
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ به نظر می آید دوران صبر راهبردی ایران به پایان خود نزدیک میشود. ایران که تاکنون مقابله با خطرات فزاینده را در خویشتنداری میدید، اکنون آماده است تا در تضاد مستقیم با سیاستهای گذشته عمل کند. شورای دفاع ملی ایران در اعلامیه ای بیسابقه، حق حملات پیشگیرانه را بر مبنای آنچه «نشانههای عینی تهدید» خواند، برای خود محفوظ عنوان کرد. این صرفاً لفاظی نیست؛ آنچه در میان سطور فشرده بیانیه که با آیه ای از قرآن پایان یافت، نهفته است، از تغییر ساختاری واقعی بازدارندگی و پاسخگویی به آنچه تهران آن را «بازدارندگی فعال و غیرقابل پیشبینی» توصیف میکند، خبر می دهد. پیامد آن واضح است؛ ایران اکنون امکان دارد معتقد باشد هزینههای انتظار بیشتر از خطرات اقدام اولیه است.
این تغییر در بحبوحه فشارهای همگرا در جبهه داخلی رخ میدهد، جایی که وضعیت به دلیل اعتراضات روزهای اخیر همچنان ناپایدار است
بخشی از این لحن صریح است. در حالی که بیانیه تأکید میکند امنیت ایران «خط قرمزی غیرقابل عبور است» میافزاید، «در چارچوب دفاع مشروع، جمهوری اسلامی ایران خود را محدود به واکنش پس از اقدام نمیداند و نشانههای عینی تهدید را بخشی از معادله امنیتی تلقی میکند». این عبارات عمداً مبهم و نامشخص رها شدهاند و احتمالاً شامل ارزیابیهای اطلاعاتی، تحرکات نظامی، فعالیت سایبری یا حتی لفاظیهای سیاسی میشوند. در واقع، واکنش پیشگیرانه به عنوان ضرورت دفاعی به تصویر کشیده میشود. کارشناسان حقوقی که این تغییر دفاعی را تأیید میکنند، به سرعت به قوانین بینالمللی و منشور ملل متحد استناد میکنند که تهدید یا استفاده از زور را ممنوع میکند که بخش جداییناپذیر پیام تهران است.
مقام های ایرانی و تحلیلگران روابط بین الملل این تغییر را عامل بازدارنده تدریجی و هشداری برای دشمنان، به ویژه اسرائیل میدانند که ایران توانایی تحمیل هزینههای قابل توجه و چندوجهی را حفظ کرده است. این بیانیه تأکید میکند، هرگونه درگیری در آینده «چندلایه، غیرقابل پیشبینی و خارج از الگوهای قبلی» خواهد بود و این پیام را تقویت میکند که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران از نظر راهبردی بیفایده خواهد بود.
این تغییر در بحبوحه فشارهای همگرا در جبهه داخلی رخ میدهد، جایی که وضعیت به دلیل اعتراضات روزهای اخیر همچنان ناپایدار است. این بیانیه به «دشمنان دیرینه» که نامشان عنوان نشده و به طور گسترده به معنای اسرائیل و ایالات متحده است و نیز «روایت محاصره» که مدتهاست درک ایران را از تهدیدها شکل داده است، می پردازد. با وجود این، هنگامی که فشارهای داخلی و خارجی با هم تلاقی میکنند، منطق تثبیتشده بازدارندگی میتواند به سمت خطرپذیری متمایل شود.
این تحول ساختاری بدون پیش زمینه رخ نداده و محصول پیشینه ای خطرناک است که به تازگی ایجاد شد؛ تغییر برگشتناپذیر از «جنگ در سایه» به «تبادل آتش مستقیم بین ایران و اسرائیل» که در آن دو سال گذشته مجموعهای از درگیریها بین دو طرف رخ داده است و در مجموع کشتیهای تجاری، افسران نظامی و تأسیسات دیپلماتیک هدف قرار گرفته اند و به دورهای بیسابقه از رویارویی آشکار منجر شده است.
اکنون به نظر می آید محاسبات تهران بر مبنای واقعیت جدید رویارویی آشکار و نیازمند دکترین جدید و مؤکد برای مدیریت خطرات است. بنابراین، این اعلامیه تلاشی برای تدوین رسمی خطوط قرمز، علاوه بر خطوط قرمزی است که بارها به طور خشونتآمیز از سوی دشمنان ایران نقض شدهاند.
این دکترین با دستگیریها و اعدامها به اتهام جاسوسی در ماههای اخیر همسوست. این دکترین علاوه بر اینکه مرتب ناآرامیهای داخلی را به اسرائیل و سایر دشمنان مرتبط میکند، تهدیدات وجودی از خارج را به بیثباتی در داخل کشور مرتبط میداند. اکنون، با گسترش این ارتباط به دکترین نظامی، ایران امکان دارد امیدوار باشد حمایت عمومی را علیه دشمن مشترک جلب کند.
بنابراین، جامعه بینالمللی باید فراتر از چارچوبهای کلامی و زبان حقوقی حرکت کند. ایران صرفاً هشدار جدیدی صادر نمیکند؛ بلکه آشکارا در حال بازنگری قوانین تعامل خود در زمینه استفاده از قدرت است. چه این رویکرد نشاندهنده اعتماد به نفس باشد و چه منبع نگرانی، نتیجه یکسان است؛ وضعیت امنیتی منطقه بیثباتتر خواهد شد. خطر اصلی دیگر صرفاً نحوه واکنش ایران به حمله نیست. اکنون این احتمال وجود دارد تهران بر مبنای تفسیر خود از سیگنالی مبهم، خصومتها را آغاز کند.
همچنین اشتباه است که این اعلامیه را صرفاً تبلیغات ایران بدانیم. این نشان دهنده تغییر محاسبات هزینه-فایده ایران است. بدون کانالهای دیپلماتیک معتبر و خطوط ارتباطی واضحتر، دکترین نظامی جدید ایران تنها وضعیت بیثبات منطقه را افزایش خواهد داد.