سخنگوی وزارت خارجه: پیام عراقچی به فواد حسین ارتباطی با مذاکرات ایران و آمریکا نداشت واکنش حشد الشعبی به تخلیه مقرهایش به دنبال تشدید تنش میان آمریکا و ایران صدور بیانیه مشترک پیمان مکه در استانبول / جزییات یک نفتکش در تنگه هرمز هدف پرتابه ناشناس قرار گرفت ارتش یمن تحرکات نظامی عربستان برای آغاز جنگ زمینی را ناکام گذاشت اوج وقاحت ترامپ: نفت ونزوئلا هدیه به مردم آمریکاست! افشای جزئیات تجارت ترامپ در بحبوحه جنگ تروریستی علیه ایران تنگه هرمز یقه صهیونیست‌ها را گرفت؛ سوخت در اسرائیل گران شد اعتراف رسانه عبری: فقط حمله هوایی انجام دادیم و دیگر هیچ اضطراب و بی‌پولی جنگ ترامپ علیه ایران در خانه‌های نظامیان آمریکایی طالبان: امنیت مرزها تأمین است کشورهای منطقه نگران نباشند هشدار شدید فرماندهان ارشد آمریکا به هگست درباره ادامه جنگ علیه ایران حماس: تروریسم شهرک‌نشینان با حمایت مستقیم نتانیاهو ادامه دارد شیخ نعیم قاسم: شکست اسرائیل در سه جنگ به دلیل پایداری مردم بود روسیه: هرگز از سلاح هسته‌ای به‌عنوان ابزار ارعاب استفاده نمی‌کنیم سفیر آمریکا گزافه‌گویی ضدایرانی وزیر خزانه‌داری را تکرار کرد
یادداشت حنیف غفاری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

فروریختن دومینوی آمریکایی

بسیاری از راهبردنویسان حوزه امنیت بین الملل و سیاست خارجی آمریکا نسبت به عوارض راهبردی شکست کاخ سفید در جنگ رمضان هشدار داده‌اند. متحدانی که با بازیگرِ شکست‌خورده پیوند داشتند، برای حفظ بقای خود، به سمتِ قطبِ جدیدِ قدرت حرکت می‌کنند.
حنیف غفاری؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۶:۴۳ - ۱۰ شهريور ۱۴۰۵ - 2026 September 01
کد خبر: ۳۱۷۳۹۶

فروریختن دومینوی آمریکایی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ منابع رسانه ای از پاسخ منفی واشنگتن به ریاض در خصوص ورود مستقیم به جنگ با انصارالله یمن پرده برداشتند. بر این اساس محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان از دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا خواست تا رهبری عملیات نظامی علیه انصارالله یمن را بر عهده بگیرد. این درخواست در جریان دیدار با برد کوپر (فرمانده سنتکام) مطرح شد. واشنگتن رهبری مستقیم این عملیات را  رد کرده است، اما موافقت کرد تا از عملیات‌های عربستان علیه مقاومت یمن حمایت کند.

آسیب‌رسان‌ترین پیامد شکست آمریکا در جنگ رمضان، از دست رفتن «اعتبار شبکه ای » این کشور مداخله گر است

همانگونه که مسجل است شکست مطلق واشنگتن در جنگ رمضان، تأثیر سلبی و مستقیمی بر مناسبات سنتی و از پیش تعریف شده شبکه "حامی-پیرو" کاخ سفید در غرب آسیا و نظام بین الملل گذاشته است. در تئوری‌های کلاسیک روابط بین‌الملل، اغلب بر «توانایی‌ها» و «قدرت‌نمایی‌ها» تمرکز می‌شود؛ اما واقعیتِ بی‌رحمِ سیاست جهانی، زمانی خود را نشان می‌دهد که یک «شکست» رخ می‌دهد. در بازیِ پیچیده‌ی ژئوپلیتیک، هیچ شکست یا پیروزی‌ای در خلأ رخ نمی‌دهد. وقتی یک بازیگر اصلی در میدان عمل، چه در سطح نظامی، چه در اقتصاد و چه در سطح دیپلماتیک با شکست مواجه می‌شود، این فرآیند تنها به پایانِ فعالیت‌های آن بازیگر ختم نمی‌شود، بلکه مانند یک موجِ ویرانگر، تمام مناسبات، مهره‌های وابسته و زیرساخت‌های پیوند خورده با آن را نیز درگیر می‌کند.

نخستین و در عین حال آسیب‌رسان‌ترین پیامد شکست آمریکا در جنگ رمضان، از دست رفتن «اعتبار شبکه ای » این کشور مداخله گر است. در روابط بین‌الملل، اعتبار ارزه‌ای است که به تصمیماتِ یک بازیگر وزن می‌دهد. وقتی یک بازیگر در اجرای تهدیدات خود، در پایداری اقتصادی یا در وفای به پیمان‌های بین‌المللی شکست می‌خورد، «هاله‌ قدرت ادعایی » اش شکسته می‌شود. این فرآیند، فراتر از نقصِ فنی و به مثابه شکست اعتباری-روانی محسوب می شود . وقتی اعتبارِ یک بازیگر فرو می‌ریزد، دیگر تواناییِ «بازدارندگی» را از دست می‌دهد. در نتیجه، سایر بازیگران با جسارت بیشتری به زیر سؤال بردنِ منافعِش می‌پردازند. این یعنی شکستِ یک بازیگر، راه را برای شکست‌هایِ زنجیره‌ایِ دیگر در همان منطقه هموار می‌کند.

چنین قاعده ای در صحنه تقابل عربستان سعودی و مقاومت یمن نیز انعکاس پیدا کرده است. استیصال آل سعود در برابر انصارالله روز به روز نمود بیشتری پیدا می کند و اصلی ترین حامی ریاض نیز قدرت مدیریت چنین معادله چندمجهولی و پیچیده ای را از دست داده است.

هفته های اخیر بسیاری از راهبردنویسان و تحلیلگران حوزه امنیت بین الملل و سیاست خارجی آمریکا نسبت به عوارض راهبردی شکست کاخ سفید در جنگ رمضان هشدار داده اند. صورت مسئله گویاست: متحدانی که با بازیگرِ شکست‌خورده پیوند داشتند، برای حفظ بقای خود، به سرعت به سمتِ قطبِ جدیدِ قدرت حرکت می‌کنند. این «تغییرِ جهتِ راهبردی» توسط متحدان، نه بر اساسِ ارزش‌های مشترک، بلکه بر اساسِ «واقع‌گراییِ ناخواسته » رخ می‌دهد. در این روند، گروه‌ها یا دولت‌های کوچکی که به عنوان بازویِ قدرتِ بازیگرِ اصلی عمل می‌کردند، با فروپاشیِ حامیِ خود، به سرعت بی‌دفاع و آسیب‌پذیر می‌شوند.

آن‌ها که روزی از قدرتِ حامی خود بهره می‌بردند، حالا در برابرِ رقبایِ جدید، تنها و مستأصل هستند. اینجاست که «هزینه انسانی و سیاسی» شکستِ یک بازیگر، به بدترین شکل ممکن به مهره‌هایِ ضعیف‌تر منتقل می‌شود. محصول نهایی این روند، دفرمه سازی منظومه های سنتی (بدون خلق یک منظومه جایگزین) است. این روند، ترجمانی از شکست مشترک آمریکا و مهره های بازی آن در مناطق گوناگون جهان خواهد بود. 

ارسال نظر
captcha
تحلیل های برگزیده
آخرین اخبار