حاج قاسم، اسطورهای به عظمت یک مکتب

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در ششمین سالگرد شهادت فرمانده سابق سپاه قدس و برجستهترین فرمانده مبارزه با تروریسم بینالمللی، سردار سرلشکر حاج قاسم سلیمانی قرار داریم، در حالی که جهان و منطقه روزهای بسیار پرتنشی سپری میکند و نشانههای قوی از گسترش دامنه ناامنی و بروز درگیری مخرب برای دستیابی به نفوذ حداکثری میان طرفهای نظام جهانی و بازیگران غیرمنظم قابل مشاهده است.
اگر نیروی مقاومت قوی در درون جوامع شکل نگیرد، هر عامل خارجی میتواند حیات آن جامعه را به خطر بیندازد
از سویی جنگ اوکراین همچنان در چرخه معیوب بحران گرفتار است و پایانی برایش متصور نیست. از سوی دیگر، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا موج قدرتمندی از سیاستهای سلطهجویانه را در قالب ناسیونالیسم آمریکایی وارد عرصه سیاست جهانی کرده است. علاوه بر این، در حالی که جنگ غزه ظاهراً پایان یافته است، بحران انسانی در وخیمترین شکل خود در منطقه همچنان ادامه دارد. جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه کشورمان نیز بحرانی فراگیر برای کل منطقه ایجاد کرده است؛ بحرانی که به نظر میآید همچنان ادامه دارد و هر لحظه شاید شعلههایش دوباره فعال شود. همه اینها نگرانیهای امنیتی را در این منطقه راهبردی به طور قابل توجهی افزایش میدهد .
در بحبوحه این تحولات که میتوان آن را به عنوان گذار از نظام موجود به نظامی جدید نیز توصیف کرد، بازیگرانی که مایل به ماندن در نظم جهانی آینده هستند، باید با هوشیاری بیشتر و اقدام آگاهانه و هوشمندانه، از قواعد بازی در نظام بینالمللی برای خدمت به منافع ملی خود استفاده کنند، زیرا هرگونه محاسبه اشتباه میتواند عواقب وخیمی برای یک ملت داشته باشد، همانطور که در تحولات قبل و در دو جنگ جهانی شاهد بودیم؛ جایی که امپراتوری عثمانی به دلیل محاسبه اشتباه و ورود به شعلههای جنگ جهانی نخست فروپاشید و از عرصه ژئوپلیتیک و همچنین تعاملات جهانی خارج شد .
در چنین شرایطی، حضور عوامل زیرکی که قادر به تشخیص قواعد بازی در بُعد ساختاری باشند و با تغییر موازنه قدرت، مانع از افتادن ملت در لبه پرتگاه شوند، ضروری میشود. تاریخ نشان داده است چنین چهرههایی به وسیله یک ملت مورد تکریم و حتی گاهی مورد احترام قرار میگیرند، زیرا این عوامل از فردیت خود فراتر میروند و در قالب اسطورههای درخشان ظهور میکنند، شکل میگیرند و ماندگار میشوند. اسطورهها خود ارکان سازنده گفتمان قدرت هستند، گفتمانها میزان علیت را تشکیل میدهند و علیت، تجلیات عینی را در زندگی اجتماعی ملتها شکل میدهد .
در دوران مدرن که جوامع بشری به دلیل تغییرات فضا و زمان و نیز تحولات گسترده و حیرتانگیز فناوری دستخوش طوفانهای عظیم اطلاعاتی هستند و بازیگران این فضای مدرن دائم با استفاده از ابزارهای جذابی مانند سینما و ارتباطات، نشانهها و نمادهای متافیزیکی یا فرابشری برای انسان معاصر مطابق با نیات خود بازتولید میکنند، حفظ میراث فرهنگی و نظم اسطورهای جوامع دشوار شده است. چه برسد به اینکه بخواهند در چنین فضایی اسطورههای جدیدی نیز خلق کنند.
این نکته مهم که به یکی از ویژگیهای اساسی نظام جهانی تبدیل شده حامل این پیام است، اگر جوامع برای حفظ و نگهداری نظام اسطورهای خود تلاش نکنند، دیری نخواهد پایید که در مختصات نظام جهانیشده حل می شوند و جهانیشدن یکپارچهای را تجربه خواهند کرد که در نظام جهانی ذوب شده است و این به معنای نابودی ارزشها، افتخارات، تاریخ و تمدن هر جامعهای است .
در چنین حالتی، اگر نیروی مقاومت قوی در درون جوامع شکل نگیرد، هر عامل خارجی میتواند حیات آن جامعه را به خطر بیندازد و موجودیت آن را به حالت پراکندگی و از دست دادن هنجار (آنومی) تبدیل کند و در نتیجه بحرانهای عمیق امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را به دنبال داشته باشد. مقابله با اثرات منفی هر یک از این پیامدها گاهی جبرانناپذیر و گاهی نیازمند فرآیندهای بازسازی بلندمدت و سرمایهگذاریهای کلان است .
از دو مقدمه مهم یاد شده میتوان نتیجه گرفت جامعه ایران مانند سایر جوامع، برای عبور ایمن از تحولات آینده به هوشیاری بیشتری در چارچوب تحولات نیاز دارد. توجه بیش از پیش به واقعیتهای جهان معاصر در ساختار تصمیمگیری و اجرای سیاست داخلی و خارجی کشور ضروری است.
شهید سلیمانی نماد تعامل فعال در صحنه دیپلماتیک
از آنجا که در این مجال، فرصت پرداختن به همه مباحث و جنبههای تحلیل وجود ندارد، قصد دارم از میان همه عوامل و ابعاد تحلیلی، بُعد عاملیت و قابلیتهایی را که میتواند در چنین موردی ایفا کند، برجسته و تا حد امکان بر شهید بزرگوار، حاج قاسم سلیمانی به عنوان نمونهای والا تمرکز کنم .
شهید سلیمانی الگویی برای حل مشکلات مبتنی بر ایجاد اجماع داخلی و تعامل فعال در صحنه دیپلماتیک و در چارچوب متغیرهای نظام منطقهای و جهانی بود. وی با ایمان و هوشمندی برای دفاع از مرزهای هویت، اعتقاد، اخلاق و کرامت انسانی تلاش کرد. شهید سلیمانی به خوبی از اجزای نظام بینالملل و نحوه عملکرد آن آگاه بود و با زیرکی موازنه قدرت را در عرصه بینالمللی ایجاد کرد، زیرا میدانست بدون بهرهبرداری از فرصتهای نهفته در درگیریهای ژئوپلیتیکی بین قدرتها نمیتوان بر بحرانهای پیچیده بینالمللی غلبه کرد یا با هزینه بسیار بالا و آیندهای نامشخص همراه خواهد بود. بنابراین، نقش برجستهای در متقاعد کردن کرملین برای مشارکت در برنامهریزی عملیاتی ایران یا از منظری دیگر، در ادغام برنامهریزی و عملیات روسیه با برنامههای محور مقاومت ایفا کرد .
حاج قاسم فراتر از فرماندهی میدانی صرف بود؛ در قاموس سیاستمداری صادق و زیرک تحولات میدان نبرد را در کنار میز مذاکره و مصالحههای سیاسی زیر نظر داشت تا هزینهها را در میدان به حداقل و منافع ملی را به حداکثر برساند؛ در حالی که دوگانگی بین اقدام نظامی و دیپلماسی را به دقت بررسی میکرد. اگر درک عمیق وی از روابط قدرت و تعاملات پیچیده در توازن قوا در صحنه بینالمللی نبود، غرب آسیا و بازیگران محور مقاومت امروز سرنوشت بسیار متفاوتی داشتند .
شهید والامقام، سلیمانی امروز نه تنها فرمانده بزرگ مقاومت، بلکه بخش مهمی از نظام حماسی اسلامی و فراتر از فرماندهی نظامی است
در بُعد دوم تحلیل، آنچه شهید سلیمانی را در کانون دغدغههای داخلی و نیز در جغرافیای مقاومت اسلامی قرار و به نمادی از پایداری ارتقا میدهد، عملکرد آگاهانه و مسئولانه اش در چارچوب هنجار این جوامع است. این موضوع به وی جایگاهی افسانهای بخشید و جایگاه و منزلتش را ارتقا داد. شهید سلیمانی نماد گفتمانی بود که قدرت را محصول فرآیندی دوگانه و تعاملی میداند و معتقد است دستیابی به پیروزی در خارج از کشور و در میدان نبرد تنها به وسیله بسیج و تقویت ساختار قدرت در داخل امکانپذیر است. شهید سلیمانی عزیز پیروزیهای بزرگ در میدان نبرد را مدیون وجود جامعه ای همدل و متحد در داخل میدانست و توجه همه را به این موضوع جلب میکرد.
حاج قاسم نمونه کاملی از همدلی و اتحاد بود. از این منظر، اگر مقاومت در عراق، لبنان، سوریه و فلسطین به جایگاهی رسیده است که میتواند به دستاورد ستودنی حذف شر از منطقه افتخار کند، تنها به این دلیل است که مبتنی بر قدرت اجتماعی بوده است. هرگونه آسیب یا تهدیدی که با آن مواجه است، دقیقاً از همین نقطه ناشی میشود. بر این اساس، مقاومت امروز صرفاً نیروی مبارز نیست، بلکه نمادی از جامعه ای همدل و متحد است که دو طرف آن از یکدیگر حمایت میکنند .
بر این اساس، امروز با وجود همه خسارات و شرارتهای وصفناپذیری که دشمن صهیونیستی در منطقه وارد کرده است، مقاومت همچنان یکی از بازیگران اصلی تحولات امنیتی، نظامی، اجتماعی و اقتصادی آتی جوامع منطقه است؛ مقاومتی که اسطورههای خود را از درون نمادهایی مانند سلیمانی ها میجوید و هویت و منافع خود را بر آنها بنا میکند .
شهید والامقام، سلیمانی امروز نه تنها فرمانده بزرگ مقاومت، بلکه بخش مهمی از نظام حماسی اسلامی و فراتر از فرماندهی نظامی است؛ وی جایگاهی ملی و حماسی دارد؛ حماسه ای که بر مسیر رویدادهای آینده تأثیر میگذارد، افسانهای که نه تنها پابرجاست، بلکه دائم تجدید می شود و تداوم مییابد. امروزه، شهدای برجسته مقاومت مانند سیدحسن نصرالله، سیدهاشم صفیالدین، اسماعیل هنیه، یحیی السنوار، محمد السنوار، محمد ضیف و صدها شهید دیگر هر کدام به اسطورههایی بینظیر تبدیل شدهاند و همچون چراغهایی درخشان در مسیر سعادت ملتهای منطقه ایستادهاند .