وزیر خارجه آمریکا: برای دستیابی به توافقی موفقیت‌آمیز با ایران تلاش می‌کنیم بغداد: اجازه نمی‌دهیم از خاک عراق برای حمله به ایران استفاده شود پیام پوتین به پزشکیان: روسیه از تلاش‌های ایران برای صیانت از منافع مشروع خود و تأمین امنیت کشور در شرایط بغرنج کنونی حمایت می‌کند اعلام آمادگی ژنو برای برگزاری گفت‌و‌گو‌های تهران-واشنگتن سخنگوی وزارت خارجه: اعمال فشار اقتصادی و تحمیل رنج بر مردم ایران، جنایت علیه بشریت است عراق: نتایج مذاکرات ایران و آمریکا می‌تواند به نفع کل منطقه باشد نعیم قاسم در پاسخ به نامه ولایتی: مقاومت لبنان با وجود خسارات سنگین، هدف دشمن را ناکام گذاشت نخست‌وزیر مجارستان: اروپا تا سال ۲۰۳۰ با روسیه وارد جنگ می‌شود واکنش سفارت روسیه به ادعای انگلیس درباره نحوه مرگ ناوالنی عراقچی: کنفرانس امنیتی مونیخ در موضوع ایران به «سیرک مونیخ» تبدیل شده ماچادو در کنفرانس مونیخ: از حمله آمریکا به ونزوئلا سپاسگزاریم! اسرائیل هیوم: نتانیاهو فردا نشستی امنیتی درباره ایران برگزار می‌کند دیپلماسی در خطر؛ آماده‌سازی نظامی آمریکا تنش‌ها با ایران را افزایش داد ایران به آمریکا باج نمی‌دهد/شیطنت‌های واشنگتن بر کسی پوشیده نیست آمریکا از صدور مجوز برای همکاری‌های ایران با ونزوئلا در حوزه انرژی سرباز زد
یادداشت احمد الدرزی، تحلیلگر سوری؛

مشارکت راهبردی سه‌جانبه در غرب آسیا

اتحاد سه‌جانبه ایران، چین و روسیه موازنه قدرت را در غرب آسیا به شکلی بی‌سابقه تغییر می‌دهد. این اتحاد نه تنها قابلیت‌های بازدارندگی ایران را تقویت و پیامدهای گزینه نظامی آمریکا را پیچیده‌تر می‌کند، بلکه خنثی کننده توان امنیتی رژیم صهیونیستی است.
احمد الدرزی؛ تحلیلگر سوری
تاریخ انتشار: ۱۸:۲۷ - ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 February 15
کد خبر: ۳۰۱۷۰۲

مشارکت راهبردی سه‌جانبه در غرب آسیا

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ رویارویی ایران و آمریکا (و در پس آن رژیم صهیونیستی) پس از استیصال و عقب‌نشینی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا از حمله نظامی برنامه‌ریزی‌شده و روی آوردن به مسیر دیپلماتیک، شاهد تحولات چشمگیری بوده است.

هدف این مسیر، حل بن‌بست جهانی ای است که تهدید به جنگی با پیامدهای پیش‌بینی‌نشده و فاجعه‌بار می‌کند. نکته قابل توجه تن دادن آمریکا به شروط ایران در زمینه محل مذاکرات و محدود کردن بحث به «میزان غنی‌سازی هسته‌ای زیر صفر» است، در حالی که سه شرط رژیم صهیونیستی (غنی‌سازی صفر، موشک‌های بالستیک و نفوذ منطقه‌ای) را با وجود فشارهای زیاد بر تصمیم‌گیرندگان در واشنگتن، حذف می‌کند.

سه طرف عمداً از اعلام رسمی مفاد توافق‌نامه خودداری کردند و سیاست «بازدارندگی راهبردی به وسیله ابهام» را در پیش گرفتند

پیدایش اتحاد سه‌گانه

دلایل متعددی وجود دارد که باعث شد واشنگتن از گزینه جنگ و فروپاشی کامل نظام جمهوری اسلامی ایران عقب‌نشینی کند. فشار قابل توجه اعمال شده به وسیله 9 کشور منطقه‌ای و اسلامی به ویژه عربستان، ترکیه، قطر، مصر، پاکستان و اندونزی احتمالاً در این تغییر نقش داشته است.

اما مهم‌ترین نشانه، به تعویق افتادن رزمایش دریایی مشترک ایران، روسیه و چین در خلیج عمان از اواخر ژانویه به پایان فوریه بود. این تعویق نشان دهنده حرکتی آشکار به سوی مشارکت راهبردی سه‌جانبه است که پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران تدوین و امضای نهایی آن به طور غیررسمی ۲۹ ژانویه فاش شد.

«توافقنامه مشارکت راهبردی جامع» بین سه کشور، از دیدگاه غرب نشان‌دهنده تغییر ژئوپلیتیکی چشمگیری است که به رابطه ای رو به رشد منجر می‌شود. با وجود این، جنگ تحمیلی اخیر این تحول را تسریع کرد، زیرا مسکو و پکن متوجه شدند به وسیله حملات به زیرساخت‌های حیاتی پروژه‌هایشان (ابتکار کمربند و جاده چین و کریدور حمل و نقل بین‌المللی شمال-جنوب روسیه) هدف قرار گرفته‌اند. در نتیجه، ایران از نظر این دو متحد، به آخرین حائل ژئوپلیتیکی در برابر قدرت‌های غربی تبدیل شد، پیش از آنکه آنها بتوانند به قلب سرزمینشان نفوذ کنند.

شروط توافق و راهبرد «ابهام»

سه طرف عمداً از اعلام رسمی مفاد توافق‌نامه خودداری کردند و سیاست «بازدارندگی راهبردی به وسیله ابهام» را در پیش گرفتند. این سیاست به دلیل اطمینان خاطر نداشتن قدرت‌های غربی، ارزیابی قابلیت‌های بازدارنده و محدودیت‌هایشان را دشوار می‌کند و در نتیجه اثربخشی آنها را افزایش می‌دهد.

اما ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود. افشای حساب‌شده‌ مفاد توافق‌نامه در چارچوب هماهنگی سیاسی بین سه کشور انجام خواهد شد و به عنوان ابزاری در مبارزه‌ دیرینه‌ آنها علیه نظم غربی عمل خواهد کرد. هدف، وادار کردن غرب به پذیرش واقعیت بین‌المللی نظم چندقطبی جدید و استفاده از این رویکرد تدریجی در مذاکرات به وسیله نیروی نظامی، اقتصاد و دیپلماسی است.

مفاد این اتحاد امکان دارد با ماده ۵ ناتو (که اعضا را به دفاع جمعی ملزم می‌کند) یکسان نباشد. تجربه روسیه در اوکراین توانایی اش را در دفاع از خود با حمایت متحدانش نشان داد و تجربه اخیر ایران نیز ظرفیت آن را برای مقابله مستقل با چالش‌ها، با وجود برخی آسیب‌پذیری‌های دفاعی ثابت کرد. بنابراین، ایران به چیزی بیش از کمک شرکای خود در رفع شکاف‌ها به وسیله پشتیبانی فنی و نظامی خاص نیاز ندارد.

پیامدها برای غرب آسیا و جهان

غرب آسیا به دلیل موقعیت راهبردی خود در قلب جهان، همواره منطقه‌ای محوری در تاریخ و جغرافیا بوده است. پس از عملیات «طوفان الاقصی»، تل‌آویو و واشنگتن احساس کردند کنترل این منطقه گامی حیاتی برای مهار ظهور چین و روسیه به وسیله تضعیف ایران است.

پس از شکست طرح آمریکایی-صهیونیستی در جنگ تحمیلی اخیر و متعاقب آن تقویت گسترده نظامی آمریکا، پیام سه‌جانبه موازنه قدرت را احیا می‌کند. شکست در سرنگونی نظام ایران به وسیله تلاش‌های مشترک این سه قدرت، بر مبنای درک از پیش موجود از طرح خصمانه حاصل شد.

پس از عملیات «طوفان الاقصی»، تل‌آویو و واشنگتن احساس کردند کنترل این منطقه گامی حیاتی برای مهار ظهور چین و روسیه به وسیله تضعیف ایران است

سیاستمداران صهیونیست بیش از همه از خطر این اتحاد آگاهند و نگران شکست حمله نظامی و احتمال این هستند که تهران از مذاکرات با دست برتر بیرون آید و در نتیجه سیاست‌های غرب را برای منزوی کردن ایران تضعیف کند. حضور دو عضو دائم شورای امنیت در اتحاد سه جانبه پروژه هژمونی یکجانبه رژیم صهیونیستی را در منطقه تضعیف می‌کند و باعث می شود تصمیماتشان نتواند تحت تأثیر لابی‌های صهیونیستی قرار گیرد.

این تأثیر محدود به واشنگتن و تل‌آویو نیست؛ بلکه به کشورهایی مانند ترکیه، مصر و عربستان نیز گسترش می‌یابد. این کشورها درک می‌کنند خطرات نفوذ فزاینده رژیم صهیونیستی بر تصمیم‌گیری‌های آمریکا (همانطور که رسوایی‌هایی مانند ماجرای اپستین آشکار کرد) به همین جا ختم نمی‌شود، بلکه به تدریج آنها را نیز هدف قرار خواهد داد. با وجود پیوندهایشان با نظام غربی، آنها بهای سنگینی می‌پردازند و تغییر فعلی را فرصتی برای گسترش حوزه استقلال خود می‌دانند.

بزرگترین بازنده بین‌المللی می‌تواند اتحادیه اروپا باشد که پس از به حاشیه رانده شدن قبلی، نفوذ باقی‌مانده خود در منطقه را نیز از دست خواهد داد. اتحادیه اروپا، به ویژه پس از شکست در حفظ برجام روی سرمایه‌گذاری‌های عظیم در ایران حساب کرده بود. جایگزین آن می‌تواند سرمایه‌گذاری‌های آمریکا در بخش‌های نفت و گاز ایران، با هماهنگی چین و روسیه به عنوان بخشی از مصالحه موقت باشد که در انتظار فرسایش داخلی و خارجی بیشتر امپراتوری آمریکاست.

خلاصه اینکه، این سیاست/مبارزه به برهم زدن توازن قوای منطقه‌ای ختم نخواهد شد. همگرایی سه قدرت نظامی نوظهور، مبتنی بر قابلیت‌های عظیم و یکپارچه اقتصادی، فناوری و انرژی ناگزیر به بازسازی ریشه ای نظام بین‌الملل و نهادهای آن منجر خواهد شد.

این اتحاد سه‌جانبه، موازنه قدرت در غرب آسیا را به شکلی بی‌سابقه تغییر می‌دهد و نه تنها قابلیت‌های بازدارندگی ایران را تقویت و گزینه نظامی آمریکا را پیچیده‌تر می‌کند، بلکه توان امنیتی رژیم صهیونیستی را نیز تهدید و متحدان منطقه‌ای آمریکا را مجبور به محاسبات پیچیده‌تری می‌کند.

ارسال نظر