دیپلماسی در خطر؛ آماده‌سازی نظامی آمریکا تنش‌ها با ایران را افزایش داد ایران به آمریکا باج نمی‌دهد/شیطنت‌های واشنگتن بر کسی پوشیده نیست آمریکا از صدور مجوز برای همکاری‌های ایران با ونزوئلا در حوزه انرژی سرباز زد گروسی: ایران حق داشتن توانمندی هسته‌ای صلح آمیز را دارد پادشاه عربستان ۱۳ مقام سعودی را برکنار کرد وزیر خارجه آمریکا: جهان قدیم به پایان رسیده است پسکوف: دور بعدی مذاکرات درباره اوکراین هفته آینده برگزار می‌شود عراقچی همتای بحرینی را در جریان مذاکرات هسته‌ای قرار داد هشدار سفارت ایران نسبت به اقدامات غیرقانونی برخی از وکلا در ارمنستان خروج نیروهای سنتکام از پایگاه التنف ترامپ: آمریکا باید با ایران به توافق برسد رسوایی اپستین همچنان در انگلیس قربانی می‌گیرد، یک مقام دیگر استعفا کرد پایگاه نظامی التنف به سوریه واگذار شد رودریگز: مادورو همچنان رئیس‌جمهور قانونی ونزوئلا است پرونده اپستین؛ آینه‌ای که حقیقت «حاکمیت قانون» آمریکا را انعکاس می‌دهد
یادداشت وسام اسماعیل، پژوهشگر لبنانی؛

کنفرانس امنیتی مونیخ در آستانه ناکارآمدی

واقعیت بین‌المللی‌ای که به وسیله آمریکا شکل گرفته است، دیگر نمی‌تواند در چارچوب دیدگاه جمعی بررسی شود و اتحادیه اروپا با چنان تردیدی به آن نزدیک می‌شود که آینده روابط امنیتی با واشنگتن را برای بحث روی میز قرار می‌دهد.
وسام اسماعیل؛ پژوهشگر لبنانی
تاریخ انتشار: ۱۳:۳۶ - ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 February 14
کد خبر: ۳۰۱۷۰۷

کنفرانس امنیتی مونیخ در آستانه ناکارآمدی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ از زمان نخستین جلسه کنفرانس امنیتی مونیخ در سال ۱۹۶۳ میلادی، اهداف اصلی این کنفرانس بر لزوم تقویت روابط بین دو سوی اقیانوس اطلس به منظور هماهنگی مواضع سیاسی و نظامی غرب برای مقابله با اتحاد جماهیر شوروی و ایجاد اعتماد مطلق بین رهبران محور غرب متمرکز بوده است.

مطالعه عمیق‌تر این چالش‌ها ارتباط آنها را به نحوی با سیاست‌های آمریکا در جهان آشکار می‌کند. این ارتباط فراتر از رویکرد «اول آمریکا» است

اگر این کنفرانس از بدو تأسیس هدفش هماهنگی تلاش‌های لازم برای مقابله با اتحاد جماهیر شوروی بود، سقوط آن به این باور منجر نشد که نیاز به این کنفرانس به عنوان چارچوب نهادی از بین رفته است، بلکه کارهایی برای اصلاح وظایف انجام شد تا در وهله نخست، اهدافش از جلوگیری از نزاع اتمی با اتحاد جماهیر شوروی به تلاش برای گسترش چتر امنیتی غرب با دعوت از کشورهای بلوک شرق سابق برای پیوستن به آن و نیز از تمرکز بر ایده جنگ تمام عیار با اتحاد جماهیر شوروی به تمرکز بر بحران‌های منطقه‌ای تغییر یابد.

اگر بتوان درباره موضوعاتی که این کنفرانس از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تا به امروز سعی در پرداختن به آنها داشته است صحبت کرد، می‌توان گفت تا کنفرانس ۲۰۲۲ میلادی پیرامون مجموعه‌ای از اهداف می‌چرخیدند که نشان از نوعی اجماع راهبردی میان قدرت‌های غربی داشت.

جست وجوی نظم نوین جهانی به وسیله گسترش ناتو، مبارزه با تروریسم و ​​پرداختن به مشکل اختلاف نظر بر سر اشغال عراق، علاوه بر بحران «بهار عربی»، بحران کریمه، ظهور چین و مقابله با پیامدهای عملیات نظامی روسیه، همگی در چارچوب تلاش برای تضمین برتری و حفظ هژمونی غرب قرار می‌گرفتند. 

با وجود این، گزارش کنفرانس امسال رویکرد متفاوتی نسبت به آنچه پیش تر بیان شد اتخاذ کرد، زیرا بر تهدیداتی از نوع متفاوت، به ویژه تغییر نقش آمریکا و مواجهه با چالش‌هایی مانند خطر حملات سایبری، مهاجرت گسترده، روسیه و آنچه آنها خطر «تروریسم مذهبی» می‌نامند تمرکز داشت.

مطالعه عمیق‌تر این چالش‌ها ارتباط آنها را به نحوی با سیاست‌های آمریکا در جهان آشکار می‌کند. این ارتباط فراتر از رویکرد «اول آمریکا» است و سیاست‌های مداخله‌گرایانه آمریکا را که مفهوم حاکمیت و قواعد حقوق بین‌الملل را نادیده می‌گیرند، دربر می‌گیرد. روایت غرب از روابط بین‌الملل که بر حاکمیت حقوق بین‌الملل به وسیله تقویت سازمان ملل متحد و دفاع از معاهدات چندجانبه استوار است، همراه با پذیرش استقلال راهبردی، چندقطبی بودن و مفهوم قدرت نرم به عنوان وسیله‌ای برای دستیابی به توسعه اقتصادی که ثبات و دیپلماسی پیشگیرانه را تضمین می‌کند، در تضاد کامل با تمایلات مداخله‌گرایانه آمریکایی مبتنی بر قدرت سخت و عاری از هرگونه تعهد به ثبات، صلح و امنیت بین‌المللی قرار دارد. 

بنابراین، این تضاد در رابطه با امنیت منطقه‌ای اروپا، چه از نظر همسایگی نزدیک در اوکراین، چه از نظر منطقه غرب آسیا، و چه از نظر توافق بین خود کشورهای اتحادیه اروپا، آشکار خواهد شد.

آمریکا در رویکرد خود به بحران اوکراین، یکجانبه‌گرایانه و افراطی عمل کرده که باعث ایجاد اختلاف بین کشورهای اتحادیه اروپا شده است؛ در حالی که کشورهای غربی خود را ملزم به تحریم و مبارزه با روسیه کرده اند. اگر این رفتار آمریکا در رویکرد به موضوعات غرب آسیا سنجیده شود، مشخص خواهد شد این کشور چقدر در ارزیابی جهت‌گیری‌هایش منحصر به فرد است و چقدر الزامات امنیت اروپا را نادیده می‌گیرد. تأثیر رفتار آمریکا در موضوع فلسطین، راه‌حل دو دولتی و در مواجهه با جمهوری اسلامی روشن خواهد کرد سیاست تجزیه از نظر تغذیه گروه‌های آشوبگر و تأمین محیط مناسب برای فعال شدن و توانایی آنها در تهدید امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی به چه معناست.

واقعیت بین‌المللی ای که به وسیله آمریکا ایجاد شده است و این کشور دائم بر تقویت آن اصرار دارد، دیگر نمی‌تواند در چارچوب دیدگاهی جمعی بررسی شود. اتحادیه اروپا و در پشت سر آن، بنیانگذاران و سازمان‌دهندگان کنفرانس مونیخ به گونه‌ای با آن برخورد می‌کنند که حاوی چنان تردیدی است که آینده روابط امنیتی و سیاسی با آمریکا را برای بررسی روی میز قرار می‌دهند.

منطقی است که بگوییم سوءظن رقبای بین‌المللی و کسانی که سیاست‌های آمریکا را رد می‌کنند، خود را در موضعی خصمانه نسبت به اتحادیه اروپا نشان خواهد داد، که ناشی از این اعتقاد ریشه‌دار است که اروپا، در واقعیت فعلی خود، چیزی بیش از یک پایگاه پیشرفته آمریکایی نیست که برای برنامه‌ریزی، پشتیبانی و اجرای برنامه‌های آمریکایی استفاده می‌شود.

بنابراین، می‌توان استدلال کرد تصمیم جسورانه اروپا برای جدایی از مسیر آمریکا می‌تواند آن را از خطرات ناشی از پیامدهای طبیعی هرگونه تجاوز یا نقض منافع و اصول حاکمیتی این رقبا یا مخالفان مصون نگه دارد. طبیعتاً، برخی امکان دارد استدلال کنند اروپا فاقد شجاعت یا توانایی اتخاذ چنین تصمیمی است. آنچه واضح است، اینکه هدف نهایی اتحادیه اروپا که می‌توان آن را به عنوان دستیابی به استقلال امنیتی و سیاسی و گذار از وابستگی یا سرسپردگی به آمریکا به مرحله‌ای از استقلال حاکمیتی تعریف کرد، باید انگیزشی و تعیین‌کننده‌ باشد.

تصمیم جسورانه اروپا برای جدایی از مسیر آمریکا می‌تواند آن را از خطرات ناشی از پیامدهای طبیعی هرگونه تجاوز یا نقض منافع و اصول حاکمیتی رقبا یا مخالفان مصون نگه دارد

دیگر منطقی نیست امنیت اروپا را صرفاً از دریچه ناتو تعریف کنیم. واقعیت کنونی مستلزم رویکردی انعطاف‌پذیر مبتنی بر روابط متعادل با همه طرف‌ها و به معنای کنار گذاشتن رویکرد تقابلی مرتبط با آمریکاست. در این زمینه، برخی امکان دارد استدلال کنند ارزیابی مجدد سکوی مونیخ به عنوان بستر مرکزی باید در چارچوبی نمادین باقی بماند که به طور نامحسوس با هدف بازگرداندن نوعی تعادل با آمریکا بدون تأثیر بر هسته اصلی روابط تاریخی بین دو سوی اقیانوس اطلس انجام می‌شود.

می‌توان گفت، این گام در مواجهه با متحدان آمریکا که در دوره ریاست جمهوری ترامپ از هرگونه تعهد امنیتی، سیاسی یا اخلاقی رها شده اند، اگر در چارچوب رسانه‌ای رسمی باقی بماند، نمی‌تواند موفق باشد، زیرا انگیزه‌ها برای اتحادیه اروپا در حال افزایش است تا گامی اتخاذ کند که نشان دهنده آگاهی کشورهای اروپایی از لزوم تغییر جایگاه خود در معادلات راهبردی بین المللی جدید باشد؛ به گونه‌ای که آنها بتوانند به شدت با شرایط جدید بین‌المللی که دیگر نمی‌توان آن را در حاکمیت یکجانبه‌گرایی آمریکا تعریف کرد، تعامل کنند.

بنابراین، به جای بررسی چگونگی ترغیب آمریکا به بازنگری در روابط خود با اروپا، از آنجایی که کنار گذاشتن ایده «اول آمریکا» با توجه به معنای آن از نظر امکان کنار گذاشتن یا قربانی کردن اروپا ناممکن شده است، باید به بررسی امکان حفظ شکل فعلی روابط بین اروپا و آمریکا با توجه به معنای این تحقیق به عنوان گامی مقدماتی برای بحث در زمینه امکان باقی ماندن کنفرانس مونیخ به شکل فعلی آن به عنوان بستری اساسی برای بررسی موضوعات امنیتی بین اروپا و آمریکا پرداخت. 

ارسال نظر
آخرین اخبار