خشم ترامپ از افشاگران اطلاعات جنگ علیه ایران ولی نصر: نظم خاورمیانه دیگر بر مهار ایران بنا نخواهد شد کره جنوبی برای مشارکت در درگیری‌ غرب آسیا نیرو اعزام نمی‌کند پنتاگون خروج بخشی از نیروهای آمریکا از اروپا را بررسی می‌کند شکست طرح ضد ایرانی آمریکا در شورای امنیت با وتوی روسیه و چین جنایت جدید مزدوران سعودی در تعز؛ 3 کودک یمنی شهید شدند تقدیر ویژه رهبر انصارالله از نیروهای مسلح یمن در پی پیروزی‌های بزرگ واکنش بقائی به ادعای واهی عربستان در خصوص تعرض به مکه مکرمه انهدام پنجاه و سومین پهپاد MQ-9 ارتش تروریستی آمریکا کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل: آمریکا علیه ایران جنایت جنگی مرتکب شده است هشدار درباره حملات عامدانه اسرائیل برای فعال کردن گسل‌های زلزله لبنان عراقچی پس از سفر چین: تصمیمات امروز پیامدهای گسترده‌ای خواهد داشت ترامپ با سران کشورهای عربی خلیج فارس درباره جنگ ایران گفت‌وگو می‌کند واشنگتن پست: راهی برای متوقف کردن انصارالله وجود ندارد جدیدترین ادعای سخنگوی سنتکام علیه ایران جنگنده F-۴۷ آمریکا به پرواز نزدیک می‌شود
«راهبرد معاصر» گزارش می‌دهد؛

چرا نباید از برچسب «حوثی‌ها» استفاده کرد؟

به کار بردن واژه حوثی‌ها نادیده گرفتن اراده ملی میلیون‌ها یمنی و چشم‌پوشی از شکل‌گیری دولت مقتدر ضد استعماری است. نام حقیقی این جریان، دولت و مردم یمن و شاخه مجاهد آن انصارالله است.
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۱ - ۲۸ شهريور ۱۴۰۵ - 2026 September 19
کد خبر: ۳۱۹۰۲۰

چرا نباید از برچسب «حوثی‌ها» استفاده کرد؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ جنگ واژه‌ها و چارچوب‌بندی مفاهیم، همواره بخشی جدایی‌ناپذیر از راهبرد هژمونیک رسانه‌ها و اندیشکده‌های غربی برای مهار جنبش‌های مستقل و ضد استعماری بوده است. اصطلاح «حوثی‌ها» نمونه‌ای برجسته از تقلیل‌گرایی آگاهانه در ادبیات سیاسی جهان است؛ برچسبی که می‌کوشد جنبش فراگیر ملی، اسلامی، استقلال‌طلب و نهادینه‌شده در قامت دولت رسمی یمن را به سطح درگیری قومی و طایفه‌ای تنزل دهد. بازخوانی انتقادی این برچسب‌گذاری و شناخت ریشه‌های نظری شرق‌شناسانه آن ضرورتی انکارناپذیر است.

پس از عبور از هسته اولیه قبیله‌ای و پیوستن گسترده توده‌های مردم، عنوان جنبش انصارالله دقیق‌ترین نام برای این خیزش اسلامی و ملی بود

طی قرن‌های متمادی، شرق‌شناسان و دستگاه‌های فکری غرب عادت داشته‌اند تحولات جهان غیراروپایی را از دریچه منافع و الگوهای مفهومی «اروپامحور» (Eurocentric) بازتعریف کنند. در چارچوب نظریه‌های پسااستعماری و مکتب انتقادی، نام‌گذاری پدیده‌ها صرفاً یک توصیف زبانی نیست، بلکه ابزاری برای صورت‌بندی قدرت، سلطه معرفتی و جهت‌دهی به افکار عمومی است.

نمونه بارز این رویکرد را در ابداع عنوان «بهار عربی» برای قیام‌های مردمی و بیداری اسلامی شاهد بودیم. اتاق‌های فکر غربی با شبیه‌سازی این خیزش‌ها با رویدادهایی همچون «بهار پراگ» یا «بهار برلین»، تلاش کردند پدیده‌ای بومی و اسلامی را در مختصات فکری خود تعریف و سپس با مصادره مفهومی، جریان تحولات و نخبگان سیاسی آن را به سمت منافع استعماری غرب هدایت کنند؛ راهبردی که در بخش‌هایی از منطقه نیز با موفقیت روبه‌رو شد.

تقلیل جنبش ملی انصارالله به منازعه قبیله‌ای

اصطلاح «حوثی‌ها» نیز با همین منطق تقلیل‌گرایانه ساخته و پرداخته شد. رسانه‌های مسلط غربی با پشتیبانی بوق‌های تبلیغاتی وابسته در منطقه، این واژه را خلق کردند تا جنبشی مردمی و آزادی‌خواه را خیزشی صرفاً وابسته به قبیله حوثی معرفی کنند؛ گویی گروهی محدود صرفاً در پی اعمال سلطه قبیله‌ای و سهم‌خواهی طایفه‌ای بر جغرافیای یمن هستند.

این در حالی است که جنبش انصارالله گرچه در دهه ۱۹۹۰ میلادی با پیشگامی شخصیت‌هایی از این خاندان در منطقه صعده پایه‌گذاری شد، اما در بستر زمان و با اتکا به آرمان‌های ضد استعماری، عدالت‌خواهانه و فراقومی، توانست تمامی قبایل، نخبگان و توده‌های وسیع مردم یمن، به‌ویژه در بخش‌های شمالی و مرکزی را با خود همراه کند. امروز این جریان از مرحله جنبش نیز فراتر رفته و با استقرار در صنعا و اعمال حاکمیت مؤثر بر بیش از ۸۰ درصد جمعیت یمن، عملاً شاکله دولت ملی یمن را تشکیل داده است؛ ساختاری حاکمیتی، مردمی و مشروع که تقلیل آن به یک قبیله، خطای فاحش رسانه‌ای و افتادن در دام سناریوهای خصمانه است.

بخشی دیگر از پروژه جعل هویت برای این جریان، در ساحت مذهبی شکل گرفت. در دوران حکومت علی عبدالله صالح، هم‌زمان با پیوند عمیق رژیم وقت با عربستان و باز شدن درهای یمن به روی جریان‌های سلفی و وهابی، پروژه‌ای هدفمند برای برچسب‌زنی عقیدتی آغاز شد. حکومت صالح برای بیگانه‌سازی مجاهدان یمنی از بدنه جامعه، آنان را شیعه جعفری (12‌امامی وارداتی و وابسته) معرفی می‌کرد تا پیوند تاریخی آنان را با بستر دینی یمن قطع شده نشان دهد.

حقیقت ماجرا این است که رهبران و بدنه اولیه این حرکت، پیروان مکتب شیعه زیدی بودند؛ جریانی اصیل با تاریخچه‌ای دیرپا در یمن که همواره پیوندهای فکری، فقهی و کلامی برادرانه و نزدیکی با شیعیان جعفری و همچنین همزیستی مسالمت‌آمیز با شافعیان یمن داشته است. هدف رژیم وقت، دوقطبی‌سازی مصنوعی میان زیدی‌ها و جعفری‌ها و دامن‌زدن به شکاف‌های فرقه‌ای بود تا جنبش ضد استکباری مردم منزوی شود.

تکامل تعابیر؛ از انصارالله تا دولت مشروع یمن

سیر تطور تحولات نشان می‌دهد چارچوب‌های واژگانی رسانه‌ها نیز باید با واقعیت‌های میدانی به‌روزرسانی شود:

  1. جنبش انصارالله: پس از عبور از هسته اولیه قبیله‌ای و پیوستن گسترده توده‌های مردم، عنوان جنبش انصارالله دقیق‌ترین و شریف‌ترین نام برای این خیزش اسلامی و ملی بود.    
  2. دولت صنعا: با تسلط بر پایتخت تاریخی یمن و تثبیت ساختار حکمرانی در شمال و مرکز کشور، تعبیر دولت صنعا به ادبیات سیاسی وارد شد که بر تسلط نهادی آن دلالت داشت.    
  3. دولت یمن: با توجه به گستره نفوذ، مدیریت موفق جنگ در برابر ائتلاف‌های متجاوز، اداره امور بخش اعظم جمعیت کشور و دفاع راهبردی از آرمان‌های امت اسلامی، دقیق‌ترین و رساترین اصطلاح در حال حاضر «دولت یمن» است؛ موجودیتی قانونی، مستقر و پایدار که جامعه بین‌المللی ناگزیر از پذیرش آن است.

مسئولان نباید دانسته یا نادانسته در تله اصطلاح‌سازی‌های جریان استعماری و شرق‌شناسی جدید گرفتار شوند. غرب ابتدا با برچسب‌های زبانی پدیده‌ها را بازتعریف و سپس از همان بستر، زمینه مشروعیت‌زدایی، تحریم و بمباران تبلیغاتی را فراهم می‌کند. به کار بردن واژه «حوثی‌ها» نادیده گرفتن اراده ملی میلیون‌ها یمنی و چشم‌پوشی از شکل‌گیری دولت مقتدر ضد استعماری است. نام حقیقی این جریان، «دولت و مردم یمن» و شاخه مجاهد آن انصارالله است.

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار