پیمان دفاعی وابستهها

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ پیمان تازه میان ترکیه، پاکستان و عربستان گرچه در ظاهر بهعنوان گامی به سوی همگرایی امنیتی عرضه میشود، اما در عمل بیشتر شبیه کوششی برای نمایش قدرت است تا ساختن قدرت. مسئله اینجاست که در سیاست بینالملل، امنیت با امضا بهدست نمیآید؛ امنیت زمانی معنا دارد که طرفها در لحظه بحران، اراده، ظرفیت و استقلال عمل داشته باشند و درست در همین سه نقطه است که این پیمان با تردید جدی روبهرو میشود.
اگر قرار است توافقی دفاعی واقعاً کارکرد داشته باشد، باید از سطح شعار فراتر برود
تاریخ اتحادهای دفاعی پر است از توافقاتی که در روز اعلام، بلندپروازانه و قاطع به نظر میرسیدند، اما در نخستین آزمون واقعی، یا دچار شکاف شدند یا به تعارفهای دیپلماتیک فروکاستند. حتی ناتو، بهعنوان منسجمترین نمونه دفاع جمعی، بارها نشان داده که میان وحدت لفظی و اقدام واقعی فاصلهای عمیق وجود دارد. حال اگر چنین شکافهایی در یک ائتلاف بزرگ و جاافتاده دیده میشود، طبیعی است که درباره پیمانی با اعضای ناهمگون و وابسته، تردید دوچندان باشد.
مشکل اصلی توافق آن است که هر سه کشور بهنوعی در مدار نفوذ امنیتی آمریکا قرار دارند. ترکیه عضو ناتوست و نمیتواند بیرون از چارچوب غربی تعریف شود. پاکستان در معادلاتش ناگزیر از ملاحظه واشنگتن است؛ عربستان نیز هنوز بر شانههای چتر امنیتی آمریکا ایستاده و استقلال کامل نظامی ندارد. در چنین وضعی، سخن گفتن از یک پیمان دفاعی مستقل، بیشتر شبیه آرزوپردازی است تا تحلیل واقعبینانه. این کشورها شاید بتوانند در سطح بیانیه و نماد، همصدا به نظر برسند، اما در لحظهای که پای تهدیدی واقعی، بهویژه از سوی رژیم صهیونیستی یا دیگر متحدان آمریکا، به میان بیاید، معلوم نیست تا چه اندازه حاضر و قادر به اقدام مستقل باشند.
از همینرو، این پیمان را باید با احتیاط و حتی بدبینی خواند. اگر قرار است توافقی دفاعی واقعاً کارکرد داشته باشد، باید از سطح شعار فراتر برود و به فرماندهی مشترک، تقسیم هزینه و اراده روشن برای مواجهه با بحران برسد. در غیر این صورت، آنچه امروز به نام همگرایی معرفی میشود، فردا چیزی جز یک قاب زیبا برای پوشاندن وابستگیهای قدیمی و شکافهای عمیق نخواهد بود.
تنها پیمان دفاعی مشترک عقلانی و حیاتی در جهان اسلام، پیمانی خواهد که در برابر تهدید اصلی علیه مسلمانان یعنی رژیم صهیونیستی و حامیانش شکل گرفته باشد. پیمان فعلی با وجود پایگاههای آمریکایی، ارتباط رهبران این سه کشور با آمریکا و در هم تنیدگی منافع آنها با غرب، بسیار با هدفی که گفته شد فاصله دارد و حتی باید امیدوار بود که یک طرح اختلاف انگیز و سپری برای مقابله با محور مقاومت نباشد.
به هر روی، اساساً هنوز در دنیایی به سر میبریم که تجربه زیستی کشورها نشان می دهد در زمان جنگ، هیچ پیمان امنیت دسته جمعی آن طور که انتظار می رود کار نمی کند و کشورها در نهایت، برای ورود به جنگی دیگر، بیش از آنکه به تعهدات پیمان ها ملزم باشند، به ملاحظات امنیتی خودشان التزام خواهند داشت.