راز استواری ملت ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ هیچ قدرت منطقهای یا حتی جهانی هرگز با آمریکا (به عنوان رهبر بلوک غرب) روبرو نشده، در برابر آن مقاومت نکرده یا نتوانسته است به پیشرفت و توسعه خود ادامه دهد. آلمان پس از دو دهه فروپاشید و اتحاد جماهیر شوروی پس از دو قطبی شدن پس از جنگ جهانی دوم، چهار دهه دوام نیاورد تا اینکه از هم فروپاشید.
ایران می گوید، درست نیست نظام چند قطبی را به انحصار ابعاد نظامی، اقتصادی و فناوری محدود کنیم، بلکه چند قطبی گری میتواند مبتنی بر ابعاد دیگری باشد
ما درباره مسیری پر چالش صحبت میکنیم که ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی، برخلاف هر تجربه ضد غربی تاریخ، با آن دست به گریبان بوده و سالی بدون تهدید، ارعاب، مجموعهای از محدودیتها در آزمایش، محاصره، تحریف و جنگهای مختلف چه در سطح بالا و چه پایین بر این کشور نگذشته است. با وجود این، قوام و آرمان های خود را حفظ کرده و به سمت ایجاد دوقطبی مطلوب مطابق با چشمانداز خود پیش رفته است؛ تا اینکه امروز به یکی از معدود قدرتهای مهم جهان معاصر، در کنار قدرتهای جهانی مانند آمریکا، چین و روسیه تبدیل شده است.
نکته اینجاست شما از کشوری در منطقه با پایگاه جغرافیایی مهم صحبت میکنید که به دهه پنجم انقلاب خود نزدیک میشود و همچنان مصمم، بلندپرواز و پویاست؛ نظامی که در حال ساختن الگوی دیپلماتیک، سیاسی، فکری، هنری، علمی، اجتماعی و نظامی مطلوب خود و به حمایت و پشتیبانی مردمی متکی است. شما ایران را همواره در حال پیشرفت، مقابله با چالش ها، دارای پشتکار، مانورپذیر، مقابله با تهدیدات، بازی در لبه پرتگاه، مبارزه با دشمن، جنگ، مذاکره، تحمیل شروط خود، حفظ انسجام ملی، پرتاب ماهوارههای خود به فضا، رقابت در پزشکی، مهندسی، علوم، فلسفه، ادبیات، هنر و سینما میبینید.
این متغیرهای مهم به جهان در ایجاد جایگاه ایران مقتدر درسهایی میدهد، نه اینکه آن را از قدرت ها گدایی کند. این کشور در حال ارائه سبکی است که در ساخت قدرت و خوداتکایی شایسته تأمل باشد و مطیع هیچ یک از قدرتهای بزرگ جهان نیست. به عبارت دیگر، میگوید میتوان قطبی را بر مبنای تعریف جدیدی از اجزا و عناصرش ساخت.
ایران می گوید، درست نیست نظام چند قطبی را به انحصار ابعاد نظامی، اقتصادی و فناوری محدود کنیم، بلکه چند قطبی گری میتواند مبتنی بر ابعاد دیگری باشد و این تا حد زیادی به درک نیازها، ترجیحات و مشکلاتی که بشر از آنها رنج میبرد و جست وجوی کسانی که به آنها پاسخ میدهند، مربوط میشود. این ایده صحیح، ساختار قدرت جهانی را در صورت فراهم شدن شرایط، بازسازی خواهد کرد.
از این نظر، جمهوری اسلامی در اجتناب از دام رکود و یکنواختی یا حل شدن در ساختارهای دیگر موفق بوده است. برخی کشورها سیاستها و نفوذ خود را بر مانور و بهرهبرداری از تضادهای دیگران بنا میکنند، در حالی که میتوان ایران را خالق فضا و گسترشدهنده آن دانست، نه پرکننده خلأ یا شرطبندی بر تضادهای خارجی. جمهوری اسلامی پرچمدار است و نه نفوذی ذیل پرچمهای دیگر.
از همان روز نخست انقلاب اسلامی، هدف ایران تولید گفتمانی متمایز، ابتدا در محیط منطقهای و سپس در محیط جهانی بود که با مردم و اشتیاق انسانی آنها برای کرامت، عدالت و برابری طنینانداز شود. دعوت به مقاومت کنش است، نه واکنش. مقاومت، آنطور که در زبان زمان ما فهمیده میشود، ساختاری فکری و اخلاقی کامل است که قدرت را با حق همسو میکند، نه حق را با قدرت. ایدئولوژی انقلاب اسلامی ریشه در حق، اراده، عزم، اعتماد به نفس و اعتماد مردم دارد.
انقلاب اسلامی، پیروزی بر شاه، عامل دست نشانده غرب و شریک رژیم صهیونیستی و در اصل، پیروزی بر آمریکا و صهیونیسم بود
ایران اینگونه توانست برای بسیاری در جهان جذابیت ایجاد کند و به انقلابی مبتنی بر اصلاح آرمان های گذشته تبدیل شود. انقلاب اسلامی در پی سرنگونی استبداد شاه به وسیله قدرت مردمی بود، در عین حال که همزمان آمریکا را به عنوان سردمدار استبداد به چالش میکشید.
جمههوری اسلامی در دنیای منطق جنگل نه با زور، بلکه با شجاعت راه خود را پیمود و در دنیای احساسات، با خرد همراه شد؛ در دنیای غرور، به فروتنی روی آورد؛ در دنیای صلح با زور، صلح مبتنی بر حق را به عنوان مسیر جایگزین برگزید؛ در دنیای تحقیر ملتها، برای افزایش مشارکت و حضورشان تلاش کرد؛ در دنیای انگیزههای مادی، انگیزههای اخلاقی و معنوی را بازتعریف کرد و در دنیای شتاب، صبر و پیشرفت تدریجی و پیوسته را برگزید.
انقلاب اسلامی به این ترتیب خود و گفتمانش را از غرب و بسیاری از جنبشها و کشورهای منطقه ای متمایز کرد. برای تحقق اهدافش مانند سایر برخی جریان ها سازش نکرد، بلکه از روز نخست به چالش پرداخت، مقابله کرد و به این ترتیب خلوص تجربه و شفافیتش تضمین شد. انقلاب اسلامی به دست «ماما»ی خارجی یا با کمک غرب متولد نشد، بلکه انقلابی بود که در رویارویی با یکی از مهمترین نظامها و دستگاههای امنیتی جهان (ساواک) بینظیر بود.
انقلاب اسلامی، پیروزی بر شاه، عامل دست نشانده غرب و شریک رژیم صهیونیستی و در اصل، پیروزی بر آمریکا و صهیونیسم بود. آمریکا و رژیم صهیونیستی امروز آشکارا از سرنگونی تجربه جمهوری اسلامی در ایران صحبت میکنند و سخت در تلاش برای این کار هستند، ولی تاکنون شکست خوردهاند و احتمالاً به طرز فجیعی شکست خواهند خورد، تنها به این دلیل که ارکان نظام جمهوری اسلامی ایران قوی و مستحکم، در حالی که پایهها و بستر اقدامات دشمنانش ضعیف است.