ترامپ و بنبست سهگانه در پرونده ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ با وجود امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا با محوریت خاتمه دادن به جنگ میان دو کشور، شاهد بوده و هستیم دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا تقریباً اغلب 14 بند تفاهمنامه را نقض می کنند و صرفاً معطوف به امکاناتی هستند که این تفاهمنامه برای آنها فراهم می کند. موضوعی که البته عجیب نیست و تجربیات تاریخی بارها نشان داده اند آمریکایی ها مسیر توافق با ایران را یکطرفه می بینند و صرفاً به دنبال امتیازگیری از کشورمان و موکول کردن تعهدات خود به آینده موهوم هستند. واقعیت اینکه ایران با رویکردهای قاطع خود به ویژه در زمینه مدیریت تنگه هرمز نشان داده است مدلی جدید از برخورد با آمریکا در ذهن دارد و در ازای اجرای تعهدات آمریکا، تعهدات خود را اجرایی خواهد کرد.
در این راستا، نکته قابل تأمل اینکه ترامپ با وجود طرح تهدیدات مختلف علیه ایران ازجمله تهدید به ازسرگیری تجاوز نظامی به کشورمان، با سه بن بست و چالش جدی به ویژه با محوریت سیاست داخلی آمریکا در پرونده ایران رو به روست؛ چالش هایی که دایره انتخاب هایش را در پرونده ایران محدود و امکان تحمیل فشار از سوی کشورمان به آمریکا و شخص رئیس جمهور این کشور تقویت کرده اند.
حملات دموکرات های آمریکایی علیه شخص ترامپ شدت بیشتری به خود گرفته است
نخست، اینکه مدت زمان زیادی از تصویب لایحه محدودسازی اختیارات جنگی ترامپ در سنای آمریکا و تأکید بر اینکه وی برای ماجراجویی تازه علیه ایران باید از کنگره محوز بگیرد، نمی گذرد. پیش تر در مجلس نمایندگان هم لایحه ای مشابه تصویب شد. این لوایح گرچه الزامآور نیستند، اما پیام سیاسی روشنی دارند و به این موضوع می پردازند که ترامپ سرمایه سیاسی کافی حتی در میان هم حزبی های خود جهت اقدام نظامی جدید علیه ایران ندارد.
به بیان ساده تر، حتی آن دسته از اعضای حزب جمهوری خواه که حامی جنگ افروزی علیه ایران هستند نیز به تدریج به مخالفان جنگ علیه ایران پیوسته اند و نمی خواهند شریک تبعات چنین موضوعی باشند. اساساً همین موضوع بود که ترامپ را واداشت تا پس از تصویب لوایح محدودسازی اختیارات جنگیاش در سنا و مجلس نمایندگان، به شدت عصبانی شود و به صراحت به آن دسته از جمهوری خواهانی که به این لوایح رای مثبت دادند، حمله کند. واقعیت اینکه موقعیت ترامپ در ماجراجویی نظامی علیه ایران، به دلیل شکست از کشورمان در جریان جنگ رمضان و محقق نشدن اهداف آمریکا، به شدت تضعیف شده است و اگر بخواهد جنون بیشتری به خرج بدهد، تبعات مهلکتری شاهد خواهد بود.
دوم، اینکه حملات دموکرات های آمریکایی علیه شخص ترامپ شدت بیشتری به خود گرفته است. آنها جنگ علیه ایران را برای آمریکا غیرضروری و پُرهزینه ارزیابی می کنند و به این راحتی حاضر نیستند فرصت طرح انتقادات گسترده علیه ترامپ را به دلیل این جنگ از دست بدهند. در این رابطه، آنها نیم نگاهی جدی به انتخابات میاندوره ای کنگره در سال جاری میلادی و همچنین انتخابات ریاست جمهوری آتی آمریکا دارند. بگذریم که دموکرات ها از ترامپ هیچ دل خوشی ندارند و جدای از موضوعات سیاسی و حزبی، بسیاری از سیاستمداران حزب دموکرات، از منظر شخصی نیز به دنبال تضعیف رئیس جمهور آمریکا هستند.
سوم، اینکه مروری کوتاه بر اغلب نظرسنجی هایی که در مدت اخیر از سوی رسانه ها و نهادهای مختلف آمریکایی انجام شده نشان می دهد بیشتر آمریکایی ها هیچ تمایلی به جنگافروزی جدید آمریکا علیه ایران ندارند، زیرا خوب می دانند تبعات منفی این موضوع را در زندگی خود در قالب هایی نظیر افزایش هزینه های زندگی و به طور خاص قیمت سوخت مشاهده خواهند کرد. تنها کافی است توجه داشته باشیم مقام های ارشد بخش انرژی آمریکا تأکید کرده اند حتی با پایان جنگ میان ایران و آمریکا نیز مردم این کشور نباید انتظار داشته باشند بهای انرژی تا چندین ماه به دوران قبل از جنگ برگردد.
هرگونه ماجراجویی جدید علیه ایران می تواند واکنش های قاطعترِ ایران را در پی داشته باشد و وضعیت بازارهای انرژی در دنیا و ذخایر انرژی آمریکا را بحرانیتر کند. کما اینکه هم اکنون ذخایر راهبردی انرژی آمریکا در پایینترین میزان خود است. از این رو، ترامپ نه در حوزه سیاسی و نه اجتماعی، همراهی در داخل آمریکا جهت ماجراجویی تازه علیه ایران مشاهده نمی کند. بگذریم که تاکنون شمار زیادی از مقام های نظامی و اطلاعاتی و امنیتی آمریکا هم به واسطه مخالفت خود با جنگ افروزی علیه ایران، از سوی وزیر جنگ این کشور اخراج شدهاند و این موضوع خود به رسوایی برای دولت آمریکا تبدیل شده است.