آینده نگری به سبک «آقای رئیس جمهور»-راهبرد معاصر
به بهانه پخش یکی از آثار «ابوالقاسم طالبی» پس از 20 سال؛

آینده نگری به سبک «آقای رئیس جمهور»

این فیلم توانست نشان دهد که رویکرد دولت وقت نسبت به این شعارها تنها در حد شعار بود! اما مهمترین ویژگی این فیلم این بود که در عین پرداختن به مسائل و چالش های سیاسی آن وقت ایران، نوعی آینده نگری نیز در آن جریان داشت. در ادامه به بررسی این نکته راهبردی در این فیلم می پردازیم.
مهدی امیدی؛ منتقد فیلم
تاریخ انتشار: ۱۸:۳۷ - ۱۹ آبان ۱۳۹۸ - 2019 November 10
کد خبر: ۲۷۳۹۶

آینده نگری در فیلم سیاسی «آقای رئیس جمهور»

 

به گزارش راهبرد معاصر؛ فیلم «آقای رئیس جمهور» یکی از معدود آثار سینمای ایران در جهت انتقاد از دولت در دوران دوم خرداد است. فیلمی که در همان هفته نخست اکران محدودش در اسفند سال 1380 به خاطر نقد دولت و جریان اصلاحات، تنها حدود یک هفته بر پرده ماند و توسط دولت توقیف شد. آن درحالی بود که محوری ترین شعارهای دولت اصلاحات، دفاع از آزادی بیان و تساهل در برابر مخالف بود. اما این فیلم توانست نشان دهد که رویکرد دولت وقت نسبت به این شعارها تنها در حد شعار بود! اما مهمترین ویژگی این فیلم این بود که در عین پرداختن به مسائل و چالش های سیاسی آن وقت ایران، نوعی آینده نگری نیز در آن جریان داشت. در ادامه به بررسی این نکته راهبردی در این فیلم می پردازیم.


«آقای رئیس جمهور» به کارگردانی ابوالقاسم طالبی و تهیه کننده مرتضی شایسته ساخته شد و بازیگرانی چون اردلان شجاع کاوه، مرحوم حسن جوهرچی، محمدرضا داوودنژاد، یوسف مرادیان، مهشید افشارزاده در آن نقش آفرینی کردند. همچنین موسیقی فیلم نیز توسط فریدون شهبازیان خلق شد.


«آقای رئیس جمهور» دومین فیلم ابوالقاسم طالبی بود؛ همان فیلمسازی که در دهه 90 نیز با ساخت «قلاده های طلا» سینمای سیاسی را احیا کرد. طالبی در آن دوران نیز توانست طوری بی پرده و آشکار به افشاگری زدوبندهای پشت پرده و ساخت وپاخت های برخی از سیاست بازها بپردازد. بسیاری از ماجراهایی که طالبی در آن فیلم نمایش داد، در آینده نیز در عرصه سیاست ایران تکرار شدند. طالبی در «آقای رییس جمهور» تنها به سیاست نمی پردازد و فیلمش البته رویکردی اجتماعی- خانوادگی نیز دارد، اما چنانچه از عنوان فیلم مشخص است، محور اثر مسایل سیاسی و چگونگی به قدرت رسیدن آدم هایی است که تنها ابزار دست قدرت های پشت پرده ای هستند که به دنبال امیال غیرمردمی خود، جامعه را تا سرحد ازهم پاشیدگی و نابودی نیروهای ارزنده و خلاق پیش می برند و در این راه از کمترین رحم و مروتی هم برخوردار نیستند. این فیلم، روایت سقوط آدم هایی است که مقهور قدرت طلبی خود می شوند. مردمسالاری، دموکراسی و جامعه مدنی، اصطلاحاتی بودند که در آن دوران، به کلیدواژه های اصلی جریان غربگرا تبدیل شده بودند؛ همچون اکنون که مذاکره با دشمنان ایران، اصلی ترین حربه این جریان برای جلب توجه مردم است. اما فیلم «آقای رئیس جمهور» نشان می داد که کلیدواژه ها نه تنها تبدیل به آرمان نمی شوند بلکه ابزاری برای بالا رفتن از پله های قدرت هستند.


این فیلم روایت «مصطفی ریاحی» است که به اتفاق همسر و دوستانش طلایه داران جریان آرمان گرای جامعه اند که در برابر باند مخوفی که توسط مرد سفیدپوشی هدایت می شوند قرار می گیرند. مخالفان او برای ایزوله و جذب ریاحی از هیچ کاری رویگردان نیستند، آنان شکسته شدن ریاحی را به عنوان کادری محکم و معتقد به مبانی انقلاب، هدفی می بینند که در صورت تحقق آن آرمانخواهی را به مسلخ برده و نهایتا به تسخیر سنگرهای انقلاب نایل خواهند آمد.


«آقای رییس جمهور» موفق می شود تا همراه شخصیت اول فیلم یعنی ریاحی، بیننده اثرش را در پازلی که رسم کرده جابه جا کند و با سر زدن به تمایلات، روحیات، گذشت و ایثار بچه های جبهه و انقلاب و متقابلا دورویی، کلک اندازی، مفاسد و خرید و فروش همه چیز حتی آدمها در گروه مقابل که زهتاب فر نماینده آن است، افشاگر خطرات متوجه جامعه و مردم شود.


طالبی از همان فصل افتتاحیه و میهمانی اشرافی «بدمن»های فیلم و زیر نظر داشتن آنها توسط ریاحی و گروهش با چرخش دوربین بر لوکیشن پر زرق و برق و چهره های متنوع از آدم های متعلق به قشرهای خاصی از جامعه، تاکید دارد؛ او نشان می دهد که شناخت درستی از این مسایل دارد و با تحقیقات لازم بر روان شناسی و جامعه شناختی علمی- تاریخی دوره های موثر در فضای سیاسی ایران احاطه پیدا کرده است.


آقای رییس جمهور از نقش رسانه ها در فرآیندهای اجتماعی- سیاسی تصویر درستی ارائه می دهد، که هرچند در بدو امر کمی اغراق آمیز به نظر می رسد اما با اطلاعاتی که در ادامه داده می شود و توجه به عقبه و حضور نشریات طی دو دهه اخیر، واقعیت امر کاملا اثبات می شود.


اما مهمترین گرایش در «آقای رئیس جمهور» پرده برداری از مثلث «سیاستمدار-رسانه-سرمایه» است. با اینکه در دوران ساخت این فیلم، تنها مورد خاص «شهرام جزایری» و رابطه وی با بعضی از اهالی سیاست و برخی از رسانه ها افشا شده بود، اما این فیلم با آینده نگری خود نسبت به این مسئله هشدار داد. در این فیلم دیدیم که یکی از اصلی ترین راهبردهای ترسیم شده توسط جریان لیبرال برای آنچه اصلاحات می خواندند، همراه شدن با جریان های صاحب سرمایه و ایجاد کارتل های رسانه ای بوده است. اشرافیت، مغز اصلی جریان غربزده ای بود که «آقای رئیس جمهور» آن را به عنوان اصلی ترین تهدید آینده نشان داد. با گذشت بیش از 18 سال از تولید این فیلم، راه و رسم های نادرست عرصه سیاست و ترفندهای خاص برای کسب قدرت، بیشتر و وحشی تر شده است. همچون اتفاقاتی که در دوران فتنه افتاد و یا ماجراهایی که در جریان رقابت های انتخاباتی سال های 94 و 96 از سوی جریان های غربگرا رخ دادند و مصداق هایی از آن را در این فیلم دیده بودیم. به همین دلیل هم «آقای رئیس جمهور» با اینکه فرم هنری قابل توجهی ندارد اما به لحاظ رسانه ای، فیلمی پیشرو و آسیب شناختی محسوب می شود.


ابوالقاسم طالبی، در زمان اکران این فیلم در اسفند سال 1380 در گفت وگو با روزنامه کیهان گفته بود: ما آمدیم بگوئیم به این نسل جدید دارند یک آدرس غلط می دهند، احساس من این شد که تعداد زیادی از جوان های ما نمی دانند که شارلاتانیسم دارد رشد می کند. ریاکارها و شارلاتان هایی که اولین شعارشان این است که آی شارلاتان ها را بگیرید. دقیقا مثل دزدهایی که وقتی مردم می ریزند بیرون خودشان داد می زنند: «آی دزد». این در سینما خیلی دیده می شد و می دیدیم کسانی که خودشان سران فاشیست ها بودند، حالا آمده اند و سوار موج شدند و شروع کردند به اصول فروشی. نعل وارونه زدن و... آمدم طرح اولیه را نوشتم، تا بالاخره شد فیلم فعلی.» نکته مهم این است که از همان زمان، جریان غربگرای سینما و سیاست در یک همدستی آگاهانه سعی کردند تا هنرمندانی که در چنین آثاری مشارکت می کردند را تخطئه کنند. آن ها به این وسیله خواستند تا در کار کارگردان های چنین آثاری اخلال ایجاد کرده و مانع ساخته شدن فیلم های افشاگر، راهبردی و آینده نگر بشوند.

ارسال نظر
تحلیل های برگزیده