رمزگشایی فرامتن «دیپلماسی قایق توپدار»

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ روزهای اخیر شاهد اوج گیری تهدیدات دولت آمریکا و شخص دونالد ترامپ، رئیس جمهور این کشور علیه کشورمان بوده ایم. ترامپ به صراحت می گوید، ایران یا باید به شروط مد نظرش تن بدهد و به توافق با آمریکا دست یابد یا پذیرای تهدیدات و تجاوز احتمالی باشد. موضوعی که از سوی مقام های ارشد ایران به شدت رد شده است و تأکید کرده اند به مذاکره جز از موضع احترام و البته رعایت منافع ملی ایران اعتقادی ندارند و در عین حال، برای هر سناریویی با هدف مقابله با تجاوز علیه کشورمان آمادگی دارند و پاسخی که به متجاوز داده خواهد شد، سخت و کوبنده خواهد بود.
رئیس جمهور آمریکا خوب می داند هرگونه خطای محاسباتی درباره ایران می تواند تبعات مهلکی برایش داشته باشد
با وجود این، رئیس جمهور آمریکا فرمان اعزام ناو هواپیمابر جرالد فورد به عنوان بزرگترین ناو هواپیمابر آمریکایی به غرب آسیا و پیوستنش به ناو آبراهام لینکلن داد؛ اقدامی که با هدف تهدید مستقیم ایران انجام شده است و در ادامه روند افزایش تحرکات نظامی آمریکا در منطقه ارزیابی می شود. دولت آمریکا هر زمان سعی در تهدید کشوری دارد، اقدام به اعزام ناوهای خود به آب های پیرامونی آن می کند و بر پایه همین رویکرد، سعی در تحمیل اصول مطلوب خود به دیگر کشورها داشته است. موضوعی که در عرصه روابط بین الملل به «دیپلماسی قایق توپدار» مشهور است.
دست کم به سه دلیل عمده نباید تهدیدات آمریکا را از مبداء دریا علیه ایران جدی گرفت:
نخست، اینکه ناوهای آمریکایی فاصله قابل توجهی از آب های ایران دارند، این موضوع تعمدی و کشورمان یکی از قدرتهای برتر دریایی غرب آسیاست. واشنگتن نمی خواهد وارد جنگ دریایی تمام عیار با ایران شود و در پشت پرده شاخ و شانه کشیدن های آمریکا برای ایران از محیط دریا، هراس جدی آن از نبرد با کشورمان مشهود است.
در چنین فضایی رئیس جمهور آمریکا و کلیت حکمرانی این کشور خوب می دانند هرگونه خطای محاسباتی درباره ایران می تواند تبعات مهلکی برایشان داشته باشد. اهمیت این موضوع زمانی بیش از پیش درک می شود که توجه داشته باشیم مقام معظم رهبری در موضع گیری اخیرشان هشدار دادند پاسخ ایران به هرگونه تجاوز جدید آمریکایی ها جنگ فراگیر و گسترده منطقهای خواهد بود. آمریکا با حضور ناوهایش سعی دارد به زعم خود ضربه محدود به ایران بزند، اما تأکید مقام های ایرانی بر گسترده بودن واکنش کشورمان، تا حد زیادی محاسبات واشنگتن را با اختلال مواجه کرده است.
دوم، اینکه ترامپ به هیچ وجه بنا ندارد وارد درگیری فراگیر با ایران شود. پیش تر آمریکاییها حتی از پسِ انصارالله و توانمندی هایش در حراست از کیان ملی یمن برنیامده بودند و مجبور به عقبنشینی شدند؛ حال درباره ایران به عنوان قدرت مهم منطقه ای، کار آنها به مراتب سخت تر است. ترامپ به دنبال نمایش است و از این رهگذر سعی دارد دستورکارهای مطلوب خود را به زیان کشورمان محقق کند.
مشکل اصلی ترامپ این است که دستش برای ایران رو شده و البته که دست های پُر ایران در تحمیل هزینه به هرگونه دشمن متجاوزی، عملاً ترامپ را در نقطه تردیدِ حداکثری قرار داده است. وی خوب میداند قمار بزرگ علیه ایران آن هم در آستانه برگزاری انتخابات میاندوره ای کنگره آمریکا می تواند تبعات مهلکی را برای وی و حزب جمهوریخواه داشته باشد.
سوم، اینکه ایران از جغرافیای عظیمی سود می برد. همین موضوع سبب می شود کشورمان بتواند هرگونه حمله ای علیه مراکز راهبردی یا سایر نقاط را هضم و خودش را آماده نشان دادن واکنش قدرتمندانه کند. آنچه واضح است، اینکه آمریکا و رژیم صهیونیستی از مزیت اقدام ناگهانی و غافلگیرکننده علیه ایران برخوردار نیستند و دلیل آن هم آماده باش کامل نظامی و امنیتی ایران است. در این فضا، توان وارد کردن ضربه متقابل از سوی کشورمان به نحو قابل توجهی افزایش می یابد. همین موضوع کابوس جدی برای ترامپیست هاست، کما اینکه اگر چنین نبود، آنها هیچگاه وارد مذاکره با ایران نمی شدند.