی دارد تا کنترل تنگه هرمز را در کنترل بگیرد و بر آن است تا کریدور ارتباطی جعلی را در تنگه هرمز راه اندازی کند و حتی از آن عوارض 20 درصدی بگیرد. این موضوع از ناحیه ایران به مثابه توطئه نگریسته می شود و کشورمان به شدت آن را رد کرده است.
از زمان شروع درگیری ها، متحدان غربی آمریکا حاضر نشده اند وارد کارزار جنگ افروزی کاخ سفید علیه ایران شوند
ایران درک می کند طرف آمریکایی سعی دارد با ایجاد کریدور ارتباطی جعلی در تنگه هرمز و در عین حال، نقشآفرینی محوری در قالب کریدور زنگزور، اهمیت راهبردی و ژئوپلیتیکی ایران را به شدت تضعیف کند و کشورمان را در محاصره و فشار همیشگی قرار دهد. ورای این ها، هیچ دلیلی ندارد ترامپ و متحدانش با قلدرمآبی، قواعد مطلوب خود را به زیان ایران محقق کنند و آن ها را به مثابه دستاورد به افکار عمومی آمریکا و جهان بفروشند.
ایران تسلط بحق خود بر تنگه هرمز را به مثابه تثبیت اقتدار و قدرتش و تبدیل شدن به قدرت مهم در معادلات بین المللی ارزیابی می کند و همانطور که مقام های ارشد ایرانی تأکید کرده اند، تهران ذره ای در استیفای حقوق و منافع ملی خود کوتاه نخواهد آمد.
در این چارچوب، در قالب درگیری های اخیر میان ایران و آمریکا، شاهد بوده ایم آمریکایی ها به طور خاص معطوف به هدف قرار دادن زیرساخت های غیرنظامی کشورمان نظیر پل ها و نیروگاه های برق به ویژه در جنوب ایران هستند. ایران نیز علاوه بر حملات گسترده موشکی و پهپادی به دارایی های نظامی و امنیتی آمریکا در غرب آسیا، در حوزه جنگ زیرساختی مقابله به مثل می کند و اهدافی را در بحرین و کویت زیر ضربه برده است.
با وجود این، در شرایطی که هنوز مدت زمان زیادی از افزایش مجدد تنش میان ایران و آمریکا نگذشته است، دست کم می توان چهار نشانه مهم از شکست زودرس آمریکا را در تقابل با کشورمان مشاهده کرد.
نخست، اینکه از زمان شروع درگیری ها، هیچکدام از متحدان غربی آمریکا و صهیونیست ها نظیر اروپایی ها و به ویژه تشکیلات ناتو، حاضر نشده اند به صورت صریح وارد کارزار جنگ افروزی کاخ سفید علیه ایران شوند. این در حالی است که پس از پایان جنگ رمضان و در فضای آتشبس ناشی از دستیابی به تفاهم میان ایران و آمریکا، مقام های غربی و به ویژه ناتو، سیلی از لفاظی های تهاجمی را علیه کشورمان مطرح کردند. این یعنی آمریکا و شخص ترامپ، بار دیگر در دستورکار جنگ افروزانه علیه ایران شکست خورده اند و کاملا منزوی هستند. تردیدی نیست اگر غربی ها تحلیل داشتند که ایران به راحتی شکست می خورد، در زمینه مشارکت در جنگ افروزی علیه ایران تردید نمی کردند. با وجود این، چنین تحلیلی وجود ندارد و اساساً ایران در موقعیت ضعف نیست. این موضوع کاخ سفید را به شدت سرخورده کرده است.
دوم، اینکه ایران در همین مدت کوتاهِ پس از شعلهور شدن مجدد آتش جنگ، بانک اهداف خود را به نحو معناداری گسترش داده است و به تازگی شاهد بودیم مناطقی در سوریه، اردن و عمان را جدای از امارات، قطر، بحرین و کویت زیر ضربه حملات کوبنده موشکی و پهپادی خود برده است. اشراف اطلاعاتی بالای ایران و ارسال این سیگنال مهم که تهران بنای خویشتنداری در برابر خیانت های دولت های عربی علیه منافع خود ندارد، تا به اینجای کار پایتخت های عربی منطقه را به این جمعبندی رسانده است همکاری در جنگ افروزی علیه ایران، می تواند به شدت برای آنها گران تمام شود. در واقع، ایران به خوبی توانسته است جنگ افروزی آمریکا را علیه خود از منظر منطقهای، پُرهزینه کند.
قیمت نفت در بازارهای جهانی بار دیگر اوج گرفته و به کانال 90 دلاری نزدیک شده است
سوم، اینکه ایران کنترل همه جانبه تنگه هرمز را در دست دارد و شرکت های بیمه و کشتیرانی بین المللی نیز به این ادراک دست یافتهاند اعتمادشان به کریدور ارتباط دریایی جعلی آمریکا، می تواند تبعات به شدت وخیمی برایشان داشته باشد. همین تثبیت بیش از پیش کنترل ایران بر تنگه هرمز و تحمیل هزینه به آنهایی که نمیخواهند این واقعیت را بپذیرند، خود دستاورد راهبردی و ذی قیمت برای ایران است. موضوعی که بیراه نیست اگر آن را ابرشکست آمریکایی ها در تقابل با کشورمان ارزیابی کنیم.
چهارم، اینکه قیمت نفت در بازارهای جهانی بار دیگر اوج گرفته و به کانال 90 دلاری نزدیک شده است. پیشبینی می شود در صورت تداوم درگیری ها، این افزایش قیمت همچنان ادامهدار باشد. اهمیت این موضوع زمانی درک می شود که بدانیم میزان ذخایر راهبردی نفت آمریکا در وضعیت کنونی در پایینترین میزان در بیش از 40 سال اخیر قرار دارد و ترامپ بار دیگر با کابوس افزایش ملموس قیمت بنزین در آمریکا رو به روست.
موضوعی که ابربحران سیاسی رئیس جمهور آمریکاست و صورت حسابهای سنگینی روی دست وی و همحزبیهایش در آستانه نزدیک شدن به انتخابات میاندوره ای کنگره آمریکا قرار می دهد. جالب اینکه در فاصله زمانی پس از امضای تفاهمنامه، ایران بیش از 6 میلیارد دلار نفت صادر کرده و بیش از 30 میلیون بشکه نفت کشورمان هم سوار بر کشتی در آب های بینالمللی است. موضوعی که تابآوری اقتصادی ایران را به نسبت آمریکا بیش از پیش تقویت و حتی دامنه ماجراجوییهای آتی کاخ سفید علیه ایران را هم به شدت محدود می کند.